آیا سکوت دربرابر وحشی گریها؛ رفتن به استقبال جنگ است؟ سه شنبه 26 آگوست ساعت 21 به وقت اروپا

_ پرسش این است که اگر جمهوری اسلامی در سیاست هسته‌ای خود بازنگری کند و از غنی‌سازی اورانیوم چشم بپوشد چه زیانی متوجه ایران خواهد شد.
_سکوت در برابر وحشی گری های رژیم و تعطیل کردن مبارزه و رفتن پشت سر رژیم نه تنها جلوی حمله به تاسیسات هسته ای را نخواهد گرفت، بلکه از یک طرف، غرب را متقاعد خواهد کرد که راه حل جایگزینی وجود ندارد و از طرف دیگر جمهوری اسلامی را متقاعد خواهد کرد که ریسک پی گیری برنامه هسته ای بسیار پایین است، چون...

در زیر مقاله دکتر بهروز بیات( سود و زیان چشم‌پوشی از غنی‌سازی اورانیوم چیست؟ )

و یک کامنت از ایدین تبریزی را برای شرکت کنندگان در اتاق فرهنگ و گفتگو معرفی می کنم

 

آیدین تبریزی:

 ایران، اعدام یعقوب مهرنهاد، فعال حقوق مدنی

 «گرچه قتل او نه در رسانه های بین المللی بازتابی یافت و نه به واکنش هیچ یک از مقام های رسمی منجر شد، همه کوشندگان حقوق بشر را به سختی تکان داد، چرا که آن را نشانی دیگر از موج تازه خشونت جمهوری اسلامی نسبت به مخالفان مسالمت جویش یافتند. مهرنهاد، از اهالی بلوچستان، که از خود سه فرزند خرد سال بر جای گذاشت، رئیس "انجمن جوانان صدای عدالت" بود که در سال ۱٣٨۱، به هدف تشویق دولت به پاسخگوئی، آموزش مسئولیت مدنی و پیکار با تبعیض، رسماً به ثبت رسید. او مدیر نشریه مردمسالاری نیز بود.» (بخشی از گزارش)

 چه کسانی و با چه اهدافی مصلحت دیدند! که قتل مهرنهاد در رسانه های بین المللی بازتابی نیابد؟! یا دقیقتر بپرسم چه کسانی می توانستند این خبر را به رسانه های بین المللی بکشانند و نکشاندند؟...

 اکبر گنجی که بواسطه اعتباری که از حمایت یکپارچه مردم در دوران بازداشتش نصیبش شده و مقالاتش در رسانه های معتبر خارجی چاپ می شود، شیرین عبادی که برنده جایزه صلح نوبل و شخصیت شناخته شده بین المللی است، فعالین سیاسی شناخته شده که ارتباطات نزدیکی با پارلمانهای کشورهای غربی و رسانه های بین المللی دارند و می توانستند بیانیه محکومیت پارلمان اروپا و کنگره امریکا را در مورد اعدام مهرنهاد بگیرند ...

 به این بخش از بیانیه بنیاد برومند نیز نگاهی بیاندازیم:

 « در نبود یک واکنش بین المللی جدّی به اعدام مهرنهاد، بیم آن می رود که جمهوری اسلامی دست به قتل دیگر کوشندگان حقوق بشری زند که هم اکنون بر پایۀ اتهامات ساختگی و بی اساس و در دادگاه های فرمایشی به اعدام محکوم شده اند. فرزاد کمانگر، عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار و حبیب الله لطیفی (که پس از سپری کردن سه ماه در بازداشتگاه های وزارت اطلاعات به بیمارستان منتقل شده است) و بسیاری دیگر در شمار این گونه محکومان اند.»

 کسانی که خواسته یا ناخواسته دنباله رو استدلالهای فریب کارانه لابی رژیم هستند، باید بدانند که در اعدام مهرنهاد و مهرنهادهایی که شانس شناخته شدن نداشته اند، همگی مقصریم و شریک جرم و در صورت ادامه این شیوه سکوت در برابر قتلهای رژیم، اگر دیگرانی هم اعدام شوند، این گناه دوچندان است. اگر در مورد گذشته کاری نمی شود کرد، سکوت امروز در نهایت آگاهی از عواقب این سکوت یک جنایت آگاهانه است.

 همانطور که گفتم، این استدلال لابی رژیم که اگر چهره حقوق بشری رژیم در دنیا خراب شود، آمریکا بهانه برای حمله به ایران به دست خواهد آورد، کاملا بی اساس است. حقوق بشر، هیچ گاه بهانه برای حمله به کشورها نبوده است و اصولا آمریکا نه نیازی به بهانه دارد و نه دنبال بهانه است. بهانه حمله به ایران، ماجراجویی های اتمی است و هدف حمله احتمالی هم صرفا تاسیسات هسته ای خواهد بود و اگر حقیقت را بخواهیم ببینیم، هیچ کس در دنیا به صورت جدی مخالف چنین حمله ای به عنوان آخرین راه حل نیست!

 اعتراضات گسترده پیش از حمله به عراق را مقایسه کنید با بی تفاوتی مردم کشورهای غربی به اخبار گسترده و شفاف در مورد حمله آمریکا یا اسرائیل (حتی با صلاح اتمی) به تاسیسات هسته ای ایران! چرا هیچ کس به انتشار مقالاتی در مورد حمله قطعی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران و حتی ادعای نویسندگان مشهوری چون بنی موریس در مورد امکان حمله اتمی، واکنشی نشان نمی دهد؟! این با زبان بی زبانی یعنی این که اگر هدف حمله فقط تاسیسات هسته ای ایران باشد، کسی مخالفت جدی و اساسی ندارد فقط شاید عده ای بگویند که هنوز شانس حل دیپلماتیک مساله وجود دارد. پس اصولا آمریکا هیچ نیازی به بهانه جدیدی ندارد و افکار عمومی دنیا به کرات با سکوت خود نشان داده که مخالفتی اساسی با چنین حمله محدودی به تاسیسات هسته ای ایران ندارد.

 حتی اگر دقیقتر بیاندیشیم، اروپاییان شاید در باطن ترجیح دهند که این مساله به جای تحریم های طولانی مدت که به اقتصاد خود آنها ضرر می زند (آمریکا هیچ رابطه اقتصادی با ایران ندارد و این اروپاست که از تحریمها ضرر می کند و هم این اروپاست که تحریمها را لاک پشتی پیش می برد!) با یک حمله برق آسا از سوی آمریکا یا اسرائیل حل شود. اگر واقعا می خواهیم که جلوی حمله را بگیریم، باید راه حل جایگزین به دنیا نشان دهیم و آن راه حل جایگزین، سقوط حکومت از درون و با مبارزات مردم است. برای موفقیت این راه حل، باید از تمام ابزارهای رسانه ای بین المللی برای تحت فشار قرار دادن رژیم بهره برد و از مبارزات مدنی و غیر خشونت آمیز مردم در داخل دفاع کرد. اگر دنیا یک حرکت جدی برای برکناری رژیم از درون را ببیند، مطمئنا بیشتر فرصت خواهد داد تا این مبارزات نتیجه دهد و حمله را به تعویق خواهد انداخت. پس سکوت در برابر نقض حقوق بشر در ایران و سعی در تطهیر چهره رژیم در دنیا، غرب را متقاعد خواهد کرد که هیچ راه حل جایگزینی وجود ندارد و این یعنی در دستور کار قرار گرفتن حمله نظامی.

 لذا استدلال لابی رژیم کاملا نادرست است و سکوت در برابر وحشی گری های رژیم و تعطیل کردن مبارزه و رفتن پشت سر رژیم نه تنها جلوی حمله به تاسیسات هسته ای را نخواهد گرفت، بلکه از یک طرف، غرب را متقاعد خواهد کرد که راه حل جایگزینی وجود ندارد و از طرف دیگر جمهوری اسلامی را متقاعد خواهد کرد که ریسک پی گیری برنامه هسته ای بسیار پایین است، چون همه مردم و اپوزیسیون پشت سر او قرار دارند، لذا در برابر پیشنهادات غرب از خود نرمش نشان نخواهد داد و باعث به بن بست رسیدن تلاشهای دیپلماتیک خواهد شد و این یعنی این که جز حمله نظامی راهی باقی نخواهد ماند! یک محاسبه غلط اپوزیسیون که از سوی لابی رژیم به داخل اپوزیسیون تزریق می شود، ایران را به سوی جنگ می برد. جنگی که نه تنها رژیم را سرنگون نخواهد کرد، بلکه آن را به رژیمی بسیار بسته و خشن همچون کره شمالی تبدیل خواهد کرد و همین مساله عمر رژیم را افزایش خواهد داد.

 (توضیحی برای دوست عزیز امید روشن، این یک گزارش بنیاد حقوق بشری عبدالرحمن برومند است و نویسنده خاص ندارد. در انتهای مقاله این مساله تذکر داده شده ولی شاید بهتر بود در ابتدای بیانیه توضیح داده می شد. باسپاس از توجه تان)

 

اسامی مدیریت جدید اتاق فرهنگ گفتگو به قرار زیر است :

 _جهانگیر

 _ مسعود علوی

 _ کیومرث نویدی

 _ رامین مهریار

 _ کیانوش توکلی

انتشار از: