زیاد نخواهید ! عجله نکنید ! مبادا"اعتدال" بهم بخورد !

نه آقای روحانی و دولت اعتدالی اش و نه نامه نگاری ها وپند واندرزهای شخصیت های اصلاح طلب ، بدون حضور قدرت مردم در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ، نخواهند توانست آزادی زندانیان و محصورین را میسر سازند ، حضور فعال مردم در صحنه و تبدیل شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" به یک خواسته ملی وسراسری است که میتواند خامنه ای و زندانبان ها و شکنجه گرانش را به عقب نشینی وادار ساخته ، از فشارهای روزمره برآنان و خانواده هایشان بکاهد و سرانجام موجبات آزادی آنان را فراهم سازد

انتخاب آقای حسن روحانی به ریاست جمهوری اسلامی ، در شرایطی که این رژیم ازهرطرف زیر منگنه قرار داشت وحتی دارودسته های ذوب شده در ولایت فقیه نیز در پریشانی و چند دستگی بسر میبردند ، اگر بیشتر از یک عقب نشینی موقتی و ناچاری از جانب خامنه ای و دارو دسته های ولایت مدارارزیابی گردد تا در خلال این فرصت بدست آمده ، صفوف متلاشی خود را سر سامان داده و با قدرت بیشتری در مقابل ملت عرض اندام نمایند ، یک توّهم و خوش خیالی ساده انگارانه ای بیش نخواهد بود ، که اعتدال گرا و اصلاح طلب شدن بیت رهبری جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای همانقدر محتمل است که طلوع کردن خورشید ازغرب !

آنچه که هیچکس حتی حکومتگرانی که اندکی شعورداشته باشند ، نمیتوانند انکار کنند این است که رأی مردم به آقای روحانی در انتخابات اخیر ، رأی به تغییر شرایط موجود بوده است ، شرایطی که محصول مشترک سیاست های مشترک داخلی و خارجی خامنه و احمدی نژادها ، نه فقط در طی 8 سال گذشته ، که طی 34 سال حیات ننگین جمهوری اسلامی بوده است ، چرا که وقتی سعید جلیلی  با حمایت بیت رهبری و سپاه و بسیج و آیت الله مصباح یزدی و شبکه نوحه خوان ها وائمه نماز جمعه و سایراهرم های حکومت اسلامی ، موفق به کسب حدود چهار ملیون رأی میشود (اگر آمارارائه داده شده از طرف رژیم دروغگو و متقلب را مبنا قرار دهیم ) حال خود حساب کنید که آقای روحانی اگر آرای مردم ناراضی و خواهان تغییر را در پشت سر خود نمیداشت ، تعداد آرای او در انتخابات اخیر چقدرمیتوانست باشد ؟ به باور من شاید چیزی در حد آرای آقای غرضی ، این را گفتم که معلوم شود رأی به آقای روحانی ، رأی مردم به تغییر شرایط موجود و تغییر سیاست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بوده است ، نه برخلاف نظر آن آخوند مردم فریب که مدعی است رأی به آقای روحانی ، رأی به لباس "مقدس" روحانیت و روی آوردن مجدد مردم ایران به این قشر برای حل مشکلات داخلی و خارجی !

پس از پایکوبی های اولیه بمناسبت انتخاب آقای روحانی به مقام ریاست جمهوری و در پاسداری از بسته ی دربسته اعتدال آقای روحانی که هیچکس از کمّ و کیف آن با خبر نیست ، در داخل و خارج از کشور، موجی براه افتاده است که مدام در مورد زیاده خواهی و شتاب زدگی که ممکن است موجب تضعیف رئیس جمهور جدید گردد هشدارمیدهد ! تنها استدلال هوادران این موج هم این است که : اگردر طرح مطالبات ، زیاده خواهی و عجله شود ، نیروهای افراطی  و اقتدار گرا که برای تضعیف دولت اعتدال در کمین نشستنه اند ، جار و جنجال براه خواهند انداخت و بازی اعتدال گرائی را بر هم خواهند زد ! گوئی که هشت سالی که دولت اصلاحات برمسند قدرت اجرائی و قانونگذاری و تا حدودی قوه قضائیه نشسته بود و به اعتراف آقای خاتمی هر9 روز یکبار با یک حادثه آفرینی و بحران سازی مواجه میگردید ، بخاطر زیاده خواهی وشتابزدگی وعمق اصلاحاتی بود که آقای خاتمی در دستور کار دولت خویش قرار داده بود ! کسانی که به بحث های پرهیز از تندروی و رعایت اعتدال دامن میزنند گویا هنوز نمیدانند درمورد دیکتاتوری مذهبی مطلقه ای که مشروعیت خود را از خدای خود ساخته ای که نماینده اش به عنوان ولی فقیه ، حکومت میکند و حتی به قانون اساسی خویش پای بند نیست و"مصلحت نظام" اش را هر روز میتواند به چیزی تعبیر و تفسیر نمود و در جائی جستجو کند ! و در کشوری که سخن گفتن و دفاع ازمنافع ملی و حقوق شهروندی ، میتواند براحتی به براندازی تعبیر گردد وبرای منادیان آن ، میتواند زندان و شکنجه و حصر خانگی بدنبال داشته باشد ، مسئله تند روی و کند روی و زیاده خواهی و کم خواهی  موضوعیت خود را از دست میدهد .   

بدیهی است انبوهی از خواسته های مردم وجود دارند که در فردای تصدی مقام ریاست جمهوری بوسیله آقای روحانی ، از جانب نهادهای مدنی و شخصیت های حقیقی و حقوقی ، در مقابل دولت آقای روحانی نهاده خواهد شد ، اما یکی ازخواسته هائی که چه پیش و چه بعد ازانتخابات و هم در جریان تظاهرات پیروزی آقای روحانی ، توسط مردم و بویژه نسل جوان کشور مطرح گردیده ، خواسته ی آزادی زندانیان سیاسی عقیدتی بوده است که این روزها همه جا صحبت از آن است و میتوان گفت که رفته رفته میرود که به یک خواسته ملی تبدیل شود .

همه میدانیم که ترمیم ویرانی هائی که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد ، به زیر ساخت های صنعتی و کشاورزی ایران وارد گردیده است  کار یکماه و یکسال نیست ، و کسانی که در جریان مناظره های انتخاباتی وعده میدادند که اقتصاد کشور را میتوانند درعرض چند ماه سر و سامان بدهند و مسئله بیکاری را کنند ، شیادان عوامفریبی بودند که اقتصاد و مدیریت یک کشور را با چماق داری و آدمکشی در خیابانها اشتباه گرفته بودند ! تخریبی که دار و دسته های دزد و غارتگر در زیر ساخت اقتصادی ایران انجام داده اند البته به زمان نیاز دارد ، ولی تعقیب قانونی ، دستگیری و مجازات کسانی که اقتصاد ، کشاورزی و صنعت ایران را به این روز انداخته و دهها ملیون ایرانی را بخاک سیاه نشانده اند به زمان احتیاج ندارد ، به اراده ای ملی واراده اصلاح طلبی واقعی نیاز دارد که حکومتگران اسلامی ایران از هر جناح و دسته ای که باشند فاقد آن هستند ، امیدوارم که آقای حسن روحانی پس از سوگند خوردن و آغازرسمی کار ریاست جمهوری خلاف این را ثابت نمایند تا اینجانب از ایشان عذر خواهی کنم !

همچنین در حوزه دفاع از حقوق شهروندان و اعاده حقوق شهروندانی که حقوق شان در دوران دولت احمدی نژاد و پیش از آن پایمال گردیده است به زمان نیاز ندارد و اگر براستی آقای روحانی و دولت "اعتدال" اراده انجام آنرا داشته باشند میتوانند از همان روزاول تصدی مقام های خود بدنبال انجام آن باشند و از پشتیبانی ملیونها ایرانی که حقوق شهروندی شان در گذشته نقض گردیده است برخوردار شوند ، برای مثال آقای روحانی در قبال مسئله زندانیان سیاسی و عقیدتی و حصر خانگی رهبران جنبش سبز که خواسته آزادی آنان به یک خواسته عمومی تبدیل شده است میتواند سه  رویکرد از خود نشان دهد:

1-      رویکردی که موجب رضایت بیت رهبری ، شخص خامنه ای و باندهای نظامی امنیتی باشد -  در این رویکرد آقای روحانی با گفتن اینکه مسئله زندانیان سیاسی و عقیدتی ، مربوط به قوه قضائیه میباشد ، از خود سلب مسئولیت کرده و نقش خود را ازرئیس قوه مجریه به همان نقشی که آقای خاتمی پس از هشت ریاست جمهوری  به آن اعتراف نمود یعنی "تدارکچی" بیت رهبری پائین بیاورد .

2-      رویکردی که موجب شادی و رضایت مردم و کسانی که حقوق شان ضایع گردیده است شود – در این رویکرد آقای روحانی میتواند به عنوان رئیس جمهوری که سوگند یاد کرده است تا ازقانون اساسی جمهوری اسلامی و حقوق مردم ایران دفاع نماید ، مدعی شود که بموجب همین قانون ، شکنجه جرم و شکنجه گر مجرم و قابل تعقیب قانونی است ، و بموجب همین قانون ،  در جرائم سیاسی و مطبوعاتی ، حضورهیأت منصفه و وکیل متهم از ضروریات است و چون در دادگاههائی که به اینگونه جرائم رسیدگی شده است از هیأت منصفه و وکیل متهمان خبری نبوده است ، بنابراین آن دادگاهها و همچنین احکام صادره از طرف آنها غیر قانونی بوده است .

3-      رویکردی که درآن "اعتدال" یعنی همانجائی که آقای روحانی از آن برخاسته است ، رعایت گردد و کاری نکرد افراطی ها عصبانی شوند و کل "اعتدال گرائی" را به مخاطره اندازند !  – در این رویکرد آقای روحانی با مردم و خانواده های زندانیان سیاسی عقیدتی وکسانی که در حصر خانگی بسر میبرند احساس همدردی خواهد کرد و قول خواهد داد و اظهار امیدواری خواهد کرد که با همکاری سایر مسئولان مملکتی ، راهی را برای حل این معضل پیدا شود !

و در طرف مقابل آقای روحانی و صف اعتدال طلبان ، طیفی از دارودسته های ذوب شده در ولایت قرار دارند که متناسب با میزان ذوب یافتگی شان در ولایت مطلقه خامنه ای ، نظریات گوناگونی را در مورد چکونگی برخورد با زندانیان سیاسی و منتقدین و مخالفان جمهوری اسلامی ارائه میدهند ،  مواضع گوناگونی در مقابل آزادیخواهان و مدافعان حقوق شهروندی اتخاذ مینمایند ، در این طیف از حسین شریعتمداری و سردار نقدی که معتقدند تمام دگراندیشان و منتقدان جمهوری اسلامی ، مفسد فی الارض اند و هرمجازاتی کمتر از اعدام ترحم وشفقت اسلام و رهبر است نسبت آنان ! گرفته تا کسانی مانند عسکراولادی که معتقدند آزادی آن دسته از زندانیان سیاسی و محصورین خانگی که دچار "فتنه" شده اند ، میبایستی مشروط به توبه و تقاضای عفو آنان از رهبرباشد !

و اما رویکرد اصلاح طلبان و هوادران آنان در مورد مسئله آزادی زندانیان سیاسی :

 اصلاح طلبان و هوادارانشان ، هم خواهان آزادی زندانیان سیاسی اند وهم با توبه کردن مخالف اند و درعین حال مایل اند که این مسئله به گونه ای حل وفصل شود که به آبرو وهویت اصلاح طلبی آنان لطمه ای وارد نشود .  شیوه ای که این دسته برای طرح خواسته آزادی زندانیان سیاسی و محصورین در پیش گرفته اند ، نامه نگاری به رهبر و مقامات قضائی جمهوری اسلامی و استفاده از زبان پند و نصیحت است تا شاید روزنه ای به قلب سیاه و پر از کینه و نفرت خامنه ای و گماشته هایش بگشایند و اورا برسرمهر وعقل آورند ، غافل از آنکه جائی که پای قدرت مطلق و جانشینی خدا در روی زمین به میان باشد ، عقل و مهر و محبت را جایگاهی نیست . این دسته از ناصحان جمهوری اسلامی ، گاهی آنقدردر توّهم و خوش خیالی های خود غوطه ور میگردند که برای حل مشکل زندانیان سیاسی و محصورین و ایجاد فضای باز و"آشتی ملی"  پیشنهادهای عجیب و غریبی هم ارائه میدهند ، برای مثال آقای احمد منتظری فرزند آیت الله زنده یاد منتظری ، در نامه ای از روی خیرخواهی برای حل مسئله زندانیان سیاسی ، به خامنه ای ازجمله چنین مینویسد :

« جنابعالی که اکنون بسط ید دارید ، به راحتی می‌توانید با یک تصمیم تاریخی این مسأله را حل نمایید و موجب همدلی اقشار مختلف مردم گردید . آقایان موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی و حضرتعالی طی این سی سال نخست‌وزیر و رئیس مجلس و رئیس جمهور بوده‌اید . تشکیل یک جلسه ۵ نفره و گفتگوی مستقیم و دوستانه بسیاری از مسائل را حل می‌کند و نور امیدی در قلب همه ملت می‌افکند . این اقدام قدرت و موقعیت شما را بالا برده و نظر دیگران را نیز نسبت به یک حاکم اسلامی بسیار مساعد تر می‌سازد . لابد استحضار دارید که بر اثر برخوردهای ناشایست عده‌ای که به نام اسلام و جمهوری اسلامی انجام می‌شود اعتقادات بسیاری از مردم و بخصوص جوانان سست شده و دین‌گریزی و حتی دین‌ستیزی رو به افزایش است. جنابعالی با یک تصمیم انقلابی یأس و سرخوردگی از اسلام و حاکمیت دینی را تبدیل به امید خواهید نمود .»

فقط یک ذهن خیال پرداز میتواند تصور نماید رهبر دیو سیرتی که دستش به خون هزاران جوان ایرانی آغشته است و کسیکه مسئول ویرانی و تباهی کشور و  ملتی است ، کسیکه دهها روزنامه نگار و  وکیل و کارگر و  دانشجو  و  معلم و استاد دانشگاه و غیره را به زنجیر کشیده است که چرا  به تقلب در  "انتخابات" سال 88 اعتراض کرده اند و کسیکه حتی اجازه نمیدهد زندانیان سیاسی  به دارو درمان دسترسی داشته باشند و عملاً شرایط مرگ تدریجی آنان در زندان ها و شکنجه گاهها بوجود آورده است ، آری چنین رهبر پلید و ضدبشری ، برخی تصور میکنند که میتواند در یک چشم بهم زدن تغییر ماهیت داده و با مخالفان و منتقدان حکومت مطلقه خود به گفتگو  نشیند و  بخاطر ظلمی که برآنان رفته است از آنان دلجوئی نماید ! آقای احمد منتظری حتماً فراموش کرده است که پدر ایشان در  آخرین روزهای حیات خود ، در وصف حکومت خامنه ای گفت که : " این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی " .

سخن آخر – نه آقای روحانی و دولت اعتدالی اش و نه نامه نگاری ها وپند واندرزهای شخصیت های اصلاح طلب ، بدون حضور قدرت مردم در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ، نخواهند توانست آزادی زندانیان و محصورین را میسر سازند ، حضور فعال مردم در صحنه و تبدیل شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" به یک خواسته ملی وسراسری است که میتواند خامنه ای و زندانبان ها و شکنجه گرانش را به عقب نشینی  وادار ساخته ، از فشارهای روزمره  برآنان و خانواده هایشان بکاهد و سرانجام موجبات آزادی آنان را فراهم سازد . زندانی سیاسی آزاد باید گردد ، زیاده خواهی نیست و انجام آن به زمان طولانی نیاز ندارد ، آقای روحانی فراموش نکند که بدون حمایت مردم ، هیچ طرح و برنامه دولت "اعتدال"اش پیش نخواهد رفت ، فعلاً جمع کثیری از مردم ایران به هردلیلی  چشم براه اقدامات شما هستند ، نقطه قدرت دولت "اعتدال" شما در اعتماد و پشتیبانی مردم است ، به عنوان قدم نخست ، با پیگری جدی خواسته ی آزادی زندانیان سیاسی عقیدتی ، نشان دهید که لایق اعتماد مردم اید وگرنه در غیاب قدرت وحمایت مردم ، شما نیز بزودی در مقابل قدرت قهار خامنه ای به یک "تدارکچی" بمراتب کوچکتر از آقای خاتمی تبدیل خواهید شد .

و اما اندرزی به شخصیت هائی مانند آقای احمد منتظری که نگران رواج  دین ستیزی و روی گردانی جوانان از اسلام ومسائل مذهبی در میان ایرانیان اند ، برای حفظ احترام دین و باورهای مذهبی ، هیچ راهی وجود ندارد مگر اینکه خواهان جدائی نهاد دین از نهاد دولت شوید ، روند فرار مردم و بویژه جوانان از اسلام و رواج دینداری کاذب و تظاهر به دین حکومتی ، به سرعت ادامه خواهد داشت اگر دینداران و مسلمانان واقعی ایران ، برای جداسازی نهاد دین ازنهاد دولت ، با آزادیخواهان سکولار ایران همراه نشوند و به ولایت مطلقه خامنه ای که مایه ننگ ایرانیان ، دینداران و مسلمانان است پایان ندهند .  هنرمند محترم و با وجدان ، آقای محمد نوری زاد پس از چند سال نامه نگاری و پند اندرز به رهبر قاتلی که ولایت اش مدتها است باطل شده ، تلاش فراوان کرد که رهبر را براه راست هدایت کند ، اما نشد که نشد ، محمد نوری زاد راه خویش را تغییر داد و مسیر دیگری را در پیش گرفت ، نوری زاد در مسیر جدید ، اخیراً با بوسه ای بر پاهای کوچک یک پسر بچه بهائی که پدر ومادرش در اسارت خامنه ای اند ، درحقیقت راه رسیدن به آشتی و وحدت ملی را به ایرانیان آموخت ، اگر دهها نامه نوری زاد در دل سیاه و سنگ خامنه ای اثر نکرد ، بوسه او بر پای یک پسربچه بهائی قلب ملیونها ایرانی را تکان داد ، این هم راهی است که دیگران و از جمله کسانی که نگران بدنامی دین خود هستند میتوانند ازتجربه آقای محمد نوری زاد و مسیری که او طی کرده است بیاموزند .

2 مرداد ماه 1392

24 ژوئیه 2013

 

انتشار از: