درخواست حذف اسم اینجانب از لیست موسسان (حامیان) کنگره سکولار دمکرات ها

پیشنهاد بنده در مورد "واژه اقوام" محلی از اعراب در این کنگره نداشت، بسیار متاثر و مایوس شدم از اینکه حتی شخصیت فرهیخته ای نظیر آقای رضا حسین بر که از روز اول در شبکه سکولارها فعال بوده و تلاش های فکری و فیزیکی فراوان و با ارزشی را برای به ثمر رساندن آن نموده بود؛ علیرغم شایستگی و جایگاه ایشان در این جنبش، بنا به دلایلی حتی ایشان نیز که می توانستند بعنوان یک شخصیت قومی و ملیتی عضو این شورای مرکزی باشند، متاسفانه به نوعی حذف شدند.

با سلام و درود فراوان

موضوع: درخواست حذف اسم اینجانب از لیست موسسان (حامیان) کنگره سکولار دمکرات ها

همانگونه که در ایمیل های قبلی به استحضار رسانده بودم، حمایت و امضای بنده موقت و مشروط بوده ـ آن هم به دعوت دوست گرامی و بزرگوار جناب آقای دکتر کریمی. ایمیل های رد و بدل شده در کمیته رسانه ها برای برگزاری این کنگره که بنده "ناخواسته" عضو آن شده بودم،  و ایمیل های متعاقب و بخصوص جوابیه های دکتر نوری علا بسیار مایوس کننده بودند، بخصوص در مواردی نظیر حقوق اقوام و نفی خشونت و مبارزه مسلحانه و "دگراندیش ستیزی" نهادینه شده در رفتار و کردار برخی از اعضای برجسته این حرکت. بهر روی، من این فرصت را یافتم تا با سعه صدر شاهد برگزاری این کنگره باشم تا شاید یاس ها کاهش و امیدها افزون یابد؛ و پیمان نامه مورد بحث و بررسی کنگره قرار گیرد ـ که هرگز اینگونه نشد و این پیمان نامه اصلا مطرح نشد تا مورد بحث و بازنگری قرار گیرد. اما متاسفانه همانگونه که سال پیش در مقاله ای بنام "جمعه ‌گردی‌هايی که ره به ترکستان دارد" نوشتم، انتخابات شورای مرکزی در کنگره واشنگتن، از طریق تلویزیون میهن شاهد آن بودم، بوضوح نشان داد که حقیقتا "این ره به ترکستان" دارد. وانگهی "دیگراندیش ستیزی"  و اصلاح طلبان را دشمن خود خواندن و نفی مطلق دیگران و خودمحوری جزو خصایص بارز برخی از صداهای غالب بر این کنگره بود، که با دمکراسی و کثرتگرایی منافات دارد

باید صمیمانه عرض کنم که از نحوه برگزاری شش انتصاب و یک نیمه انتخاب برای هفت نفر شورای مرکزی شوکه شدم.به استثنای انتخاب آقای ذاکری در مقابل آقای آبار با 26 رای در مقابل 11 رای؛ بقیه شش نفر به اصرار و توصیه اکید آقای دکتر نوری علا برای کاندیدا شدن و "شایسته"بودن، بدون اینکه کسی جرات کاندید شدن و رقابت کردن در مقابل توصیه و تاکیدهای مکرر آقای دکتر نوری علا داشته باشد، و در مقابل "کاندیداهای مورد توصیه علنی" ایشان قد علم کند، بدون رای گیری منتصب شدند، که چنین روشی  تا کنون در بین اپوزیسیون کم سابقه بوده. متاسفانه این نمایش دمکراسی بسیار مایوس کننده و نگران کننده بود. و من با کمال احترام به شخصیت های حاضر در عجبم که چگونه آنها به این دخالت علنی و مکرر دکتر نوری علا در مورد 7 کاندیداها (بدون استثنا) تمکین کردند. حتی آقای ذاکری نیز با توصیه و تاکید مداخله جویانه آقای دکتر نوری علا رای آوردند. حداقل دو منتقد و پیشنهاد دهنده "متفاوت" شدیدا موردشماتت و  سرزنش و تحقیر و دعوت به سکوت و خروج شدند.

در گذشته ای نه چندان دور آقای دکتر نوری علا به شورای ملی ایران ایراد می گرفتند، که آنجا شخصیت ـ محور است و اینکه حرف آخر را "رضا پهلوی" می زند. باید عرض کنم که در طی این کنگره دو روزه ء سکولارها در واشنگتن، آقای دکتر نوری علا هم حرف اول و هم حرف آخر را می زدند و ظاهراً هیچکس را یارای تفاضل و اختلاف رای با ایشان نبود.در نهایت هر هفت کاندیداهایی مورد نظر و پیشنهاد شده توسط آقای دکتر نوری علا عضو شورای مرکزی شدند، آنهم  (حداقل در شش مورد) بدون رای گیری و هیچگونه رقابتی. برای من این نمایش دمکراسی و کثرتگرایی در عمل حیرت آور بود! مات و حیران مانده ام از این همه تمکین مقتداگونه که حتی در فرقه های بسته دینی (cult) و مسلک های سیاسی "پیشوا محور" یافت نمی شود، چه برسد به کسانی که ادعای سکولاریسم و دمکراسی دارند.

گذشته از اینکه پیشنهاد بنده در مورد "واژه اقوام" محلی از اعراب در این کنگره نداشت، بسیار متاثر و مایوس شدم از اینکه حتی شخصیت فرهیخته ای نظیر آقای رضا حسین بر که از روز اول در شبکه سکولارها فعال بوده و تلاش های فکری و فیزیکی فراوان و با ارزشی را برای به ثمر رساندن آن نموده بود؛ علیرغم شایستگی و جایگاه ایشان در این جنبش، بنا به دلایلی حتی ایشان نیز که می توانستند بعنوان یک شخصیت قومی و ملیتی عضو این شورای مرکزی باشند، متاسفانه به نوعی حذف شدند.

بهر حال گفتنی های ناگفته فراوان است که مطمئنم در روزها و هفته های آینده گفته خواهند شد. ولی همانگونه که در ایمیل خویش قبل از تشکیل این کنگره نوشته بودم: "صلاح مملکت خویش خسروان دانند". روزگار به ما آموخته است که خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج. ما را به سر منزل رسیدن این بار کج امیدی نیست، پس لطف فرموده اسم بنده را از وب سایت و لیست حامیان خود در اسرع وقت حذف بفرمائید.

جناب مفخمی گرامی

بنده برای جنابعالی و بقیه همرزمان و هموطنان حداکثر احترام را قائل هستم.  مسلک (cult) یعنی پیشوا نظراتی را مطرح می کند و یا کاندیدی را پیشنهاد می کند، و بقیه نیز با آن موافق هستند ـ والسلام، حال این می تواند درست باشد و بر اساس شایسته سالاری (که فقط رهبر می تواند پیشنهاد بدهد) و یا غلط! حالا در مورد این کنگره، بگوئیم درست است و بر اساس شایسته سالاری بوده. من قضاوت ماهوی نکردم بلکه مقایسه تطبیقی با شیوه های مشابه روش فرقه ها (sect) کرده ام. من از دیشب با چند نفر از دوستان امضائ کننده نیز صحبت کردم. نظر همه آنها در راستای تائید نظر من بود. وانگهی نمی توان با کسانی که با آنگونه روش ها خود را تطبیق می دهند و آن را تحسین می کنند، به مجادله و مناظره برخاست. متاسفانه انتخاباتی رقابتی در کار نبود تا بتوان بر محک شایسته سالاری اقامه ادعا کرد ـ یک حرف ـ یک نام پیشنهادی ـ یک گزینه خود به خودی (بدون هیچگونه انتخاب رقابتی).

وانگهی بر خلاف نظر آقای دکتر نوری علا بنده اصلاح طلبان (از جمله کسانی را که در زندان خون دل می خورند و برای باز نمودن فضای سیاسی مبارزه می کنند) را دشمنی خونی خود نمی دانم و با آنها دشمنی ندارم. استعمال واژه "دشمن"  که اتفاقا اصطلاح مورد علاقه مسئولین نظام جمهوری اسلامی است، در مورد کسانی که با ما هم عقیده و هم روش و هم مسلک نیستند (و برخی از آنها در سلول های انفرادی هستند و نه در کنگره های واشنگتنی و لندنی و استکهلمی و پاریسی)، برازنده یک گروه دمکرات و آزادمنش نیست. بنده مخالفین خود را دشمن خود نمی دانم. این ادبیات و شیوه نگرش جمهوری اسلامی است، و نه یک سکولار دمکرات واقعی و  آزاد اندیش فرهنگ نشین!

مضافا ً  بنده با خشونت نیز مخالفم و مش مسلحانه را  که رئیس کنگره (جناب دکتر اسماعیل خویی) در برنامه امروز افق صدای آمریکا تبلیغ می کرد، نمی پذیرم و آن را بسیار خسران آور می دانم.  متاسفانه خشونت بطور مستقیم (و به تعبیر آقای دکتر خویی، مشی مسلحانه اجتناب ناپذیر و تحمیل شده احتمالی توسط رژیم در آینده، و درخواست مستقیم از جوانان داخل کشور برای جنگ مسلحانه ـ که ایشان صراحتا تبلیغ کردند) در پیمان نامه نیز مورد توجیه قرار گرفته بود، که بنده با آن مخالفت نمودم و پیشنهاد تغییر دادم و به همین دلیل امضای خود را موقت و مشروط بر تغییر این بند از جمله تغییر بندهای دیگر گذاشتم، و برای شما چندین ایمیل و پیشنهاد فرستاده بودم. حال که نه تنها این بندها مورد بررسی کنگره قرار نگرفته و تغییر پیدا نکرده، بلکه اعلان دشمنی آشکارا با اصلاح طلبان دربند، و تبلیغ مشی مسلحانه و انتصابات "قائد محوری و پیشوا مسلکی" بر آن اضافه شده، دلیلی بر ابقای اسم خویش در این جریان نمی بینم.

متاسفانه در در طی 9 روز آینده در سفر هستم و امکان جواب دادن به ایمیل را ممکن است نداشته باشم

موفق و شادکام باشید.

دوشوکی

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Man ba Anonymous movafegham. hameh inah bayad beravand donabl kar khod o melat iran ra raha konand. Noorialia ham donabal projeh khod ast va na bedenbal demokarasi. Dohuki eshtbah kard ke in darkhast ra emzah kardeh bood. Khoshahalam az in ke emzahye khod ra pass gerefteh. in karesh kheili khob bood. chon jaye isham ke adam nesbatan khobi hastan dar onja nist.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای دوشوکی٬ شما یک ایرانی هستید و اقوام و اقلیت در یک کشور ازاد معنی ندارد. پس شما بایستی تصمیم بگیرید که ایا شما ایرانی هستید یا نه. در مورد خشونت٬ اگر به شما حمله بشود چکار میکنید ؟ ایا رفتار مسیح یا محمد را انتخاب خواهید کرد. تا امروز ملت رفتار مسیح را کرده اند و بی نتیجه بوده است. حتا گاندی عملات خشونت را اولویت او بود و حتا نلسون ماندلا از خشونت استفاده کرد و سال ۵۷ نیز اوباشان اسلامی و چپی از خشونت دوری نکردند. حتمأ یادتان رفته که به پلیس و سربازان تیراندازی میکردند؟ ایا با سلاوات و قربانت بشوم٬ این نظام فاشیستی رفتنی است؟ اقای نوری علا و یا هر یک از شما میخواهید چکار بکنید؟ به نظر من هرکدام از شماها که از اثار سوخته ۵۷ هستید ساکت بنشینید و اجازه دهید نسل جوان تصمیم بگیرند و شماها از دور نگاه کنید.