چپ و راست و "فرهنگ سکوت" سخنی با طرفداران نظام پادشاهی

ماسالی و محفوظی بعنوان ناقل خبر و حیدر و عباس هاشمی بعنوان شاهد ؛طرح می شوند در حالی که اتفاقا حیدر وعیاس هاشمی درزمان قتل پنجه شاهی هر دو در لبنان همراه چریک های جبهه خلق جرج حبش حضور داشتند و ههیج کدام از چهار نفر نمی توانستند که بعنوان شاهد و یا منبع اصلی مطرح باشند .
ایا این یک بام و دو هوا و اخلاق دوگانه دربرخورد با قتل های تاریخی نیست در حالی چپ دمکرات " فرهنگ سکوت" را شکسته است، راست و بهتر است گفته شود طرفداران نظام پادشاهی همچنان بر انکار جنایت سیاسی در زمان پهلوی ها ایستاده اند

در صفحه اظهار نظر سایت ایران گلوبال مباحث دمکراسی و "نسبیت گرایی در امر حقوق بشر و فرهنگ"" مابین کاربران با عقاید چپ دمکرات و طرفدران نظام پادشاهی از جمله با محسن کردی جریان دارد.

می دانیم که دمکراسی یک امر مشخص و رفتاری است وگرنه امروز از احمدی نژاد تا” دکتر” سرکوهی همه دم از دمکراسی می زنند به چند نمونه زیر خوب توجه نمائید:

_محسن کردی می نویسد که:

"برداشت و احساس من این است که آن نه نفر را ساواک کشته است. اما حرف آقای پناهنده محکمه پسند است. شما در هیچ دادگاهی به استناد شهادتی که بازجویان ساواک در جمهوری اسلامی داده اند، با توجه به غیر دمکراتیک بودن آن شرایط، حتا اگر آن اعترافات با طیب خاطر و رضایت شاهدان انجام شده باشد نمی توانید این امر را اثبات کنید که آن 9 نفر را ساواک کشته است"

_ صمد بهر نگی شنا بلد نبود در ارس غرق شد؛ دوست صمیمی او حمزه فلاحتی نتوانست او را از رود خانه ارس نجات دهد و جلال ال احمد چون دشمن شاه بود, خبر غرق شدن صمد را توطئه ساواک خواند و هم او بود در سطح جنبش سیاسی ایران" قتل" صمد توسط افسر ساواک را پیش کشید . ان زمان هنوز سازمان چریک ها وجود خارجی نداشت.

حدودا 18 سال پیش حمزه فلاحتی عضو فدائیان اکثریت ؛ همان افسری که شاهد غرق شدن صمد بود .این موضوع را در کیهان لندن فاش کرد و خانواده صمد بهر نگی در ایران بعد از انقلاب علیه حمزه فلاحتی اعلام جرم کرده است ؛خانواده صمد ؛هنوز فکر می کنند که حمزه افسر ساواکی بوده که صمد بهرنگی را به قتل رسانده است ..... یعنی حمزه فلاحتی با وجود اینکه رفقایش از این افشا گری ناراحت خواهند شد ؛ اینکاررا کرد یعنی "فرهنگ سکوت" را شکست و در عمل به دمکراسی پای بند بود.

_امروز پس از 18 سال ؛ همه سازمانهای چپ بر این باورند که حکایت حمزه فلاحتی حقیقت داشته است و دیگر کسی ادعایی ندارد که مثلا صمد بهر نگی را ساواک کشته است و همین طور در مورد غلامرضا تختی کسی بجز جمهوری اسلامی باور ندارد که وی بدست ساواک کشته شده است.

_پنجه شاهی عضوی از چریک های فدایی که گویا توسط رفیق اش احمد غلامی بخاطر یک مسئله عشقی در سال 1355کشته شد و هنوز هیج شاهد عینی در این مورد که ایا این مسئله حقیقت دارد؛ موجود نیست . دونفری(ماسالی و محفوظی ) که برای اولین بار این موضوع را افشا کردند به نقل از دو نفر دیگر (عباس هاشمی و حیدر ) در زمان قتل پنجه شاهی هر دو در خارج از کشور بسر می بردند و طبیعتا نمی توانستند بعنوان منبع اصلی و شاهد قتل بوده باشند

مازیار بهروز که خود از خانواده چپ ها ست در کتابش ؛ برای اولین بار موضوع قتل ها دردون سازمانهای چپ را بررسی کرده است

ایا تاکنون هیج محقق و پژوهش گر طرفدارا نظام پادشاهی به بررسی قتل ها و گم شدگان سیاسی از جمله قتل 9 زندانی سیاسی پرداخته است ؟ که اینقدر مورد استناد چپ های دمکرات قراردارد تا جایی که این خود می تواند به محک و معیار عملی برای شکشت "فرهنگ سکوت" و انکار در نزد طرفداران نظام پادشاهی گردد

_ مازیار بهروز در مصاحبه با سهیلا وحدتی می نویسد:

" شنیده‌های ‏آقای محفوظی چیزی نبود که فقط بین ایشان، و منبع ایشان، هاشم (آقای عباس هاشمی)، باشد. عده بیشتری از آن آگاهی داشتند ولی "فرهنگ ‏سکوت" جلودار بیان آن بود و آقایان محفوظی و ماسالی این همت را کردند و این مسائل را در سطح عمومی‌تری مطرح کردند که از آن طریق من ‏توانستم به عنوان منبع از آنان استفاده کرده و مساله را در سطح عمومی‌تری مطرح کنم. ‏" او اضافه می کند که

ماسالی و محفوظی بعنوان ناقل خبر و حیدر و عباس هاشمی بعنوان شاهد طرح می شوند در حالی که اتفاقا حیدر وعیاس هاشمی درزمان قتل پنجه شاهی هر دو در لبنان همراه چریک های جبهه خلق جرج حبش در لبنان حضور داشته داشتند و ههیج کدام از چهار نفر نمی توانستند که بعنوان شاهد و یا منبع اصلی مطرح باشند .

_ منهم در ان زمان خبر محاکمه پنجه شاهی را در خانه تیمی بشکل دیگری شنید ه بودم امروز علیرغم نبود شاهد عینی و یا دلیل محکمه پسندی در مورد قتل پنجه شاهی ، فدائیان امروز این قتل را محکوم می کنند . نه دادگاهی بوده و نه شاهد زنده ای همه احضارات بر حدس و گمان و شنیده ها استوار است.

_ دکتر احمد پناهنده عضو سابق مجاهدین خلق و اکنون از طرفداران نظام پادشاهی از سه سال پیش در نیمروز و سایت های اینترنتی از جمله ایران گلوبال به طرح قتل پنجه شاهی پرداخته است در حالی که ایشان قتل بیژن جزنی و یارانش را انکار می کند و محسن کردی می نویسد " حرف آقای پناهنده محکمه پسند است"

محاکمه ارش و تهرانی بخاطر ویژگی آن از جمله معدود محاکماتی در جمهوری اسلامی بود که کاملا علنی برگزار شد و زندانیان سیا سی چپ در دادگاه شرکت داشتند ومراسم دادگاه از تلویزیون پخش شد و به دلیل علینیت می شود گفت به حرف شاهدان و متهمین می شود ؛استناد کرد .

ایا این یک بام و دو هوا و اخلاق دوگانه دربرخورد با قتل های تاریخی نیست در حالی چپ دمکرات " فرهنگ سکوت" را شکست است، راست و بهتر است گفته شود طرفداران نظام پادشاهی همچنان بر انکار جنایت سیاسی در زمان پهلوی ها ایستاده اند .

- بیژن جزنی و یارانش 32 سال پیش توسط ارش و تهرانی بر روی تپه های اوین توسط مقالت بالا احتمالا بدستور شخص شاه تیرباران می شوند و در روزنامه کیهان که تحت نظارات کامل ساواک قرار داشت عنوان می شود که این 9 نفر هنگام فرار توسط مامورین کشته می شوند

پرسیدنی است که احمد پناهنده در مورد قتل پنجه شاهی؛ سالهاست علیه جنایت چپ ها در مطبوعات کاغذی و اینترنتی می نویسد درحالی که به لحاظ قانونی در هیج دادگاهی این قتل مورد بررسی قرار نگرفته و هیج شاهد و مدرک محکمه پسندی هم موجود نیست در حالی که ایشان پس از 32 سال قتل 9 نفر توسط ماموران زندان اوین که در زمان شاه بطور رسمی در روزنامه اعلام شده بود را انکار می کند.

_ بر طبق پژوهشی که در جمهوری اسلامی صورت گرفته و از 15 خرداد 42 تا سال 57 جمعا حدود 3500 نفر در زمان شاه کشته ( اعدام ؛ درگیری خیابانی ؛ تظاهرات ، شورش ها کشته و یا ناپدید شده اند) این آمار که از سوی جمهوری اسلامی مخفی نگاه داشته شده بود ؛ توسط عمادین باقی انتشار علنی یافته است .

بهر حال نمی شود از دمکراسی گفت و از خشنونت چپ ها صحبت کرد و ولی از خشنونت و جنایات سیاسی در زمان شاه سخن نگفت و در عین حال انتظار همکاری و اتحاد عمل و شرکت در جبهه دمکراسی خواهی با حضور چپ دمکرات نمود؛ این تناقص را باید طرفداران نظام پادشاهی حل کنند!

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.