تاثیر بحران گرجستان بر بحران هسته ایران سه شنبه 19 اگوست ساعت 21 به وقت اروپای مرکزی

بخش مهمی از انگيزه روسيه در ايجاد بحران اين بود تا نشان دهد غرب و بويژه آمريکا منافع روسيه را نه تنها در آن منطقه بلکه در جهان ناديده گرفته است،
_واقیعت این است توازن قوا جهان پس از فروپاشی شوروی و خاتمه جنگ سرد ؛ دستخوش تغییرات زیادی شده است ؛ قدرت گیری دوباره روسیه به لحاظ سیاسی و اقتصادی ؛ نقش محوری اقتصادی چین در جهان گلوبال و قدرت گیری بیناد گرایان اسلامی در خاورمیانه و در این میان حضور موثر جمهوری اسلامی در هلال شیعه و...

بخش مهمی از انگيزه روسيه در ايجاد بحران اين بود تا نشان دهد غرب و بويژه آمريکا منافع روسيه را نه تنها در آن منطقه بلکه در جهان ناديده گرفته است،
_واقیعت این است توازن قوا جهان پس از فروپاشی شوروی و خاتمه جنگ سرد ؛ دستخوش تغییرات زیادی شده است ؛ قدرت گیری دوباره روسیه به لحاظ سیاسی و اقتصادی ؛ نقش محوری اقتصادی چین در جهان گلوبال و قدرت گیری بیناد گرایان اسلامی در خاورمیانه و در این میان حضور موثر جمهوری اسلامی در هلال شیعه و چشم انداز دستیابی ایران به سلاح اتمی ؛منطقه خاورمیانه را د رلبه یک جنگ تمام عیار قرار خواهد داد . سئوال این است با وضیعت موجود ایا اسرائیل باز هم در صدد حمله به ایران بر خواهد آمد ؟ به دیگر سخن روس ها دست روی دست خواهد گذاشت که هواداران امریکا به مرزهای جنوبی ان نزدیک شوند؟

_جهانگیر

 _ مسعود علوی

 _ کیومرث نویدی

 _ رامین مهریار

 

ایران، مساله ای که پاسخ آمریکا به گرجستان را تغییر می دهد؟

 جمشید برزگر: در چنین شرایطی، اگر آمریکا بکوشد بین گرجستان و روسیه گرجستان را انتخاب کند، در عمل باید در انتظار داشته باشد که تهدید سربسته روسیه، با نشانه هایی در جریان رسیدگی به پرونده فعالیت های اتمی ایران آشکار شود و عملا گرهی تازه و پیچیده تر به کلاف سردرگم این پرونده اضافه شود.

پاسخ سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به انتقادهای تند جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا از عملیات نظامی روسیه در گرجستان، نشانه آشکاری از ابعاد بین المللی یک درگیری نظامی منطقه ای است که همزمان دشواری های آمریکا در مواجهه با آن را نمایان می سازد.

 آقای لاوروف، در پی اظهارات رییس جمهوری آمریکا گفت:"آمریکا باید یک روز بین یک رابطه نسبتا مجازی با گرجستان و همکاری واقعی با روسیه بر سر مسایلی که به طور جدی نیازمند اقدامات دسته جمعی است، یکی را انتخاب کند."

 هرچند آقای لاوروف به صراحت از مسایلی که به گفته او نیازمند اقدامات دسته جمعی است نام نبرده، اما هم متن حوادث جاری در عرصه بین المللی و هم مخاطب سخنان وی، مقصود اصلی روسیه را از ابراز چنین هشداری آشکار می سازد.

 از حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر به بعد، جنگ با تروریسم در سطح جهانی، به اولویت نخستین و هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا بدل شده است.

 همزمان، تلاش آمریکا معطوف به تغییر یا مهار حکومت هایی بوده است که از نظر دولت آمریکا، حکومت های حامی تروریسم بوده اند.

 در این میان، و در چند سال گذشته پرونده فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران، یکی از اصلی ترین مسایل مورد توجه آمریکا بوده است.

 تلاش آمریکا برای متوقف کردن فعالیت های هسته ای ایران، بر همراه ساختن متحدان خود در جهان و همکاری با قدرت های اصلی جهان، از جمله روسیه و چین استوار بوده است.

 به رغم همه تلاش های صورت گرفته، اعمال تحریم ها و صدور قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله به دلیل مخالفت های روسیه و چین با تصمیمات آمریکا و متحدان اروپایی این کشور تا مدت ها به تعویق افتاد.

 حضور در گروه درگیر در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی، در سال های گذشته برای روسیه که خود پیمانکار ساخت نیروگاه اتمی بوشهر است، به برگ برنده برای این کشور در عرصه معادلات بین المللی بدل شده است.

 پرونده هسته ای ایران، هنوز از وضعیت بحرانی خود خارج نشده است و آمریکا برای دستیابی به اهداف خویش در این زمینه، خود را ناگزیر از همکاری با روسیه و چین می داند.

 از این رو، هشدار روسیه به آمریکا در باره یافتن همکاری ثابت قدم برای حل و فصل مسایلی که نیازمند "اقدام دسته جمعی" است، می تواند سوالی مهم را پیش روی آمریکا قرار دهد: حمایت از دولت میخاییل ساکاشویلی در گرجستان به اندازه ای در تصمیم گیری های آمریکا و تامین منافع این کشور اهمیت دارد که واشنگتن بر سر آن، روسیه را به همکاری هرچه کمتر در برخورد با فعالیت های اتمی ایران سوق دهد؟

 روسیه در سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، جایگاه خود به عنوان یکی از دو ابرقدرت جهانی را به سرعت از دست داد و تلاش برای بازگشت به این موقعیت، هدف اصلی روسیه به ویژه از زمان آغاز زمامداری ولادیمیر پوتین به بعد بوده است.

 روسیه در چند سال گذشته، در موارد متعددی و از جمله در مناطقی که به طور سنتی حوزه نفوذ و حیاط امنیتی این کشور قلمداد شده اند، در مقابل غرب شکست خورده است.

 روسیه نتوانست به خواسته های خود در اوکراین و کوزوو دست یابد و تا کنون موفق نشده که مانع اجرای طرح سپر دفاع موشکی شود که قرار است در جمهوری چک و لهستان مستقر شود.

 در چنین شرایطی به نظر می رسد که روسیه به جنگ گرجستان به عنوان یک فرصت می نگرد و بیش از آنکه صرفا در پی تامین امنیت و خودمختاری مناطقی چون اوستیای جنوبی و آبخاز در گرجستان باشد، در صدد ارتقاء نقش و جایگاه خود در عرصه روابط بین المللی و بازپس گیری مواضع از دست رفته در سطح جهانی باشد.

 پرونده اتمی ایران، تنها موضوعی نیست که روسیه می تواند از همراهی با غرب برای رسیدن به راه حل مورد نظر خودداری کند. بی تردید، منازعات و مواضع مورد اختلاف بین آمریکا و ایران به چنین پرونده ای محدود نمی شود، اما در شرایط کنونی به نظر نمی رسد که هیچ یک از مسایل، به اندازه ایران و یافتن راه حلی برای آن، برای آمریکا اهمیت داشته باشد.

 حل و فصل پرونده اتمی ایران، که یکی از اولویت های دولت جرج بوش بوده است، به عنوان میراث اصلی دولت کنونی به دولت بعدی آمریکا منتقل خواهد شد. این نکته را حضور پررنگ "مساله ایران" در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تاکید می کند.

 برون رفت از چنین بحرانی، در عین حال موکول به اجماع دست کم قدرت های اصلی جهان، یعنی پنج عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان شده است.

 در چنین شرایطی، اگر آمریکا بکوشد بین گرجستان و روسیه گرجستان را انتخاب کند، در عمل باید در انتظار داشته باشد که تهدید سربسته روسیه، با نشانه هایی در جریان رسیدگی به پرونده فعالیت های اتمی ایران آشکار شود و عملا گرهی تازه و پیچیده تر به کلاف سردرگم این پرونده اضافه شود

 

مقالات زیر را جهت مطالعه شرکت کنندگان ذر بحث اتاق فرهنگ گفتگو:

  

بحران گرجستان؛ «روسيه تا کجا پيش خواهد رفت؟»

نادر وکیلی:

 

اظهارات مقامات روسيه درباره تمامیت ارضی گرجستان، بحران قفقاز را وارد عرصه تازه ای کرده است.

 سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، گفته است که جهان هر گونه صحبت درخصوص تماميت ارضی گرجستان را فراموش کند.

 اين اظهارات از سوی برخی از کارشناسان سياسی به مثابه زير سئوال بردن تماميت ارضی گرجستان توصيف شده است.

 به باور اين کارشناسان روسيه در صدد است تا دو منطقه اوستيای جنوبی و آبخازيا را به قلمرو خود الحاق کند.

 روسيه و دو منطقه جدايی طلب اوستيای جنوبی و ابخازيا روز سه شنبه با طرح آتش بس فرانسه برای پايان دادن به درگيری با گرجستان موافقت کرده بودند. اين طرح شش ماده ای روز پنجشنبه به امضای اين سه طرف رسيد.

 طبق اين طرح صلح، نيروهای صلحبان چند مليتی بين نيروهای متخاصم مستقر می شوند و تمامی نيروها به مواضع پيش از جنگ باز می گردند.

 در همين زمينه، جف منکاف، کارشناس موسسه پژوهشی شورای روابط خارجی در واشينگتن، در گفت وگو با راديو فردا درباره ابعاد اين بحران توضيحاتی را ارائه کرده است.

 راديو فردا: آيا بحران اخير روسيه و گرجستان چالش جديدی برای آمريکا نيز محسوب خواهدشد؟

 جف منکاف: بله اين به نحوی چالشی برای آمريکا خواهد بود. بخش مهمی از انگيزه روسيه در ايجاد بحران اين بود تا نشان دهد غرب و بويژه آمريکا منافع روسيه را نه تنها در آن منطقه بلکه در جهان ناديده گرفته است، حال چه در کوزوو باشد يا عراق و به این وسيله نارضايی خود را از گسترش هم پيمانان ناتو در خارج از مرزهای روسيه نيز ابراز کند.

 بنابراين من فکر می کنم تهاجم روسيه به گرجستان مشکلاتی را برای آمريکا به وجود می آورد، به ويژه در زمينه تداوم سياست فعلی واشنگتن در قبال مسکو، سياستی که آمريکا پس از پايان جنگ سرد در پيش گرفته است.

 ويتالی چورکين، سفير روسيه در سازمان ملل متحد، روز سه شنبه گفته بود اين که ما نمی خواهيم کسی همچون ساکشاويلی رييس جمهوری گرجستان، باشد راز نهفته ای نيست، کاندواليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا هم گفته است آمريکا تلاش می کند روسيه را از گروه جی هشت خارج کند، از اين اظهارات بوی جنگ نمی آيد؟

 «روس ها دامی گذاشته بودند تا برای تهاجم خود به گرجستان بهانه موجهی داشته باشند و به نظر می رسد آقای ساکاشويلی هم در اين دام افتاد. چون رييس جمهوری گرجستان شخصا اجازه ورود و حضور نيروهای نظامی به اوستيای جنوبی را صادر کرده بود واين بهانه ای بود که روسها منتظرش بودند».

جف منکاف، کارشناس موسسه پژوهشی شورای روابط خارجی

 در حال حاضر سخنان شعار گونه هر دو طرف کاملا مشهود است ولی پيش بينی اين که در دراز مدت چه خواهد شد و چه عواقبی را در پی خواهد داشت دشوارست.

 آيا اين واقعيت دارد که بحران با حمله نيروهای گرجی به اوستيای جنوبی آغاز شد چون گزارشها در اين زمينه متناقض است!

 بله به نظر می رسد حمله گرجستان به اوستيای جنوبی اين بحران را آغاز کرد.

 ولی گرجستان هم از چندی پيش توسط جدايی طلبان اوستيای جنوبی که از سوی روسيه حمايت می شوند تحريک شده و تنشها رو به افزايش بود، بويژه در چند ماه اخير در نقاط مرزی دو منطقه زدوخوردهايی هم رخداده بود.

 خلاصه يک احساس بحران قريت الوقوع و جود داشت. البته روسيه هم مرتبا به گرجستان هشدار می داد که در اوستيای جنوبی از زور استفاده نکند.

 بنابراين واقعيت اين است که روس ها دامی گذاشته بودند تا برای تهاجم خود به گرجستان بهانه موجهی داشته باشند و به نظر می رسد آقای ساکاشويلی هم در اين دام افتاد. چون رييس جمهوری گرجستان شخصا اجازه ورود و حضور نيروهای نظامی به اوستيای جنوبی را صادر کرده بود واين بهانه ای بود که روسها منتظرش بودند.

 آيا پيمان يا قراردادی بین روسيه و گرجستان در سال ۱۹۹۲منعقد شده بود که در صورت حمله گرجي ها به بخش جدايی طلب اوستيای جنوبی، روسيه به دفاع از آنها خواهد شتافت؟

من از وجود پيمانی در اين زمينه اطلاعی ندارم اما وقتی مناقشات در استيای جنوبی در سال ۱۹۹۲ پايان گرفت، يک نيروی صلحبان در آنجا مستقر شد تا مانع برخورد جدايی طلبان و نيروهای گرجی شوند و بيشتر اين نيروها هم متشکل از کشورهای فدراسيون روسيه بودند.

 البته هميشه اين شايعه هم وجود داشت که نيروهای پاسدارصلح به دوطرف متخاصم با يک چشم نگاه نمی کردند و در واقع از جدايی خواهان پشتيبانی می کرده اند بويژه در يک دهه ای که ولاديمير پوتين، رييس جمهوری روسيه، بود وی تلاش کرد تا پيوند عميقی با جدايی طلبان ايجاد کند.

 در واقع چنين اقداماتی از سوی روسيه باين دليل بود تا با سياست غرب در آن منطقه که آنها هم با بی طرفی عمل نمی کردند، مخالفت شود.

 آيا آقای ساکاشويلی به عنوان يک متحد آمريکا انتظار کمکی از غرب داشت و اين کمکها چه می توانست باشد؟

 فکر می کنم بله انتظار کمک داشت. من شخصا غرب را باين خاطر که کمک های بيشتری نکرد سرزنش نمی کنم، چون بهر حال محاسبه آقای ساکاشويلی از اينکه غرب برای چه و تا چه حد می تواند کمک کند، دقيقا غلط از آب در آمد و غرب به ويژه آمريکا هم به وضوح و بارها روشن ساخته بود که گرجستان برای حل بحران جدايی خواهان نبايد به زور متوسل شود، چون غرب بخوبی می دانست در موقعيتی نيست تا از آقای ساکاشويلی حمايت کند.

 رييس جمهوری گرجستان فکر می کرد به عنوان متحد آمريکا از جمله اينکه در جنگ عراق، که گرجستان پس از آمريکا و بريتانيا بيشترين نيرو را بآن کشور اعزام کرده بود، واشينگتن تحت هر شرايطی از او دفاع خواهد کرد!

 آيا فکر می کنيد آتش بس پا بر جا خواهد ماند و نيروهای روسی در اينده ای نزديک از گرجستان خارج خواهند شد؟

 اين بستگی به روسيه دارد. گرجی ها توانايی چندانی در مورد در دست گرفتن ابتکار عمل ندارند والبته تصميم روسها نيز دائر بر اينکه جهت دفاع از اوستيای جنوبی و آبخازيا تا کجا پيشروی کنند بسيار مهم است و اين آن چيزيست که ما نمی توانيم در حال حاضر پيش بينی کنيم.

 

 ابزار روسیه برای ساقط کردن ساکاشویلی :

 استیون ایک

 تحلیلگر بی بی سی در امور روسیه

 

روسیه می گوید به میخائیل ساکاشویلی رهبر گرجستان اعتماد ندارد و بهتر است که او کناره گیری کند.

 با این حال مسکو با قوت این ادعا را که قصد تغییر رژیم در گرجستان را دارد رد کرده است. به هرحال روابط روسیه با گرجستان و مناسبات گرجستان با استان جدایی طلب اوستیایی جنوبی در نازل ترین سطح قرار دارد.

 روسیه می گوید تغییر رژیم مفهومی آمریکایی است. آن طور که روسیه استدلال می کند این سیاست تاثیراتی مخرب از سوی امریکا در عراق، یوگوسلاوی و افغانستان گذاشته است.

 سیاستمداران روسیه، تلاش برای برکناری میخاییل ساکاشویلی، رییس جمهوری گرجستان را رد کرده اند. اگر چه رهبر گرجستان بارها ادعا کرده این دقیقا همان هدفی است که روسیه دنبال می کند.

 در واقع، در حال حاضر جایگزینی برای آقای ساکاشویلی که طرفدار روسیه باشد و بتواند و بخواهد قدرت را در دست بگیرد وجود ندارد. مسکو شاید امیدوار است که بتواند با تحریکات خود باعث افزایش ناآرامی های داخلی در گرجستان شود با این هدف که این تحریکات در نهایت به سرنگونی آقای ساکاشویلی بینجامد.

 روسیه برای سرعت بخشیدن به چنین روندی ابزار کارآمدی در اختیار دارد - که نیروهای امنیتی، قدرت اقتصادی و مهم تر از همه - رسانه های دولتی و به خصوص تلویزیون از جمله آنها است.

 اتفاقاتی که در چند روز گذشته افتاد ممکن است باعث شده باشد مردم گرجستان برای حمایت از رییس جمهور خود متحد شده باشند اما همین مردم گاه باعث شده اند تا گرجستان بی ثبات شود و این درست همان جایی است که روسیه هم تلاش می کند تا در آن نقشی داشته باشد.

 حال که روسیه کنترل کامل اوستیای جنوبی و آبخاز را در اختیار دارد از نفوذ گرجستان در منطقه به شدت کاسته شده است.

 در این شرایط، انتظار نمی رود گرجستان بتواند در برابر روسیه مقاومت کند. در یک دورنمای کلی تر، اقدامات ارتش روسیه آخرین بخش از جریاناتی است که از سه سال پیش شروع شده و حالا به نقطه اوج خود رسیده است.

 مسکو در تلاش برای این که بتواند گرجستان را تحت نفوذ خود در آورد از تحریم های اقتصادی، اخراج کارگران گرجی از روسیه، ایجاد خلل در تامین انرژی و یک جنگ تبلیغاتی بی پایان بهره برده است.

انتشار از: