بازی ادواری دیگری بنام انتخابات؟ یا این بار قضیه براستی جدیست؟

با قطعیت میتوان گفت اگر قیل و قال ادواری انتخاباتی این دوره هم به طرح سازمانیافته ی شعار های مشخص واقعی از جمله و در صدر همه آزادی تشکیل سندیکاها و اتحادیه های مستقل ِ ـ بی پیشوند و پسوند ِـ کارگری و کارمندی در جامعه نشود و بت حکومت ساخته غنی سازی اروانیوم را از کبریای مضحک و دروغین ملی خوانده* شده خودش بزیر نکشد، جز حمالی مجانی در آرایش دادن عفریته واقعی ساختار و بدنه اصلی قدرت مافیائی حاکم چیزی نیست.

بازی ادواری دیگر بنام انتخابات؟

یا این بار قضیه چدیست؟

 قطار انقلاب همچنان، بعد از بیست وهشت سال، به پیش میرود. از علم و کتل ِ: آزادی ، استقلال، جمهوی اسلامی

فقط جمهوری اسلامیش مانده است و جای آن دوی دیگر را غنی سازی ارانیوم و تکنولوژی هسته ای گرفته است. گروهی از آغاز سوار این قطار نشدند، گروهی از همان آغاز زیر چرخهایش له شدند، گروهی در ایستگاهای اول، دوم و یا سوم از آن پیاده شدند و گروهی ، برغم خوش خدمتی های خود جز پرتاب شدن از پنجرهایهای آن به بیرون ، روی سنگلاخ سرزنش خلق وزیر نگاه سخت و کیفر خواهانه تاریخ سهمی نگرفتند. جماعتی نیز به پنــدار!، خود را سرنشین دائمی این ترن بی مروت انگاشته ، کوره لوکوموتیو آن را داغ و داغ تر کرده بر سرعت آن افزوده و مسیرش را، اگر بنفعشان بود و توانستند بمیل خود تنظیم کردند و آنگه که نوبت پیاده شدنشان رسید از در و دیوار و جدارهای خارجی این هیولای بی ترحم ، التماس کنان بر آن آویختند تا بلکه و حتی برای خدمگی در آن، بدرون آن کشاند ه شوند، و در ازای مزدی ناچیز در گردونه قدرت، ولو در سمت تدارکچی باقی بمانند.

آویزان شدگان بر این اژدهای خزنده ، هنوز، امید از دست نداده اند و همچنان چشم به انتظار ایستگاه بعد و ایستگاه های بعدی اند تا بلکه سوراخی بیابند و به اندرون بخزند. و افسوس! که منفذهای ورودئ قیف گونه آن، تنگ و تنگ تر شده و یا مسدود گشته اند و تنها برای معدودی نرم شدگان تا حد سیالیت مطلق شانسی برای نفوذ از جداره های زمخت این هیو لای آهنین وجود دارد.

زمانی، امامی بود و روحانیتی که برای هل دادن و شتاباندن این قطار به نیروی خلق الله و سلام و صلوات آن محتاج بود ولی امروز این قطار با سوخت دلار های بی حساب نفتی، حرکت میکند و آنرا به هل دادنی نیاز نیست. لذا از سه شعار

اول انقلاب، دوتای اول آن به مستراح افکنده و به دفعات، روی آن، سیفون تصفیه کشیده شده است. از سومین هم جز شمایلی که هر روز، سلیقه ای و بنا به مقتضیات، میتوان آنرا آرائیده یا رنگ کرد چیزی نمانده است.

تنها و تنها آن نیروی میلیونی که این جانور را بر سرنوشت خود حاکم کرد میتواند آنرا بزیر کشد و در این رابطه توده های میلیونی را، سیالیت لازم برای گذر از منفذ های کاذب و بی اعتبار نمای حقوقی این دم دستگاه ، که فقط برای بزک بیرونی اژدهای ساختار حقیقی و واقعی قدرت طرح شده ، نیست.

الله، قدرت را در این دیار، به مافیای دین و ثروت سپرده است و تنها تهمتن خلق است که میتواند این ولایت ضد مردمی را درهم شکند.

لذا در ایستگاه انتخابات فراروی ملت، سئوآل این است:

آیا این واپسین گروه از بیرون افکنده شدگان از قطار قدرت حاضرند به این تهمتن اتکا کنند و یا نه، شانه های او را برای بالا رفتن و خزیدن از پنجره فیلتر شده ساختارو امکانات حقوقی نظام ولائی، برای سهم بری خود نیاز دارند؟؟

شعار هائی که تا امروز داده شده است از جمله تآکید آقای رفسنجانی بر ادامه پروسه غنی سازی به عنوان یک حق مسلم، متاسفانه نشان از این دارد که درب سیاست در نظام فعلی بر همان پاشنه پیشین میچرخد. ایشان بر آن است تا شعاری را که رنگ باخته است از دست احمدی نژاد برباید! و نه اینکه این شعار مردم فریب را باطله اعلام کند.

سفر های دوره ای تدارک چی قبلی هم ، که تا واپسین ساعات اقامتش در کاخ رئیس جمهوری وعده درمیان گذاشتن حقایق را با مردم میداد، که تا امروز پس از قریب چهار سال، تحقق نیافه است و ما این آرزو را هم بگور خواهیم برد، تنها حاکی از تلاش برای گرم کردن تنور دوره ائ انتخابات است و امید زیادی در راستای بحران زدائی از جامعه ی رو به مرگ ما به ملت نمی دهد.

با قطعیت میتوان گفت اگر قیل و قال ادواری انتخاباتی این دوره هم به طرح سازمان یافته ی شعارهای مشخص واقعی از جمله و در صدر همه آزادی تشکیل سندیکاها و اتحادیه های مستقل ـ بی پیشوند و پسوند ِـ کارگری و کارمندی در جامعه نشود و بتِ حکومت ساخته غنی سازی اروانیوم را از کبریای مضحک و دروغین ملی خوانده* شده خودش بزیر نکشد، جز حمالی مجانی در آرایش دادن عفریته واقعی ساختار و بدنه اصلی قدرت مافیائی حاکم چیزی نیست. نیروهای از قدرت حذف شده در ایستگاه های قبلی این ترن شومفرجام باید از بزک کردن و صحنه آرائی قانونی این عفریته و این خیمه شب بازی دوری جویند ولو اینکه در صد زیادی از جامعه، یا به انگیزه رانت بری در این سیستم رانت خوارانه، یا با انگیزه وجدانیات و شعور کاذب آشورائی، فرمان ولائی و فتوایی و ترسیدن از نیمسوز های گداخته جهنم ، در انتصابات ادواری دیگری به نام انتخاابات شرکت کنند.

 * خواست ملی مردم ما ایجاد ده ها پالایشگاه نفتی است تا هم، صدها هزار جوان بیکار ما بکار گمارده شوند و بتوانند سر وسامان یابند، هم سالی پنچ میلیارد دلار ذخیره ارزی کشور توسط دلال های دزد و مافیای حکومتی به خارج نرود و هم بنزین برای مردم شور بخت ما کوپنی نشود

 حبیب تبریزیان

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.