خانم شیرین عبادی ، آیا موکلین بهائی شما نیز آزادند که به مذهب خود"افتخار" کنند؟

انگیزه ی این نوشتار ، بی ارج و بی مقدار کردن اقدامات بشر دوستانه و فعالیت های حقوق بشری خانم شیرین عبادی که در سالهای گذشته منشأ خدمات فروانی در این راستا بوده و در این زمینه ، خود نیز متحمل فشارها و تهدیدات رژیم فاشیستی آخوندی قرار داشته است نمی باشد .

انگیزه ی این نوشتار ، بی ارج و بی مقدار کردن اقدامات بشر دوستانه و فعالیت های حقوق بشری خانم شیرین عبادی که در سالهای گذشته منشأ خدمات فروانی در این راستا بوده و در این زمینه ، خود نیز متحمل فشارها و تهدیدات رژیم فاشیستی آخوندی قرار داشته است نمی باشد . این مقاله با هدف پالایش فرهنگ حقوق بشر و اعلامیه جهانی حقوق بشر به رشته تحریر در می آید تا شاید هشداری باشد به کج اندیشی هائی که می رود که این دستاورد جهانی بشریت متمدن را در ایران ، بی معنی و محتوا سازد تا جائی که از آن شیر بی یال و دُم اشکمی بسازد که مقبول شریعت مداران و متولیان چاه جمکران گردد ، گرچه ممکن است پاره ای از دوستداران خانم عبادی و حاشیه نشینان قدرت در داخل و خارج ازکشور که مشغول مهندسی نمودن "حقوق بشراسلامی" اند این نوشتار را خوش نیاید و هیچگونه نقدی را بر خانم عبادی تحمل ننمایند .

نگارنده ی این سطور بر این باور است که برای ترویج و نهادینه کردن فرهنگ حقوق بشر درایران و افشای کج اندیشی ها ، آزادیخواهان و مدافعان واقعی اعلامیه جهانی حقوق بشر ، موظف اند که در فضائی سالم و به دور از برچسب زنی وتخریب شخصیت انسانها ، کج اندیشی ها را در این زمینه به چالش کشند تا فرهنگ حقوق بشر آنچنانکه منظور تدوین کنندگان این اعلامیه جهانی بوده است به بازیچه دست قدرت طلبان سود جو و فرصت طلبان سیاست باز تبدیل نگردد .

صورت مسئله این است که چندی پیش و پس از اینکه خانم عبادی وکالت چند تن از هموطنان بهائی را بر عهده گرفت دستگاههای تبلیغاتی رژیم ، خانم عبادی و دختر ایشان را به داشتن گرایش به بهائیت "متهم" ساختند و در پاسخگوئی به چنین "اتهام"ی بود که ابتدا خانم شیرین عبادی و سپس دختر ایشان به شیعه بودن خویش "افتخار" کردند و بگونه ای تبری جوئی خود را از بهائیان ایران اعلام داشتند.

خانم عبادی با جاری ساختن "شهادتین" بر لبان خود یکبار دیگربر مسلمان بودن خویش تأکید نمود و دختر ایشان نیز چند روز بعد برای محکم کاری و اثبات درجه ی تقید و تعبد خود ومادرش به مذهب شیعه ، ازجمله اعلام داشت که :

« همان طور که مادرم هم اعلام نموده به شیعه بودن خود افتخار می کنم و بسیار خرسند هستم که نماز خواندن را به راهنمایی و تشویق مادرم در سن شش سالگی و بسیار زودتر از سن تکلیف آغاز نمودم .»

افتخار کردن خانم عبادی و هر شهروند دیگری به هر دین و مرام و مذهبی تا زمانی که در حوزه خصوصی و مسائل شخصی باشد قابل فهم است کما اینکه در گذشته نیز خانم عبادی به مناسبت های مختلفی پای بندی و اعتقاد خود را به اسلام اعلام داشته است که البته حق شهروندی ایشان است و ایرادی هم بر آن وارد نیست ولی زمانی که کسی آگاهانه و یا ناآگاهانه افتخار کردن به دین و مذهبی را وارد حوزه عمومی و جامعه سازد اینجا است که مشکل آفرین می گردد که متأسفانه خانم عبادی عمداً یا سهواً دچار چنین اشتباه بزرگی گردیده است .

خانم شیرین عبادی در انتخاب زمان و مکان برای "افتخار کردن" به مذهبی که به آن باور دارد و بدان معتقد است دچار اشتباه شده است . ایشان زمانی به مذهب تشیع "افتخار" میکند که اولاً رئیس "کانون مدافعان حقوق بشر" در ایران است و ثانیاً وکیل مدافع تعدادی از هموطنان ما است که به جرم بهائی بودن به زندان و شکنجه گاه حکومت اسلامی کشده شده اند تا در بیدادگاه اسلامی با اتهامات واهی به محاکمه شوند .

اگر خانم شیرین عبادی در مقام یکی از چهره های شاخص مدافع حقوق بشر در ایران و وکیل مدافع گروهی از بهائیان ایران نمی بود پُر واضح است که نیازی در به چالش گرفتن "افتخار" ایشان به شیعه بودن وجود نمی داشت ولی از آنجائی که ایشان این دو مسئولیت حقوق بشری ر ا داوطلبانه بر عهده گرفته است و کسی که در چنین موقعتی قرار می گیرد اخلاقاً نمی بایستی گفتار و رفتارش با روح و پیام اعلامیه جهانی حقوق بشر در تناقض قرار گیرد و از آنجائی که خانم شیرین عبادی ، در مقام رئیس "کانون مدافعان حقوق بشر در ایران" خود را درمحافل بین المللی ، مدافع حقوق بشر معرفی می نماید بنابراین حق شهروندی هر مدافع حقوق بشر است که رفتار و گفتار ایشان را آنجا که با فرهنگ حقوق بشر مغایرت دارد مورد نقد قرار دهد .

برای نگارنده ی این سطور به عنوان یکی از ملیون ها مدافع حقوق بشر در ایران و کسی که به سخنان اخیر خانم عبادی اعتراض دارد مسئله وقتی جدی تر می گردد که خانم شیرین عبادی "افتخار" به شیعه بودن خود را به حوزه عمومی وارد ساخته و به این هم بسنده نمی کند و اعلام می دارد که :

« به عنوان یك شیعه برای اینكه نشان بدهم اسلام دین مدارا و ملاطفت است دفاع از حقوق شهروندی بهائیان را قبول كرده‌ام.»

اظهار چنین سخنانی ، آنهم از جانب یکی از چهره های سرشناس مدافعان حقوق بشر است که نگارنده این سطور را بر آن می دارد که دوباره خوانی تک تک بند های اعلامیه جهانی حقوق بشر را به خانم شیرین عبادی و پاره از شخصیت ها و گروههای مدافع حقوق بشر در ایران و خارج از ایران توصیه نمایم و از آنان پای بندی به این سند تاریخی را تقاضا نمایم .

برای اطلاع مدافعان حقوق بشر در ایران و کسانی که تلاش دارند از درون "فقه جعفری" و شیعه "اثنی عشری" حقوق بشر اسلامی استخراج کنند در اینجا فقط دو ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر را نقل می کنم و امیدوارم که این دسته از مدعیان دفاع از حقوق بشر این دو بند از اعلامیه حقوق بشر را با دقت بخوانند :

ماده دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر :

« هرکس می تواند بی هیچگونه تمایزی ، به ویژه از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دین ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر ، و همچنین منشأ ملی یا اجتماعی ، ثروت ، ولادت و یا هر وضعیت دیگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در این اعلامیه بهره مند گردند .»

ماده سی ام :

« هیچیک از مقررات اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نباید چنان تفسیر شود که برای هیچ دولت ، جمعیت یا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بین بردن حقوق و آزادی های مندرج در این اعلامیه ، فعالیتی انجام دهد و یا به عملی دست زند. »

همین دو ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر کافی است که ما را به آرمان و انگیزه تدوین کنندگان این سند مهم تاریخی رهنمون شود . تدوین کنندگان خردمند اعلامیه جهانی حقوق بشر ، برای اجتناب از اختلافات و عداوت ها و جنگ ها و خونریزی ها و خشکاندن ریشه ی کینه ورزی ها و شقاوت ها بوده است که اصل را بر آزادی وبرابری کامل انسانها نهاده اند و حرمت و کرامت انسانها را به هیچ دین و مرام و مسلکی و به هیچ نژاد و رنگ و قوم و طبقه ای مشروط نکرده اند و در ماده سی ام ، راه هرگونه تعبیر و تفسیری را از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر بسته اند ولی گوئی که حتی ماده سی ام این سند تاریخی نیز هنگامیکه به کشور نگون بخت ما ایران که در فساد و تباهی فرهنگ ضدبشری آخوندی غوطه ور است وارد می شود می بایستی که تعبیر و تفسیر شود و از آن مفاهیم اسلامی استخراج شود . گوئی که همین دوماده شفاف و روشن اعلامیه جهانی حقوق بشر برای پاره ای از مدافعان ! حقوق بشر درایران حتی چهره های سرشناس قابل درک نیست !

آیا خانم شیرین عبادی ، زمانی که به شیعه بودن خود افتخار می کند و می گوید که برای نشان دادن ملاطفت اسلام !! وکالت بهائیان را قبول کرده است نمی داند که اینگونه سخن گفتن نه در شأن رئیس "کانون مدافعان حقوق بشرایران" است و نه در شأن یک حقوق دان و وکیل مدافعی که قرار است از پیروان مذهب دیگری در محکمه اسلامی آخوندی دفاع نماید ؟ مگر اعلامیه جهانی حقوق بشر، کرامت انسان را بر اصل آزادی و برابری انسانها ، فارغ از هر دین و نژاد و قوم و ملیت و طبقه ای قرار نداده است ؟ پس به میان کشیدن پای مذهب شیعه و افتخار! کردن به آن و منادی رأفت ! اسلامی شدن دیگر چه صیغه ای است که خانم عبادی از آن سخن می گوید ؟ آیا وظیفه یک مدافع حقوق بشر در ایران ، پافشاری بر احیای ابتدائی ترین حقوق انسانی و شهروندی است که توسط جمهوری اسلامی از تمام مردم ایران از هر دین و قوم و طبقه وملیتی ربوده شده است یا اینکه تلاش برای بیرون کشیدن "قرائت اسلامی" از دل اعلامیه جهلانی حقوق بشر و نشان دادن "رأفت اسلامی" ؟

زمانی که پاره از خردمندان فرهیخته جهان مشغول تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر بوده اند بدون تردید می دانسته اند که نطفه ی تبعیض و بی عدالتی و ظلم و ستم و جنگ وستیزه ها هنگامی نهاده می گردد که یک دین یا یک گروه یا یک طبقه و یا یک ملیتی بخواهد خود را برتر از سایرین بداند و برای خود حقی بیشتر از سایرانسانها قائل باشد .

از افتخار کردن به دین و مذهب و قوم و قبیله و طبقه ای و حقوق ویژه ای برای گروه خودی قائل شدن و نفی دیگران شروع می شود و به ترویج کینه و نفرت علیه غیر خودی ها و سرانجام به جنگ و ویرانی و زندان و شکنجه و اعدام غیر خودی ها ختم می شود یعنی درست همان پروژه ای که جمهوری اسلامی طی سی سال گذشته مشغول اجرای آن در ایران بوده است و مردم ایران بخوبی با این نوع تمامیت خواهی برای مذهب تشیع در ایران که شریعت مداران حاکم بدان "افتخار" کرده و می کنند آشنائی دارند .

کشتار و قتل عامی که جمهوری اسلامی از دگراندیشان ایران و پیروان ادیان و مذاهب گوناگون در طی 30 سال گذشته کرده است همه با انگیزه به انقیاد در آوردن تمام شهروندان ایرانی به زیر یوغ مذهب شیعه 1+12 امامی بوده است . "لعنت آبادها"ئی که در گوشه و کنار ایران بر پا گردیده است و هزاران هزار تن از دگراندیشان ایران و از جمله پیروان دین بهائی ، توسط جانیان اسلامی شبانه در آنجا به زیر خاک گردیده اند همه گواهی است بر جنایت تبهکارانی که مذهب خویش را بهترین و کامل ترین مذهب در دنیا تصور می کنند و هرگونه تخطی و نافرمانی از قوانین آن را مستوجب شکنجه و مرگ می دانند . متولیان چاه جمکران و اراذل و اوباش حاکم بر ایران حتی مرده و جسد بی جان دگر اندیشان و پیراوان مذاهب دیگر را نجس و ناپاک می دانند و با اعتقاد و صد البته "افتخار" به چنین باور سخیفی است که گورستان های دگر اندیشان و بهائیان ایران را که در حقیقت بزرگترین سند جنایت جمهوری اسلامی است در تهران و شهرستانها "لعنت آباد" نام نهادند که البته مردم ایران آنها را به لاله زار تغییر نام داده اند .

خانم عبادی عزیز ، در سرزمینی که شما آزادید به مذهب رسمی و دولتی آن که"افتخار" کنید و دخترتان نیز آزاد است که برای خود و شما سابقه ی تقید و تعبد به این مذهب دولتی ارائه دهد ، آیا پیروان مذاهب دیگر و کسانی که به هیچ دین و مذهبی باور ندارند نیز آزادند که به آنچه که باور دارند "افتخار" کنند ؟ مگر شما نمی دانید در سرزمینی که شما به مذهب دولتی و حاکم "افتخار" می کنید در طی 30 سال گذشته چه گذشته است و اکنون نیز در مقابل چشمان شما چه می گذرد ؟ مگر شما نمی دانید که در این کشور، هزاران هزار تن از شریف ترین و فداکار ترین جوانان اش به جرم دگراندیشی و ارتداد از مذهبی که شما بدان "افتخار" می کنید به زندان و شکنجه و اعدام محکوم شده اند ؟

به عنوان یک حقوق دان و برنده جایزه صلح نوبل و رئیس "کانون مدافعان حقوق بشر در ایران" ، خانم عبادی خوب می دانند که برای رد برچسب های بلندگوهای تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی و پاسخ گوئی به دروغ پردازی های این رژیم سرتا پا فاسد و تبهکار ، شیوه های دیگری هم می توان اتخاذ کرد و می توان در دام حکومت جهل وجنون نیفتاد و آنچه را که شریعت مداران جنایتکار دوست دارند بر زبان جاری نساخت . برای مثال در همین ماجرای اخیر ، خانم شیرین عبادی بجای "افتخار" کردن به شیعه بودن خود آیا نمی توانست به مسئله ی هموطنان بهائی ما از منظر اعلامیه جهانی حقوق بشر که امضای کشور ایران نیز در پای آن نهاده شده است به آن نگاه کند ؟ آیا نمی شد گفت که به استناد این سند تاریخی که جمهوری اسلامی نیز ملزم به اجرای آن در مورد شهروندان ایرانی است تمام ادیان و مذاهب و از جمله هموطنان بهائی ما باید از حقوق برابر برخوردار باشند ؟ آیا نمی شود گفت که در سال گذشته دهها خانه ی بهائیان در گوشه و کنار ایران به آتش کشیده شده ، خانواده های زیادی از شهر و روستای خود آواره شده اند و صدها دانشجوی بهائی ازحق تحصیل در دانشگاهها و مدارس عالی کشور محروم شده اند ؟ آیا نمی شود گفت که اتهام جاسوسی و براندازی که به بهائیان ایران زده می شود در حقیقت تلاشی است برای فریب افکار عمومی و محو ونابود ساختن بهائیان ایران که 30 سال است بطور سیستماتیک توسط حکومت شیعه ایران سرکوب می شوند .

اگر برنده جایزه صلح نوبل و رئیس"کانون مدافعان حقوق بشر در ایران" و وکیل پرونده هموطنان بهائی نتواند این مسائل را که مسلماً مورد تأیید و پشتیبانی مردم ایران و افکار عمومی جهانیان است مطرح نماید ، اگر سازمانها و نهاد های حقوق بشری ایرانی چشمان خود را بر فجایعی که 30 سال است بر بهائیان ایران روا داشته می شود ببندند و از ترس گروههای متعصب و جاهلی که مغزهایشان را با آب چاه جمکران شستشو داده اند نسبت به تبعض ها و جنایاتی که حکومت جانی شیعه اثنی عشری مرتکب می شود اعتراض نکنند و با هموطنان بهائی خود اعلام همدردی ننمایند پس چه کسی باید از حقوق شهروندی ایرانیان و اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران دفاع نماید ؟

خانم عبادی عزیز ، آنچه که حکومت جهل و جنایت در حق هموطنان بهائی ما روا داشته و می دارد مصداق نسل کُشی و جنایت علیه بشریت است که در کنار جنایات دیگر این رژیم ، پرونده قطوری را تشکیل می دهد که در آینده ای نه چندان دور در یک دادگاه بین المللی جنائی قابل رسیدگی خواهد بود گرچه دهها هزار تن از شاهدان این پرونده هولناک ، در لاله زارهای تهران و جای جای این دیار محنت بار خفته اند ولی هنوز هزاران هزار شاهد زنده این جنایات در میان ما زندگی می کنند و دادخواست خود را تسلیم چنین دادگاهی خواهند کرد .

خانم عبادی ، مردم ایران طی یکصد سال اخیر بهای سنگینی را پرداخت کرده اند تا به این نقطه ای که امروز در آن ایستاده اند برسند . نقطه ای که خواهان جدائی دین از سیاست و اجرای کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران باشند ، در این راه یار و مدد کارشان باشید که در حوزه های "علمیه" به اندازه کافی اسلام شناس و تفسیرگر و نو اندیش دینی وجود دارند و اگر قرار باشد "قرائت" جدیدی از تشیّعی که شما بدان "افتخار" می کنید ارائه داده شود آنان بر شما ارجحیت دارند که شما رئیس "کانون مدافعان حقوق بشر در ایران" هستید . حرمت این مقام را نگاه دارید .

25 مرداد 1378

15 آگوست 2008

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.