"فرهنگ گفتگو" نمونه ای از اطلاع رسانی دموکراتیک

در این وانفسای اطلاعات رسانی بر من و تو است تا با آنچه در امکان داریم به یاری آن رسانه هائی بر خیزیم که زحمت پیکار را در این شرایط دشوار بر خود هموار کرده و نه تن به رشوه های مستقیم و غیر مستقیم رژیم میدهند و نه حاضرند به ارگانهای رسانه ئی این یا آن جریان تبدیل شوند.
سایت فرهنگ گفتگو ، که براستی و حد اقل تا امروز، در راستای خط این تابلوئی که بالابرده، ایساده است. تا آنجا که من و بسیار دیگر در این چند سال دیده ایم، از آن معدود سایت هائی است که با دشواریهای مالی و غیر مالی جنگیده و از نفس نیفتاده

تا بوده و بوده ، قطب نمای عالم سیاست و به تبعیت آن ارگانها ، انستیتوتها ، و نهادهای سیاسی وسیاست ورزی سیاست ورزان تحت تا ثیرمیدان مقناطیس اطلاعاتی به این یا آن طر ف چرخیده است. از این رو مراکز قدرت، با هر سمت و سوئی که دارند و داشته اند، هرگز از اهمیت عظیم این ابزار نیرومند غافل نبوده اند. رژیم های ضد مردمی، قدرتهای بزرگ، شرکت های فراملیتی و ... همواره ، بعلت امکانات زیاد خود، بیشترین سوء استفاده را از این نرم افزار استراتژیکی برای جهت دادن افکار عمومی و یا توجیه سیاست های خود ، کرده اند. و در این عرصه از عرصه های پیکار همواره رسانه هائی که نخواسته اند سر به آستان قدرت بسایند و یا به انگیزۀ آزادی دوستی خط کشیهای سرخ و سیاه فرقه ای و ایدئولوژیک را زیر پانهاده اند ، از هر طرف زیر فشار بوده اند.

تا آنجا که به ما ایرانیها مربوط میشود، اجاق اطلاعات رسانیمان یا از طرف استبداد دینی و غیر دینی و یا بدیل اپوزیسیونی ایدئو لوژیک و تبار گرای سیاسی آن خفه و خاموش گشته است. آن رسانه هائی هم آزادی که کوشیده اند مشعل راستی و حقیقت را به سهم و در توان خود شعله ور نگاه دارند، نه تنها مورد بی مهری بلکه آماژ کین انحصارطلبان داخل و خارج قدرت سیاسی قرار داشته و دارند.

امروزه با فرو کاستی غم انگیز احزاب و سازمانهای سیاسی و نهاد های مدنی پایدار و همچنین، رونق ارتباتات اینترنتی ، ارگانهای اطلاعات رسانی رژیم به بزرگترین بازیگر این عرصه عمده پیکار تبدیل گردیده اند. امروزه بیشترین نشریات و سایتها و خبر رسانیها ئی که به عنوان منبع اصلی مورد استفااده قرار میگیرند یا آنهائی هستند که بر زمینی روئیده اند که از خاک آن گرفته تا کود رسانی و آبیاری آن محصول ژئوپولیتیک تاریخی انقلاب اسلامی است و آن بخشی هم که در و از این خاک نروئیده است، از جای خود کنده و بازکشت شده و یا ساده تر تسخیر گردیده است. دستگاه های مسئول اطلاعاتی رژیم، به ماهرانه ترین وجهی در آشپز خانه خود ، باب همه سلیقه ها و عقیده ها سوپهای اطاعات و خبر رسانی و .. طبخ میکنند و ، تا آنجا که به داخل مملکت مربوط میشود، در خفه کردن رسانه های متمرد درنگ و تردید نمیکنند.

و اما سیاست رژیم در خارج کشور به گونه دیگر است. این سیاست، آنقدر ابله و ساده نیست که رسانه های واقعاً یا ظاهراً مخالف را به سنا گوی رژیم تبدیل کرده و اثرپذیری آنها را زایل کند. رژیم به بلندگهای مخالفی نیازمند است که در عین مخالفت تحت کنترلش باشند و یا در آن جهتی راه یابند که با اهداف سیاسی رژیم در انطباق تکتیکی یا استرتژیک باشند. یکی ازمحورهای استراتزیک رژیم، در این زمینه، عاری کردن این رسانه ها از سمت گیری باز و دموکرابیک این رسانه ها و یک سویه کردن آنهاست. این امر معآلاً رسانه های ضد رژیم را، به لحاط بار اطلاعات رسانی دموکراتیکشان، در حد همان رسانه های خود رژیم، منهای پشتوانه مالی آنان، تقلیل داده و بل مآل موضوعیت و علت وجودی آنان را از بین میبرد و آنها را به مرگ طبیعی میکشاند.

در این وانفسای اطلاعات رسانی بر من و تو است تا با آنچه در امکان داریم به یاری آن رسانه هائی بر خیزیم که زحمت پیکار را در این شرایط دشوار بر خود هموار کرده و نه تن به رشوه های مستقیم و غیر مستقیم رژیم میدهند و نه حاضرند به ارگانهای رسانه ئی این یا آن جریان تبدیل شوند.

سایت فرهنگ گفتگو ، که براستی و حد اقل تا امروز، در راستای خط این تابلوئی که بالابرده، ایساده است. تا آنجا که من و بسیار دیگر در این چند سال دیده ایم، از آن معدود سایت هائی است که با دشواریهای مالی و غیر مالی جنگیده و از نفس نیفتاده است.

ما ، چه آنانکه در این سایت قلم میزنند و چه آنها که وقت خود را صرف خواندن مطالب نوشته شده میکنند باید کمک کنند تا این سایت و آقای کیانوش توکلی از نفس نیفتند. کیانوش باید پس از ساعتها تاکسی رانی و سر وکله با مشتری بیاید،به جای استراحت، بنشیند و ده ها نوشته یا مقاله را بخواند قبل از اینکه آنها را در سایت بگذارد. به ده ها و شاید صدها اِ ـ میل و یا تلفن جواب دهد و ... . این نه انصاف است و نه میتواند در بلند مدت تاب آورد.

مقداری کمک مالی مختصرمن و تو، باری روی بار ما نمیگذرد ولی به کیانوش این امکان را میدهد که این سایت را اداراه کند.

گر درشهر کس است

یک حرف بس است!

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.