مبارزه مسلحانه یا تروریسم؟!

نکته مهم دیگری که در این موضع گیری ها، به ویژه از سوی گروههای کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان یا جبهه متحد کرد در داخل ایران دیده می شود، غیر واقعی نشان دادن عمدی وضعیت کردها در ترکیه در جهت سرپوش گذاشتن بر کارنامه خونین اعمال تروریستی پ ک ک در طی این بیست سال است.
اما سئوال اینجاست که آیا در ایران، کردها حق تدریس به زبان مادری خود را دارند؟ آیا در ایران نمایندگان کردها می توانند علنا خواستار نظام فدرالی شوند و با این شعار وارد مجلس شوند؟

 پس از آنکه پارلمان ترکیه با تصویب قانونی مجوز ورود به شمال عراق برای تعقیب نیروهای پ ک ک را صادر کرد، بحثهایی در محافل سیاسی ایران در این مورد شدت گرفته است. آنچه در این بحثها بیشتر از همه خود را نشان می دهد، نگاه به شدت یکطرفانه و غیر منصفانه به این موضوع است. درگیری مسلحانه شورشیان پ ک ک با نیروهای نظامی ترکیه که بیش از بیست سال پیش با هدف کسب خودمختاری (آنگونه که خود مدعی هستند) شروع شده است، دراین مدت بیش از سی هزار نفر کشته برجای گذاشته است که بیشتر این کشته شده ها نه نیروهای نظامی ترکیه که کردهای ترکیه هستند که به جرم عدم همراهی و همکاری با پ ک ک و به جرم "جاش" بودن به قتل رسیده اند. علاوه بر آن قربانیان بی گناه بمب گذاری های تروریستی کور در مناطق توریستی ترکیه بخش مهم دیگری از این کشته شدگان را تشکیل می دهند.

نکته مهم دیگری که در این موضع گیری ها، به ویژه از سوی گروههای کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان یا جبهه متحد کرد در داخل ایران دیده می شود، غیر واقعی نشان دادن عمدی وضعیت کردها در ترکیه در جهت سرپوش گذاشتن بر کارنامه خونین اعمال تروریستی پ ک ک در طی این بیست سال است. در حالیکه در سالهای اخیر بهبودی قابل توجهی در وضعیت حقوق بشر در زمینه کردها در ترکیه بوجود آمده، از جمله هویت کردی در ترکیه به صورت رسمی پذیرفته شده، زبان و ادبیات کردی در مدارس ترکیه تدریس می شود، رادیو، تلویزیون و نشریات به زبان کردی اجازه فعالیت را کسب کرده اند، در انتخابات اخیر ترکیه حدود بیست نفر از نمایندگان کرد که علنا در شعارهای انتخاباتی شان شکل فدرالی حکومت را برای آینده ترکیه تبلیغ می کنند، به پارلمان راه یافته اند و ... هنوز هم این گروههای سیاسی کرد در بیانیه هایشان ادعا می کنند که در ترکیه کردها را ترک کوهی می نامند!؟ (قضیه ای که در ترکیه به تاریخ پیوسته است ولی گویا عده ای منافعشان را در زنده نگهداشتن نفرتها می دانند) و یا ترکیه قصد نسل کشی در کردستان ترکیه را دارد و یا اینکه وضعیت کردها در ترکیه بدتر از کردها در ایران است!

اما سئوال اینجاست که آیا در ایران، کردها حق تدریس به زبان مادری خود را دارند؟ آیا در ایران نمایندگان کردها می توانند علنا خواستار نظام فدرالی شوند و با این شعار وارد مجلس شوند؟ آیا در ترکیه هم مانند ایران روزنامه گاران کرد را به اعدام محکوم می کنند؟ آقای اردوغان در یک پیام بسیار با معنا و مسالمت جویانه از پ ک ک خواسته است که هر خواسته ای دارد آن را از طریق پارلمان و انتخابات و به صورت قانونی پی گیری کند و دست از ترور و خشونت بردارد، آیا در ایران همین رفتار با حزب دموکرات و یا پژاک صورت می گیرد؟ جمهوری اسلامی به کنار، آیا اپوزوسیون خارج نشین حاضر به مذاکره با اقلیتهای ملی در ایران بر روی طرح مساله فدرالیسم هست چیزی که امروز دولت ترکیه با پذیرفتن نمایندگی کردهای مدافع فدرالیسم در پارلمان در عمل پایبندی اش را به آن نشان داده است؟ آیا اگر پ ک ک همانگونه که ادعا می کند به دنبال فدرالیسم و خود مختاری است، چرا با وجود به رسمیت شناخته شدن این ایده سیاسی توسط دولت ترکیه و فراخوان رسمی آقای اردوغان برای پی گیری خواسته هایشان (از جمله خودمختاری و فدرالیسم) از طریق مسالمت آمیز و انتخابات و پارلمان، همچنان به ترور و بمب گذاری های تروریستی خود ادامه می دهد؟

در مورد قضیه درگیری پ ک ک و ترکیه باید منصفانه قضاوت کرد. نمی توان اعمال تروریستی پ ک ک را ندیده گرفت و تنها ترکیه را که فقط "قصد" مقابله با آنها را دارد و هنوز اقدامی نکرده است و تلاش می کند با اعمال فشار دیپلماتیک مساله را حل کند، محکوم کرد!؟ من همانطور که در مقاله قبلی ام نوشتم (1) مخالف هرگونه مبارزه مسلحانه هستم و بلافاصله پس از انتشار خبری مشکوک در مورد دست بردن آذربایجانیان به اسلحه، به مخالفت برخاستم. چون اولا با جنگ و خونریزی مخالفم و ثانیا معتقدم در دنیای امروز هر گروه چریکی در نهایت اجبارا به تروریسم روی خواهد آورد چون توان مقابله با سلاحهای سنگین حکومت را ندارد. برخلاف قرون گذشته که هر اسلحه ای که دولت داشت، مخالفانش هم می توانستند داشته باشند، در دنیای امروز سلاحهای مرگبار و بی رقیب تنها در اختیار حکومتهاست و گروههای چریکی چاره ای جز بمب گذاری های تروریستی کور ندارند که در آن هر کس که از روی بدشانسی در مسیر نفرت کور آنها قرار گرفته باشد، کشته می شود، چه نظامی، چه غیر نظامی.

آقای جلال طالبانی که امروز به دلیل قرار گرفتن در موقعیت سیاسی حقیقی و روبرو شدن با واقعیتهای دنیای سیاست، به بلوغ سیاسی رسیده است، گفته است که "بارها به پ ک ک پیشنهاد داده ام که اسلحه را زمین بگذارند". به نظر من هم پ ک ک بزرگترین دشمن کردهای ترکیه است، نه فقط به این دلیل که بیشتر از آنکه ترکها را کشته باشند، کردهای ترکیه را کشته اند، بلکه به این دلیل که مهمترین بهانه را در اختیار گروههای راست افراطی ترکیه قرار داده اند که در برابر خواست برحق کردهای ترکیه، به بهانه مبارزه با تروریسم، مقاومت نشان دهند. این در حالیست که اگر کردهای ترکیه عاقل باشند به راحتی می توانند با کنار گذاردن اسلحه و ورود به عرصه سیاسی، حقوق ملی خود را در مسیر عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، با کمک فشار گروههای حقوق بشر و اتحادیه اروپا بدست آوردند. من بارها گفته ام که خواستار اعطای خود مختاری به کردهای ترکیه هستم درست همانچیزی که برای ترکها در ایران می خواهم. اما پ ک ک یک گروه تروریستی است و نماینده مردم کرد نیست. در دنیای امروز هرگونه مبارزه مسلحانه منتهی به تروریسم خواهد شد و کاملا محکوم است و به نظر من اگر گروههای کردهای ایرانی نیز حقیقتا دموکرات هستند باید اسلحه را زمین بگذارند و به مبارزه مسالمت آمیز و مدنی روی آورند.

هرچند سالهاست که حزب دمکرات کردستان و کومله عملا در آتش بس به سر می برند ولی باید تکلیف خود را مشخص نمایند، اگر معتقد به مبارزه سیاسی مدنی و مسالمت آمیز هستند باید شاخه های نظامی خود را منحل نمایند، ارتباطات و دفاعیاتشان را از گروههای شبه نظامی مانند پ ک ک و پژاک قطع کنند و اقدامات تروریستی آنها را محکوم نمایند در غیر اینصورت نباید انتظار داشته باشند که به صورت شریک ائتلافی با نیروهای سیاسی معتقد به مبارزه مسالمت آمیز که فاقد شاخه نظامی هستند، پذیرفته شوند. با وجود اینکه در سیاست مدرن با هر نیروی سیاسی می توان و باید گفتگو کرد ولی تنها تحت شرایط خاصی می توان با برخی گروههای سیاسی ائتلاف کرد. مطمئنا باید با حزب دمکرات کردستان و کومله و دیگران گفتگو کرد ولی برای ایجاد یک جبهه مشترک باید خواستار رعایت قواعد اساسی بازی دموکراتیک از سوی آنها و زمین گذاشتن اسلحه بود. حفظ شاخه شبه نظامی توسط این گروهها باعث می شود که آنها در ائتلافها خواستار قدرتی به مراتب بیشتر از سهمشان در افکار عمومی جامعه شوند و همین امر باعث می شود که ائتلافی مانند " كنگره مليتهاي ايران فدرال" عملا سهم بیش از پنجاه درصد از مردم ایران را در سبد کمتر از ده درصد بگذارد و آنها به خود اجازه دهند که بدون گرفتن نظر دیگران، بیانیه هایی از زبان ملیتهای ایران و در جهت آنچه منافع خود می پندارند، صادر نمایند (2)! اشکال عمده این بیانیه آن نیست که با جنگ احتمالی ترکیه در شمال عراق مخالف است بلکه اشکال عمده آن، این است که کاملا جانبدارانه از تروریسم پ ک ک حمایت کرده و بدون محکوم کردن عملیات تروریستی پ ک ک، تلاش ترکیه برای دفاع از جان شهروندانش را محکوم کرده است؟! این چه منطقی است که اجازه می دهد پ ک ک با عبور از مرز عراق شهروندان ترکیه را به قتل برساند و سپس با فرار به آن سوی مرز خود را در آزادی مطلق حس کند!؟، چون دولت ترکیه تاکنون به دلیل احترام به حق حاکمیت عراق، از تعقیب مهاجمین در آن سوی مرز خودداری کرده است و تنها به هشدار بسنده کرده است.

درست است که زمینه بروز و ظهور پ ک ک، سیاستهای آسیمیلاسیون کردها توسط حکومت های پیشین ترکیه بوده است اما همیشه در موضع گیری باید دقیق، جامع و بی طرفانه قضاوت کرد. هم سیاست آسیمیلاسیون کردها را باید محکوم کرد و هم تروریسم کور پ ک ک را. چون اگر یکجانبه قضاوت شود، عده ای واقعا باورشان می شود که حق دارند بمب گذاری کنند و انسانها بی گناه را بکشند! این اشتباه حتی توسط روشنفکران ضد جنگ جهان نیز تکرار می شود، آنها چنان یکطرفانه از آمریک ا و بوش انتقاد می کنند که گویا تروریستهایی که هموطنان عراقی شان را همه روزه به خاک و خون می کشند، یک مبارزه مقدس بر ضد اشغالگران را دنبال می کنند و همه تقصیر ها به گردن بوش است؟! هرچند نمی توان منکر اشتباه فاحش بوش شد ولی همین موضع گیری های غلط باعث آن شده است که بسیاری به آن انسان نماهای وحشی (تروریست ها)، به چشم قهرمان مبارزه با امپریالیسم بنگرند و همین مساله باعث قوت گرفتن گروههای تروریست شده است. ما نباید این اشتباه را در ایران خودمان تکرار کنیم. هیچ ارزشی وجود ندارد که بالاتر از جان انسانها باشد که بتوان برای رسیدن به آن ارزشها، با چشمان بسته انسانهای بیگناه را کشت.

اما در مورد کردهای ترکیه، باید بگویم که سیاستهای نژاد پرستانه وضد بشری تنها مختص به پان ترکیستهای ترکیه و یا پان فارسیستهای ایران نبوده و ارمغان هیتلر و موسیلینی اروپایی نیز هست. ولی نمی توان همیشه در تاریخ زندگی کرد. این حوادث را نباید فراموش کرد ولی نباید از آنها کینه ای ابدی ساخت. من کشتار مردم آذربایجان در دوران فرقه دموکرات را هرگز فراموش نخواهم کرد ولی هرگز در صدد انتقام از کسی هم نیستم. کردها در ترکیه موقعیتی استثنایی در اختیار دارند و من آرزو می کردم، شرایط ما در ایران همانند کردها در ترکیه بود. آنها باید "انتقام" از گذشته را کنار بگذارند و سلاحها را زمین گذاشته و به مبارزه مسالمت آمیز روی آورند. اگر اعتراضاتی مشابه خردادماه 1385 مردم آذربایجان، در کردستان ترکیه روی می داد، تمام خبرگزاری های بین المللی اخبار لحظه به لحظه اعتراضات را به صورت خبر فوری پخش می کردند و دولت ترکیه که در تلاش برای ورود به اتحادیه اروپاست چاره ای جز تسلیم در برابر خواست آنها و اعطای مرحله به مرحله حقوقشان نمی داشت. گرفتن حقوق انسانی در کشوری که در آن آزادی های نسبی و گردش آزاد اطلاعات وجود دارد به همین سادگی است! اما پ ک ک که با اسکورت محموله های قاچاق و زورگیری از روستاییان کرد روزگار می گذراند به این سادگی ها حاضر به دست برداشتن از منابع در آمدش نیست!

دولت ترکیه از چند سال پیش مرتب تهدید می کند که به شمال عراق حمله خواهد کرد ولی برخلاف احمدی نژاد، در ترکیه سیاستمداران عملگرایی در قدرت هستند و ترکیه در صورتی که بتواند راه حللی دیپلماتیک برای مساله بیابد مطمئنا از قرار دادن خود در برابر آمریکا و غرب اجتناب خواهد کرد. یکی از دلایل عمده عصبانیت ترکیه، حمایتهای پنهانی دولت محلی کردستان عراق از پ ک ک است. آقای مالکی گفته است که دفاتر پ ک ک در عراق بسته خواهد شد، حال سئوال اینجاست که چرا یک گروه تروریستی باید بتواند در موصل و اربیل دفتر رسمی داشته باشد؟! که حالا تحت فشار ترکیه باید بسته شود؟! اگر گروههای سیاسی کرد در عراق و ایران در صدد کمک کردن به کردهای ترکیه هستند، بهترین گزینه تلاش برای خلع سلاح پ ک ک و تبدیل آن به یک حزب سیاسی مسالمت آمیز که اجازه فعالیت در داخل ترکیه را داشته باشد، است. همانگونه که آقای طالبانی نیز به آن اشاره کرده و آقای اردوغان با پیام پرمعنای خود مبنی بر پی گیری خواسته های کردها از راه مسالمت آمیز آمادگی اش را برای پذیرش آن نشان داده است.

در این شرایط حساس نیروهای سیاسی کرد در منطقه باید هرچه سریعتر در جهت رسیدن به یک تفاهم جامع با ترکیه پیش از شروع حمله نظامی احتمالی ترکیه به شمال عراق حرکت کنند. اجزای اساسی این تفاهم می تواند شامل موارد زیر باشد:

 1-     در خواست از ترکیه برای تصویب قانون عفو عمومی برای اعضای رده پایین پ ک ک در قبال خلع سلاح

2-     ترغیب سران پ ک ک برای خروج هرچه سریعتر از عراق و تقاضای پناهندگی از کشورهای غربی تا دولت ترکیه را که خواستار استرداد آنها شده است در برابر عمل انجام شده قرار دهند.

3-     آزادی گروگانهای ترک توسط پ ک ک برای نشان دادن حسن نیت

 آنچه در این میان من را به عنوان یک ترک آذربایجانی برای تلاش جهت کمک به حل این معضل تشویق می کند نه تنها کمک کردن به کردها برای رسیدن به حقوق انسانی خود در ترکیه، که تثبیت نظام فدرالی در عراق و ترکیه برای کمک به پیاده شدن همین ایده در ایران آینده است. چون اگر ترکیه بتواند مشکل کردها را به صورت مسالمت آمیز حل کند هم شانس ورودش به اتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت و هم خواهد توانست با جدیت بیشتری به دفاع از حقوق ترکها در ایران بپردازد و حداقل در رساندن صدای مبارزات مردم آذربایجان به جهان با اعتماد به نفس بیشتری عمل کند. حقیقت این است که حکومت تمامیت خواه ایران، دولت ترکیه را با سوء استفاده از مساله کردها عملا به گروگان گرفته است و با توجه به نفوذی که بر روی گروههای کرد منطقه دارد، ترکیه را در قبال حرکت ملی آذربایجان وادار به سکوت کرده به گونه ای که در جریان اعتراضات خردادماه 1385 دولت ترکیه هیچ اظهار نظر رسمی در این مورد انجام نداد و حتی خواستار برخورد انسانی با تظاهر کنندگان نیز نشد!

به نظر می رسد پذیرش تفاهم جامعی به شکل فوق که می تواند مساله تروریسم پ ک ک را برای همیشه حل کند و از طرف دیگر حق پی گیری خواست خودمختاری توسط کردهای ترکیه از طریق اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی و تشکیل احزاب و شرکت در انتخابات را تضمین کند دور از دسترس نیست. بویژه اینکه ترکیه که به دنبال ورود به اتحادیه اروپایی است به تدریج مجبور به پذیرش خواست کردهای ترکیه خواهد شد. اما برای رسیدن به این امر در درجه اول باید تروریسم و جنگ و خونریزی متوقف شود و اجازه داده شود تا نمایندگان میانه رو پارلمان ترکیه بتوانند به تدریج حساسیتها را در جامعه ترکیه از میان برداشته و نظر موافق روشنفکران ترک را نیز جلب کنند، چیزی که با توجه به اظهار نظرهای شخصیتهای مطرحی چون اورهان پاموک دور از دسترس نیست و تنها به گذر زمان و فراموشی دردها و کینه های ناشی از تروریسم بیست ساله در ترکیه نیاز دارد که می تواند به موازات پروسه طولانی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به نتیجه مطلوب برسد. در این لحظات حساس تاریخی، فعالین سیاسی کرد با انتخاب حساس و مهمی در مورد سرنوشت آینده کردهای منطقه روبرو هستند که یک تصمیم عاقلانه می تواند قدمی مهم در حل یکی از مسائل پیچیده منطقه ما باشد و تصمیمات نادرست می تواند سرنوشت همه مردم منطقه را به سوی جنگ و تباهی بکشاند.

  

(1): http://iranglobal.info/node/22762

(2): http://iranfederal.org/fa/?p=218

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.