آیا شرایط جهانی برای تغییردر ایران مساعد است؟ همراه با گزارش لحظه به لحظه انتخابات امریکا

واقعا شرایط جهانی چگونه می تواند برای تغییر در ایران مساعدتر از امروز باشد؟! آیا در طول این سی سال، زمانی بوده که مثل امروز شورای امنیت چهار قطعنامه با اتفاق آرا بر علیه جمهوری اسلامی صادر کرده باشد؟! آیا امروز مساله ماجراجویی های هسته ای ایران، به یکی از مهمترین مسائل سیاست خارجی دنیا بدل نشده و آیا غرب به خاطر بحران مالی و عدم همراهی چین و روسیه در برابر جمهوری اسلامی تضعیف نشده و در عطش ظهور یک تغییر سیاسی از درون ایران و توسط مردم ایران نیست؟!

آیا شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد است؟ گزارش انتخابات امریکا لحظه به لحظه در طول برنامه سه شنبه 4 نوامبر ساعت 21 به وقت اروپای مرکزی

امروز سه شنبه 4 نوامبر مصادف با انتخابات امریکا ست که در بین برنامه اخرین گزارش انتخابات لحظه به لحظه به اطلاع حاضرین در اتاق رسانده خواهد شد

 

 شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد نیست

 عباس امیر انتظام

 

گزارش ديدار شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت با محمد ملکی، سعيد حجاريان و عباس اميرانتظام، اميرکبير

 خبرنامه اميرکبير: اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در ابتدای سال تحصيلی جديد و در آغاز شروع به کار شورای مرکزی جديد به ديدار چند تن از فعالين سياسی رفتند.

 محمد ملکی: بسياری از تلاش های ما صرف خنثی کردن نيروی يکديگر می شود، تمام تحولات اجتماعی اين مملکت ريشه در دانشگاه دارد

 اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم با دکتر محمد ملکی، اولين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب، ديدار و گفت و گو کردند. در ابتدای اين ديدار محمد هاشمی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم، با طرح اين پرسش که «در اين شرايط واقعا چه بايد کرد و چه می توان کرد؟!» گفت: «ما که با جنگ مخالفيم و آن را چاره دردهای کشور نمی دانيم، رفراندوم هم که اجرايی نشد و در حد يک ايده باقی ماند و کشور در مسير گذار به دموکراسی به بن بست رسيد و هنوز راهکار جديدی مطرح نشده است. اکنون سوال اين است که واقعا چه بايد کرد؟ از سوی ديگر احزابی چون سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکيم) در اين شرايط عبدالله نوری را به عنوان کانديدای مورد نظر خود مطرح کرده اند که به نظر می رسد اين راهکار تنها به از حاشيه خارج شدن برخی گروه ها کمک می کند و نتيجه خاص ديگری در پی ندارد. چرا که رد صلاحيت شدن آقای نوری تقريبا قطعی است. از سوی ديگر ايجاد يک جنبش اجتماعی قوی نيز از اين طريق چندان معطوف به نتيجه به نظر نمی رسد.»

 دکتر محمد ملکی نيز در اين جلسه گفت: «ما به دنبال راهی مسالمت آميز و انسانی به سوی دموکراسی هستيم. واقعيت اين است که در اين مملکت صحبت از انتخابات معنا ندارد، وقتی به آقای احمدی نژاد می گويند خود را برای ۵ سال ديگر آماده کنيد يعنی انتخابات را فراموش کنيد. انتخابات به معنای درست اين است که حداقل آن ۲۰ شرطی که کانون وکلا در معيارهای خود برای انتخابات آزاد ذکر کرد را داشته باشد و بدون آن انتخابات بی معنا است. در مورد حمله بيگانه نيز حق با شماست. ما مخالف حمله بيگانه هستيم و هر چه دولتمردان می کوشند تا جاده صاف کن حمله شوند، ما تلاش می کنيم تا جلوی اين اتفاق را بگيريم.»

 به گزارش خبرنامه اميرکبير دکتر ملکی در ادامه با اشاره به شرايط فعلی کشور گفت: «واقعيت اين است که ما در مسير رسيدن به دموکراسی بسياری از تلاش هايمان صرف خنثی کردن نيروی يکديگر می شود. زمانی که بحث از رفراندوم شد آقای حجاريان اين ايده را مسخره کرد و بخشی از نيروهای ملی مذهبی، نهضت يا مشارکت گفتند که اين کار انگليس و آمريکاست. همان طور که گفتم انتخابات هم در اين شرايط بی معناست. حتی کردان، که فردی متقلب و دروغگوست، در حال حاضر مسئول برگزاری انتخابات است. از اصلاح طلبان بايد پرسيد زمانی که وزارت کشور در اختيار شما بود اين گونه شد، اينک که چنين وزير کشوری در راس کار است چگونه می خواهيد سلامت انتخابات را تضمين کنيد؟!»

 ملکی در ادامه با اشاره به حوادث کوی دانشگاه در سال ۷۸ افزود: «قضيه کوی دانشگاه و حوادث بعد از آن می توانست نقطه پرش برای ايران باشد. مردم به محض اين که بفهمند که دانشگاه يک قدم برداشته آن ها ۱۰ قدم بر می دارند چرا که دانشجو در ايران تقدس خاصی دارد. اگر در آن موقعيت سياستمداران محبوب دانشجويان، اعم از اصلاح طلب يا اپوزسيون، با دعوت به سکوت، آن هم به بهانه اين که دشمن پشت دروازه های ايران است، اين حرکت را به انحراف و شکست نمی کشاندند، در حال حاضر مسلما وضع ما متفاوت با آن چه هست می بود.»

 ملکی در ادامه گفت: «اگر می خواهيد بفهميد که چه بايد کرد تاريخ جنبش دانشجويی را مطالعه کنيد تا راه خودتان را پيدا کنيد و ببينيد جنبش دانشجويی در تاريخ ايران و جهان چه نقشی داشته است. دانشجو يک متفکر اجتماعی است که هيچ گونه وابستگی ندارد. بنابراين خوب می تواند تحليل کند. در واقع ما چيز زيادی برای اين نسل نداريم چون اين نسل می تواند با دنيا ارتباط برقرار کند و يکی مثل من تنها می تواند يک سری تجربيات خود را به اين نسل منتقل کند. روی جنبش دانشجويی مطالعه کنيد و رسالت خودتان را بدانيد. شما دنباله روی بچه های ۱۶ آذر هستيد. تمام تحولات اجتماعی اين مملکت ريشه در دانشگاه دارد. همه مردمان تاثيرگذار اين مملکت از دل دانشگاه بيرون آمده اند. وقتی اين گونه به قضيه نگاه کنيد می فهميد که چه رسالت مهمی در پيش داريد و با خودتان سبک و سنگين کنيد ببينيد مرد اين ميدان هستيد يا نه، چرا که فردا بايد در مقابل تاريخ پاسخگو باشيد.»

 سعيد حجاريان: اصلاحات نياز به نقد اخلاقی دارد، با راه انداختن کمپين برای آمدن خاتمی مخالفم، نظرات خودتان را به خاتمی منتقل کنيد

 شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت همچنين به ديدار دکتر سعيد حجاريان، فعال سياسی و عضو جبهه مشارکت، رفتند. در ابتدای اين ديدار محمد هاشمی ضمن تشکر از حضور حجاريان در دفاع از دانشجويان طی سه سال اخير گفت: «در حالی که تعامل دانشجويان با نيروهای اصلاح طلب کم شده ولی شما همچنان از محبوبيت خاصی در ميان دانشجويان و اعضای دفتر تحکيم برخوردار هستيد.» مهدی عربشاهی، دبير تشکيلات دفتر تحکيم، نيز ضمن اشاره به اين که به اعتقاد وی در گذشته تحکيم دو خطای کليدی رخ داده که شورای مرکزی تحکيم در دو دوره اخير تلاش کرده تا آن را اصلاح کند و اميدوار است تا در دوره فعلی بتواند اين کار را به انجام برساند، گفت: «خطای اول اين بود که دفتر تحکيم در قامت يک حزب سياسی عمل می کرد و حضور در شورای مرکزی تحکيم پله ای بوده برای پيشرفت در فضای سياسی و حزبی کشور و رسيدن به پست و مقام. خطای دوم اتخاذ استراتژی دوری از قدرت با تفسيری اشتباه بود. تا پيش از اين تحکيم از شعار دوری از قدرت تعبير حضور در قامت يک اپوزيسيون را تعبير می کرد که اين رويکرد نيز به نظر ما اشتباه بوده است. دفتر تحکيم همچنان بر استراتژی دوری از قدرت اصرار دارد ولی تفسير اين استراتژی اين بار برای آن متفاوت است. به نظر ما دفتر تحکيم بايد رويکرد مدنی به حوزه سياست داشته باشد. يعنی در عرصه عمومی حضور داشته باشد و کار اصلی خود را نقد قدرت تعريف کند.»

 عربشاهی سپس به نقد اصلاح طلبان پرداخت و اظهار داشت: «اصلاح طلبان در رفتار خود هيچ گاه بازنگری نکرده اند و هميشه از دوم خرداد ۷۶ تاکنون رفتار واحدی اتخاذ کرده اند. اصلاحات و اصلاح طلبان نياز به يک رنسانس و بازنگری در نگاه و رفتار دارند. دفتر تحکيم به اصلاحات انتخابات محور نقد دارد. اما رفتاری که اصلاح طلبان هميشه اتخاذ کرده اند چنين بوده، يعنی حضور به هر قيمت بر سر صندوق های رای و در اين راه هيچ گونه نوآوری نيز صورت نداده اند. آن ها حتی از ايده های جديد نيز استقبال نکرده و در مورد آن ها تامل هم نمی کنند. مثلا ايده پارلمان اصلاحات مورد توجه قرار نگرفت و حتی در مورد آن تامل هم نشد. به نظر ما اصلاحات وارد دوران افول خود شده و احتياج دارد تا برای جان گرفتن دوباره چاشنی های جديد و ايده های جديدی را وارد خود کند.»

 به گزارش خبرنامه اميرکبير در ادامه اين ديدار سعيد حجاريان در خصوص رسالت دانشجويان اظهار داشت: «شما وظيقه روشنفکری برای خود تعريف کرده ايد که خيلی خوب است و بر اين اساس دو وظيفه داريد. اولين وظيفه، نقادی برای پيشبرد اصلاحات است. طبيعی است که دانشجو نقاد است و بايد هم نقاد هم باشد. دومين وظيفه، وظيفه اجتماعی، تغيير مرام اجتماعی و تقويت جامعه مدنی است. با توجه به اين که مردم واقعا گرفتار هستند خيلی خوب است که دانشجويان در اين زمينه پيش قدم شوند.»

 حجاريان در ادامه به نقد اصلاحات اشاره کرد و افزود: «در مورد نقد به اصلاحات، ما در درون حزب نقدهای زيادی به اصلاحات کرده ايم. ما جلسات دائمی نقد درونی داشته ايم و در داخل خود را نقد کرده ايم. ما با نقد اخلاق اصلاحات هم شروع کرديم. اصلاحات بايد قبل از نقد استراتژيک و نقد تاکتيکی، مورد نقد اخلاقی قرار گيرد. قبل از اين که ببينيم در کجای تئوری اصلاحات اشتباه داشته ايم بايد ببينيم در کجای اخلاق اصلاحات اشتباه داشته ايم. منظور من از اخلاق، اخلاق فضيلت گرا نيست، اخلاق نتيجه گرا و وظيفه گراست.»

 عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه خاطرنشان کرد: «ما يک سال است که روی اين موضوع کار می کنيم. بحث های مفصلی روی دو نکته داشته ايم که يکی قانون گرايی است. و از اين بحث به دنبال اين سوال بوده ايم که آيا قانون گرايی در جامعه ای که قانون دستاويز سرکوب است درست است يا نه؟! و بحث ديگر پارلمانتاريسم است که از اين بحث هم به دنبال اين سوال بوده ايم که آيا از طريق انتخابات می توان به اصلاحات رسيد و آيا انتخابات راه به جايی می برد يا نه؟! اما چرا اين نقد ها بيرون نمی آيد، دليلش مشخص است. صداوسيما و کيهان در کمين هستند تا هر طور که می خواهند از اين حرف ها استفاده کنند.»

 حجاريان در مورد انتخابات رياست جمهوری و ستاد دعوت از خاتمی برای انتخابات نيز گفت: «من هم با راه انداختن کمپين برای آمدن خاتمی مخالفم. همان طور که شما گفتيد هر فرد خودش بايد سبک و سنگين کند ببيند می خواهد بيايد يا نمی خواهد. ما نبايد سراغ کسی برويم. اگر کسی در چنين شرايط و با اصرار ديگران بيايد، فردا می گويد که من نمی خواستم بيايم شما مرا مجبور کرديد. به نظر من خاتمی اگر می خواهد بيايد بايد به عنوان نماينده جبهه دموکراسی خواهی در صحنه حاضر شود. من معتقدم اگر چه خاتمی در گذشته خيلی فرصت سوزی کرده ولی باز هم حتی اگر لنگان بيايد ولی از دوره قبل بهتر و محکمتر بايستد، باز خوب است.»

 حجاريان در ادامه ضمن پافشاری بر راهکار پيشين خود برای اصلاحات، خاطرنشان کرد: «حاکميت دوگانه، فشار از پائين و چانه زنی از بالا، فتح سنگر به سنگر و تقويت جامعه مدنی الگوی من برای اصلاحات است. اين الگو خيلی طولانی مدت است ولی بسيار ثمربخش تر خواهد بود. البته می شود بدون حضور در قدرت و در دولت در جامعه ی مدنی هم کار کرد. کما اين که خيلی ها، از جمله خود شما، اين استراتژی را در پيش گرفته اند.»

 در ادامه اين ديدار محمد هاشمی گفت: «ما در دفتر تحکيم معتقد نيستيم آمدن خاتمی به صورت لنگان درست است. به نظر ما آمدن خاتمی بدين شکل درست نيست. خاتمی اگر هم می خواهد بيايد بهتر است درست بيايد و اعلام کند که چه کار هايی می تواند بکند و چه کارهايی از توانش خارج است.» مهدی عربشاهی نيز اظهار داشت: «اصلاح طلبان و خاتمی هيچ گاه حداقلی را برای خود مشخص نکرده اند. هيچگاه مشخص نکرده اند کف اصلاحات کجاست. کل اصلاحات را در لوايح دوگانه تعريف کردند و در نهايت همان لوايح دوگانه را هم پس گرفتند. بايد مشخص شود که حداقل خواسته ی اصلاح طلبان کجاست و آن ها کجا ديگر عقب نمی نشيند.»

 حجاريان نيز در پايان گفت: «من پيشنهاد می کنم سخنان و نظرات خودتان را به آقای خاتمی منتقل کنيد. همين انتقاداتی که اينجا مطرح کرده ايد به ايشان نيز بگوييد. البته اين بار خاتمی کمی صرح اللهجه تر شده است. اين بار گفته که اگر بيايد با برنامه می آيد و اگر نيايد هم به مردم می گويد چرا نمی آيد. نظر خودتان که می گوييد اگر می خواهد بيايد با برنامه بيايد، خط قرمز هايش را مشخص کند و بگويد کجا می ايستد را به او بگوييد. به نظر من خاتمی اين بار برای آمدن نبايد اذن بگيرد و بايد مشخص هم کند که اگر رد صلاحيت شد چه کار خواهد کرد. من با حکم حکومتی مخالفم و معتقدم که حکم حکومتی با روح قانون اساسی در تقابل است. خاتمی هم بايد مشخص کند در صورتی که بازی معين را بر سرش در آوردند چه خواهد کرد.»

 عباس اميرانتظام: تصميم گيری در مورد انتخابات آينده بستگی به شرايط همان زمان دارد، فعلا شرايط داخلی و خارجی برای ايجاد تغيير در کشور مساعد نيست

 شورای مرکزی دفتر تحکيم همچنين با مهندس عباس امير انتظام، با سابقه ترين زندانی سياسی پس از انقلاب، ديدار و گفت و گو کردند. اميرانتظام در ديدار با شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت با اشاره به رخدادهای دوران اصلاحات و برخی موضع گيری های خاتمی گفت: «خيلی مطالب هست که اگر من زنده بمانم بايد روزی بگويم و يا بنويسم. مثلا پس از ترور اسدالله لاجوردی توسط مجاهدين خلق آقای خاتمی مصاحبه ای کرد که ايشان را سرباز وفادار اسلام و ايران ناميد. ايشان اگر نگفته بود که آقای لاجوردی سربازه ايران بوده به من ربطی پيدا نمی کرد. ولی ذکر اين جمله باعث شد تا من به عنوان يک شهروند ايرانی که چيزهای زيادی در مورد ايشان می دانم و ديده بودم، در مصاحبه ای آن ها را بازگو کنم که منجر به اين شد که بار ديگر به زندان بازگردم. در دوران اصلاحات که آقايان مدعی فضای باز سياسی بودند ما را از زندان با ماشين گوشت برای ملاقات می بردند که من مجبور شدم نامه ای بنويسم و در آن نوشتم که آقای خاتمی ما گوسفند نيستيم و انسانيم.»

 در ادامه اين ديدار مهدی عربشاهی، دبير تشکيلات دفتر تحکيم، گفت: «از خوش شانسی اصلاح طلبان اين است که علی رغم ضعف های مفرطی که در دوره اصلاحات داشتند بدون اين که نقد شوند بر اثر روندی که توسط دولت نهم اتخاذ شده و نگرانی ای که از بابت از بين رفتن همين اندک نهادهای مدنی باقيمانده وجود دارد روشنفکران و مردم تا حدی مجددا به آن ها روی آورده اند. ولی واقعا سوال اساسی که پيش روی ما است اين است که در مقابل اين انتخابات چه می شود کرد؟!»

 به گزارش خبرنامه اميرکبير مهندس عباس امير انتظام به تحليل فضای جاری کشور پرداخت و گفت: «من معتقدم که هيچ تحولی در هيچ نقطه ای از دنيا رخ نخواهد داد مگر اين که پيش از آن دو عامل برای تغيير مهيا باشد. هم شرايط مساعد جهانی برای تغيير وجود داشته باشد و هم شرايط داخلی و مردم آماده پذيرش هزينه های تغيير باشند و پذيرای تغييرات باشند. عده ای فکر می کنند که اگر در جمع محدودی جمع شوند می توانند تغييراتی ايجاد کنند ولی به اين موضوع که ايده آن ها با شرايط داخلی و جهانی سازگار است يا نه، نمی انديشند و درباره آن فکر نمی کنند، لذا قربانی می شوند.»

 وی در ادامه خاطرنشان کرد: «امروز مردم حتی از صحبت در مورد مسائل سياسی سرخورده شده اند و اين سرخوردگی ناشی از آن همه شور و شوق مصنوعی است که مردم در سال ۵۷ در مورد مسائل سياسی مملکت و شرايط جهانی داشتند، است. مردم امروز می بينند که نتيجه آن همه آرمان گرايی و شوق و ذوق سال ۵۷ اين بوده که عملا کشور تبديل به يک زندان و قبرستان بزرگ شده است. به نظر من در حال حاضر شرايط جهانی نيز برای تغيير در ايران مساعد نيست. من در نامه ام به دبير کل سازمان ملل به دنبال نتايج اين نامه بودم. اصولا من مخالف هر گونه خشونت هستم. ولی اين به معنای آن نيست که مثل بره ای بنشينيم تا سرمان را ببرند. من از بازخوردی که از نامه ام گرفتم مطمئن شدم که امروز شرايط جهانی برای تغيير در ايران مساعد نيست مگر اين که اين تغييرات خيلی سطحی باشد.»

 عضو جبهه ملی ايران در ادامه افزود: «نلسون ماندلا ۲۷ سال در زندان بود و به نظر من وی شرايط را خوب شناخته بود. چرا که برای تغيير دست به خشونت نزد، بلکه منتظر ماند تا شرايط برای تغيير آماده شود. او در کتاب راه دشوار آزادی می نويسد در سال هايی که در زندان بوده ۲۲ مليون سياه کشته شدند. ولی با اين همه او اعلام انقلاب نمی کند بلکه ۳ سال آخر زندان به مذاکره می نشيند و بالاخره پس از ۳ سال مذاکره موفق می شود تا مسائل را با گفت و گو حل کند. چرا که شرايط داخلی و بين المللی آماده برای تغيير بود. ماندلا پس از ۳ سال مذاکره در داخل، در نهايت برای مذاکره به خارج از کشور می رود و شرايط را مهيا می کند و وقتی بر می گردد بدون خونريزی در انتخابات پيروز می شود و نظام آپارتايد به پايان می رسد.»

 اميرانتظام در ادامه افزود: «برخورد احساسی با برخورد عقلانی با مسائل خيلی متفاوت است. ما يک وطن داريم و همه هم مدعی هستيم که برای آن است که تلاش می کنيم و همه تظاهر می کنيم که برای آزادی ايران است که هزينه می دهيم. ولی برخورد ما با مسائل خيلی شخصی است. ما سازمان و تشکيلات نداريم، نمی توانيم هم داشته باشيم چرا که نمی گذارند داشته باشيم. ما نمی توانيم تشکيلاتی با بيش از ۵۰ نفر نيرو داشته باشيم و اين مسئله بيش از اين که گناه ما باشد ناشی از شرايطی است که به ما تحميل شده است. ما نمی توانيم راهکار نظامی يا انقلابی داشته باشيم. راهکار ما بايد راهکاری مسالمت آميز باشد.»

 اين فعال سياسی به بازداشت طولانی مدت خود اشاره کرد و گفت: «روزی که دستگير شدم به آقای گيلانی گفتم که بازداشت شدن برای من بسيار مفيد است. من با اين بازداشت مذهب و دينم را شناختم، هموطنانم را شناختم، کشور را شناختم، فرصتی برای مطالعه پيدا کردم که شرايط حاکم بر ايران و جهان را شناختم. اولين کار من مطالعه و کسب اطلاعات نسبت به اتفاقات گذشته بود. نسبت به شرايط جهانی مطالعه کردم و به اين نتيجه رسيدم که شرايط خيلی تعيين کننده است و انسان ها تاثيرگذار هستند و می توانند شرايط را آماده کنند. ولی انسان ها تاثيرگذار نهايی نيستند. ما بايد اهل دوستی، آشتی و فکر کردن باشيم. من با اين همه خودم نااميد نيستم و معتقدم که شرايط هنوز آماده نيست. ولی غير قابل حل هم نيست. مسير طولانی است و هر چقدر تعداد کسانی که ما را باور می کنند بيشتر باشد، شرايط مهياتر می شود. راه حل ما مطالعه بيشتر، شناخت ملت ايران و شناخت جهان، مهيا کردن شرايط و مذاکره است.»

 وی در ارتباط با وضعيت داخل کشور نيز گفت: «شرايط داخلی هم هنوز آماده نيست. کسانی که مدعی هستند برای نجات ايران تلاش می کنند در حقيقت به دنبال ايجاد مغازه ای با ويترين شيک تر و با نور بيشتر برای خود هستند تا تعدادی مشتری جذب کنند و دل خود را به همين خوش کرده اند. يکی از چيزهايی که برای آماده شدن شرايط لازم است اين است که خودخواهی های خودمان را فراموش کنيم، ويترين های شيک خود را فراموش کنيم و به راه حل هايی مشترک بينديشيم و با هم بر سر آن ها تفاهم کنيم. وقتی با عقل پيش برويم احتمال موفقيت بيشتر می شود. در مورد انتخابات آينده هم نمی توان از الان در مورد آن تصميم گيری کرد. بلکه بايد به شرايط همان زمان نگريست و برای آن تصميم گيری کرد.»

  

یک آذربایجانی

 شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد نیست

 «چرا؟!» شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد نیست؟!

 «چرا؟!» شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد نیست؟!

 آقای امیرانتظام یک «چرا؟»ی بزرگ در مورد این اظهار نظر به مردم بدهکارند. واقعا شرایط جهانی چگونه می تواند برای تغییر در ایران مساعدتر از امروز باشد؟! آیا در طول این سی سال، زمانی بوده که مثل امروز شورای امنیت چهار قطعنامه با اتفاق آرا بر علیه جمهوری اسلامی صادر کرده باشد؟! آیا امروز مساله ماجراجویی های هسته ای ایران، به یکی از مهمترین مسائل سیاست خارجی دنیا بدل نشده و آیا غرب به خاطر بحران مالی و عدم همراهی چین و روسیه در برابر جمهوری اسلامی تضعیف نشده و در عطش ظهور یک تغییر سیاسی از درون ایران و توسط مردم ایران نیست؟! آیا اگر مردم و اپوزیسیون حرکتی منسجم بر ضد رژیم سامان دهند، به سرعت حمایت جدی غرب را پشت سر خود نخواهند دید؟

 آیا خواست جهانی برای تغییر در ایران در طول این 30 سال هرگز به این درجه از اهمیت رسیده بود که غرب در برابر دو گزینه تغییر در رفتار رژیم ایران و یا انتخاب گزینه نامطلوب (هم برای مردم ایران و هم برای سیاستمداران غربی از جمله آمریکا به دلیل تجربه سنگین عراق) ولی ناگزیر نظامی بر سر دوراهی سخت انتخاب قرار گرفته باشد؟ آیا جناب امیر انتظام انتظار دارند، که خواست جهانی تغییر در ایران، از این هم بیشتر بالاتر برود تا شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد باشد؟!

 آیا کسانی مثل جناب امیر انتظام و داریوش همایون که با ادعای نامساعد بودن شرایط جهانی برای تغییر در ایران و رفتن پشت سر جمهوری اسلامی، این فرصت طلایی را برای غلبه بر حکومت جهل و سیاهی آخوندی به راحتی از دست می دهند و عملا با تعلیق و تعطیلی مبارزه با رژیم با انواع و اقسام بهانه ها، دنیا را همچنان در عطش تغییر در ایران نگه می دارند و آنها را در برابر گزینه سخت پذیرش بمب اتمی ملایان و یا بمباران ایران قرار می دهند، به عاقبت این سیاست خود اندیشیده اند؟ آنها که با رد هرگونه تلاش برای تغییر از درون در ایران و ادعای نامساعد بودن اوضاع و در واقع ترس بی پایه از آنچه خطر تجزیه ایران می نامند، درواقع راه سومی را که غرب در مورد ایران می توانست بر روی آن تکیه کند، یعنی تغییر به شکل انقلاب مردمی از درون را عملا بسته اند، آیا می دانند که اگر غرب بمب اتمی ملایان را بپذیرد (که بنظرم محال است) و یا گزینه آخر بمباران تاسیسات هسته ای ایران را عملی کند، در هر دو حالت، عمر این رژیم طولانی تر خواهد شد!

 اگر بحران مالی جهانی و گرفتار شدن در عراق و افغانستان، چنان اراده غرب را سست کرده باشد که بمب اتمی ملایان را به عنوان یک واقعیت بپذیرد و آنگاه یک جنگ سرد اتمی بین جمهوری اسلامی و اسرائیل را به عنوان سیاست مهار بحران اتمی ایران طراحی کند، در آن صورت بمب اتمی عملا باعث خواهد شد تا دنیا در برابر رژیم بویژه در مورد حقوق بشر کوتاه بیاید و رژیم با توسل به قدرت اتمی اش، همه کشورهای غربی را در برابر سرکوب وحشیانه مردم وادار به سکوت کند و این یعنی افزایش هزینه مبارزه سیاسی در ایران و به تعویق افتادن تغییر در ایران.

 اما اگر غرب و بویژه آمریکا بر این ادعایش که گزینه نظامی به عنوان آخرین راه همچنان بر روی میز است، عمل کند و تاسیسات هسته ایران را بمباران کند، آنگاه رژیم به یک مار زخم خورده بدل خواهد شد که با بستن کامل فضای سیاسی و تشکیل حکومتی کاملا میلیتاریستی، مثل رژیم صدام حسین و یا کره شمالی، هر گونه امکان انقلاب از درون را با سرکوب وحشیانه از بین خواهد برد. باید دقت کرد که دیگر هیچ کسی در دنیا حتی تندروترین نئوکانهای آمریکا هم حتی تصور حمله زمینی و اشغال ایران مثل عراق به فکرشان هم خطور نمی کند و آنچه که به عنوان حمله نظامی مد نظر است فقط یک بمباران هوایی و موشکی کوتاه مدت و به شکل جراحی موضعی است و نه سرنگونی حکومت با نیروی نظامی مثل عراق که عواقب سنگینی برای آمریکا داشت.

 نباید اشتباه کرد که وضع از این که هست بدتر نمی شود. این رژیم همچنان تا حدودی مخالفان سیاسی کم خطرتر مثل اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها را تحمل می کند و فضای سیاسی کاملا بسته نشده و ایجاد تغییر در درون حتما به حداقلی از فضای باز سیاسی نیاز دارد. شاه زمانی سقوط کرد که فضای نسبتا باز سیاسی ایجاد کرد. شوروی زمانی فروپاشید که دست به اصلاحات زد، اگر حکومتی بتواند تمام فضای سیاسی را ببندد و حکومت نظامی در کشور ایجاد کند و هر جنبده ای را خفه کند، هیچ انقلابی شانس رخ دادن نخواهد داشت. حمله به تاسیسات هسته ای ایران، این بهانه را به رژیم خواهد داد که با اعلام وضعیت فوق العاده جنگی هر صدایی را بی درنگ خفه کند و مثل دوران جنگ با عراق، قتل عامهای سیاسی و فله ای به راه اندازد و فضای رعب و وحشت را به کشور برگرداند.

 آیا آن روز امثال آقای امیر انتظام و داریوش همایون، پاسخی به مردم خواهند داشت که چرا فرصت سوزی کردند و زمانی که رژیم در تنگنا قرار داشت و می شد با فشار بین المللی و حمایت از جنبش های درون کشور بویژه جنبش های فدرالیست ملیتها کار را یکسره کرد، اجازه دادند تا رژیم از خطر بگریزد و با تحکیم موقعیت خود، عمر ننگینش را تا مدتی نامعلوم افزایش دهد؟! آیا اپوزیسیونی که از این فرصت طلایی امروز نتواند برای تغییر در ایران استفاده کند، فردا که رژیم که مسلح به بمب اتمی شده است و یا تحت کنترل کامل فرماندهان سپاه در آمده است، خواهد توانست کاری از پیش ببرد؟!

 آیا آنها گمان می کنند که مساله ملی در ایران یک مساله زودگذر است و چند سال دیگر به فراموشی سپرده خواهد شد؟ مساله حقوق ملیتها مساله روز تمام دنیاست و روز به روز بر شدت آن افزوده می شود. نگاهی به اخبار روز دنیا بیاندازید تا ببینید که بعد از تروریسم بنیادگرایان اسلامی، مهمترین عامل بحران در جهان مساله اتنیکی است. دلیل آن هم بسیار روشن است، شروع عصر رسانه ها، ماهواره و اینترنت. تا پیش از شروع به کار تلویزیون گوناز تی وی در آذربایجان این مساله بسیار محدود و ناشناخته بود ولی امروز در آذربایجان به سرعت در حال رشد است. فردا با هرچه ارزانتر شدن ارتباطات ماهواره ای و اینترنتی، نه یک گوناز تی وی، بلکه دهها تلویزیون 24 ساعته ترکی، کردی، بلوچی، عربی، ترکمنی ... به راه خواهد افتاد و این خواستها روز بروز عمیق تر و توده ای تر خواهد شد. پس این سیاست بسیار اشتباهی است که به جای حل مساله ای که تازه شروع شده و هنوز عمق زیادی پیدا نکرده، آن را به فردایی موکول کرد که با گسترش رسانه ها و افزایش نارضایتی از حکومت ملایان، بسیار عمیقتر از امروز هم خواهد شد.

 

ناصر مستشار

 شرایط جهانی برای تغییر در ایران مساعد نیست

 آقای امیر انتظام بدرستی می گوید که«امروز مردم حتی از صحبت در مورد مسائل سیاسی سرخورده شده اند و این سرخوردگی ناشی از آن همه شور و شوق مصنوعی است که مردم در سال ۵۷ در مورد مسائل سیاسی مملکت و شرایط جهانی داشتند، است.))اما آقای امیر انتظام به ما نمی گویند دلیل سرخوردگی مردم از کجا ریشه گرفته است؟شاید این سرخوردگی از شکست درد ناک انقلاب اسلامی که قرار بود قسط اسلامی و حکومت عدل علی بیاورد اما ایران را به یک زندان و مردم را فقر اقتصادی و فرهنگی کشانده است ناشی شده است؟شاید از 30 نا کار آمدی نیروهای سیاسی که دائما مانند بچه های نابالغ بازی در آوردند واختلاف ایجاد کردند تا آنجائیکه مردم دیگر اعتمادشان را نسبت به اپوزیسیون و هرچه سیاست هست از دست دادند؟

 

اسامی مدیریت اتاق فرهنگ گفتگو به قرار زیر است :

 _جهانگیر

 _ مسعود علوی

 _ کیومرث نویدی

 _ رامین مهریار

 انتخاب موضوع و آغاز کننده بحث از کیانوش توکلی

 شایان ذکر است نویسندگان سایت ایران گلوبال می توانند مقاله و یا موضوع مورد نظر خود را بعنوان موضوع اتاق فرهنگ گفتگو پیشنهاد کرده و یا خود بعنوان سخنران شرکت نمایند .

انتشار از: