150 سال ظلم و ستم بربهائیان ایران سخنرانی پرویز ایزدی 11 نوامبر ساعت 21 به وقت اروپای مرکزی

ظلم و ستمی که در طی 150 سال گذشته بر بهائیان ایران روا داشته شده ، بر هیچیک از اقلیت های دینی ایران نشده است . حتی شخصیت اصلاح گری مانند میرزاتقی خان امیر کبیر نیز از روی تعصب و جهالت شیعه گری ، در قلع و قمع و کشتار جنبش بابیه که در زمان خود جنبشی مترقی بوده است با ناصر الدین شاه قاجار همدست می شود که در کنار خدماتش به ایران ، این نقطه سیاه "بابی کُشی" که در زمان صدارت اواتفاق است را هم نباید از یاد برد .

بهروز ستوده:

اقلیت های دینی درایران و بویژه بهائیان ، ارامنه ، کلیمی ها و زرتشتی ها در رواج دادن تجدد و تمدن در میان ایرانیان نقش برجسته ای در تاریخ این سرزمین داشته اند . ارتباط این اقلیت ها با دنیای خارج که همیشه از جانب حکومت گران و حتی روشنفکران و گروههای سیاسی ایران بدیده شک وتردید به آنان نگریسته شده ، موجب نوآوری آنان در زمینه های علمی و صنعتی و فرهنگی و هنری در جامعه ایران بوده است .

 علت اینهمه کینه و تنفر آخونده نسبت به بهائیان به این خاطراست که پایه گذاران و رهبران اولیه آنان از درون مجتهدین و علمای شیعه برخاسته اند و بعد هم مدعی شده اند که محمد علی باب شیرازی همان امام زمان و مهدی موعودی بوده است که شیعیان در انتظار ظهورش بسر می برند . بدین ترتیب بهائیان قصد تخته کردن دکان مفتخوری و بساط شیادی و ریاکاری آخوندها را داشته اند

 ظلم و ستمی که در طی 150 سال گذشته بر بهائیان ایران روا داشته شده ، بر هیچیک از اقلیت های دینی ایران نشده است . حتی شخصیت اصلاح گری مانند میرزاتقی خان امیر کبیر نیز از روی تعصب و جهالت شیعه گری ، در قلع و قمع و کشتار جنبش بابیه که در زمان خود جنبشی مترقی بوده است با ناصر الدین شاه قاجار همدست می شود که در کنار خدماتش به ایران ، این نقطه سیاه "بابی کُشی" که در زمان صدارت اواتفاق است را هم نباید از یاد برد . دفاع از اقلیت ها ی دینی ایران و تلاش برای بررسمیت شناخته شدن آئیین بهائیان باید به بخش تفکیک ناپذیر جنبش ملی آزادیخواهانه و حقوق بشری مردم ایران تبدیل گردد. دفاع از هموطنان بهائی باید به یکی از شاخص های اصلاح طلبی در ایران تبدیل شود تا هر ریاکار قدرت طلبی بیهوده وعده های سرخرمن به مردم محروم و درمانده ایران ندهد

 

بی نام :

 آنقدرمتمدن فکرمیکنند که می گویند چنانچه دین باعث جنگ وجدائی بین انسانها شود بی دینی بهترازدینداری است. :

 آیین بهایی از یک طرف خود را دینی جهانی می داند، خود را دینی جدید متناسب با ارزش های دنیای جدید معرفی می کند، منادی وحدت عالم انسانی است و مبلغ وحدت ادیان وتکثر مذهبی می باشد، اما از طرفی دیگر طردی روحانی دارد که مجازاتی کاملا بدوی و پیشا مدرن است و اساسا مغایر با تکثر گرایی مذهبی است.

 آیین بهایی مدعی دموکراسی و خرد جمعی در نهاد دین است. مدعی است که شورای بیت العدل بر اساس اصول دموکراسی از محافل ملی بهایی انتخاب می شوند، اما هنوز نمی داند که نقد تشکیلات از اساسی ترین اصول دموکراسی و فعالیت گروهی و جمعی است.

 نقد تشکیلات و تصمیماتی که سران تشکیلات می گیرند ، از طرف اعضای ساده گروه، از بدیهی ترین اصول دموکراسی در هر تشکیلاتی است که تمامی عالمان علوم اجتماعی بر آن اتفاق نظر دارند، اما در جامعه بهایی هر که انتقادی نسبت به تصمیمات بیت العدل داشته باشد، دچار مجازاتی چون طرد می شود که خود مجازاتی بدوی است.

 براي فرد بهائي اصلا وقت و فرصتي باقي نمي گذارند كه به اين چيزها فكر كند. يك بچه بهائي از پنج سالگي تحت تعليم و بازسازي فكري است. وقتي هويت ساختگي او شكل گرفت از طريق شركت در جلسات هيئت جوانان، مشاغل و در كميسيونها و لجنه ها و... وقت و زمان او نيز كنترل مي شود. روز جمعه كه روز تعطيل است و مي شود قدري فكر كرد، روز تفريح است از صبح و بعدازظهر آن استفاده مي كنند. يعني نمي گذارند كسي در تنهائي خودش قدري فكر كند و ناخواسته يك جوان اصلا نمي تواند برگردد. چون تمام اختيارات او را مي گيرند. طوري كار را پيش مي برند كه طرف مستقل نباشد و به نوعي به مادر يا پدر يا تشكيلات وابسته باشد. اگر جواني بخواهد مستقل شود او را طرد مي كنند هم طرد روحاني دارند و هم طرد اداري. طرداداري يعني نمي گذارند در جلسات شركت كند ولي دورادور مواظبش هستند و به خانواده اش سفارش مي كنند آنقدر از او بپرسيد كه چرا طرد شدي كه از شرمندگي دوباره برگردد. طرد روحاني هم داشتند كه البته خيلي وقت است كه آن را عملي نمي كنند. چون آمارشان خيلي پائين مي آيد. طرد روحاني به اين صورت بود كه اگر كسي به يكي از بزرگانشان ناسزا مي گفت، يا يك صفحه كاغذ عليه او مي نوشت طرد روحاني هم مي شد. من و همسرم زماني كه هنوز از هم جدا نشده بوديم سه تا كتاب نوشتيم. در روزنامه ها، مطلب مي نوشتيم، مصاحبه مي كرديم،.بهائيان مي گفتند هرگونه لعن و نفرين و فعاليت نوشتاري، گفتاري بر عليه بانيان فرقه باعث مي شود آن فرد به زودي بميرد يا چندسالي بيشتر دوام نياورد

 

هرمس :

 با سپاس از آقای توکلی برای نگاشتن این خاطرات من پیشنهادم به شما و به سایت ایران گلوبال این است که، در یکی از سه شنبه ها مبحث تالار گفتگوی ایران گلوبال را به بحث بهائیت و بهائیان در ایران اختصاص دهید و از دوستان بهائی بخواهید که در این روز به عنوان سخنران در آن شرکت کنند، تا هم به تشریح دیانت خود بپردازند و هم شنوندگان پرسش های خود را مطرح کنند. به نظرم بسیاری از ما در این موضوع نیز دچار یک دوقطبی یا دوگانگی کاذب هستیم.

 یا بهائیان آدمیان بسیار خوبی هستند و یا بهائیان به هزار اتهام سخیف و بی بنیاد محکومند. نه درک درستی از نقش و تاثیر این هموطنان در عصر مشروطیت و دوران باب وجود دارد؛ نه آگاهی درست و دقیقی از آئین بهائی در میان اکثر ما؛ تلاقی گاه به اصطلاح اطلاعات ما نیز بیشتر مخرج مشترک همان یاوه گویی هایی است که حکومت تبلیغ می کند. از این هم که بگذریم، بر سایت ایران گلوبال که به صدای آنانی بدل گشته است که از تبعیض، محرومیت، و در یک کلام از در "اقلیت بودن یا شمارده شدن" در رنجند، فرض است که با توجه به موضوع تصویب قانون اسلامی جدید، که در آن مجازات ارتداد اعدام دانسته شده است؛ و با توجه به فشارهای جدید و فزاینده بر جامعه بهائی، چنین بحثی را سازماندهی کند و گامی در جهت روشنگری و توجه بیشتر به مساله جامعه بهائی در ایران بردارد. نوشتن این خاطرات بی تردید کار پسندیده و به حقی است اما برگذار کردن شبی به نام بهائیت و با حضور دوستان بهائی، به نظر من، موضوعی است که ایران گلوبال می تواند و لازم است حق مطلب را درباره آن ادا کند. این از این جهت هم مهم است که بهائیان تنها توسط حکومت انکار، و متهم دانسته نمی شوند، بلکه در میان جنبش روشنفکری و فعالان سیاسی و اجتماعی ما نیز، برداشت و درک درستی نسبت به این دین و جود ندارد. این واقعیتی است که همین نوشته آن دوست که این دیانت را به ادیان ابراهیمی بسته است و بعد به همین خاطر خط بطلان بر آن کشیده است، بر آن مهر تائید می زند. دفاع از جامعه بهائی ایران وظیفه هر انسانی است که به حقوق بشر باور دارد. اما صحبت کردن از جامعه بهائی و این که بهائیان چه می گویند، برخورد با موضوع بهائیان چونان بهائیان است. ایران گلوبال با این کار شاید بتواند یاری کند که گفت و گوی میان جامعه ایران و هموطنان بهائی اش سر بگیرد و این دیوار سکوت که هر آجرش از دروغ و ناراستی است شکسته شود. امیدوارم که ایران گلوبال و شما آقای توکلی در یکی دو هفته آینده این شب را برگزار کنید. با سپاس

 

ناصر مستشار :

 اگر بخاطر داشته باشید ،مسلمانان طرفدار برقراری حکومت اسلامی در ایران در سال هلی 56 و 57 ابتدا به موسسات و کارخانجات و بانکهای منتسب به بهائی ها حمله می بردند و شاه نیز بی دفاع مانده بود.شاه از یک طرف به یک سازمان فاشیست مذهبی بنام حجتیه که نیمه مخفی و علنی فعالیت می کرد مجوز فعالیت زیر نظر ساواک را داده بود و از طرف دیگر بهائی ها از لحاظ اقتصادی و تکنوکراتی و تخصص آن چنان رشد کرده بودند که توانسته بودند بر بخشی از دولت و سازمانها منشعب سیاسی دست پیدا کنند . تمام بهانه های جریانات مذهبی علیه شاه در رابطه با حضور بهائی ها در دولت بود و همین را به بهترین نقطه ضعف شاه تبدیل نمودند تا بتوانند خود را سازمان بدهند چراکه در این زمینه در جامعه به لحاظ تاریخی همواره از مشروعیت برخوردار بوده اند!آری! مذهبی ابتدا کاملا در آزادی کامل در لباس بهائی به میدان آمدند اما سپس حکومت را در ایران تسخیر کردند! شاه در همه زمینه ها شکست خورد ! نه توانست جلوی رشد مذهبی ها را بگیرد نه امکان حضور اقلیت های مذهبی را در جامعه و حکومت مهیا نماید!

خر مذهبی های اسلام پناه در دوره شاه که خود را مبارز می دانستند آنقدر احمق بودند که نوشابه پپسی کاکولا امریکائی را چون سهامدارانش بهائی بودند حرام اعلام کرده بوده بودند اما نوشابه کوکا کولا را که آنهم امریکائی بود حلال می دانستند و آنرا برای نوشیدن تبلیغ می کردند!شما از همین موضوع نتیجه بگیرید که این عقب مانده های تاریخ چگونه می اندیشیدند و هنوز چ.نه می اندیشند!برای مثال اکثر آخوندها که علیه شاه مبارزه می کردند ، خود را آماده کرده بودند که کارتر وارد کاخ سفید بشود تا روی کار آمدن آنها را مهیا نماید!

 

مزدک :

 درود خانم راشل!ایرانیان با هر طرز تفکری در جنایات حرامیان اسلامی برضد بهاییان مقصرند.اغلب روشنفکران ایرانی چه در رژیم قبلی و چه اکنون در مقابل ددمنشی های حرامیان اسلامی برضد بهاییان خاموش بوده اند.بنظرم بر هر ایرانی است که چه با ایین بهایی موافق و چه مخالف باشد از انها...

 درمقابل تجاوزات ووحشیگریهای حرامیان اسلامی دفاع کند.بهاییان ایرانیان وطن پرست و ایران دوست اند.ایران و شهرهای ایران برای آنها مقدس است.مردمانی مهربان و آزاد و جوانمرد و با شرف و غیرتمند و میهن دوست بوده و درعی حال انساندوست اند.به انسانها بخاطر انسان بودنشان احترام می گذارند.هرچند تک خدایی و به الله معتقدند ولی محتویات دین بهایی تا حدود زیادی با از فرهنگ اصیل ایران گرفته شده.البته هنوز هم زبان را کاملا برابر با مردان نمی دانند چون در رهبریت اصلی شان که خط فکری آنها را معین می کند زنان جای ندارند.ولی بسیار مترقی اند و برعکس اسلام و سایر ادیان سامی که علم گریز و دگراندیش ستیزند بسیار مترقیند.مسلما با وجود انکه تعصب را بد می دانند بسبت به ایین خود تعصبدارند ولو اینکه آنرا بزبان نیاورند.ولی انسانهایی مثبت و پرکار و مفیدند.ایرانیان با هر طرزتفکری مدیون بهاییانند و باید از آنها دفاع کنند.مثلا با بهایی نامیدن خود حتی اگر بهایی نباشند می توانند از فشار براین انسانهای آزاده و انساندوست و خیرخواه بکاهند.ما نباید فراموش کنیم که دست کسانی مثل امیرکبیر که در حقیقت پدر نواوری و تجدد درایران است به خون هزاران بهایی از ترس ارازل و اوباش اسلامی اغشته شد.این بزرگترین شرمساری و نهایت عقبگرایی وتمدن و ترقی ستیزیی در تاریخ ایران و نه بوسیله حرامیان مرتجع اسلامی بلکه توسط نیروهای مترقی و خیرخواه ایرانی است.حتی در زمان حکام گذشته نیز بهاییان از اذیت و آزار درامان نبودند.ما ایرانیان باید هم بهایی و هم زردشتی و هم سیمرغی و زنخدایی و مزدکی...و آنچه که به ایران مربوط است باشیم.اسلام نه ایرانی است و نه با فرهنگ اصیل ایرانی همخوانی دارد.بهمین جهت این هویت ناهمگون را باید از قدرت انداخت تا بتوانیم جامعه ای دمکراتیک و سکولار و انسان و دادمحور بوجود بیاوریم.چنین جامعه نه با چهان مورد علاقه بهاییت و یا زردشت مغایرت دارد و نه با فرهنگ اصیل ایران!ترقی و پیشرفت و آزادی و سعادت ما در از قدرت انداختن اسلام و حرامیان اسلامی درایران است!

 

بهائی, دین تمدن

 راشل زرگریان:

آنها دین را سبب مهرومحبت ودانش می دانند. براین باوردارند که پیامبران برای برطرف کردن اختلافات بشروبه وجود آوردن شفقت ومهربانی بین مردم ظاهر شده اند. آنقدرمتمدن فکرمیکنند که می گویند چنانچه دین باعث جنگ وجدائی بین انسانها شود بی دینی بهترازدینداری است...

 کره زمین یک کشور است وهمه آدمها ساکنین آن هستند. دیوارهای عظیم سنتی ومذهبی که قبلا" بین ملتها ونزادها مانع شناخته میشدند توسط دین بها محو ودنیا یکسان خواهد شد. درحقیقت چنین جریانی تمدن جهانی را بوجود خواهد آورد. (ازسخنان بها). بها یعنی درخشش خدا. میرزا حسین علی نوری ملقب به بها الله بنیانگذار آن میباشد. اوجدیدترین فرستاده الهی است. جمعیت بهائیان حدود 7 میلیون نفر تخمین زده شده که در 230 کشور مختلف دنیا زندگی میکنند. دین بها جوانترین دین به روی کره زمین است. دین یکتاپرستی وکاملا مستقل است. طرفداران آن قانونهای مقدس را به بیش از 800 زبان ترجمه کردند. آنها به خدای یکتا ایمان دارند. خداوندی که بشریت را بطرف تمدن هدایت کند. آنها عقیده دارند که همه پیامبران ازجمله موسی عیسی محمد وزرتشت برابر وعادلند. اما طبق نیاز آن زمانها رشد کردند. درحقیقت دین بهائی برخلاف دینهای دیگر نیست بلکه تکمیل کننده مذاهب دیگر برطبق دنیای امروز است. آنها همان روشها را طبق نیازجامعه انسانی ادامه میدهند. درست همانند علم که برخلاف دین نیست بلکه پیشرفت تکنولوزی ودانش دنیارا به یک دهکده کوچک تبدیل کرده است. دهکده ای که همه جامعه را یکسان جهانی میکند. چنین جریانی تمدن جهانی را بوجود می آورد.

 آنها به بقای روح ایمان دارند. بنظرآنها حیات اصلی حیات روح است وجسد, چهارچوب وحفاظت برای روح است. آنها دین را برای ترقیات وعزت انسان میدانند. همچنین براین عقیده اند که اساس ادیان الهی یکی است وهمه انسانها دراصل مشترکند. آنها دین را سبب مهرومحبت ودانش می دانند. براین باوردارند که پیامبران برای برطرف کردن اختلافات بشروبه وجود آوردن شفقت ومهربانی بین مردم ظاهر شده اند. آنقدرمتمدن فکرمیکنند که می گویند چنانچه دین باعث جنگ وجدائی بین انسانها شود بی دینی بهترازدینداری است. دین باید مطابق علم وعقل باشد. دربین آنها غیبت وتهمت زدن بطورکلی ممنوع است. (براستی اشخاصی که غیبت میکنند وبدترازهمه افترا میزنند باعث بدبختیهای بیشمارمیشوند). به هردین ونزادی احترام قائلند ومعتقدند که نزاد پرستی یک مانع بزرگ درمقابل صلح است. آنها کسی را نیزتشویق به پذیرفتن دین بها نمیکنند مگراینکه شخصی ازروی خواسته خود به چنین کاری مبادرت ورزد. اشخاص را با گرمی ولطافت ومهربانی خاصی می پذیرند. کشور اصلی بهائیان درحقیقت ایران است زیرا که میرزاده حسین علی ازایران ظهور کرده است. یکی دیگر ازخاصیتهای جالب بهائیان دقت ونظم ونظافت درمورد اماکن عمومی است. آنها طبیعت را مقدس می دانند وازآن مانند خانه شخصی خود محافظت بعمل می آورند. توصیفهائی که درکتاب مقدس آنها داده شده نشان دهنده طبیعت است.

 یکی ازدلائلی که بهائیان توجه خاصی به طبیعت دارند این است که بخاطر نظافت وزیبائی اش روی روحیه شخص تاثیر مثبت می گذارد. درحقیقت مکانهای عمومی را چنان پاکیزه وتزیین شده نگه می دارند که آرامش خاصی به روح اشخاص ببخشد. مخصوصا این دقت را درمکانهای مذهبی اختصاص بیشتری میدهند. به باغچه ها و پارکها طرح زیبائی بکار میبرند که میتواند حاصل کار بهترین معمارها باشد. هدف آنها برمبنای این خاص است که خداوند یکتا را بخوبی بشناسیم وبدین وسیله به توسعه وپیشرفت تمدن بشری بیافزائیم. فعالیتهای آنها می تواند بصورت شخصی, خانوادگی ویا اجتماعی باشد. آنها هیچ گرایشی به مشروبات الکلی ومواد مخدر وهمچنین قمار ندارند. به این معنا که تمایل به کارهای مخرب ومضر ندارند. شماره مقدس آنها 19 است. بمعنای خداوند یگانه. در 21 مارس یعنی آغاز بهار روزه می گیرند واین روزه گرفتن مختص داده شده به افکار ونیایش درپیشرفت معنویات هربشری. نوشته های بهاالله اختصاص دارند به سازمان دادن خانواده که پایه ای ازجامعه بشریت است. آنها تاکید دارند که مرد با یک زن ازدواج کند وحق زن ومرد برابر است.

 مسئولیت درمورد پرورش بچه ها وبعهده گرفتن تعلیم وتربیت آنها که یاد بگیرند چگونه صبروبردباری داشته باشند وبهیچ عنوان به افکار قدیمی وفرسوده رونبرند. با اینکه طلاق دربین آنها ممنوع نیست اما تشویق نمیشود. هوموسکشوال دربین آنها اصلا رایج نیست. اما چنانچه با چنین شخصی برخورد کنند سعی میکنند اورا به مسیر بهتری هدایت کنند وبه او یاری برسانند. با جشن ازدواج ساده وبی الایش موافقند تا مراسم با شکوه وپرزرق وبرق. دین ارثی نیست به این معنا که ازوالدین به بچه منتقل نمی شود. بلکه بچه ها بطوردلخواه بین سن 15 تا 21 لازم است که تمایل خودرا به این عقیده نشان دهند. برنامه های رادیوئی آنها راجع به سلامت وکشاورزی وهمینطور اخبار جدید راجع به اجتماع میباشد. فعالیتهای اجتماعی بصورت کاملا دمکراتی توسط موسسه ها وانجمنهای آنها صورت می گیرد. این مقاله کوتاه چه می گوید؟ آیا غیر ازاصول اخلاقی کاملا سالم وخالی ازافکار مخرب ایده دیگری نهفته است؟ مسلما نه. درحقیقت زندگی بسیار ساده وشرافتمندانه وخالصانه وعاری ازهرگونه تقلب وفساد را عرضه می دارد. زندگی بهائیان را میشود به فرشته ای مطهر که هرانسانی به روی کره زمین آرزومند آن است تشبیه کرد. علم معرفت وجوانمردی وبشردوستی بغیر ازاین چه میتواند باشد؟ آیا مقامات بالا در ایران ازاشخاص پاک وسالم ویکتاپرست وحشت دارند که اینچنین به آنها ظلم وتعدی می ورزند؟ براستی بخاطر چی عده ای بهائی درزندانها بسرمیبرند؟ زیراکه خوب هستند. زیراکه انسانیت وتوسعه وپیشرفت ومعرفت را به دنیا به عرضه می گذارند. برای ارشاد گری مردم بهترین روش استفاده ازوجود بهائیان است. معلمی واستادی بصورت حرفه ای درذات آنها نهفته است.

 دوستان را می توان خرید اما یافتن دشمن مجانی است. مقامات بالا در ایران باید بدانند که زندگی همیشه به یک صورت نمی ماند. بلکه فرازونشیب درهرموقعیتی امکان پذیراست. گاهی اوقات آینه میتواند بزرگترین فریبنده باشد. بطورکلی نه فقط درمورد بهائیان بلکه درهمه اقوام اعم از: بلوچهای مظلوم وصادق وآزادیخواه, ترکها ولرها وکردهای غیور وشجاع, فارسهای پرازمهرومحبت وبیگناه وعرب زبانان میهن دوست وغیرو...(بطورکلی هموطن) صدق میکند. رزیم کنونی ایران باید آگاه باشد که ظلم پایدارنیست. انسان هرچقدرقوی باشد نمیتواند برای همیشه همه چیزرا تحت تسلط خود داشته باشد. درآن هنگام متوجه میشود که مغزبیمار باعث میشود همه بدن وارد جهنم شود. اما دیگربیش ازحد دیرشده است.

 

اسلامگرایان، ایرانیان را شرمسارتاریخ ساختند

 کیانوش توکلی :

 

توسط او به انجمن حجتیه معرفی شدم و یکی دو بار هم در جلسات ضد بهایی این انجمن شرکت کرده بوم.

 با اینکه پدر م همواره نماز می خواند ولی هر گز در عمرم نماز نخوانده بودم با این وجود در صف نماز جماعت انجمن حجتیه شرکت کرد ه و دهانم را باز و بسته می کردم؛ نماز که تمام شد جلسه سخنرانی آغاز شد که تماما علیه بهائیان بود از جلسه که بیرون امدم ؛ دبیر زمانی در گوشی به من می گفت که امیر عباس هویدا و خیلی از مقامات لشگری و کشوری بهائیی هستند و شاه را متهم می کرد که از بهائیان پشتیبانی می کند و فکرم براستی مغشوش شده بود ؛ برایم عجیب بود که چرا شاه در حالی همه صدا ها را خفه کرده بود ؛ دست انجمن حجیته(ضد بهایی) را باز گذاشته است و به گفته" پنهانی "این انجمن، شاه پشتیبان بهائیان است ......پس از آن سخنرانی دیگر به ان انجمن کذایی پا نگذاشتم و بنظرم آمد که حجتیه یک جریان مشکوکی که ساواک برای تله گذاری ایجاد کرده است!

 

اسامی مدیریت اتاق فرهنگ گفتگو به قرار زیر است :

 _جهانگیر

 _ مسعود علوی

 _ کیومرث نویدی

 _ رامین مهریار

 انتخاب موضوع و آغاز کننده بحث از کیانوش توکلی

 شایان ذکر است نویسندگان سایت ایران گلوبال می توانند مقاله و یا موضوع مورد نظر خود را بعنوان موضوع اتاق فرهنگ گفتگو پیشنهاد کرده و یا خود بعنوان سخنران شرکت نمایند .

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.