استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری (2)

پس از انتشار مقاله اول عده زیادی سعی کردند چنین بنمایانند که من مخالف حقوق کردها در ترکیه هستم و تعصب ویژه ای در مورد ترکیه دارم و اعتراضم از این دید بوده است! اما من بارها حمایت خود را از حقوق کردهای ترکیه بیان کرده ام. در عین حال قویا معتقدم که واقعا به صلاح کردهاست که خواسته های خود را از طریق مبارزات مدنی و مسالمت آمیز پی گیری کنند. آنها باید مواظب باشند تا فریب دشمنان دوست نما را نخورند چه در میان دولتهای منطقه مثل ایران و چه در میان برخی از اروپاییانی که...

 به دنبال مطلبی که در مورد استاندارد دوگانه بی بی سی نوشتم (1) به این فکر افتادم که اصل گزارشی را که مبنای خبر بی بی سی بوده را پیدا کنم چون حدس می زدم که در این گزارش وضعیت حقوق اقلیتهای ملی در ایران هم بررسی شده باشد که سایت بی بی سی با سکوت در مورد گزارش ایران، فقط گزارش مربوط به ترکیه را منتشر کرده است. با کمی جستجو در اینترنت گزارش کامل را پیدا کردم (2) و همانطور که حدس می زدم گزارشی که سایت بی بی سی فقط بخش مربوط به ترکیه آن را منتشر کرده است، گزارش سالانه این گروه مدافع حقوق اقلیتها به مناسبت روز جهانی حقوق بشر است که وضعیت حقوق اقلیتها در کل جهان را بررسی می کند.

در این گزارش وضعیت اقلیتهای در معرض خطر در کشورهای جهان رتبه بندی شده است. کشور سومالی به دلیل نسل کشی دارفور در مقام اول و ایران در جایگاه 20 ام جهان و ترکیه در جایگاه 39 ام قرار دارد. افزایش رتبه ترکیه در سال جاری (که در سال 2006 در رتبه 54 ام قرار داشت) به دلیل افزایش خطر حمله ترکیه به شمال عراق و احتمال به خطر افتادن جان روستائیان کرد عنوان شده است. حال سئوال اساسی اینجاست که چرا بی بی سی در اشاره به گزارش سالانه فوق به وضعیت اقلیتهای ایران که از نظر همین گزارش به مراتب بدتر از ترکیه است، هیچ اشاره ای نکرده است؟! و چرا از میان تمام کشورهای پنج قاره جهان فقط به وضعیت ترکیه علاقه مند است؟ آن هم هنگامی که اخبار مربوط به افزایش فشارها بر زندانیان آذربایجانی منتشر می شود؟ آیا این یک دهن کجی وقیحانه و آشکار بر علیه ترکهای ایرانی نیست؟! برخلاف تصور عده ای، اعتراض من اصلا به این نیست که چرا خبر مربوط به ترکیه منتشر شده است، بلکه اعتراض من به استاندارد دوگانه و عدم انتشار گزارش مربوط به ایران است و اگر بی بی سی هر دو مورد را منتشر می کرد مطمئنا هیچ اعتراضی هم انجام نمی شد.

همین گزارش در مورد وضعیت حقوق اقلیتها در اروپا می نویسد (2): "نژادپرستی، تبعیض و نابردباری همچنان در 48 کشور اروپایی متداول باقی مانده است. در کنار نژادپرستی و تبعیض آشکار، اقلیتهای ملی و اتنیکی با محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی و آسیمیلاسیون (حل شدن و ازبین رفتن در درون اکثریت) مواجهند. در اکتبر 2006 موسسه EUMC یک گزارش راهبردی برپایه اطلاعات مربوط به 12 کشور اروپایی شامل اتریش، بلژیک، فرانسه، آلمان، یونان، ایرلند، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال، اسپانیا و انگلستان منتشر کرد. این مطالعات نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مهاجران در این 12 کشور شخصا در زندگی روزمره شان تبعیض را تجربه کرده اند."

بنابراین مبارزه در راه رفع تبعیض برضد اقلیتها نه تنها قبیله گرایی و عقب ماندگی نیست بلکه موارد مهمی از حقوق بشر است که حتی کشورهای غربی نیز برای بهبود وضعیت اقلیتها از سوی سازمانهای حقوق بشری تحت فشار هستند و مدافعان واقعی حقوق بشر همچنان برای رسیدن به این حقوق و از میان برداشتن تبعیض در پیشرفته ترین کشورهای دنیا در حال مبارزه هستند. اصولا حقوق اقلیتها یکی از چالش برانگیزترین بخشهای حقوق بشر در دنیاست چون با برقراری دموکراسی به عنوان بهترین الگوی حکومتی شناخته شده، بسیاری از موارد حقوق بشر که با اکثریت جامعه سروکار دارد به صورت طبیعی رعایت می شوند چون دموکراسی برمبنای رای اکثریت کار می کند و اکثریت از طریق قانونی از حقوق خود با حق رایی که دارد دفاع می کند، اما حتی در پیشرفته ترین دموکراسی ها هم اقلیتها به دلیل نداشتن قدرت قانونی کافی قادر به دفاع از حقوق خود نیستند و وجود نهادهای مستقل حقوق بشری برای رساندن صدای اقلیت و مطالبه حقوق آنها ضروری است.

پس از انتشار مقاله اول (1) عده زیادی سعی کردند چنین بنمایانند که من مخالف حقوق کردها در ترکیه هستم و تعصب ویژه ای در مورد ترکیه دارم و اعتراضم از این دید بوده است! اما من بارها حمایت خود را از حقوق کردهای ترکیه بیان کرده ام. در عین حال قویا معتقدم که واقعا به صلاح کردهاست که خواسته های خود را از طریق مبارزات مدنی و مسالمت آمیز پی گیری کنند (3). آنها باید مواظب باشند تا فریب دشمنان دوست نما را نخورند چه در میان دولتهای منطقه مثل ایران و چه در میان برخی از اروپاییانی که مخالف سرسخت ورود ترکیه (و درنتیجه کردستان ترکیه) به اتحادیه اروپا هستند و از اهرم پ ک ک برای مقاصد خود سوء استفاده می کنند. مطمئنا ورود ترکیه به اتحادیه اروپا بیش از هر کس دیگری به نفع کردهای ترکیه خواهد بود، چون اولا آنها را به شهروندی اروپایی و تحت حمایت کامل نهادهای اروپا تبدیل خواهد کرد و ثانیا استانداردهای اروپایی، ترکیه را در نهایت مجبور به پذیرش کامل حقوق کردها و تقسیم قدرت در یک سیستم فدرالی با کردها خواهد نمود.

اگر به سرتاسر اتحادیه اروپا نگاه کنیم خواهیم دید که اکثریت اقلیت های ملی در این اتحادیه دارای حقوق ویژه خود هستند و آنهایی هم که هنوز حقوق خود را کسب نکرده اند، در این راه مبارزه می کنند و از حمایت کامل نهادهای اروپایی بهره مندند (مانند کاتالانها در اسپانیا). کردهای ترکیه باید بدانند که اگر ترکیه وارد اتحادیه اروپا نشود، بر اساس موازین سازمان ملل رفتار خواهد کرد که در مورد حقوق اقلیتهای ملی بسیار مبهم و حتی تبعیض آمیز است، اما با ورود ترکیه به اتحادیه اروپا، ترکها مجبور خواهند شد براساس موازین اروپایی که حقوق اقلیتها را دقیق تر و بهتر تعریف کرده است، رفتار کنند. درست به همین دلیل است که گروههای ملی گرای ترکیه از مهمترین مخالفان داخلی ورود ترکیه به اتحادیه اروپا هستند و در مقابل تشکیل اتحادیه کشورهای ترک زبان را مطرح می کنند.

اما چرا کردهای ترکیه باید اسلحه را کنار بگذارند و به مبارزه مسالمت آمیز روی آورند؟ تا موقعی که پ ک ک به مبارزه مسلحانه ادامه می دهد، طبیعتا حق دفاع مسلحانه از شهروندان و نظامیان ترکیه برای ارتش محفوظ است و تمام کشورهای دنیا در این قضیه طرف ترکیه را خواهند گرفت، همانطور که امروز مشهود است. بنابراین نیروهای ملی گرا و ارتش بهانه کافی برای سرکوب را در اختیار خواهند داشت اما اگر پ ک ک سلاح را زمین بگذارد و مبارزات از درون کشور و از مسیر قانونی و مسالمت آمیز ادامه یابد، هرگونه برخورد خشن پلیس ترکیه با محکومیت شدید از سوی نهادهای اروپایی مواجه خواهد شد و ترکیه بهانه ای برای دفاع از رفتارهایش نخواهد داشت، بهانه ای که امروز به دلیل عملیات تروریستی پ ک ک در اختیار ترکیه قرار دارد. به هر حال من تنها نظر خود را در مورد کردهای ترکیه بیان می کنم ولی صلاح مملکت خویش خسروان دانند. اگر کردها فکر می کنند که قادرند از طریق مسلحانه ارتش ترکیه را شکست دهند، می توانند به مسیر امروزی خود ادامه دهند، در غیر اینصورت منطق حکم می کند که مبارزه را به حوزه ای که امیدی به پیروزی در آن ندارند (یعنی برخورد نظامی) نکشانند و در حوزه مبارزات مدنی که دست ملی گرایان و ارتش ترکیه در آنجا بسته است، روی آورند.

از طرف دیگر سیاستمداران ترکیه باید بدانند که ورود احتمالی ترکیه به اتحادیه اروپا فقط شروع شیرینی خواهد داشت و همانطور که ملی گرایان ترکیه به درستی پیش بینی می کنند، با ورود ترکیه به اتحادیه اروپایی مشکلات بزرگی که یکی از مهمترین آنها مساله کردهاست گریبانگیر آنها خواهد شد. اگر آنها با آگاهی قبلی و به صورت خودخواسته به آماده سازی افکار عمومی ترکیه برای اعطای نقش هرچه بیشتر به کردها و عدم تمرکز در اداره کشور نپردازند و نتوانند گروههای ملی گرای افراطی را کنترل کنند، چه بسا ممکن است بروز خشونت ها در ترکیه و قدرت گرفتن گروههای ملی گرای افراطی در نهایت به مداخله کشورهای اروپایی و حتی تجزیه احتمالی ترکیه بیانجامد. اما به هر حال به نفع همه شهروندان ترکیه چه ترک و چه کرد است که از خشونت دوری کنند و همزمان با ورود به اتحادیه اروپایی، ارزشهای اروپایی که احترام به تنوع فرهنگی و زبانی و تقسیم عادلانه قدرت از موارد مهم آن است، را در کشورشان پیاده کنند و همگی از مزایای ادغام در اتحادیه اروپا بهره مند شوند.

 

منابع:

(1): http://iranglobal.info/node/22770

(2): http://www.minorityrights.org/download.php?id=119

Racism, discrimination and intolerance remained prevalent throughout the 48 states of Europe. Apart from overt racism and discrimination, ethnic and national minorities face socio-economic exclusion and assimilation. In October 2006 the EUMC published a pilot study based on the data of 12 country studies of EU member states – Austria, Belgium, France, Germany, Greece, Ireland, Italy, Luxembourg, the Netherlands, Portugal, Spain and the UK. The study shows that a significant number of migrants in all 12 countries have subjectively experienced discriminatory practices in their everyday life.

(3): http://iranglobal.info/node/22763

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.