مسئولیت اخلاقی یک رسانه گلوبال در قبال دروغ و بی مسئولیتی چیست؟

به نظر شما برخورد یک رسانه مدرن که اسم مسئولیت ساز "گلوبال" را یدک می کشد با نویسندگانی که دست به تولید انبوه اطلاعات خلاف واقع می زنند و تحت هیچ شرایطی حاظر به پاسخگویی نیستند چگونه باید باشد؟ و همانطور که قبلا پرسیدم مسئولیت اخلاقی یک رسانه گلوبال در قبال دروغ و بی مسئولیتی چیست؟ از دیدگاه شما آزادی بیان در کدام نقطه به مرزهای تعهد اخلاقی و مسئولیت شهروندی تجاوز می کند؟

 رازی

و یک کلام هم با مسئول کامنتها و مسئولین ایران گلوبال. به نظر شما برخورد یک رسانه مدرن که اسم مسئولیت ساز "گلوبال" را یدک می کشد با نویسندگانی که دست به تولید انبوه اطلاعات خلاف واقع می زنند و تحت هیچ شرایطی حاظر به پاسخگویی نیستند چگونه باید باشد؟ و همانطور که قبلا پرسیدم مسئولیت اخلاقی یک رسانه گلوبال در قبال دروغ و بی مسئولیتی چیست؟ از دیدگاه شما آزادی بیان در کدام نقطه به مرزهای تعهد اخلاقی و مسئولیت شهروندی تجاوز می کند؟ آیا اطلاق صفت دروغگو به چنین افرادی کماکان توهین به حساب می آید و شامل سانسور می شود، فراموش نکنید که من یکبار و با ارجاع به قوانین کیفری آلمان نشان دادم که فعالین عرصه عمومی باید پیه انتقاد و حسابرسی را به تنشان بمالند و حتی بپذیرند که در صورت فرار از مسئولیت اخلاقی دروغگو خوانده شوند. موضع شما در قبال دروغ چیست؟ آیا آنرا توهین به شعور خوانندگان نمی دانید؟

آ.ائلیار

برای تبادل آگاهی و اندیشه در «سایت ایران گلوبال» و نه در « جامعه» یا « سایت دیگر»، به برخی مفاهیم از دید خود- و نه از دید کل مدیریت- که نیاز به تصمیم جمعی دارد- اشاره میکنم. البته تا جایی که در صحبتهای جمع متوجه شده ام - برداشتم این است که جمع مدیریت هم بر این نظر است.  همکار گرامی مسئول کامنتها هم لازم است که نظر خود را در این موارد مطرح کند که کار رسیدگی را انجام میدهد.بهرحال به معنی چند واژه ی مورد استفاده در صحبتهای نوشتاری اشاره میکنم: 
1- دروغ: الف - سخنی که برمبنای راستی و حقیقت نباشد.مانند: زمین حرکت نمیکند! دو روش جواب دارد : دروغ است. درست نیست. محتوا یکی ست اما دروغ است عامیانه - و درست نیست- روشنگرانه- محترمانه- منطبق با جو صحبت دوستانه - ارتباط نگهدار و...است. ایران گلوبال روش اخیر را مد نظر دارد. و از روش عامیانه حدالامکان دوری میگزیند. 
ب- دروغ، سخن نادرستی که به قصد فریب دیگران گفته میشود. به این رفتار و عمل هم تحت عنوان «نادرست» توجه میشود.
2- منظور از ذکر منبع و مأخذ: یعنی « قید نام شخص یا کتاب یا نوشته ایکه در تحقیق سخنانی از آنها آورده شده و مورد استفاده قرار گرفته است» . 

3- پاسگو بودن یعنی مسئول اتهام و توهین و ذکر منبع و مأخذ بودن. 
4- ذکر منابع در یک نوشته ی « تحقیقی و استنادی» الزامی ست. که از شخص یا کتاب یا نوشته ای- در کار تحقیق- سخنانی از آن یا آنها، آورده شده است. 
5-منبع نوشته ایکه متضماً «جمع بندی نظریات نویسنده» در یک موضوع مشخص است، خود فرد است.
6- پذیرش یا عدم پذیرش "شرکت در یک بحث" اختیاری ست. و نه اجباری. بحث یا عدم بحث در موضوعات داخل مقاله یا خارج آن نیز اختیاری ست و نه اجباری.

 

پاسخ پرشها:
- به نظر شما برخورد با نویسندگانی که دست به تولید انبوه اطلاعات خلاف واقع می زنند و تحت هیچ شرایطی حاظر به پاسخگویی نیستند چگونه باید باشد؟
- امکان تحقیق و ثبوت خلاف یا عدم خلاف یک اطلاع و اندیشه برای سایت ممکن نیست. تنها روش سایت نقد توسط اعضا و خوانندگان و نویسندگان است. 

-مسئولیت اخلاقی یک رسانه گلوبال در قبال دروغ و بی مسئولیتی چیست؟
- از بکاربردن کلمه دروغ دوری میکنیم . نادرست و ناصحیح را استعمال میکنیم. مسئولیت نویسنده در موارد مشخص که در بالا ذکر شد،  پاسخگو بودن است. در صورت عدم پاسخگویی- با تصمیم جمعی مدیریت مقاله عدم انتشار میخورد.
-از دیدگاه شما آزادی بیان در کدام نقطه به مرزهای تعهد اخلاقی و مسئولیت شهروندی تجاوز می کند؟ 
- آزادی بیان اگر متضماً توهین و اتهام و دگر آزاری و انسان ستیزی و بر انگیزاننده دشمنی و خون ریزی بین مردمان مختلف یا دوطرف بحث باشد محدود میشود. 
-آیا اطلاق صفت دروغگو به چنین افرادی کماکان توهین به حساب می آید و شامل سانسور می شود، فراموش نکنید که من یکبار و با ارجاع به قوانین کیفری آلمان نشان دادم که فعالین عرصه عمومی باید پیه انتقاد و حسابرسی را به تنشان بمالند و حتی بپذیرند که در صورت فرار از مسئولیت اخلاقی دروغگو خوانده شوند. موضع شما در قبال دروغ چیست؟ آیا آنرا توهین به شعور خوانندگان نمی دانید؟ 
- اگر  استعمال واژه ی "دروغ"  توهین هم نباشد - سخنی ست  ناقض حفظ جو سالم دیالوگ - و طبق مقررات سانسور میشود. چیز نادرست ، توهین نیست، بل ناصحیح است ؛ و دیگری حق بیان چیز صحیح را دارد. انتخاب آزاد بین دو چیز حق خواننده است.

برگرفته از: 
کامنتهای ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز، با تشکر مجدد. در واقع من با کامنت آخرم می خواستم به گفتگو پایان بدهم، ولی دور از ادب دیدم که کامنت زیبای شما را بی جواب بگذارم. قبل از هرچیز شاید ذکر چند نکته برای تفاهم بیشتر بی فیده نباشد. منظور من از اینکه «هرکدام حرف خودمان را می زنیم» این بود که ما ظاهرا هردو مشغول بازی پینگ پنگ هستیم، ولی سر دو میز جداگانه و نه با همدیگر. ما گفتگو می کنیم، ولی نه باهمدیگر.امیدوارم منظورم را بهتر رسانده باشم. "همذات پنداری" تا جایی که من می فهمم، ربطی به "ذات گرایی" ندارد. همذات پنداری همان Identifikation است که در کنار Reflektio و Projektion بخشی از واکنش ناخودآگاه ما به پدیده ها را بیان می کند، تکیه اصلی بر روی "ناخودآگاه" است. ایکاش روان آدمی واقعا به همین سادگی بود و پیچیدگی نداشت و انسان می توانست به صرف عدم اعتقاد با "ذات" جلوی همذات پنداری ناخودآگاه خودش با انسانها و پدیده ها را
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درست است عزیز ، هر کدام از ما دیدگاه خود را بیان میکند و انتخاب را به عهده دیگری میگذارد. این هم درست است که جهانهای ما در عین اشتراک خیلی متفاوت اند. منهم مثل شما جهان عینی را که در آن، بیشتر، چشم چپ به چشم راست دروغ میگوید می پذیرم. و کشتار و ویرانیها را که با کوچکترین چیزها میتواند آغاز شود یا میشود قبول دارم. باز صحیح تشخیص داده اید که جهان من از زاویه ای آنسوی دنیای موجود است. که شاید بتوان آنرا از منظری«جهان آلترناتیو» نامید. میدانم درک رفتار جهان من سخت دشوار است. خیلی دیده ام که تعجب برانگیخته است. در جهان من دشمن وجود ندارد بل به جای آن خطا کار وجود دارد. با همه تفاوتهای ظاهری آدمها، "انسان" وجود دارد. و حق و حقوق. شناخت دنیای موجود یا به عبارت واقعی تر، گنداب، را به همراه فریادهای جگر سوز زندیاد صادق هدایت در نوجوانی پشت سر نهاده ام.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آئلیار گرامی، باز هم ممنون از جواب شما، ظاهرا گفتگوی من و شما مصداق بارز آن ضرب المثل آلمانی است که به اینکار می گوید An einander vorbeireden یعنی دو نفری که ظاهرا در مورد یک مطلب گفتگو می کنند، ولی در واقع هرکدامشان حرف خودش را می زند. با اینهمه از همصحبتی با شما خوشحال شدم، و به جهان شما، یعنی جهانی که در آن کسی دروغ نمی گوید و همه تنها سخنان "نادرست" بزبان می آورند غبطه می خورم. چنین جهانی مسلما زیباتر از جهان من است، جهانی که در آن "واقعیت موجود" با سرسختی "حقیقت موعود" را کنار می زند، واقعیتی که چهره اش چندان زیبا نیست و نتیجه اش دشمنیها و سرکوبها و کشتارها و ویرانیهاست، واقعیتی که همیشه با یک دروغ ساده شروع می شود. شاد باشید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی عزیز، هر رفتار و اندیشه ای را «جهت نقد و بررسی» میتوان مطرح کرد. از جمله : « جوک و جوک گویی»، «نجس خوانی»؛ «نازیسم و فاشسیم»؛ و « دروغ و درغگویی- توهین و اتهام » و غیره . همینطور اخبار را. در این زمینه محدودیتی وجود ندارد. چرا که نقد و بررسی - و خبر رسانی، کار اصلی روشنگری ست. اما تبلیغ آنها در سایت خلاف مقررات است. پیرامون مقوله ی تبلیغ هم مقاله دارم. در مورد « ذات»؛ من ذاتگرایی را فکر غیر علمی میدانم، و با کسی خود را همذات نمیدانم. اما با برخی اندیشه ها موافقم و یا برخیها را نمی پذیرم. در مورد کروموزم هم اولین یا از نخستین قلمزنان آذربایجانی بودم که سخت موضع گرفتم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار عزیز، ممنون از توجه شما. به نظر من یکی بزرگترین معضلات ما مردم مشرق زمین بیگانگی ما با پدیده ایست که به آن "کانکرتیسم" می گویند. یعنی تکیه بر فاکتها، داده ها، واقعیتهای مسجل، بجای تفسیر، رمزخوانی و آرزو. دلیل اینکه من بر سر هر مطلبی به فاکت و سند می پردازم، از سر بیکاری نیست، بلکه برای آن است که به این فرهنگ عمیقا معتقد و پایبندم. بگذارید به یک نمونه در مورد خود شما بپردازیم. نوشته اید: «من جک گویی علیه مردمان گوناگون را توهین میدانم». بسیار عالی، ایکاش همه مردم ایران مثل شما فکر می کردند. ولی شما در همین کامنت پیشین گفته بودید: (رازی گرامی می پرسد:آیا ایران گلوبال درج و انعکاس "نظریه" روحانیون مرتجع ایران در باره نجس بودن بهائیان را مطابق اصل آزادی بیان می داند؟ آیا شما بحث و گفتگو در باره این نظر را درست می دانید؟ جواب: انتشار این خبر و نظریه و نقد آن کمک میکند که مردم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی عزیز، در مورد کامنت اول شما: در متن مقاله نوشته ام : روش ما -از دید من- استعمال« درست یا نادرست » در مورد مثال شماست. از واژه دروغ و دروغگویی دوری میکنیم. دلیلش را نیز در متن ذکر کرده ام. بکار بردن واژه دروغ یا دروغگو ؛ عامیانه است . ارتباط را می برد و جو بحث را خراب میکند. میخواهیم متمدنانه « باهم به روشن کردن مسایل» خود برسیم. اگر قرار است صحبت را قطع کنیم و خود را حقیقت و دیگری را کذب خطاب کنیم یعنی خداحافظ. تصور کنید این روش را همه در کامنتها استفاده کنند آنوقت کامنتها پر میشود با «دروغ و دروغگویی» ؛ و به جای رسیدن به تفاهم و درک مشترک ما با « اتهام پراکنی» و جو جنگ و جدل لفظی روبرو خواهیم بود. دیگر اینکه : در صحبت هر دو طرف نظر و دلیل خود را عنوان میکنند و انتخاب با خواننده است. اصرار در اینکه من حقیقت هستم و طرف کذب خطاست. نفی انتخاب خواننده است.اجازه بدهیم خواننده انتخاب بکند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در یک مورد دیگر، همین شمایی که در باره ترجمه آقای کرمی مو را از ماست کشیدید (و چه خوب که اینکار را کردید) دست به توجیه و رفع و رجوع اظهارات نژادپرستانه خانمی بنام "لیدا افشار" زدید، آنهم به این بهانه که منظور ایشان چیز دیگری بوده است و شما بدلیل آشنایی با زبان مادری ایشان منظورشان را بهتر می فهمید. ایشان فرموده بود: «نبايستي آن روز برسد كه قلمهاي فارسي را شكست، و كتابهاي فارسي را پاره كرد، و معلم هاي ما تدريس را متوقف كنند؟» شما در توجیه این سخنان نفرت انگیز نوشتید: «از آنجاییکه زبان مادریم « ترکی آذربایجانی» ست، میدانم منظور شما در جمله از - شکستن قلمها - همان معنایی نیست که یک فارسی زبان از این جمله درک میکند. در فارسی منظور شما را با فعل « کنار گذاشتن یا دور ریختن» بیان میکنند. منظور شما از «شکستن یا شکستن سمبلیک قلمها» همان «کنار گذاشتن فارسی نویسی» قلم هم اینجا قلم شخصی خود یاد گیرنده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من برخورد شما با ترجمه آقای کرمی را ستودم و گفتم باید در این مقوله ها تا می شود مته به خشخاش گذاشت. این کار شما در راستای یک واکنش متمدنانه بود. ولی در موارد دیگر، من با شما بحثهای دیگری داشته ام که برخودتان بسیار جانبدارانه بوده است. یک نمونه بر سر پخش نواری از یک مداح بود که در آن جوکهایی در باره ترکها، کاشانیها و یزدیها هم گفته شده بود، چیزی که شما آنرا "جکهای قومیتی" نامیدید و به پخش آن در ایران گلوبال اعتراض کردید. قبل از آن شما گفته بودید حتی فاشیستها و کسانی که بهائیان را نجس می دانند هم حق ارائه نظریاتشان را در ایران گلوبال دارند، ولی یک جُک ترکی (در کنار جکهای رشتی و یزدی و کاشانی) چنان شما را برآشفت که همه موازین و معیارهای آزادی بیان (از نظر خودتان) را فراموش کردید و به انتشار نوار مداحی اعتراض کردید. اینکار جانبداری است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار عزیز، با تشکر از جواب شما، جوابی که متأسفانه بر ابهامات می افزاید. مسلما این نیت خیرو قابل تقدیری است که شما می خواهید همه با هم دوست باشند و دنیا بقول آلمانیها همیشه Friede, Feier, Eierkuchen باشد. ولی نگاه شما به مقولاتی که گفتید سازنده نیست. از آن گذشته شما در عرصه عمل هم ثابت کرده اید که چندان به این ملاکها پایبند نیستید. از دروغ شروع می کنم. فرض کنید من در وسط یک بحث ناگهان بگویم «کُرد ستیزی و قتل عام کردها کار همیشگی هویت طلبان آذربایجانی بوده است و همانطور که همه می دانیم، سید جعفر پیشه وری هم پس از انقلاب دوش بدوش ملاحسنی به کشتار کردها پرداخت» تا اینجای کار می توان گفت رازی یک انساین بی سواد است، واگرنه چنین چیزی را نمی نوشت. بعد شما به من تذکر می دهید که رازی عزیز! سید جعفر پیشه وری دهه ها قبل از انقلاب درگذشته بود و نمی توانسته کردها را کشتار کرده باشد. در اینجا من