وزارت اطلاعات تاریخ می نویسد و آقای فرخ نگهدار تأیید میکند

اینکه کسانی چون آقای فرخ نگهدار در جائی مبارزه مسلحانه و جنگ چریک شهری را نقد می کنند و در جای دیگر از "نبردهای فدائیان" سخن می گویند و مدالهای این سازمان را به سینه می زنند ، چیزی نیست مگر ریاکاری و فریب افکار عمومی و نسل جوان ایران . چیزی نیست مگر گذشته یک سازمان سیاسی را در هاله ای از قداست قرار دادن و نسل جوان و آزادیخواه ایران را از دست یابی به تاریخ واقعی پدرانشان محروم کردن . آقای فرخ نگهدار از پاسخ دادن به این سئوال مهم که چرا سارمان اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی کتاب "چریکهای فدائی خلق"...

برای مشاهده مقاله فرخ نگهدار اینجا را کلیک کنید

درایران کتابی انتشار یافته است با عنوان "چریکهای فدائی خلق از نخستین کنش ها تا بهمن 57 " . ظاهراً نویسنده این کتاب شخصی است بنام محمود نادری که کسی نمی داند چنین شخصی وجود خارخی دارد یا خیر . و ناشر این کتاب سازمانی است بنام : "مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی " که البته همه می دانند این مؤسسه ، وابسته به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است . بازتاب انتشار این کتاب در میان فعالان سیاسی واجتماعی و همچنین هواداران و رهبران و مسؤلان گذشته و حال شعبه های گوناگون چریکهای فدائی خلق ، با واکنش های متفاوتی روبرو شده است ، تا جائی که پاره ای ، از انتشار این کتاب ، به عنوان توطئه ی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای بدنام کردن و تحریف تاریخچه این سازمان یاد می کنند و برخی دیگر برخلاف دسته اول ، با نگاهی مثبت به کتاب مذکور می نگرند و آنرا حاوی اسناد و مدارکی واقعی می دانند که نویسنده یا نوسندگان کتاب با دسترسی به آرشیو ساواک که اینک در اختیار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است ، بدست آورده اند . در این میان اظهار نظر آقای فرخ نگهدار، رهبر سابق فدائیان خلق ، از همه جالب تر است که موضوع این نوشتار می باشد .

آقای فرخ نگهدار در مقاله ای که اخیراً تحت عنوان " درباره کتاب " چریکهای فدائی خلق" به رشته تحریر در آورده است در تکمیل سیاست های قبلی خود در قبال جمهوری اسلامی ، گام دیگری هم می دارد و بر تاریخ نگاری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بدون اینکه به اهداف پلید رژیم تبهکار اسلامی در این خصوص توجه نماید ، مُهر تأیید میزند و به وضوح اعلام می دارد که : تمام اسناد و مدارک ارائه شده در این کتاب هزار صفحه ای ، حاصل تلاش نویسنده ی این کتاب است برای « بازیافت حلقه های گم شده ی رویدادها است » !!! به زعم آقای فرخ نگهدار وزارت اطلاعات رژیمی که دهها سازمان و گروه سیاسی و اجتماعی را قلع و قمع کرده و هزاران نفر از اعضاء و هواداران این گروهها را اعدام و مخفیانه در گورهای دسته جمعی و فردی در زیر خاک پنهان کرده است گویا اینک نگران محو شدن تاریخچه گروههای سیاسی ایران است که به نگارش و حفظ تاریخچه آن گروهها همّت گمارده است !!!

آقای فرخ نگهدار درمقاله خود با عنوان "درباره کتاب چریکهای فدائی خلق" از جمله چنین می نویسد :

« کتاب "چریک‌های فدائی خلق" محصول مطالعه و واشکافی دهها هزار صفحه سند و مطلب و نیز انبوهی از تلاش‌ها و تجسس‌ها و تحلیل‌ها برای بازیافت حلقه‌های گم شده‌ی رویدادهاست. نکته قابل ملاحظه در کار پژوهشگر آنست که او، جز در چند مورد معین که پائین تر به آنها خواهم پرداخت، ساختار ارزشی ذهن خود را مبنای بازنگاری رویدادها قرار نداده است. من با خواندن کتاب قانع شدم که شخص وی - به انگیزه‌های وزارت مطبوع وی نمی‌پردازم - به انگیزه رد یا اثبات صحت ایدئولوژی اسلامی، یا حقانیت اندیشه مارکسیستی، یا طرز فکر لیبرالی، دست به قلم نبرده است. مجاب نیستم که او رویدادها را پس از عبور از منشور بستگی‌ها و تعلقات حزبی و سیاسی خود، گزین کرده و کنار هم چیده است. دست مایه اصلی کار نویسنده اوراق بازجویی‌ها و مکاتبات درونی ساواک است. با این حال نویسنده به انتشارات سازمان چریک‌های فدایی خلق نیز رجوع و تکیه داشته است. حجم اطلاعات نویسنده و به خصوص حضور ذهن و احاطه او بر چگونگی ارتباط رویدادها و نیز استعداد او در تشخیص صحت و سقم یک اعتراف، یک خاطره، یا یک سند، قابل ملاحظه است.»

 بدین ترتیب آقای نگهدار پس از خواندن کتاب "چریکهای فدائی خلق" که با اراده وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به رشته تحریر در آمده و منتشر شده است ، قانع می شود که نویسنده یا نو یسندگان این کتاب در نهایت بی طرفی !! دست به قلم برده اند و انگیزه های ایدئولوژیک و سیاسی خود را در نگارش این کتاب دخالت نداده اند !! به زبان ساده ، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در تهیه و تنظیم و انتشار تاریخچه فدائیان خلق ، از جاده صداقت و بیطرفی منحرف نشده است !! برای همین آقای نگهدار وقتی می بیند کتابی که با این دقت ! و بیطرفی ! نوشته شده است تعجب می کند که چگونه کسانی مثل اینجانب که تعدادشان هم کم نیست ، به انتشار چنین کتابی که به زعم ایشان حاوی اسناد معتبر است با دیده ی شک و تردید می نگرند و اصولاً تاریخ نگاری جمهوری اسلامی را بخشی از توطئه رژیم سرتا پا دروغ آخوندی می دانند برای مشروعیت بخشیدن به رژیم فاسد و تبهکاری که 30 سال است بر گُرده مردم ایران سوار شده است . ولی آقای نگهدار که از 30 سال پیش تا کنون همچنان در "خط ضد امپریالیستی امام" سرگردان باقی مانده است و البته برای هم رنگی با جماعت و عقب نماندن از قافله ، این روزها "حقوق بشر" را هم چاشنی آن خط کرده است گویا قادر به درک شک وترید ما در مورد تاریخ نگاری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیست . ایشان ادامه می دهد :

« در این چند ماهی که از انتشار کتاب گذشته است با ده‌ها تن از خوانندگان آن بحث و گفتگو داشته‌ام. اولین سئوالی که برای اکثریت قریب به اتفاق خوانندگان مطرح بود این بود که "هدف حکومت از انتشار این کتاب چیست؟" کسی را ندیدم که کتاب را کار آقای محمود نادری بداند و به نیک و بد کار او بیاندیشد. تقریبا همه کس تلاش می‌کرد مطالب کتاب را با مواضع حکومت مربوط ببیند و دنبال این سوال بود که "چرا این‌ها را نوشته‌اند و چرا آن‌ها را ننوشته‌اند." آیا اگر دسترسی به اسناد در اختیار همگان بود باز هم شک‌ها و شبهه‌ها همین قدر فراگیر بود؟»

و برای رفع چنین شک و شبهه ای است که آقای فرخ نگهدار ، از روی شفقت و دلسوزی به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی پیشنها د می کند که راه و روش "ملل راقیه" اروپائی را در پیش گیرد و پس از انقضای مدت مشخصی ، اسناد محرمانه را در اختیار عموم قرار دهد تا جای سئوال و سؤظن برای کسی باقی نماند !! و بدخواهان ضد انقلابیونی نظیر اینجانب ، بیهوده جمهوری اسلامی را به دروغ گوئی متهم نسازند !!!

آقای نگهدار بجای پاسخ دادن به سئوالی که برای تمام خوانندگان کتاب یاد شده مطرح است که : چرا وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی چنین کتابی را منتشر کرده است ، مسئولان رژیم را نصیحت می کند و تلاش دارد که آنان را به راه راست هدایت کند . ایشان چنین ادامه می دهد :

« در انگلستان درست ۳۰ سال که از عمر یک سند محرمانه دولتی گذشت دسترسی به آن به حقی همگانی بدل می‌شود. اگر چنین قانونی در کشور ما هم وجود داشت نیک و بد کار محققان به حساب خود آنها و نه به حساب دولت ریخته می‌شد.آقای نادری هرچه می‌نوشت "غرض‌آلود" دیده می‌شد و از این هیچ گریزی نیست. ایکاش فضای رابطه دولت با مخالفین، به دشمنی آلوده نبود. ایکاش حکومت ایران نیز، مثل ملل راقیه، برای همه محققان، به خصوص دانشگاهیان، برای دسترسی به اسناد تاریخی حقوق مساوی قایل بود. ایکاش حق انحصاری ِ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی حقی همگانی بود؛ تا خوانندگانی که با حکومت مخالفند قادر می‌شدند عینک از چشم برگیرند و عیار حقیقت نویسی را ، نه بر اساس شناختی که از سران حکومت دارند ، بلکه به استناد اسناد و ادله‌ی عرضه شده، بسنجند. »

اینکه آقای نگهدار و همفکرانش که روزگاری کاخ کرملین شوروی را کعبه آمال خود قرار داده بود و در این راه ، سازمان جوان چریکهای فدائی خلق را متلاشی کرده و پاره ای از آنرا به گردونه ی اردوگاه ورشکسته محبوب خود وصل کردند و اینک پس از سه دهه اقامت در کشورهای اروپائی و امریکائی به این درجه از واقع بینی رسیده اند که مکانیسم های یک جامعه مدنی و قانون مدار را درک نمایند البته که امر خوبی است و از این جهت باید آنان را مورد تشویق قرار داد اما از رژیم جهل و جنون جمهوری اسلامی توقع داشتن که مانند دولت های اروپائی عمل نماید اگر فریب کاری نباشد در بهترین حالت ، یک ساده لوحی محض است و حکایت از این دارد که پس از گذشت 30 سال ، هنوز پاره از "روشنفکران" ایران ، یا از درک ماهیت رژیم جمهوری اسلامی عاجز اند و یا اینکه در سیاست بازی و فرصت طلبی آنقدر غوطه ور شده اند که حاضرند حتی تاریخ را هم به وسیله ای برای سیاست بازی های خود تبدیل نمایند .

آخر رژیمی که 30 سال است مشغول ویران گری و نابود ساختن تاریخ و فرهنگ و تمدن ایرانی است به امید اینکه بر ویرانه این کشور ، وحشی گری ها و بی تمدنی های قبیله ای خود را در قالب "تاریخ و تمدن اسلامی " به مردم تیره روز این سرزمین حقنه کند ، رژیمی که از هر چه نام و نشانی از انسانیت و ایرانیت در آن وجود داشته باشد متنفر است و به قلع و قمع و ریشه کن ساختن آن می پردازد ، رژیمی که حتی نمی تواند امضای تعدادی از زنان و دختران ایران را بر روی یک ورقه کاغذ مبنی براینکه آنها با تعدّد زوجات ( چهار زن عقدی و بینهایت صیغه برای مردان) مخالف اند ، تحمل کند و به چنین در خواست انسانی و عادلانه نیمی از جمعیت ایران ، با زندان و شلاق و محرومیت از تحصیل پاسخ می گوید ، و رژیمی که حتی حاضر نیست پس از سه دهه که جنایات بزرگ اش می گذرد ، گور هزاران دگراندیش را به خانواده هاشان نشان دهد ، چنین رژیمی چگونه می تواند در مورد گروههای سیاسی ایران ، بیطرفانه و بدون غرض ورزی به تاریخ نگاری بپردازد ؟ بنابراین قبل از هر نقد یا تحقیق و بررسی در مورد صحت و سقم اسناد و مدارکی که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ، در کتاب "چریکهای فدائی خلق" ارائه داده است ، باید در جستجوی پاسخی برای این سئوال بود که چنین رژیم تبهکاری با چه هدف و منظوری ، فرد یا گروهی را مأمور تاریخ نگاری در مورد یک گروه سیاسی می کند ؟ بعلاوه اگر قرار باشد که تاریخچه فدائیان خلق به رشته تحریر در آید ، چه کسی بهتر از اعضاء ، رهبران و مسئولان سابق آن سازمان که خود مستقیماً و از نزدیک ، در جریان سیاستها و عملکرد های آن سازمان قرار داشته اند می توانند این مهم را به انجام رسانند ؟ ولی آقای نگهدار و همفکران ایشان که به مدت 30 سال ، حتی از ارائه یک جمعبندی جامع و کامل از سیاست ها و عملکرد های سازمان خود در قبل و بعد از غائله 57 طفره رفته اند و یا اگر چیزی در این مورد به رشته تحریر در آورده ا اند جز سفسطه و مغلطه و فرار از حقیقت نگاری چیزی نبوده است امروزه برای توجیه این طفره روی و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتی که بر عهده شان است ، مردم ایران و نسل جوان و خرد ورز این کشور را به تاریخ نگاران جمهوری اسلامی حواله می دهند . در این میان کسی هم نیست که یقه این آقایان را بگیرد و از آنان سئوال کند که چگونه است آنجا که شما بخواهید ژست انقلابی گری به خود بگیرید و از افتخارات گذشته خود یاد کنید ، مدال های "چریکهای فدائی خلق" را بر سینه می زنید و آنجا که صحبت از شفاف سازی گذشته و مسئولیت پذیری و پاسخگوئی و گزارش دهی به مردم ایران به میان آید زیرکانه طفره می روید و به تأیید اسناد منتشره از طرف وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بسنده می کنید ؟ !!

آقای فرخ نگهدار چنین ادامه می دهد :

« کسانی چون من که خود در دهساله قبل از انقلاب از دور و نزدیک شریک یا شاهد فراز و نشیب‌ها، شور و شوق‌ها و و رنج‌ها و زجرهای فدائیان برای زنده نگاه داشتن سازمان خود بوده‌ایم، یادمانده‌ها و خاطره‌های تلخ و شیرین ایام جوانی‌مان با اکثر روایات آقای نادری ناهمساز نیست. بسیاری از گزارش‌های کتاب، با روایاتی که من خود شاهد آن بوده‌ام، و نیز با روایاتی که از نبردهای فدائیان با ساواک و دستگاه سرکوب در زندان‌ها نقل می‌شد تطابق دارد. گزارش‌های مربوط به ضعف و قوت دستگیر شدگان در زیربازجویی‌ها و در جریان شکنجه‌ها تقریبا همان‌هاست که ما در سال‌های قبل از انقلاب می‌دانستیم. تا آنجا که من دقت کرده‌ام نویسنده به استناد بازجویی‌ها، عمد نداشته ، فرد گروه و یا گرایش خاصی را در میان طیف فعالین فدائی زشت‌تر یا جذاب‌تر از آنچه وجدان عمومی زندان عرضه می‌کرد عرضه کند......»

ملاحظه می کنید که آقای نگهداری که ظاهراً اینجا و آنجا به خط مشی گذشته فدائیان خلق انتقاد می کند برای خوش آمد اراذل و اوباش جمهوری اسلامی از یکطرف و فریب دادن نسل جوان ایران از طرف دیگر ، در این قسمت با حرارت و افتخار از "نبردهای فدائیان با ساواک و دستگاه سرکوب" سخن می گوید . "نبرد های فدائیان" انسان را بی اختیار بیاد "نبرد استالینگراد" و یا "نبرد برلین" در جنگ جهانی دوم می اندازد . من در این نوشته نمی خواهم راه و روش مبارزه چریک شهری را که فدائیان خلق آنرا از امریکای لاتین نسخه برداری کردند به چالش بگیرم و نشان دهم که این شیوه انحرافی مبارزه ی روشنفکران جدا از مردم که اساساً برترور و تخریب پایه گذاری شده بود ، در آن سالها چه آسیب های جبران ناپذیری به جنبش روشنفکری و جامعه مدنی ایران وارد کرد و چه نیروئی را از روشنفکران مبارز و جان برکف را بیهوده به هدر داد . همین قدر اشاره کنم دیکتاتوری شاه که آقای نگهدار و سایر کسانی که تا به امروز برای توجیه و قداست عملیات تروریستی سازمان خود در آن دوران بهانه می کنند توجیهی عقلانی و قابل قبول نمی باشد و پایه تئوریک آن بر آب است که در این مختصر جای بحث پیرامون آن نیست و من تصور نمی کنم آقای فرخ نگهدار که در گذشته سهم مهمی در متلاشی کردن سازمان چریکهای فدائی خلق به امید شانه سائیدن به شانه کیانوری و احسان طبری ایفا نموده است از این مسائل بی خبر باشد . شاید تکرار حرف آن هنرمند فرهیخته آلمانی در اینجا بی مناسبت نباشد که گفت :

« آن کس که حقیقت را نمی داند فقط یک نادان است ولی آن کس که حقیقت را می داند اما انکار می کند ، یک تبهکار است» .

اینکه کسانی چون آقای فرخ نگهدار در جائی مبارزه مسلحانه و جنگ چریک شهری را نقد می کنند و در جای دیگر از "نبردهای فدائیان" سخن می گویند و مدالهای این سازمان را به سینه می زنند ، چیزی نیست مگر ریاکاری و فریب افکار عمومی و نسل جوان ایران . چیزی نیست مگر گذشته یک سازمان سیاسی را در هاله ای از قداست قرار دادن و نسل جوان و آزادیخواه ایران را از دست یابی به تاریخ واقعی پدرانشان محروم کردن . آقای فرخ نگهدار از پاسخ دادن به این سئوال مهم که چرا سارمان اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی کتاب " چریکهای فدائی خلق" را منتشر کرده است طفره می رود و در عوض به سنت دیرینه خود که همانا یاری رساندن به جمهوری اسلامی است جواب می دهد .

برای پاسخ دادن به این سئوال که چرا رژیمی که هزاران تن از فدائیان خلق و سایر دگر اندیشان را تسلیم جوخه های مرگ کرده است اینک به تاریخ نگاری برای آنان می پردازد نیازی نیست که همه کس مانند آقای فرخ نگهدار ، تجربه چند دهه مبارزات مخفی و علنی و عنوان رهبر فدائیان خلق در کارنامه اش باشد ، فقط کافی است که انسان بهره ی اندکی از عقل و خرد مستقل و آزاد اندیشی داشته باشد تا بداند که چرا رژیم تبهکار جمهوری اسلامی دست به نیرنگ تاریخ نگاری می زند .

1 - حکومتی که بنیادش بر دروغ نهاده شده است ، امام اش دروغ ، اسلام اش دروغ ، جمهوری اش دروغ ، انتخاباتش دروغ و همه چیزش از بیخ و بن دروغ است برای مشروعیت بخشدن به حکومت خود چاره ای ندارد که بطور مستمر و سیستماتیک رژیم گذشته را نفی نماید و در مذمت آن رژیم و جنایات ساواک نوحه سرائی کند غافل از آنکه مردم ایران بخوبی می دانند که مقایسه ی شکنجه و جنایات ساواک با جنایات و تبهکاری های رژیم آخوندی آخوندی مقایسه فیل و فنجان است . شاهدان زنده جنایات این رژیم خوب میدانند که در سالهای 60 فقط در یک روز معادل تمام دوران حکومت شاه ، اعدام صورت گرفته است .

2 - پس از گذشت 30 سال از عمر ننگین حکومت خون و دروغ ، در ایران نسل جوانی سر برآورده است که تشنه دانستن و آگاهی است . این نسل می خواهد بداند که پدرانشان چگونه می اندیشده اند و چگونه برای آزادی و عدالت و رفع تبعیض ها مبارزه می کرده اند ؟ در غیاب تاریخ معتبر و تحلیل های حقیقی و بیطرفانه از گذشته ، رژیم جمهوری اسلامی و وزارات اطلاعاتش سعی می کند به این نیاز نسل جوان را آنگونه که در جهت مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامی باشد پاسخ دهد .

3 – وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ، می خواهد یک مشت برگ بازجوئی ساواک از زندانیان سیاسی را به عنوان تاریخچه یک سازمان سیاسی جا بزند و این شیوه ی مبتذل آسان نگری به مسائل سیاسی و اجتماعی را به عنوان "تاریخ نگاری" در میان نسل جوان و خرد ورز ایران رواج دهد . بنابراین وقتی کسانی مانند آقای فرخ نگهدار یافت می شوند که بر اینگونه "تاریخ نگاری" رژیم آخوندی صحه می گذارند ، دانسته کمکی کرده اند به وزارت اطلاعات رژیم ، برای رسیدن به هدف اش . برگه های بازجوئی و اظهار نظر شکنجه گران ساواک در مورد یک زندانی سیاسی فاقد هرگونه ارزش تاریخی و قانونی است ، وزارت اطلاعات رژیم اسلامی موذیانه می خواهد به اینها وجهه تاریخی بدهد تا فردا بتواند با استفاده از همین شیوه و بنام "تاریخ نگاری" به تخریب شخصیت آزادیخواهان و تحریف رویدادهای تاریخی بپردازد .

4 - رژیم جهل و جنون اسلامی رژیمی است پنهان کار و غیر مسئول و غیر پاسخگو . وزرات اطلاعات این رژیم با انتشار اوراقی از آرشیو ساواک که امروزه این اوراق برای رژیم خطری را در بر ندارد می خواهد در میان نسل جوان این توهم را بوجود آورد که علیرغم ماهیت این رژیم ، "مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی" در زمینه تاریخی شفاف عمل می کند بنابراین می توان از این پس به انتشارات این "مؤسسه" اعتماد کرد !! بخصوص که رهبر سابق فدائیان نیز کتابی را که این "مؤسسه" منتشر کرده است بر صحت و بی طرفانه بودن "اسناد" آن تأکید کرده است .

5 - اسناد و مدارک منتشره از طرف وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در کتاب " چریکهای فدائی خلق" ناظر است بر یک دوره مشخص 5 - 6 ساله از تاریخ معاصر ایران ، دوره ای که دو گروه فدائیان خلق و مجاهدین خلق ، به امید شکستن جّو خفقان و دیکتاتوری شاه به "ترور انقلابی" و بمب گذاری روی آوردند که این شیوه مبارزه نه تنها جّو خفقان را نشکست و "توده ها" را به حرکت در نیاورد بلکه تسمه های دیکتاتوری و خفقان رژیم شاه را محکم تر کرد . در این دوره و در ارتباط مستقیم با "مبارزه مسلحانه" است که اعمال خشونت و شکنجه ساواک بطور بی سابقه ای افزایش پیدا می کند . کسانی که قبل و بعد از آغاز مبارزه مسلحانه فدائیان و مجاهدین خلق ، زندانهای رژیم شاه را تجربه کرده اند می توانند شاهدی بر این ادعا باشند . تاریخ نگاران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اینک قصد دارند برای مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامی خود این دروه از خشونت و شکنجه های طاقت فرسای ساواک را به تمام دوران حکومت شاه تعمیم دهند که این خود نیز دروغی دیگر و تحرف تاریخ است ، ولی ظاهراً بقایای چریکهای فدائی و مجاهدین خلق و از جمله آقای فرخ نگهدار و آقای مسعود رجوی برای توجیه مشی مسلحانه سازمان خود در آن دوران و حقانیت بخشیدن به کج اندیشی های خود ، از این تحریف تاریخی که بوسیله وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی صورت می گیرد رضایت دارند و از ترس اینکه مبادا به طرفداری از رژیم شاه متهم گردند !! تحریف تاریخ را در این مورد جایز می شمارند .

6 – وزارت اطلاعات رژیم با انتشار چنین "اسناد" ی می خواهد قدرت دستگاههای اطلاعاتی و ضعف نیروهای آزادیخواه را نشان دهد و بدین ترتیب یأس و نومیدی و ترس و خفقان را در جامعه نهادینه کند . می خواهد به نسل جوان ایران این پیام را برساند که اگر ساواک رژیم شاه از چنان نیروئی برخوردار بوده است پس بدانید که دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی که از حمایت "امدادهای غیبی" و " سربازان امام زمان" نیز برخوردار است هزار بار از ساواک شاه قوی تر می باشد و هیچ نیروی مخالفی قدرت مقابله با نیروهای امنیتی رژیم ولایت فقیه را ندارد غافل از آنکه اگر مردم ایران عزم خود را برای برچیدن رژیم نکب بار ولایت فقیه جزم نمایند و در جنبش های اجتماعی و مدنی که هم اینک جوانه هایش در حال روئیدن است یکپارچه و متشکل به حرکت درآیند ، از نیروهای امنیتی رژیم هیچ کاری ساخته نخواهد بود . نیروهای امنیتی رژیم فاشیستی و سرکوب گر اسلامی فقط در مقابل گروههای پراکنده و جدا از مردم میتواند کارائی داشته باشد .

و شما خواننده این نوشته نیز می توانید در پاسخ به این سئوال که چرا وزارت اطلاعات رژیم خون و جهل کتاب "چریکهای فدائی خلق" منتشر کرده است علت های دیگری را هم بر این مواردی که من در اینجا ذکر کردم اضافه کنید تا شاید آقای فرخ نگهدار بفهمد که آزاد اندیشان ایران آنقدر کُودن و خرفت نشده اند که ندانند ایشان و همفکران شان چه می گویند و چه می خواهند .

و حرف آخر اینکه برای خنثی کردن توطئه تاریخ نگاری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که دروغ دیگری است از رژیم دروغ جمهوری اسلامی ، هیچ راهی مفید تر و مؤثر از این نیست که اعضاء و هواداران سابق احزاب و گروههای سیاسی سنتی ایران ، آستین های خود را بالا بزنند و با نوشتن تاریخچه واقعی احزاب و سازمانهای خود ، کاری را که رهبران این گروهها برای حفظ موقعیت پوشالی خود تا کنون به تعویق انداخته اند به انجام برسانند و گذشته را چراغی سازند فرا راه آینده ی نسل جوان و تشنه آزادی و عدالت اجتماعی در ایران .

25 مهرماه 1387

16 اکتبر 2008

انتشار از: