پ. ک. ک. و حقوق کردهای ترکیه

شاید انتقاد کردن از پ. ک. ک.، در این برهه از زمان که ارتش ترکیه با یورش همه جانبه در صدد کشتار همه آنهاست به نوعی ناجوانمردی و بی رحمی تلقی شود، اما من همیشه سعی کرده ام، بدون اثر پذیرفتن از جو عمومی و احساسی همه گیر و براساس اصولی که به آن معتقدم موضع گیری کنم.

 محکوم کردن یا نکردن من به عنوان یک نفر از هفت میلیارد انسان در کره زمین کمترین تاثیری در تصمیم ترکیه نخواهد داشت و اصولا این دولتهای دنیا هستند که باید در این زمینه موضع بگیرند و این محکومیت آنهاست که می تواند موثر باشد و نه محکومیت یک شخص. اما اینکه چرا هیچ کشوری در دنیا صراحتا حمله ترکیه به شمال عراق را محکوم نکرده و همه تنها خواستار صدمه نزدن به غیر نظامی ها و محدود کردن عملیات و پایان سریع آن تا حد امکان شده اند، سئوالی است که باید در آن بیشتر دقیق شد و علت را جویا شد. حتی خود دولت عراق نیز در روزهای اول، عملیات ترکیه را بسیار محدود و غیر مهم می خواند و هوشیار زیباری که خود از کردهای عراق است گفته بود که حمله ترکیه بسیار محدود و در نقاط دور افتاده و خالی از سکنه انجام شده است و نیروهای مرزبانی عراق اصلا ورود نیروهای ترکیه به خاک عراق را گزارش نکرده اند!

 من در مقالات (1-3) و کامنتهایم بارها پ. ک. ک. را تروریست دانسته ام و دست بردن به اسلحه را به زیان منافع کردهای ترکیه عنوان کرده ام و سعی کرده ام نشان دهم که کنار گذاشتن اسلحه و روی آوردن به مبارزه مسالمت آمیز بیشتر به نفع کردهای ترکیه است. چون معتقدم کردهای ترکیه بیش از همه اقلیتهای ملی این منطقه، وضعیتی مشابه ترکهای ایران دارند به همین دلیل است که معتقدم کردهای ایران و عراق که وضعیتی به مراتب متفاوت از کردهای ترکیه دارند، قادر نیستند مسائل کردهای ترکیه را به درستی تحلیل کنند.

 کردهای ترکیه درست همانند ترکهای ایران (و برخلاف کردهای ایران و عراق) شدیدا آسمیله شده اند و بزرگترین مخالفتها با هویت طلبی از طرف همین اکثریت آسمیله شده ابراز می شود و اصلا نیازی به شوونیسم ترک نیست! تورگوت اوزال رئیس جمهور اسبق ترکیه که بزرگترین شخصیت سیاسی تاریخ ترکیه نوین پس از آتاتورک بود، اصالتا کرد بود ولی یک کرد آسمیله شده درست مثل مصدق ، بازرگان و ... در ایران. اکثریت ترکهای آذربایجانی پیش از خرداد 1385 هویت طلبان را از خود طرد می کردند و آنها را متعصب و پان ترکیست می دانستند!؟ آنها می گفتند که چه فرقی می کند، به چه زبانی سخن بگوییم در خانه به ترکی حرف می زنیم در مدرسه و اداره به فارسی! مهم آزای، دموکراسی، حقوق بشر و پیشرفت اقتصادی است و مطرح کردن حفظ هویت ترکی تنها ناشی از تعصب بیجاست. آیت الله شریعتمداری که برخی از آذربایجانی ها از جنبش خلق مسلمانش به عنوان حرکتی هویت طلبانه یاد می کنند، تنها چیزی که برایش مهم نبود زبان ترکی بود او می گفت: "ترکی هم شد زبان!؟"

 همین مساله در ترکیه بویژه در سالهای اخیر وجود دارد، روشنفکران و تحصیلکردگان کرد ترکیه و بویژه نسل جوان شدیدا آسمیله شده اند (4-5). خشونتهای پ ک ک هم مزید بر علت شده است و آنها را از هویت خود بیشتر فراری داده است، اقلیتی که همچنان به هویت کردی خود اصرار دارند توان ایجاد یک گفتمان مدرن برای جذب نیروی روشنفکری و جوان کردها را ندارند و به همین دلیل است که در انتخابات نسبتا آزاد که مورد تایید ناظران جهانی هم قرار گرفت، حزب طرفدار پ. ک. ک. تنها حدود 20 کرسی از 550 کرسی را بدست آورد. کردهای مهاجرت کرده به آنکارا و استانبول در ترکیه همانند ترکهای تهران به موفقیتهای اقتصادی بزرگی دست یافته اند. بطوریکه عده ای استانبول را بزرگترین شهر کردنشین جهان می دانند، همانطور که تهران بزرگترین شهر آذربایجانی نشین جهان است. اما همانطور که ترکهای تهران تقریبا به طور کامل در فرهنگ و زبان فارسی ادغام شده اند و تقریبا هیچ یک از کودکان نسل دوم و سوم آنها زبان ترکی را نمی دانند، همین اتفاق در ترکیه هم روی داده است. مشهورترین خوانندگان ترکیه، ابراهیم تاتلی سس و ماهسون قیرمیزی گول کرد هستند ولی به ندرت آهنگی به کردی می خوانند. هرچند همیشه محدودیتهایی در این زمینه وجود داشته ولی بیشتر از آن، منافع اقتصادی و فروش بالای آهنگهای ترکی است که آنها را به فراموشی کردی فرا می خواند.

 عده ای به این تشابه سازی من ایراد می گیرند که در ترکیه کردها را با توپ و تانک سرکوب می کنند ولی در ایران با ترکها چنین برخوردی نشده است. اما این ایراد به خاطر فراموشی تاریخی است، اگر کردها در ترکیه از 20 سال پیش که پ. ک. ک. دست به اسلحه برده است، سرکوب نظامی می شوند، ترکها هم در دوران فرقه دموکرات و پیشه وری با شدتی به مراتب بیشتر سرکوب نظامی شدند. اما یک تفاوت عمده بین ترکها در ایران و کردها در ترکیه وجود دارد و آن اینکه ترکها در ایران حتی پس از سرکوب نظامی دوران پیشه وری هم به مبارزه مسلحانه و چریکی روی نیاوردند و در مقابل هرگاه کوچکترین نسیم فضای باز سیاسی وزیدن گرفته است، آذربایجانی ها با استفاده از همان روزنه کوچک فرصت، نسل جدید را از خطر آسمیلاسیون قطعی رها کرده و به سمت هویت اصلی شان بازگردانده اند. پیش از دوم خرداد 76 نسل جدید آذربایجانی ها کاملا از هویت خود بیگانه شده بود و اصلا مساله ترکها در ایران کاملا حل شده فرض می شد و در بررسی مساله ملیتها تنها کردها، عربها و بلوچها بودند که به عنوان اقلیتهای ملی مطرح بودند و در تمام گزارش های حقوق بشری هم در مورد ترکها نوشته می شد که آنها به خوبی در جامعه ایران ادغام شده اند.

 فضای نیمچه باز سیاسی دوران خاتمی فرصتی بود که ترکهای هویت طلب در ایران نهایت استفاده را از آن نمودند و چنان تحولی در این وضعیت ایجاد کردند که نه تنها مساله اقلیت ملی ترک آذربایجانی هم به مسائل ملی در ایران افزوده شد، بلکه به مهمترین و تاثیر گذارترین مساله ملی در ایران بدل شد و در راس تمام چالش های حکومت و اپوزوسیون قرار گرفت. کاری که متاسفانه کردهای هویت طلب ترکیه در فضای بسیار بازتر سیاسی امروز ترکیه قادر به انجام آن نشده اند یعنی عمومی کردن گفتمان برابری فرهنگی، زبانی و اتنیکی. سایه پ. ک. ک. بر سر مبارزات مدنی کردها چنان سنگینی کرده است که آنها را از کسب اعتماد خود کردهای ترکیه هم ناتوان کرده است. اشتباه کردهای ترکیه این است که به جای آنکه تظاهراتی میلیونی در روز جهانی زبان مادری به راه اندازند و خواستار رسمی شدن زبان کردی در ترکیه و تدریس همگانی و اجباری آن در مدارس مناطق کردنشین شوند، تمام انرژی خود را در دفاع از عبدالله اوجالان صرف کرده اند که در یک دادگاه علنی و با داشتن وکیل مدافع محاکمه شده است. من حتی نمی خواهم بگویم اوجالان گناه کار بوده است و گیریم که او بی گناه به زندان افتاده است ولی سئوال اساسی اینجاست، کدام یک برای کردهای ترکیه در اولویت است، آزادی یک شهروند بی گناهش از زندان یا آزادی میلیونها کرد در استفاده از زبان مادری شان و توقف روند آسیمیلاسیون؟

 اعتراض به رای دادگاه اوجالان نمی تواند حمایت جهانی را از کردها به همراه داشته باشد، چون دست داشتن پ. ک. ک. در دهها بمب گذاری توسط خود آنها پذیرفته شده و اوجالان به عنوان رئیس پ. ک. ک. مسئولیت مستقیمی در این زمینه دارد. از طرف دیگر دادگاههای ترکیه تحت نظارت دادگاه حقوق بشر اروپا قرار دارند و اوجالان می تواند به آن دادگاه شکایت کند و تقاضای بازنگری در حکم را بنماید. بنابراین حکم حبس ابد برای اوجالان به صورت ضمنی مورد تایید اروپا هم هست و دولتهای اروپایی دستشان در دفاع از این اعتراضات کردها بسته است. اما اگر کردهای ترکیه مثلا در روز جهانی زبان مادری تظاهراتی میلیونی در دفاع از حق به رسمیت شناخته شده آموزش به زبان مادری به راه اندازند، مطمئنا حمایت قوی اتحادیه اروپا را در پشت سر خود خواهند دید.

 پرهیز از خشونت کلید موفقیت در تمام مبارزات ملی در دنیا بوده است. چون خشونت و خون ریزی از یک طرف گروههای آسیمیله شده همان ملت را در برابر خشونت طلبان قرار می دهد و از طرف دیگر حمایت جهانی را از آن حرکتها دچار مشکل می کند. البته متاسفانه برخی گروههای آذربایجانی هم به تدریج از مسیر درست مبارزه خارج می شوند و به روشهای افراطی روی می آورند که این می تواند خسارات جبران ناپذیری به روند معکوس شدن آسیمیلاسیون ترکها و بازگشت به هویت اصلی شان در ایران وارد کند. در شرایطی که سیاستهای هشتاد ساله آسیمیلاسیون تا عمق ذهن ترکهای ایرانی نفوذ کرده، روی آوردن به اسلحه و ترور، تیر خلاص زدن به جنبش هویت طلبی در ایران است. من با جدیت با روی آوردن ترکها به اسلحه در ایران مخالفت کردم (3). همین تحلیل با شدت و ضعف متفاوت در مورد کردهای ترکیه هم صادق است. چون خشونت و خون ریزی چرخش نیم بند جدید در میان ترکهای ایران برای خارج شدن از آسیمیلاسیون و بازگشت به هویت اصلی شان را به سرعت معکوس خواهد کرد. حتی تندروی و خشونت زبانی مثلا توهین به زبان و هویت فارسی، تکرار خسته کننده عبارت شوونیسم فارس، این حرکت را می تواند معکوس کند و آذربایجانیان را به موضع گیری در برابر هویت اصلیشان سوق دهد، چیزی که متاسفانه برخی گروههای تندرو آذربایجانی قادر به درک آن نیستند. در برابر آپارتاید فرهنگی و نژادی بهترین و کارآمدترین روش مبارزه، روش نلسون ماندلا و ماهاتما گاندی است. یعنی پرهیز از کوچکترین خشونت، حتی حق طبیعی مقابله به مثل.

 در پایان باید بگویم، درست است که پ. ک. ک. حقوق حقه کردهای ترکیه را بیان می کند، اما نمایندگی کردهای ترکیه را ندارد چون نتوانسته است که نظر مثبت اکثریت کردهای ترکیه را به حقوق خودشان جلب کند. در درون یک گروه ملی آسمیله شده مثل کردهای ترکیه یا ترکهای ایران، بزرگترین مخالفتها از طرف خود همان مردم آسمیله شده انجام می شود و این شانس بزرگی برای گروه ملی حاکم است که می تواند از بخش آسمیله شده ملت تحت ستم یارگیری کند و از خود آنها برای کنترل و حتی سرکوب گروههای آسمیله نشده و هویت خواه استفاده کنند و وجهه دموکراتیکی هم به رفتار خود بدهد. این جمله آقای مایکل والتسر (6) در این زمینه کاملا گویاست:

 "تروریستها ضعیف‏اند نه به این جهت که ضعفا را نمایندگى مى‏کنند، بلکه دقیقاً به دلیل‏اینکه نماینده ضعفا نیستند - به دلیل اینکه نتوانسته‏اند ضعفا را به مقابله و مخالفت پایدار درمیدان سیاست بکشانند. تروریستها بدون پشتیبانى سازمان یافته مردمِ خودشان عمل مى‏کنند.ممکن است بیانگر خشم و بغض بعضى یا حتى بسیارى از آن مردم باشند. ولى نه تنها اختیار واجازه سخنگویى و نمایندگى ندارند، بلکه حتى کوششى براى کسب آن نکرده‏اند. جبارانه عمل‏مى‏کنند، و اگر پیروز شوند، جبارانه نیز حکومت خواهند کرد. "

  

(1): http://iranglobal.info/node/22763

(2): http://iranglobal.info/node/22772

(3): http://iranglobal.info/node/22762

(4): http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/...

(5): http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/...

(6): http://www.iranglobal.dk/I-G.php?mid=2&news-id=451...

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.