اراذل واوباش حاکم، برای مقابله با کدام "دشمن" آماده می شوند؟

در سفرهای استانی محمود احمدی نژاد که به منظور وعده های توخالی ، فریب دادن مردم نادان و ترویج خرافه پرستی و موهومات در گوشه و کنار کشور ایران صورت می گیرد ، این رئیس جمهور اسلامی که درس روضه خوانی و شیادی را در مکتب استادان شیاد خود بخوبی فرا گرفته است ، درجمع مردم درمانده شهرها و روستاها به روضه خوانی می پردازد و شکم های گرسنه ی توده ی محروم را به ظهور "مهدی موعود" ی که قرار است با ظهور خود ! جهان را مملو از عدل و داد !! نماید ، بشارت می دهد .

همانطوری که می دانید در ادبیات سیاسی ایران اصطلاحی بنام "قطع ایادی بیگانه" وجود دارد که مجازاً به معنی از بین بردن و پایان دادن به نفوذ بیگانگان و عوامل آنان در ایران است نه به معنی قطع فیزیکی دست خارجیان و یا عوامل آنان . اما زمانی که آقای احمدی نژاد چند روز پیش در میان غریو شادی جمعی از هواداران خود در زنجان صحبت از قطع کردن دست و پای دشمن با چاقوی زنجان کرد ، در اینجا دیگر فقط با یک اصطلاح سیاسی مواجه نیستیم بلکه با فرهنگ وادبیات یک ایدئولوژی ضد انسانی روبرو هستیم که اتفاقاً معتقدان به آن و ازجمله احمدی نژاد به چنین مجازات هائی باور دارند و چنین مجازات هائی را به بخشی قوانین جزائی ایران تبدیل کرده اند . مجازات های وحشیانه و ضدبشری قطع دست و پا ، سنگسار کردن ، چشم کور کردن از بلندی پرت کردن ، در رودخانه و دریا خفه کردن ، تعزیر حتی الموت (شکنجه تا سرحد مرگ) و دهها نمونه دیگر از توحش و بربریت که رژیم آخوندی ایران از قبایل بدوی شبه جزیره عربستان در عصر حجر به عاریت گرفته است و همراه با بسته ی انقلاب اسلامی ، برای مردم ایران به ارمغان آورده اند . مجازات های وحشیانه ای که رژیمی تبهکار در قرن 21 و در کشوری که روزگاری مهد فرهنگ و تمدن بشری بوده است مشغول اجرای آن می باشد و براین بربریت خود افتخار هم می کند که قوانین شرع مقدس ! و"االله" را به در مورد "بندگان خطا کارخدا" ! به مرحله اجرا در می آورند .

در سفرهای استانی محمود احمدی نژاد که به منظور وعده های توخالی ، فریب دادن مردم نادان و ترویج خرافه پرستی و موهومات در گوشه و کنار کشور ایران صورت می گیرد ، این رئیس جمهور اسلامی که درس روضه خوانی و شیادی را در مکتب استادان شیاد خود بخوبی فرا گرفته است ، درجمع مردم درمانده شهرها و روستاها به روضه خوانی می پردازد و شکم های گرسنه ی توده ی محروم را به ظهور "مهدی موعود" ی که قرار است با ظهور خود ! جهان را مملو از عدل و داد !! نماید ، بشارت می دهد .

احمدی نژاد چند روز پیش در تازه ترین سفر استانی خود ، در میان مردم زنجان ، چنین گفت :

«چاقوي زنجان براي كارهايي مثل آشپزي استفاده ‏مي‌شود. اما دشمنان بدانند اگر قصد تعرض به اين كشور را داشته باشند، زنجاني‌ها با همين چاقو دست و پاي آنان ‏را قطع خواهند كرد و يك تودهني به آنها خواهند زد که راه خانه‌‏شان را گم کنند.»

‏قبل از اینکه در مورد "دشمنانی" که احمدی نژاد از آنان یاد می کند و بریدن دست و پای شان را بوسیله چاقوی زنجان وعده می دهد سخنی بگویم ، بی مناسبت نیست که دراینجا اشاره کنم به نوع فرهنگ و ادبیات احمدی نژاد که به دل هوادرانش و پاره ای ازمردم جاهل و بی فرهنگ می نشیند که در پای منبر اش با نعره های مستانه ی الله اکبر تأییدش می کنند . همان فرهنگ و ادبیات قبایل بدوی عصر حجر که با انقلاب اسلامی و توسط بنیان گذار این انقلاب ، وارد جامعه ایران شده است ، فرهنگ و ادبیاتی که در آن مدام از مرگ و خون و زجرو شکنجه و جنگ و خشنونت و آدم کشی و نفرت از غیرخودی سخن گفته می شود و با آب و رنگی انقلابی و اسلامی ، رنگ آمیزی می شود و به آن وجاهت شرعی و قانونی و انقلابی داده می شود .

احمدی نژاد که برای بیرون کردن رقبای سیاسی خود از صحنه سیاسی پوستین کهنه و خون آلود خمینی را در بر کرده است ، در هر مناسبتی خود را پیرو راستین خط امام می داند و سایرین را به انحراف از خط امام متهم می سازد و به باور نگارنده این سطور اگر خط امام را خط دروغ و ریاکاری ، خط جنون و خون ، خط ضد ایران و ایرانی و خط بازگشت به اعماق تاریخ و عصر خرافه ها بدانیم ، بدون تردید در میان وارثان ومدعیان خط امام ، احمدی نژاد یکی از صدیق ترین و با وفا ترین پیروان خط امام است و این اوست که می تواند ادعا کند که پیرو و مقلد راستین خمینی است ، این احمدی نژاد است که حتی ادبیات و نحوه سخن گفتن را از خمینی آموخته است و از در این زمینه از او تقلید می کند .

برای نمونه آیا این جملات را بخاطر می آورید؟

« من توی دهن این دولت می زنم ، من دولت تعیین می کنم » ( خطاب به دولت زنده یاد شاپور بختیار)

« کاری نکنید که بیایم تهران و قلم هایتان را بشکنم » (خطاب به روزنامه نگاران آزاد و مستقل که لب یه اعتراض نسبت به جنایات و اقدامات اولیه رژیم نوپای اسلامی گشوده بودند)

« ما برای معنویت و اسلام انقلاب کردیم نه برای اقتصاد ، اقتصاد مال خر است .» ( خطاب به کارگران ایران که درخواست های قانونی و معیشتی از حکومت جدید اسلامی داشتند)

« جنگ رحمت الهی است ، یک مشت آدم نفهم با این جنگ مخالف اند و به ما پیشنهاد می کنند که با صدام کافر صلح کنیم »

« انقلاب اسلامی ما ، یک انقلاب الهی است ، ما تکلیف داریم که این انقلاب را به همه جا صادر می کنیم »

« یک مشت صهیونیست کافر اولین کعبه مسلمین را غصب کرده اند ، مسلمانان تکلیف شرعی دارند که بیت المقدس را وفلسطین را آزاد کنند.»

« انشاالله بعد از غلبه ی سربازان اسلام بر صدام حسین کافر و زیارت کربلا به کمک برادران مظلوم فلسطینی خواهیم رفت »

« ملی و ملی گرائی مغایر با اسلام است ، ما سیلی می زنیم توی گوش ملی گراها» ( خطاب به نیروها و شخصیت های آزادیخواه و سکولار )

« به منافق و فدائی و کمونیست رحم نکنید ، اینها محارب و دشمن اسلام اند » (خطاب به نسل جوانی از آزادیخواهان و دگر اندیشان ایران که راه به قدرت رسیدن اورا هموار کرده بودند )

« انقلاب اسلامی ما ، یک انقلاب الهی است ، ما تکلیف داریم که این انقلاب را به همه جا صادر می کنیم »

« یک مشت صهیونیست کافر اولین کعبه مسلمین را غصب کرده اند ، مسلمانان تکلیف شرعی دارند که بیت المقدس را وفلسطین را آزاد کنند.»

« انشاالله بعد از غلبه ی سربازان اسلام بر صدام حسین کافر و زیارت کربلا به کمک برادران مظلوم فلسطینی خواهیم رفت »

آنچه که در بالا نقل شد نمونه ای از زبان و ادبیات خمینی است . ملاحظه می کنید که زبان و ادبیاتی که امروز محمود احمدی نژاد با آن سخن می گوید چقدر با زبان وادبیات بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران شباهت دارد ، حال در اینجا این سئوال مطرح می گردد که چرا احمدی نژاد به تقلید از مراد و مولای خود به این زبان و ادبیات سخن می گوید ؟ آیا براستی کسی که دارای تحصیلات دانشگاهی است و خود را استاد دانشگاه می داند به زبان و ادبیات دیگری نمی تواند سخن بگوید ؟ چرا پیروان صدق و مقلدان راستین خمینی ، از جمله محمود احمدی نژاد ، زبان و ادبیات بی فرهنگ ترین اقشار جامعه را برای سخن گفتن با مردم انتخاب می نمایند ؟ البته این امر نه تصادفی است و نه آنچنانکه برخی از هموطنان تصور می نمایند ازروی بیسودای . مسلماً خمینی و یا مقلدش احمدی نژاد از روی نادانی و بیسوادی چنین سبک سخن گفتنی را برای خود انتخاب نکرده اند. در حقیقت اینها به زبان لشکریان و هواداران خود سخن می گویند ، به زبان انسانهای تهی مغز و تیغ بدستی که برای فاجعه آفرینی و خون ریزی در راه "اسلام عزیز" ! با اشاره ای به سر می دوند . و چنین لشکریانی جز ازاذل و اوباش و عناصر متعصبی از اقشار وطبقات مختلف جامعه که بجز تبلغیات و یاوه های آخوندها ، هیچ نور خرد و دانشی به مغز آنان راه نیافته است کسان دیگری نیستند .

خمینی که برای نخستین بار در غائله ارتجاعی 15 خرداد 1342 به قدرت تخریبی نیروی ازاذل واوباش ایران پی برده بود پس از تکیه زدن بر اریکه قدرت و خیانت بزرگ اش به آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه ی مردم ایران در بهمن 57 ، هدف اصلی خود را بر روی جلب و متشکل نمودن اراذل و اوباش ایران متمرکز نمود ، کمیته های انقلاب که در حقیقت می توان از آنها به عنوان شالوده و اولین شکل سازماندهی حکومت اسلامی از آنها یاد کرد از همان ابتدا عمدتاً به مرکز تجمع اراذل و اوباش و لات و لوت ها و انگل های جامعه تبدیل گردید . به یک سخن می توان گفت که ساختار قدرت جمهوری اسلامی ازهمان ابتدا بر شبکه ای وسیعی از اراذل و اوباش تهران وشهرستانها استوار گردید. چنین لشکری از انسانهای بی فرهنگ و بیکار و بیعار جامعه ، زبان و ادبیات خاص خود را دارند و کسانی که می خواهند این لشکریان را رهبری نمایند باید بتواند به زبان آنان سخن گویند که پس از بنیان گذار جمهوری اسلامی بنظر میرسد یکی از کسانی که توانسته است به زبان و ادبیات اراذل واوباش ایران سخن گوید همین محمود احمدی نژاد است که آوازه بی فرهنگی ، دروغگوئی ها و لات بازی هایش از مرزهای ایران نیز گذشته است و آبروی کشور و ملتی را در دنیا بر باد داده است .

اگر نگاه کوتاهی به تاریخچه زندگی لات های معروف ، تیغ کش های پرآوازه ، باج گیران مشهور و سردسته های معروف ازاذل و اوباش در دوران معاصر بیندازید به پیوند این انگل های اجتماعی که هیچگونه نقشی در تولید اجتماعی جامعه ایران نداشته وندارند با محافل ارتجاعی مذهبی و مورد استفاده قرار گرفتن این نیروی تهی مغز اما بزن بهادر ، با انگیزه های مذهبی و برای مقابله با پیشرفت و تمدن پی خواهید برد. تمام سرکردگان اراذل و اوباش به گونه با دستگاه روحانیت مرتجع در ارتباط و پیوسته گوش به فرمان آخوندها بوده اند و برای حلال کردن باجگیری ها و دزدی ها خود همیشه "سهم امام" را به آخوندها می رسانده اند .

شعبان جعفری معروف به "شعبان بی مخ" که سرکردگی اراذل و اوباش کوتادی 28 مرداد را بر عهده داشته است از مریدان آخوند کاشانی و پیش از آن با گروه تروریستی فدائیان اسلام درارتباط بوده است که با القای رهبران مذهبی خود و با توجیه خدمت به اسلام و جلوگیری از نفوذ کمونیسم وارد صحنه کودتای 28 مرداد می شود .

طیب حاج رضائی معروف به طیب قمه کش ، یکی دیگر از سرکردگان معروف ازاذل واوباش و باج گیر میدان تره بار و چاقوکش معروف تهران ، در غائله ارتجاعی 15 خرداد ، به تحریک هیأت های سینه زنی بازار تهران و در مخالفت با برخورداری زنان ایران از حق رأی ، برای خدمت به اولاد پیغمبراسلام (خمینی) و نجات اسلام ! وارد میدان می شود و رهبری اراذل واوباش را در خیابانهای تهران بدست می گیرد که توسط رژیم شاه دستگیر و سپس اعدام می گردد و بعدها خمینی از او به عنوان " حّر اسلام " و "شهید پر افتخار اسلام" یاد کرد و اینک نام اش در ردیف پیشگامان و قهرمانان انقلاب اسلامی قرار دارد .

بنابراین درتاریخ معاصر ایران ، لات های چاقو کش و قمه بدست چه در زمان حکومت شاه و چه در دوران جمهوری اسلامی همیسه نیروی شرور و حاضر در صحنه ای بوده اند که هم سلطنت و هم رژیم اسلامی و با انگشت نهادن بر جهالت و تعصبات مذهبی شان ، از آنان در حادثه آفرینی ها و قلع و قمع آزادیخواهان و دگراندیشان ایران بطور کامل استفاده کرده اند. نسل گذشته و کسانی که حوادث اوایل انقلاب را بخاطر دارند حتماً بیاد می آورند که دسته های اراذل و اوباش که برخی از رهبران آنان هم اکنون ماسک اصلاح طلبی برچهره زده اند ، در آن روزها چه سرهائی را از آزادیخواهان ایران شکستند و چه سینه هائی را از دگراندیشان ایران دریدند . شاهکارهای ! سردسته های حزب الله انقلاب از قبیل هادی غفاری و زهرا خانم و فاطمه کماندو و غیره در اوایل انقلاب ، اراذل و اوباش را در حمله به دانشجویان و اسید پاشی بر روی زنان و دختران و آتش زدن کتابفروشی ها و دفتر رونامه ها و مجلات داستانهائی نیست که از خاطره ها محو شود و شامل ببخش و فراموش کن شود !

نسل جوان ایران نیز نمونه هائی از شاهکارهای ! حسین الله کرم و حسین شریعتمداری در جریان حوادث 18 تیر ماه 1376 ، شاهد بوده اند ، هنگامی که اراذل و اوباش حرفه ای با چوب و چماق و اسلحه گرم به خوابگاه دانشجویا ن حمله ور شدند ، دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و با نعره های الله اکبر خود ، جوانان بی گناه را از طبقات بالا به پائین پرتاب کردند و یکبار دیگر چهره ی "شرع مقدس" و مجازات های آنرا به نمایش گذاشتند .

و یادتان باشد که تنها " هنر" اراذل و اوباش ، در تمام ادوار تاریخ ، ایجاد رعب و وحشت است در جامعه و مقابله با نیروهای ترقی خواه و دگر اندیشی که خواهان تغییر در روابط و قوانین کهن اجتماعی اند .

حال که اندکی پیرامون خاستگاه اجتماعی اراذل و اوباش ، زبان و ادبیات ، پیوند تاریخی شان با محافل مذهبی و سرانجام نمونه ای هائی از اقدامات این نیروی مخرب و به غایت وحشی و ضد مردمی آشنا شدید بد نیست بدانید چرا ، احمدی نژاد که خود یکی از سران ازاذل و اوباش ایران است ، این روزها ، از"قطع دست وپای دشمنان با چاقوی زنجان" سخن می گوید و هزاران تن از اراذل و اوباش ایران را تحت پوشش "بسیج" به خیابانهای تهران و شهرستانها آورده است تا در مقابل دیدگان مردم به تمرین های نظامی بپردازند ؟ آیا این امر تصادفی است یا اینکه حوادث و جنایات جدیدی در حال تکوین و شکل گیری است ؟ البته بلندگوهای تبلیغاتی رژیم آخوندی وشخص احمدی نژاد از علت نمایش های رعب و وحشت را مقابله با توطئه "دشمنان" اعلام کرده اند اما نمی گویند که این دشمنانی که بسیجیان برای مقابله با آنان در خیابانهای تهران به مانور دادن مشغول هستند و قرار است که دست و پای آنان را با "چاقوی زنجان" قطع نمایند چه کسانی هستند ؟

همانطوریکه می دانید ، اغلب تحلیگران مسائل سیاسی و نظامی دنیا بر این عقیده اند که با انتخاب اوباما به ریاست جمهوری امریکا خطر حمله نظامی به ایران لااقل برای کوتاه مدت به تعویق افتاده است ، چون اولاً تا دوسه ماه آینده کاخ سفید واشنگتن مشغول تغییر و تحول درونی قدرت است و ثانیاً بعد از آن نیز دولت جدید امریکا ترجیح خواهد داد چند ماه دیگر هم صبر کند تا نتیجه انتخابات قلابی ایران روشن شود و معلوم سود کاخ سفید باید با چه جناحی از حکومت اراذل و اوباش به گفتگو نشیند . بعلاوه مگر نه اینکه اگر در آینده ، امریکا و اسرائیل و یا یکی از این کشور تصمیم بگیرند که به ایران حمله نظامی بکنند این حمله همانطوریکه همه ی آگاهان نظامی دنیا اعلام داشته اند یک حمله ی هوائی برق آسای هوائی خواهد بود ؟ پس اگر احتمال حمله زمینی امریکا و اسرائیل به ایران اصلاً قابل تصور نیست ، پس این همه نمایش های نظامی مسخره در خیابانهای تهران و شهرستانها برای چیست و حکومت اسلامی برای جنگیدن با کدام سربازان خیالی خارجی ، در خیابانهای ایران مشغول تمرین نظامی است ؟

راست این است و همه مردم ایران می دانند که این چنگ و دندان نشان دادن های اراذل و اوباش حکومت اسلامی نه برای مقابله با دشمن خارجی بلکه برای مقابله با مردم ایران است و سران رژیم اسلامی بهتر از هرکس دیگری می دانند آن دشمنانی که بیت رهبری از آنان سخن می گوید و خود را به ظاهربرای مقابله با آنان آماده می کنند جز مردم ستمدیده و محروم ایران که پس از 30 سال حکومت جهل وجنایت ، جان برلب شان رسیده است کسان دیگری نیستند . همه می دانند و سران اراذل و اوباش حکومتی نیز نیک می دانند که "دشمنان خارجی" فقط یک بهانه است چرا که حکومت اسلامی ، قبلاً هم نشان داده است برای حفظ"کیان اسلامی" با چنان "دشمنانی" به راحتی کنار می آید . و مگرامام راحل شان که با عزم تسخیر بیت المقدس از طریق کربلا ، جنگ بی حاصلی را با یک ملیون کشته و زخمی ، هشت سال ادامه داد و هر تقاضای صلح و آتش بسی را خیانت به اسلام اعلام داشت ، سرانجام جام زهر را به سلامتی صدام وحسین و شرق وغربی که آنهمه علیه شان شعار داده بود ننوشید ؟

راست این است که حکومت جور وستم اسلامی اراذل و اوباش بخوبی می داند برای حفظ بقای ضد مردمی خود با نوشیدن جام زهری می توان با "دشمنان" خارجی کنار آمد و سلطه ی اهریمنی خود را برای مدت دیگری دوام بخشید اما با مردم ایران است که نمی توان کنار آمد . با مردمی که 30 سال تازیانه خورده اند ، سنگسار شده اند ، آواره گشته اند ، نسل کُشی شده اند و میهن شان را در فساد و تباهی غرق کرده اند ، نمی توان کنار آمد که کنار آمدن به معنی واگذار کردن این کشور به دست مردم ایران و خود را تسلیم دادگاههای بین المللی کردن است که چنین چیزی از طرف اراذل و اوباش حاکم برایران اتفاق نخواهد افتاد ، آنچنانکه تاریخ تا کنون نمونه ای را بیاد ندارد که دیکتاتورها و جنایتکاران و متجاوزان به حقوق و آزادی های مردم با پای خود از مرکب قدرت به زیر آمده باشند و خود را تسلیم عدالت نموده باشند .

تمام کسانی که طی 30 سال گذشته ، مسئول و مسبب این همه آدم کشی و ویرانگری و تباه ساختن کشور ومردمی بوده اند خود بهتر از هرکس دیگری می دانند که دشمنان واقعی حکومت اسلامی ، قدرت های خارجی نیستند ، دشمنان واقعی این رژیم همین مردم کوچه و خیابان ایران اند که از فرط فقر و بیکاری و محرومیت و انواع تبیعض ها ، کارد به استخوان شان رسیده است تا جائی که امروزه از هرچیزی که نام ونشانی از حکومت اسلامی و قوانین شرعی داشته باشد منزجر و متنفر اند .

ترفندهای شریعت مداران اسلامی برای مقابله با این مردم جان بر لب رسیده است . و کیست که نداند اگر امریکا و یا اسرائیل و یا یکی از آنان در آینده تصمیم به انهدام تأسیسات اتمی ایران یگیرند که البته هیچ ایرانی آزادیخواهی خواهان انجام چنین حمله ای نیست ، آن حمله ، یک حمله هوائی خواهد بود و هیچگنه نیروی زمینی در آن دخالت نخواهند داشت . چنانکه جهانیان پیش از این نیز شاهد انهدام تأسیسات اتمی عراق و اخیراً سوریه توسط نیروی هوائی اسرائیل بوده اند بدون اینکه یک سرباز اسرائیلی در روی زمین با نیروهای عراقی و سوریه ای درگیر شده باشند .

تهدید های سران جمهوری اسلامی و به میدان آوردن لشکر اراذل و اوباش به خیابان ها ، فقط و فقط برای مقابله با نسل جوان و خواهان "تغییر" درایران است . برای مقابله با دانشجویان ، زنان ، کارگران و کشاورزان ، معلمان و تمام اقشار و طبقات و دین ها و آئیین ها و اقوام و عشایر مختلف ایرانی است که طی 30 سال گذشته در هر فرصتی اعلام داشته اند : خواهان برچیده شدن بساط جور وستم و تبعیض های اسلامی اند.*

جنگی با "دشمنان" خارجی در کار نخواهد بود ، جنگ این رژیم با مردم ایران است و برای مقابله با قیام مردم ایران است که این رژیم خود را آماده می کند . بازی خطرناک اتمی و وقت کُشی های این رژیم و ببازی گرفتن دنیا در این زمینه ، همه بهانه ای است برای به تأخیر انداختن مرگ رژیم اراذل و اوباشی است که تاریخ جواز مرگ آنرا در بدو تولد صادر نموده است .

4 آذرماه 1387

24 نوامبر 2008

 

• بر اساس مندرجات روزنامه های صبح تهران در تاریخ 23 نوامبر، سرلشکر رشید از فرماندهان رزمایش بسیج در تهران ، طی سخنانی ضمن تشریح اهداف این رزمایش ، عواملی که این روزها جمهوری اسلامی را تهدید می کنند به سه دسته تقسیم می کند . 1 – کاهش قیمت نفت 2 – اسرائیل و امریکا و القاعده 3 – تهدید های اجتماعی . و در بخش تهدید های اجتماعی می گوید :

« در مورد تهدید های اجتماعی نباید ساده اندیشی کرد چون ممکن است حوادثی مانند 18 تیر داشته باشیم که باید در این زمینه مراقبت کنیم.»

انتشار از: