آیا ما را در این سفر همراهی می کنید!؟

خسته شدیم، بسکه تو این مدت (بیش از رُبع قرن ناچیز ) تو سر و مغز هم زدیم، و هی از طریق رادیو و تلویزیون، تلفن، پالتاک و سایت، وبلاگ، مصاحبه، درد دل و گفتگو کردیم و در باره صحت و سُقم ِ مبارزات مردم مون و شیوه مبارزه شان نظر دادیم!

خسته شدیم، بسکه تو این مدت (بیش از رُبع قرن ناچیز ) تو سر و مغز هم زدیم، و هی از طریق رادیو و تلویزیون، تلفن، پالتاک و سایت، وبلاگ، مصاحبه، درد دل و گفتگو کردیم و در باره صحت و سُقم ِ مبارزات مردم مون و شیوه مبارزه شان نظر دادیم!

 فکر کنید ، نه، فکرکردن هم ندارد! ما تعدادی زن و مرد مبارز، انقلابی و آزادیخواه، با افکاری متفاوت ازهم، در اینورجوی آب هستیم.

 بعداز 30 سال که از عُمرحکومت جمهوری اسلامی در ایران می گذرد دورهم جمع شده و تصمیم می گیریم که برای مبارزه بار سفر را به بندیم !!!

 خوشبختانه همه صحیح و سالم به طُرق مختلف واردکشورمون می شویم.

 حال می خواهیم تاکیتک و شیوه مبارزه خود را علیه رژیم، تعیین کنیم!

 1- با وجود کوله باری از تجربه 30 ساله ( حال کمی بیشتر یا کمتر ) و شناخت از شرایط سیاسی، احتماعی و اقتصادی جامعه مان، باز هم سعی در شناخت بیشتر جامعه و روانشناسی توده ها و تجزیه وتحلیل آن می کنیم .

 2- چون در این مدت طولانی از روحیات مردم و شرایط میهنمان به خوبی آگاهیم و ماهیت رژیم هم را خوب می شناسیم و بطور کُلی شرایط جامعه برایمان ملموس است، معتقدیم با وجود شرایط دیکتاتوری و جو خفقان حزب الهی هم،می شود با توده های مردم تماس برقرار کرده و آنها را سازماندهی نمود!

 3- چون در این مدت طولانی از روحیات مردم و شرایط میهنمان به خوبی آگاهیم و ماهیت رژیم هم راخوب می شناسیم و به طور کُلی شرایط جامعه برایمان ملموس است،معتقدیم در این شرایط دیکتاتوری وجو خفقان فاشیستی نمی شود با توده های مردم ازجمله،زنان مُعلمان، کارگران،دانشجویان و...تماس برقرار کرد و آگاهی لازم را به آنها داد! از این رو برای جلب اعتماد مردم و شکستن جو خفقان باید برای مبارزه رو در رو، دست به کار شد!

 4- ما کاری نمی توانیم به کنیم ، چرا که معتقدیم در بهترین حالتش ، همان اندازه که ما

 می دانیم، زنان، دانشجویان، مُعلمان و کارگران ما کمتر از ما نمی دانند. بنابراین آنها نه حاضرند به ما گوش دهند و نه خواست آن را دارند که به جنبش ما به پیوندد .

 5- ما قادر نیستیم این رژیم را سرنگون کنیم، مگر اینکه قدرت خارجی به ما کمک کند.

 6- ما کاری نمی توانیم بکنیم، در بهترین حالتش، به دنبال توده ها می رویم، یعنی هرجا که توده ها، خود جوش علیه حکومت، تظاهراتی کنند ماهم در آن شرکت می کنیم.

 7- بعد از مدتی به این نتیجه می رسیم که ما کجا! مردم کحا، بهتر است بار و بُنه خود را ببندیم و به محل واقعی سکونت خود برگردیم.

 8 - با همه سختی ها از جمله زندان، شکنجه و ... آنجا می مونیم! وبه اشکال مختلف، علیه نظام، مبارزه می کنیم !

 شاید راه دیگری هست که ما نمی دانیم، راستی تا به اینجاش، شما جزو کدام گروه هستید !؟

 در ضمن برای جواب ندادن، هیچ راه فراری نمی تونید پیدا کنید، امتحان کُنید!

 لطفأ در صورت تمایل، پیشنهاد این سفر را برای همه، از چپ، راست، متوسط، سوپر انقلابی، پاک و نجس، دوست،رفیق نا رفیق، کمونیست، آزادیخواه و ...بفرستید! (روز " قیامت" همه گناه اش را به گردنم می گیرم!!!)

 آمدن و یا نیامدن به این سفر را می توانید به هر شکلی که دوست دارید و یا اینکه با هرنامی که علاقمندید،و باز هم اینکه هر طورکه مایلید،مرا مورد لُطف و مهر خود قرار دهید! مُهم نیست ولی ترا به هر کسی که دوست دارید،درهرتلویزیونی، رادیویی،سایتی وبلاگی، پالتاکی و یا... نظرتان را در مورد این سفر بدهید، چرا که فرصت کم است!

 مُنتظر هم نشوید که به بینید دوست،رفیق و یا فلانی به این سفر میرود یا نه! تلفن هم به او نزنید، که به بینید جوابش چیست!! ( راستی اگر بهت زنگ زد بهش چیزی نگو !)

 خوب،جواب ندهید،اصلأ این نوشته را سانسورش کُنید،ولی جواب خودتان راکه نمی تونید در مغزتان، سانسور کُنید، این را باور کُنید .

 خودم اولین نفرهستم که پاسخ می دهم تاخیالتان راحت باشد!کمی تحمُل داشته باشید، جواب من را در آخر این مقاله می بینید!

 مثل اینکه دومی و سومی ... هم جواب دادند! خوب ببینیم، چه می گویند!؟

 2- جوابی نیست! سفید، سفید است! ای وای، چقدر جواب سفید آمده است!

 3- فلان، فلان شده، مگر تو کار و زندگی نداری !؟

 4- نمی دانم مخاطبین این نوشته، کی ها هستند!؟ در هرحال فکر نکنم به جوانان دوران قیام که اکنون، نیمچه پیرزن و پیرمرد (با عرض پوزش از آنان) هستند، ربطی داشته باشد.

 5- بابا، مثل اینکه تو رو زمین زندگی نمی کُنی!؟ خودمونیم، خیلی پرتی!؟

 6- از همین جا هم می شود مبارزه کرد! ( احتیاجی به این سفر نیست)!

 7- رفیق مسابقه بی سئوالی گذاشتی!؟

 1- (این هم پاسخ بنده به این سفر) اصلأ من به این سفرنمی آیم،چرا که من مبارزه خودم را کرده ام!!! در حقیقت نای مبارزه عملی را که ندارم ، بماند ، نای زندگی کردن در آنجا را، هم، ندارم .

 چه می گوئید!؟ کوله پُشتی هاتون را بستید!

 دوستان و رفقا، آنرا باز کنید، جدی نگیرید، اصلأ قرار نیست کسی به این سفر برود و

 نمی خواد جوابی بدهید، شوخی کردم، این طنز کارگری اول ماه مه بود!

 به امید اتحاد و همبستگی کارگران ایران در مقابل رژیم قرون وسطایی

 جمهوری اسلامی

 زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر .

 اول ماه مه 2009 - استکهلم

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.