اعتراض به انتخابات قلابی به سبک وسیاق اصلاح طلبی اسلامی

در جواب "نهضت آزادی ایران " باید گفت که مصدق پیش کشتان آقایان ، آیا در میان نامزدهای به اصطلاح اصلاح طلبان حتی کسی مانند بازرگان را سراغ دارند که وقتی در مجلس شورای اسلامی یکی از زنان سرتا پا سیاه پوش که فقط یک چشمش از زیر حجاب اسلامی پیدا بود در دفاع از خط امام شروع کرد به بد زبانی و برچسب زدن به بازرگان و بازرگان در آخر جوابش را فقط دریک جمله داد

اگر کمی به گذشته بازگردیم و به نطق ها و مصاحبه های خمینی در زیر درختان سیب نوفل لوشاتو که نگاه کنیم همه اش وعده و وعید است به مردم ایران برای برگزاری انتخابات آزاد و تشکیل مجلس مؤسسان ، او که به درستی دریافته بود یکی از خواسته های مردم ستمدیده ایران پس از انقلاب مشروطیت ، انتخابات آزاد بوده است با انگشت گذاردن براین خواسته ی برحق و قانونی مردم و تأکید مدام بر روی آن ، اعتماد مردم ایران بدست آورد اما در فردای انقلاب 57 تمامی قول وقرارها فراموش گردید و خیانت به اعتماد مردم وخدعه گری آخوند آغاز شد . مردم ایران به فرمان "امام" در مقابل گزینه "جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و یک کلمه کمتر" قرار گرفتند ، مجلس خبرگان آخوندی به جای مجلس مؤسسان نشست و مجلس شورای اسلامی به جای مجلس شورای ملی به مردم ایران حقنه شد. انتخابات نیز مانند سایر چیزهای دیگر رنگ و لعاب اسلامی به خود گرفت و باز به فرمان "امام امت" ، شرکت در انتخابات و رأی دان به "فریضه دینی" برای مسلمانان تبدیل گردید اما انتخاب شدن فقط و فقط در صلاحیت خواص و خبرگان و چکیده از صافی های بیت رهبری قرار گرفت در عین حال در بوق های تبلیغاتی و هزاران منبر ومحراب تزویر وریا دمیده شد که شرکت نکردن در انتخابات مساوی است با " طاغوتی بودن و ضد انقلاب بودن و نوکر امریکا بودن" .

درفردای نخستین انتخابات اسلامی حمله و هجوم اراذل و اوباش به روشنفکران و دگراندیشان با این شعارکه : « کسی که رأی نداده حق نظر نداره » آغاز شد . مردم ایران تازه متوجه می شدند که بر طبق فتاوی آخوندهای تازه به قدرت رسیده و حکومت نوپای اسلامی ، در کشور خود حتی آنقدر آزاد نیستند که در بتوانند بدون برچسب خوردن و متهم شدن، در"انتصابات اسلامی" شرکت نکنند.

حکومت نوپای اسلامی که در کنفرانس گوادالوپ و با دلالی و واسطه گری اطرافیان دیروزی امام و ملی – مذهبی های امروزی و برای مقابله با تغییرات دمکراتیک و بنیادی در ایران ، با سازشی بین مرتجعین ایران وجهان خواران شالوده اش ریخته شده بود به محض اینکه پای خود را محکم کرد قتل عام و نسل کُشی دگراندیشان وروشنفکران ایران آغازنمود و هر مخالفی را از دَم تیغ گذراند . قاتلان و شکنجه گران برای مدتی کوتاه همگی دست در دست یگدیگر و سرشار از باده ی پیروزی بر اجساد هزاران تن از فرزندان رشید و آزادیخواه این مرز وبوم رقصیدند تا اینکه بر سر سهم خواهی در قدرت و ثروت با یکدیگر اختلاف پیدا کردند . 20 سال گذشت و از خاکستر دهها هزار دگراندیش زن و مرد و نوجوانانی که طعمه فاشیسم آخوندی شده بودند نسل جوانی سر برآورد که این نسل جوان دوباره آوای آزادیخواهی پدران خود را سرداد . در تمام این سالها خیمه بازی انتخابات اسلامی نیز در کشور بلادیده ما ادامه داشت و هر از گاهی به زور ترس و تهدید ، مردم بی بینوا را به پای صندوق های رأی کشاندند و نداشتن مُهر انتخابات را در شناسنامه ، شاخص "ضدانقلاب" و محرومیت ها و تبعض ها قرار دادند . نگارنده این سطور خوب بیاد دارد که برخی از گروههای مخالف جمهوری اسلامی در آن سالها مُهرهای تقلبی انتخابات جمهوری اسلامی درست کرده بودند که از آن مُهرها برای ممهور کردن شناسنامه کسانی که در انتخابات شرکت نکرده بودند و در عین حال نمی خواستند از طرف دوایر دولتی و یا مراکز آموزشی مورد تبعیض قرار گیرند و اتهام "ضدانقلاب" و "نوکرامریکا" بر آنان وارد شود استفاده می کردند و بدین گونه خود را هم رنگ جماعت می کردند تا ازتعرض اراذل و اوباش حکومتی در زمینه انتخابات در امان باشند تا اینکه در سال 1367 هنگامی که یکی ازمریدان و پیروان خط امام با چهره اصلاح طلبی ومخالفت با تحجر قرون وسطائی سایر آخوند ها وارد کارزار انتخابات اسلامی گردید و قرار شد با آخوندی که از طرف بیت رهبری حمایت می شد به رقابت بپردازد ، مردم ایران در مخالفت با رهبر و ولی فقیه یکی از شگفت انگیزترین حرکات سیاسی خود را در سالهای اخیر به معرض نمایش گذاردند و رأی خود را به خاتمی که با وعده های دمکراسی و حقوق بشر و جامعه مدنی و پیشرفت وترقی به میدان آمده بود دادند غافل از اینکه اینها همه دامی بودند برای فریب مردمی که زیر سلطه منحوس حکومت اسلامی جانشان به لب رسیده است . سر انجام پس از هشت سال ، دولت سید خندان کسی که جامعه مدنی و دموکراسی و حقوق بشر را به مردم ایران وعده داده بود انتخابات دروغین دیگری را که حتی فریاد بسیاری از شیوخ وسادات خط امام را به آسمان بلند کرد به مرحله اجرا در آورد که نتیجه اش موجودی شد بنام احمدی نژاد که تحت رهبری های نمایندگان "امام زمان" کشور و ملتی را امروزه در آستانه نیستی و نابودی قرار داده است .

از زمان به روی کار آمدن دار و دسته احمدی نژاد که ذوب شده در ولایت فقیه اند و الهامات غیبی خود را از مستقیماً از بیت رهبری و چاه جمکران می گیرند دایره خودی ها هر روز تنگ تر شده است بطوریکه امروزه حتی پاره ای از یاران غار خمینی و سر کردگان "خط امام" نیز از این دایره به بیرون پرتاب شده اند و آنان را در گردونه ی قدرت ببازی نمی گیرند . چانه زنی های آخوندهائی از قبیل رفسنجانی و خاتمی و کروبی در دلان های قم و بیت رهبری برای سهیم کردن دارودسته های خود در قدرت سر انجام به اینجا منتهی گردیده است که فقط در یک سوم از حوزه های "انتخابات" برای مجلس هشتم اسلامی امکان رقابت به دارودسته های به اصطلاح طلب داده شده است یعنی تکلیف دو سوم از کرسی های مجلس شورای آخوندی از هم اکنون روشن شده است و دعوا بر سر یک سوم باقی مانده است که آبروباختگانی در هیأت "اصلاح طلب" به جنب وجوش افتاده اند .

در یک چنین بازار مکاره مضحکی است که سید خندان رقابت در همین یک سوم حوزه ها را هم غنیمت شمرده و مردم ایران را به شرکت در انتخابات فرا می خواند و کسی هم نیست که از ایشان سئوال کند شما وقتی که تمام مجلس و دولت را یکجا در اختیار داشتید چه گُلی بر سر این ملک و ملت زدید که حالا می خواهید با وارد کردن چند نماینده از دارودسته خود به مجلسی که ولی فقیه از پیش مُهره های آنرا چیده است به سر مردم درمانده ایران بزنید ؟ سید خندان که این روزها ازمردم ایران می خواهد برای "دفاع از خط امام" در پای صندوق های رأی حاضر شوند و از انحراف انقلاب اسلامی جلوگیری نمایند نمی داند که آنچه که این روزها در صحنه ی جدال بر سر چند کرسی بیشتر یا کمتر جریان دارد تبلور وچکیده ای است از "خط امام" . سید خندان نمی داند ویا اینکه نمی خواهد بداند که احمدی نژادها و مصباح یزدی ها و جنتی ها و لاجوردی ها همه جلوه هائی از خط امام اند و اسلامی که سی سال است بر ایران حکم می راند .

"نهضت آزادی" و برخی دیگر از "ملی – مذهبی" ها که در هفته های اخیراز جفای "شورای نگهبان" و ظلمی که بر آنان رفته است مرثیه سرائی ها کرده و ناله ها نموده بودند و گاهی در مورد عدم "وجاهت قانونی و مشروعیت انتخابات مجلس هشتم" سخن می گفتند و با ایماء و اشاره به بیت رهبری هشدار می داند که از شرکت در یک چنین انتخاباتی خود داری خواهند کرد اینک با نزدیک شدن روز موعود از این صحبت می کنند که فقط در حوزه هائی حضور خواهند یافت که امکان رقابت به آنان داده شده است ! این چنین عناصر فرصت طلبی که حتی حاضر نیستند مردم را در تحریم این خیمه شب بازی رسوا همراهی کنند لابد انتظار دارند که مردم به آنان اعتماد کنند ویکبار دیگر فریب آنان را بخورند ، اینکه چرا این اصلاح طلبان قلابی نمی توانند بند ناف خود را از بیت رهبری و جمهوری اسلامی جدا کنند و به صف مردم ایران بپیوندند علت اش کاملاً روشن است ، 29 سال پیش از این اراذل و اوباش حکومتی و پس از اولین انتخابات حکومت اسلامی در کوی و برزن نعره کشیدند که : « کسی که رأی نداده حق نظر نداره » . اینها به درستی می دانند که اگر با مردم ایران همراه و همزبان شوند در فردای انتخابات مجلس هشتم از جانب بیت رهبری ، مُهرخیانت و جاسوسی بر پیشانی شان خواهد خورد و دیگر جائی در میان خودی های در حاشیه قدرت نخواهند داشت . برای همین است که هم می بایستی دل بیت رهبری را بدست آورند و به مردم را فریب دهند که گویا با آنان همراه اند در این خیمه شب بازی شرکت نمی نمایند .

ببینید "نهضت آزادی" در این مورد چه می گوید :

« نهضت آزادی ایران با وجود مشاهده گزارش موارد پر‌شمار نقض آزادی و سلامت انتخابات و غیر رقابتی بودن انتخابات مجلس هشتم در بیشتر حوزه ها به مردم عزیز ایران پیشنهاد می کند که به منظور اعتراض به انتخابات فرمایشی، تنها در حوزه هایی که امکان رقابت موثر وجود داشته باشد به نامزدهایی رای دهند که می‌توانند با پیروی از روش و منش مدرس ها، مصدق ها، بازرگان ها و سحابی ها، شجاعانه به دفاع از حق حاکمیت ملی و حاکمیت ملت ایران پرداخته، آزادی مردمان را به مال و مقام ناچیز دنیا نفروشند.»

نگاه کنید که عوام فریبی برای بعضی ها حد ومرزی ندارد . مشتی آخوند باعمامه و بی عمامه ای که در چارچوب قوانین اسلامی و بیت رهبری می خواهد در گردونه ی قدرت حکومت اسلامی سهیم گردند را با مصدق رهبر جنبش ملی ایران مقایسه می کنند که نمونه از آزادمنشی و قانونمداری و سکولاریسم بوده است .

در جواب "نهضت آزادی ایران " باید گفت که مصدق پیش کشتان آقایان ، آیا در میان نامزدهای به اصطلاح اصلاح طلبان حتی کسی مانند بازرگان را سراغ دارند که وقتی در مجلس شورای اسلامی یکی از زنان سرتا پا سیاه پوش که فقط یک چشمش از زیر حجاب اسلامی پیدا بود در دفاع از خط امام شروع کرد به بد زبانی و برچسب زدن به بازرگان و بازرگان در آخر جوابش را فقط دریک جمله داد :

« کسی که به ما ..... بود ، کلاغ ...... دریده بود »

آقایان "ملی – مذهبی" مطمئن باشید که مصدق ها را به مجلس شورای اسلامی راه نمی دهند اگر در میان نامزدهای اصلاح طلب بازرگان هائی را می شناسید نام ببرید .

انتشار از: