جنگ آخوند با مراسم نوروزی را پایانی نیست

نوروز یعنی زندگی و زیبائی و شادی و نشاط ، نوروز یعنی تغییر و تکاپو و تلاش طبیعت و انسان برای نو شدن و وداع با کهنه ، نوروز یعنی خانه تکانی و زدودن گرد و غبار از جسم و جان و آراستن تن و روان با جامه های نو و زیبا ، نوروز یعنی هم نوائی و هم آهنگی با نظام شگفت انگیز هستی و سپاس و احترام به قوانین طبیعت ، نوروز یعنی دوستی وصلح و آشتی و زدودن زنگار کینه و نفرت از دلها ، نوروز یعنی رخت نو و کفش و کلاه نو ، فکر و اندیشه نو و راه و رسم نو ، نوروز یعنی دید و بازدید...

هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای

درخت سبز شد و مرغ درخروش آمد

 

نوروز یعنی زندگی و زیبائی و شادی و نشاط ، نوروز یعنی تغییر و تکاپو و تلاش طبیعت و انسان برای نو شدن و وداع با کهنه ، نوروز یعنی خانه تکانی و زدودن گرد و غبار از جسم و جان و آراستن تن و روان با جامه های نو و زیبا ، نوروز یعنی هم نوائی و هم آهنگی با نظام شگفت انگیز هستی و سپاس و احترام به قوانین طبیعت ، نوروز یعنی دوستی وصلح و آشتی و زدودن زنگار کینه و نفرت از دلها ، نوروز یعنی رخت نو و کفش و کلاه نو ، فکر و اندیشه نو و راه و رسم نو ، نوروز یعنی دید و بازدید ، خنده و شادی ، تبادل بوسه وعیدی ، نوروز یعنی شعر وشراب و رقص و پایکوبی ، یعنی روئیدن و سبز شدن و بسوی آفتاب قد کشیدن و جسم وجان را درچشمه ی خورشید از آلودگی ها پاک ساختن و بالاخره نوروز یعنی سمفونی زیبای رنگ ها و گلها و آواز پرندگان در سرآغازفصل بهار . و بر نوروز بجز انسان و طبیعت ، رنگ و بوی هیچ رنگ و نژادی و هیچ دین و آئینی و هیچ قوم و قبیله ای نقش نبسته است .

نوروزبا چنین پیام های زیبا و انسانی ، که همه ریشه در زندگی و زیبائی و تغییردارد و به جرأت می توان گفت که استعداد جهانی شدن و نشستن در صدرجشن های بشریت متمدن را دارد چقدر می توان بی سلیقه و ضد انسان وضد طبیعت بود که به دشمنی و مقابله با آن برخاست که البته شریعت مداران حاکم بر ایران ، این پیام آوران مرگ و زشتی و تباهی ، به اندازه کافی از چنین صفاتی برخوردارند که همانند اجداد بادیه گرد خود به دشمنی و ستیزه جوئی با آئین های انسانی و باستانی ایرانیان بپردازند .

در خبرها آمده است که امسال نیز مانند سالهای گذشته ، در تهران و شهرستانهای ایران هزاران تن از جوانان ایران ، به جرم برپا کردن چهارشنبه سوری ، دستگیر و زندانی شده اند و این بدین معنی است که رژیم منفور آخوندی پس از سی سال هنوز درنیافته است که جنگ با نوروز و آئین های ملی ایرانیان بیهوده است که اگر قرار بود که این آئین ها برچیده شوند می بایستی درحملات قبایل وحشی و بیابانگرد عرب و مغول یعنی اجداد همین آخوندهای تبهکار برچیده می شدند . حکومت خون وجنون اسلامی که در ضدیت و کینه و تنفر به ایران و ایرانی و ستیزه جوئی ودشمنی با فرهنگ وتمدن انسانی - ایرانی ، پا به عرصه وجود گذاشته است ، پس از سی سال تلاش برای تبدیل مردم ایران به "امت اسلامی واحده" و تبدیل نوروز باستانی به "عید الضحی المبارک و عید الفطر المبارک"!( بخوانید عید خون و قربانی کردن شتر و گاو و گوسفند برای جلب رضایت و خشنودی الله ! و عید نماز و روزه به درگاه الله قاهر و جبّار تا مگر از سر گناهان بنده ی عبد وعبید روزه گیر وعابد درگذرد و به آتش جهنم سرنگونش نسازد ! ) هنوز در نیافته اند که مراسم نوروزی ایرانیان ریشه در جسم وجان طبیعت و انسان دارد و از دایره بازیهای مذهبی و عوامفریبی ملایان خارج است .

اما درمکتب و ایدئولوژی آخوند ریاکار هرآنچه که در آن نشانی از مرگ و جنگ و کینه و نفرت وگریه و زاری انسان و آماده شدن برای آخرت وجود نداشته باشد و هرآنچه در آن نشانی از شادی و نشاط و رقص و پایکوبی و عشق وسرمستی انسان وجود داشته باشد شیطانی وپلید محسوب می شود و باید محو و نابود گردد ، برای همین بود آخوندها از فردای انقلاب اسلامی و قبضه کردن قدرت سیاسی ، به مراسم نوروزی که در حقیقت مظاهر زندگی و زیبائی است اعلان جنگ دادند و برای برانداختن آن با تمام قوا وارد میدان شدند .

30 سال پیش از این ، آخوند مطهری یکی از نظریه پردازان معروف انقلاب اسلامی که از او به عنوان فیلسوف و علامه و مجتهد و نور چشم امام یاد می شود در مورد چهارشنبه سوری که یکی از مراسم نوروزی است بر سرمنبر چنین گفته است :

« می گویند نیاکان ما در گذشته چنین می کردند ما هم چنین می کنیم . چهارشنبه آخر سال می شود . آخر سال شمسی ، چهارشنبه آخر اسفند می شود ، بسیاری از خانواده ها که باید بگویم خانواده احمق ها ، بسیاری از خانواده احمق ها ، آتشی روشن می کنند ، هیزمی روشن می کنند ، بعد آدم های سُر و مُر و گُنده با یک هیکل های نمی دانم چنین و چنان از روی آتش می پرند : "ای آتش زردی من از تو ، سرخی تو از من" آخر این چقدر حماقت است ، خوب چرا چنین می کنید ؟ می گویند آقا این یک سنت است ، از قدیم پدران ما چنین می کردند ما هم چنین می کنیم . قرآن می گوید:« اولاکان آبااهم لایعقلون شیئاً» اگرهم پدران گذشته تان چنین کاری می کردند و شما وقتی می بینید یک کار احمقانه است و دلیل خرّیت پدران شما است شما باید رویش را بپوشانید ، چرا دومرتبه این سند حماقت را هی سال به سال تجدید می کنید . این فقط یک سند حماقت است که هی کوشش می کنید این سند حماقت را همیشه زنده نگه اش دارید ، مائیم که چنین پدر و مادرهای احمقی داشته ایم .»

30 سال پس از آنکه آخوند مطهری ، چهارشنبه سوری را سند حماقت ما ایرانیان و پدران و مادرانمان دانست و از مردم خواست که این سند حماقت ! را سال به سال تجدید نکنند و 30 سال پس از آنکه هر سال هزاران تن از جوانان ایران را به جرم پریدن از روی آتش در چهار شنبه سوری و یا نوشیدن جام شرابی در نوروز و یا رقصی و آوازی در سیزده بدر دستگیر کردند و به بدن هاشان را با شلاق کبود کردند ، آخوند پوسیده مغز دیگری بنام مکارم شیرازی که از او نیز به عنوان بزرگترین فاضل و دانشمند و مجتهد و مدرس حوزه علمیه قم یاد می شود ! در مورد چهارشنبه سوری مریدان خود را چنین افاضه می کند :

 

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز : آیت الله مکارم شیرازی خواستار برچیده شدن مراسم چهارشنبه سوری شد

آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، امروز در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم گفت: متاسفانه در روزهای پایانی سال شاهد برخی حرکت های ناشایست از سوی عده ای از جوانان و نوجوانان هستیم که باید مانع این گونه حرکت های نابخردانه شد. وی افزود: چهارشنبه سوری از جمله مراسم های خرافی و برگرفته از آیین غلط پیشینیان است که باید این مراسم خرافی از فرهنگ اسلامی برچیده و به جای آن آیین های معنوی و حسنه جایگزین شود. این مرجع تقلید با بیان این که مراسم عید نوروز ترکیبی از رفتارهای مثبت و منفی است، اظهار داشت: باید هم چنان که پیامبر اسلام(ص) با آیین های خرافی عرب جاهلیت مخالفت و برخورد کردند ما نیز براساس همان آیین مراسم های خرافی را از میان برداریم.

به گزارش ایسکانیوز به نقل از رسا، وی یادآور شد: نباید تسلیم محض آیین های خرافی پیشینیان شد؛ بلکه برخی مراسم های معنوی و حسنه همچون دید و بازدید، صله رحم، خانه تکانی و کمک به دیگران که به عنوان مراسم های حسنه به جای مانده آن ها را حفظ و تقویت کرد.

وی تاکید کرد: متاسفانه امروزه بسیاری از تلفات که منجر به نابینایی جوانان ما شده ناشی از برگزاری مراسم خرافه چهارشنبه سوری است به گونه ای که تلفات این مراسم بسیار وحشتناک خوانده شده است. این مرجع تقلید اظهار داشت: خرید و فروش، نگهداری و حمل و نقل مواد منفجره که در این روزها برای ضرر به خود و دیگران به کار گرفته می شود، جایز نیست و منفعت حاصل از آن حرام است.

وی خاطر نشان کرد: خوشبختانه در حال حاضر جوانان ما نسبت به گذشته آگاه و بیدار شده اند و امیداوریم در سال جاری این حرکت خرافی برای همیشه برچیده شود. »

و چقدر مضحک است ، کسانی که خود چکیده خرافه اند و از سرتا پایشان خرافات می بارد و هزار واندی سال است که به ترویج و اشاعه خرافات مشغول اند ، کسانی که سردر چاههای جمکران دارند و کسانی که نسل اندر نسل نان خرافه پردازی و خرافه پروی خورده اند ، چهارشنبه سوری و مراسم نوروزی را خرافه می دانند و کسی نیست که از این "آیات عظام" سئوال کند : چگونه است که همه ساله در ماه محرم بر سر و سینه خود کوبیدن و خود را خونین ومالین کردن خرافه نیست اما آتشی برافروختن و در پرتو شعله های آن به رقص و شادی پرداختن خرافه است ؟! چگونه است که همه ساله در ماه ذیحجه ، هروله کنان برای سبقت در سنگسارکردن شیطان فرضی صدها نفر را در زیر دست پا له کردن ، خرافه نیست اما آراستن سفره هفت سین نوروزی با سبزه وگل و گیاه و یا در روز سیزده بدر ، روزی را در کنار جویباری و باغ و بوستانی به سر بردن خرافه است ؟!

بهر حال هر انسانی که اندکی درایت و هوش در وجودش باشد می داند و حتی آخوندهای شیاد و مردم فریب هم خوب میدانند که دعوای مخالفان مراسم نوروزی یعنی ازاذل و اوباشی که با انقلاب سال 57 برایران مسلط گردیدند با طرفداران مراسم نوروزی یعنی مردم ایران ، دعوائی است جدی و حیاتی چرا که یکطرف این دعوا یعنی آخوندهای بی وطن و ایدئولوژی باور قصد تصفیه و محو ساختن تمام ارزش های فرهنگی مردمان این سرزمین و جایگزین ساختن توحش وبربریت خود با عنوان فرهنگ اسلامی را دارند . و آنچه را که همه ساله در حول وحوش مراسم نوروزی شاهد آن هستیم گوشه ای از مقاومت مردمی است که نمی خواهند تن به توحش و بربریت حکومت اسلامی و ایدئولوژی اسارت بار و ضد انسانی و ضد ایرانی آن بدهند .

شیخ مزّور و ریاکار، مکارم شیرازی که برای مصدومین مواد منفجره و آتش زا در روز چهارشنبه سوری دل می سوزاند و فتوا صادر می کند آیا هرگز به این مسئله اندیشه است که اگر دولت و یا مؤسسه ای برای مراسم چهارشنبه سوری ، ترقه و فشفه ی استاندارد و بی خطر در دسترس خرید مردم قرار دهد دیگر نه چشمی به هنگام ترقه درست کردن کور می شود و نه خانه ای آتش می گیرد و نه کسی آسیبی می بیند . آیا این شیخ عوامفریب نمی داند که در اغلب کشورهای جهان در جشن ها و اعیادشان مراسم آتش بازی دارند و در هیچ کجای دنیا در آتش بازی ها حوادث ناگواری نظیر حوادثی که در ایران اتفاق می افتد وجود ندارد .

بازگردم به نکته ای که در ابتدای این نوشته به آن اشاره کردم و آن اینکه نورز شایستگی و استعداد جهانی شدن را دارد . دیروز پنجشنبه 19 مارچ میلادی برابر با 29 اسفندماه خورشیدی در خبرها آمده بود که یک نماینده مجلس در امریکا ، به منظور بزرگداشت و احترام به جشن های نوروزی ، لایحه ای را تقدیم پارلمان آن کشور کرده است .

آقای مایکل هوندا ، نماینده امریکائی که لایحه نوروز را به پارلمان این کشور برده است ، ضمن قدردانی ازنقش امریکائیان ایرانی تبار در سازندگی امریکا گفته است که : « با تقدیم این لایحه به مجلس ، می خواهیم برای ایرانی تبارها و همچنین برای مردم ایران سال جدیدی را با شادی و موفقیت آرزو نمائیم . نوروز با تکیه بر اصول شرافتمدانه ی انسانی گفتار و کردار و پندار نیک صرفنظر از تعلقات دینی و قومی ، از ظرفیت ویژه ای برای نزدیک ساختن و متحد نمودن انسانها برخوردار است»

وچقدر خوب است که این خبر بگوش بیت رهبری و اراذل واوباشی که این روزها جوانان ایران را به جرم شرکت در جشن های نوروزی مورد ضرب وشتم قرار می دهند برسد تا این تبهکاران ضد بشر بدانند که به همت ایرانیان ساکن اروپا وامریکا ، یعنی همان مردم و دگراندیشان ایرانی که توسط حکومت اسلامی ، در سرتاسردنیا آواره گشته اند ، نوروز رفته رفته می رود که سیمای جهانی پیدا کند و دیری نخواهد پائید که به عنوان یکی از گنجه های زیبای فرهنگ بشریت متمدن در تمام دنیا مورد ارزش و احترام قرار گیرد .

در خاتمه نوروز باستانی و انسانی را به همه هموطنان عزیز و بویژه به زندانیان سیاسی ایران ، زنان ومردانی که به جرم آزادگی و دگراندیشی ، در ایام نوروز و بدور از خانه وخانواده ، اسیر دست شکنجه گران رژیم ضد بشرآخوندی اند شاد باش می گویم .

جمعه 30 اسفندماه 1387خورشیدی

حافظ

صبا به تهنيت پير می فروش آمد

كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد

هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشای

درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار

كه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش

كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

زفكر تفرقه باز آی تا شوی مجموع

به حكم آنكه چو شد اهرمن، سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد

چه گوش كرد كه باده زبان خموش آمد

چه جاي صحبت نامحرم است مجلس اُنس

سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد

زخانقاه به ميخانه مي رود حافظ

مگر زمستی زهد و ريا به هوش آمد

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.