فرهنگ و گفتگو و نقش سایت ها در اینده سیاسی ایران!

اینگونه است که سایت ها و ماهواره قهرمان دمکراسی در ایران هستند و احزاب و سازمانها سیاسی تنها با بکارگیری این ابزار دیجتالی است که می توانند در اینگونه حر کات موج سومی نقش داشته باشند . آنان باید اعضا و هواداران خو را تشویق کنند که به چنین ابزاری مجهز شوند وتوجه داشته باشند که ابزار دیجتالی با سیستم حزبی همخوانی نداشته و بر اساس "سر دبیر خودم" اداره می شود.

مصاحبه گرمهرزاد وطن آبادی

 

س : با توجه به تعدد سايت هاي مختلفي كه در اينترنت وجود دارد و همچنين توزيع پراكندگي فعالان سياسي و استفاده آنها ، چه عاملي اساساً باعث تصميم شما به راه اندازي سايت گرديد. و در كنار اين سؤال ميخواهم پرسشي ديگر هم طرح نمايم كه شما با توجه به راه اندازي سايت ، اطاق پالتاكي فرهنگ و گفتگو را هم راه اندازي كرديد. چرا؟

 پ: من هم در اينجا از شما تشكر ميكنم كه وقت گذاشتيد كه به سؤالات خودتان ويا احتمالاً خوانندگان ديگر پرداخته و پاسخ آن را هم از زبان من بشنويد : سوال خوبي را طرح نموديد . لازم است كه يك توضيحی را در همين ابتدا بدهم كه اطاق پالتاكي فرهنگ و گفتگو تقريباً 3 سال است كه راه اندازي شده است و به اين دلیل نام فرهنگ و گفتگو را برايش برگزيدم كه در دنياي ارتباطات اينترنتي در حوزه سياست ، فرهنگ و.... در بخشهاي شنيداري و گفتاري كه در آن زمان در اطاق های سياسي پال تاک ، بجای بحث منطقی ، جو تصفیه حساب های سیاسی و رقابت های ناسالم و برچسب زنی رايج بود . بدینگونه بود که اطاق پال تاکی فرهنگ گفتگو بدور از جنجال های فوق و با یا یک برنامه ریزی هفتگی راه اندازی نمودم.

 اما در مورد سايت فرهنگ و گفنگو بايد عرض كنم كه امروزه نزديك به 4000 سايت فارسي زبان و طبق آخرين آمار حدود 58000 هم وب لاگ وجود دارد وبر آورد می شود ، روزانه نزديك به نيم ميليون خواننده وب لاگ در ایران وجود دارد . البته اکثراین سايت ها جنبه هاي صرف سياسي، خبري و اجتماعي ندارند و بيشتر آنها تجاري _ خدماتي هستند و بهر حال همه آنان در اطلاع رساني عمومی شرکت دارند.

 اما در مورد سايت هم باید بگویم که جاي سایتی با خط مشی سیاسی مورد علاقه ام راخالی یافتم ، اگر دقت کرده باشید در سر درب سايت نوشته شده است ً: " صدای آزاديخواهان آينده نگر ايرانً"

 يعني در واقع در همین یک جمله خط و مشي سايت فرهنگ گفتگو که مبتنی بر دو اصل دموكراسي و آينده نگری می باشد و منظور" آينده نگري" آن مجموعه افکاری است که فرارويا ندن ايران را به یک جامعه فراصنعتي و پیوستن به جامعه جهانی را مد نظر دارد ودمکراسی را هم از این دیدگاه می نگرم.

 فرهنگ گفتگو خط مشی " اتحاد براي دموكراسي" را پی می گیرد که چندان مورد توجه سایر سایت های سیاسی که اکثرا جمهوریخواه می باشند , نیست . در این خصوص خود شاهد سانسورمستقیم ،بوده ام .

 البته بر داشت بد نشود من به صاحبان این سایت ها ی سیاسی _ خبری و به کاری که انجام می دهند، خالصانه احترام می گذارم و به نفش اطلاع رسانی آنان واقفم . چرخاندن این سایت کار سخت و طاقت فرسایی است. بویژه اینکه، انگیزه مالی نقشی در ادامه کاری این سایت ها نداشته است و در واقع از جیب و وقت گران بهای خود جهت اطلاع رسانی مایه می گذارند و از هیج حزب و دولتی هم کمک مالی دریافت نمی کنند.

 این سایت ها ، خط و مشی های متفاوتی را دنبال می کنند و هر کدام البته ، خوانند گان خود را دارند. طبیعتا فکر سازی در یک سان اندیشی بدست نمی اید، بلکه تنوع سایت ها است که ما ایرانیان رابه غنای فکری می رساند و اتفاقا یکی از ویژگی های عصر کنونی ،پراکنده گی و تنوع فکری _ سیاسی است که با دوران صنعتی و چاپ کاغدی فرق اساسی دارد .

 از سوی دیگر معنی و مفهموم کار ژونالیستی امروزاساسا دگر گون شده است چراکه مردمی که رو درو حوادث قرار دارند با موبایل و امیل، عکس ، خبرو گزارش را مستقیما به مراکز خبر رسانی مخابره کنند و یا در روزنامه شخصی خود (وبلاگ ) بلافاصله بدون دوات و حروف چین بچاپ می رسانند و اطلاع رسانی از مراکز قدرت و سانسورجدا می شود (نگاه کنید به اخبار جنگ عراق، سونامی ، انقجارات مترو لندن و.... )

امروز دنيا، دنياي ديگري شده است . شما نگاه كنيد زماني يك نشريه كاغذي كه ماهانه و يا هر دو هفته يكبار به چاپ ميرسيد ،قادر بود به هزاران نفر ي خط و مشي سياسي رادیکته کند و "توده های حزبی " هم پذیرای چنین رهنمود هایی می شدند و ما ایرانیان ضرر و زیان های چنین رهبری هایی را تجربه کرده ایم.

 امروزه با توجه به تعدد سايت ها و وب لاگها که _خود نشان از تنوع فكري عظيم ایرانیان است _ همه ما بايد اين امر را به فال نيك بگيريم و من از تعدد اين سايتها و وب لاگها نه تنها نگران نيستم بلكه اعتقاد راسخ دارم هر كدام ازآنها لااقل به بخشي از جامعه ایرانیان اطلاع رساني ميكنند. در همينجا لازم است تاكيد كنم كه به اعتقاد من در واقع این سایت ها و ماهواره ها جای احزاب دیروزی را گرفته اند و به قهر مان دمکراسی مبدل شده اند.

 آز آنجائيكه 70 در صد مردم ايران را جوانان زير 30 سال تشكيل ميدهند .سعي ما براین است که مسئله جوانان و زنان را در مركز توجه سايت قرار دهیم . نويسنده هاي جوان را معرفي كنيم و به مشکلات و نیازهای امروزی جوانان در داخل ایران توجه کنیم . چرا که نسل انقلابي ها مسن می شوند و شکاف نسل ها خطری دوسویه است . متاسفانه اکثر خوانندگان سایت های خبری _ سیاسی را نسل انقلابی ها تشکیل می دهند و جوانان را بایستی در وبلاگ نویس های داخل کشور جستجو نمود.

 س: شما فكر نميكنيد كه سايت فرهنگ و گفتگو يك تريبون ديجيتالي براي منشور 81 يا براي دموكراسي بر مبناي 81 خواهد شد؟ آيا نمي توانستيد با توجه به سايتهايي ديگري كه وجود دارند ، مانند جمهوريخواهان، مشروطه خواهان و سلطنت طلب براي نشر مواضع خود استفاده ميكرديد؟ كما اينكه اين كار را تا حدي هم كرده ايد.

 پ: واقعيت اين است كه خود منشور 81 داراي سايت است که برنامه و خط مشی خود را دارد. در ارتباط با قسمت دوم سؤال شما بايد بگويم كه من در گذشته مطالبي را مي نوشتم كه در سايتهاي ديگر به چاپ ميرسيد، من مشكلي برای انتشار نظراتم نداشتم و فرهنگ گفتگو یک سایت عمومی میباشد.

 واقیعت این است که امروز اکثرایرانیان در خارج از ایران به اینترنت دست رسی دارند و برتعداد كاربران اینترنت در ايران روز بروز افزوده ميشود و بر طبق آمارمقامات جمهوری اسلامی ، در داخل ایران حدود 7 ميليون كاربر اينترنتي وجود دارد و در واقع اینترنت قلب قهرمان دمکراسی است که هیج فیترینگی قادر نیست جلوی خبر رسانی را بگیرد .

 بگذارید مثالی بزنم : خبرمراسم عاشورا در شمال شهر تهران که ازسوی جوانان خوش ذوق اجرا شد ه بود و خبران در یک سایت نه چندان معروف و کم بیننده، مورد مطالعه 64000 نفر قرار گرفته است .حالا شما در نظر بگیرید که مطالب سایت های پربیننده به چه میزان خواننده دارد .

 باز هم تاکید می کنم " فرهنگ گفتگو " یک سایت و یا روزنامه ژورنالیستی صرف نیست بلکه دقیقا یک خط مشی سیاسی را دنبال می کند که برپایه دمکراسی و آینده نگری استوار است.

 س: موضوعات جالبي را مطرح كرديد و اينكه قهرمان دموكراسي اينترنت است و اينكه مبارزات سياسي از اين طريق پيش ميرود . آيا فكر ميكنيد سايت هاي اتحاد جمهوريخواهان ، صداي من ، اخبار روز ، ايران امروز وديگر سايتها، آينده نگر نيستند؟ آيا با توجه به تنوع سايت ها و با توجه به تعلقاتتان به بعضي از اين سايتها فكر نميكرديد سايت تان با كم اقبالي مواجه گردد ، بهر حال شما مطالبي را ازجاهاي ديگر كپي كرده و در سايت خود قرار ميدهيد واحساس نميكنيد كه مردم استقبالي از آن نكنند؟

 پ: در اينجا لازم ميبينم كه توضيح مجددي را ارائه دهم. ببينيد اساسا بسياري از سايت ها و وب لاگها در دنياي بي انتهاي اينترنت هر كدام خوانندگان خاص خود را دارد. حال يك سايت پربيينده تر و سايت ديگر كم بيينده تراست.جهت اطلاع شما و خوانندگان سایت ، بزودي يك جدول آماري بازدید کنندگان سایت راانتشار خواهیم داد که در آن بروشنی نشان می دهد که تعداد بازدید کنند گان ان در عرض نیم سال ، شش برابر شده است.

 البته ما ادعايي نداريم و بيشترين هدف مان پیش برد خط مشی سياسي است و هيچ اصراري كه سعی کنیم تيراژ سايت را زياد نشان دهيم ، نداريم.

 اينكه از سايت هاي ديگر كپي ميكنم ، سؤال جالبی است . بعضي ها كه وارد به کار سایت ها نيستند فكر ميكنند تمام مطالبي كه در سايتهاي پر تيراژ است از منابع مستقل تغذیعه می شوند .

 اگر به منابع خبری ان با دقت نگاه کنید، متوجه می شوید كه 98 % مطالب این سایت ها از سایت های دیگر برگرفته شده است . در واقع بجز سایت های داخل کشور که با هزینه دولتی و یا خصوصی اداره می شود و یا سایت رادیو فردا و بی بی سی و دیگر رادیوهای فارسی زبان که بودجه کلان دولتی را بخود اختصاص می دهند و دارای شبکه خبری مستقل و کارشناسان زبده اداره می شوند .

 بنابراين سايت های سیاسی اپوزیسیون غیر حزبی ، دارای تشکیلات خبر رسانی و کارمند و خبرنگارنیستند و اینگونه سایت ها ازیک تا 3 نفر تشکلیل شده است که اساس کار هم "کپی رایت" است و تنها فرق اساسی که در این است که برخی از سایت ها به دلیل پر بیننده بودن، نویسندگان مقالات را ملزم می کنند که مقالاتشان را به جای دیگر ندهند و نویسندگان چنین مقالاتی برخلاف میل واقعی خود به این مقررات گردن می گذارند نه تنها نویسندگان مقالات پولی در یافت نمی کنند بلکه در برخی موارد هم کمک مالی هم به سایت مربوطه می دهند . بنابراین وضیعت عجیبی است اگر در سایت های حرفه ای نویسندگانه پولی بابت مقالات خود دریافت می کنند و مقالات اصلی دارای کد است و باز شدن ان نیازمند ابونه شدن مشترکین می باشد.

 بنابراین سایت های سیاسی _ خبری ایرانیان در اینده راهی ندارند که به سود دهی برسند و همان مقرارت سایت های حرفه ای غرب را بخود بگیرند .البته به دلیل فلیترینگ بایستی مرتبط سایت های جدید راه اندازیشود که مطالب سایت های "مادر" را بدست خوانندگان خود در ایران برسانند.

 بنابر اين در دنياي ارتباطات اينترنتي "كپي رایت " يك واقعيت غير قابل انكار است و درپای اکثر این سایت هم نوشته شده است که با ذکر منبع کپی کردن ازاد است مشکل این است که برخی ازسایت ها از ذکر منبع اصلی، خود داری می کنند و یا نویسندگان، مقالات خود را همزمان به چندین سایت امیل می کنند .

 

س: اين قسمت سؤالم ممكن است خيلي خصوصي باشد . اگر خواستيد به آن جواب ندهيد . آيا عوامل و منابع معيني تامين كننده سايت تان هستند و با توجه به اينكه شما از حاميان منشور 81 هستيد و به لحاظ موقعيت اقتصادي اگر عوامل اين منشور نتواند حوايج مالي سايت شما را تامين كند ، ايا اساساً منابع مالي تان را بيشتر سلطنت طلبها قرار ميدهيد و احياناً از آنها كمكي را دريافت كرده و يا خواهيد كرد ؟

 پ: من اين سوال شما را خصوصي تلقي نميكنم و به ان پاسخ دقیق و روشنی می دهم . اولاً هزينه خود سايت گران نيست. يعني شما با مبلغی سالانه معادل 150 يورو ميتوانيد سايت پر ظرفیتی را راه اندازي كنيد . ولی ما در ابتداي راه اندازي سایت فرهنگ گفتگو ، مبلغ زيادي را صرف تبليغ سايت كرديم كه حدوداً 1000 دلار براي ان پرداخت شد و اين پول را دوستانی پرداختند كه نام و مشخصاتشان را هم در سایت اعلام كرديم. اصولا ما ًتا کنون با مشكل جدی مالي مواجه نشده ایم. در واقع مشکل پول نیست بلکه نیرو انسانی دواطلب می باشد .در واقع سایت ها یی که روزانه 3 بار گردگیری شوند و حدودا 10 تا 20 مطلب در آن گذاشته می شود ، نیازمند شش ساعت کارروزانه است .

 در مورد منشور 81 باید گفت که هرگز يك تشكيلات نبوده و فقط يك برنامه و خط مشی بود ه است وتنها در مقطع انتشارطرح فراخوان ملی رفراندوم بود که تا حدودی جنبه تشکیلاتی بخود گرفت .

 

س:‌‌‌‌‌ بعنوان آخرين سؤال ، شما در حين صحبتتان از صحنه فراگيري كه در اينترنت براي مبارزه سياسي وجود دارد اشاراتي را داشتيد و حتي قهرمان بلامنازع دموكراسي را اينترنت ميشناسيد. ميخواستم مقداري اين مسئله را بيشتر توضيح دهيد و اگر برايتان ممكن است چند مثال هم بزنيد؟

 پ: به نظر من سؤال بسيار جالبي را مطرح كرديد . شما اگر دقت كرده باشيد در جريان وقايع خوزستان و شورش مردم در اهواز دقيقاً پس از انتشار يك نامه اينترنتي بوده است . بدنبال این نامه موجی از تظاهرات خونینی در شهر بوقوع پیوست و در یک همگامی سایت ها و ماهواره ها بود که خبر ان در سراسر جهان پخش شد و یکی از تلویزیونهای ماهواره ای مستقر در انگليس این تظاهرات را در واقع رهبری کرد.

 مثال ديگری ميزنم: همين چند روز پيش جوانی در مهاباد بدست مقامات انتظامی کشته می‌شود، سپس پیکر او را به پشت خودرویی بسته در شهر به زمین می‌کشند بلافاصله صد ها سایت وو بلاگ عکس شوانه قادری را به سراسر جهان تنها با فشار یک کلیک مخابره می کنند و هزاران سی دی عکس دست به دست در بین مردم کردستان پخش می شود و انتشار عكس ها موجی از تظاهرات رنجیری را در شهر مهاباد ، اشنويه ، سردشت و همچنین شهرهای اروپا و امریکا سازمان می دهد که همچنان ادامه دارد .

 همچنین اعدام دو جوان همجنس گرا در مشهد و درج صحنه اعدام آنها در سايت ها باعث گرديد كه حتي در روزنامه هاي اروپا و آمريكا منعكس گردد ، به گونه اي كه اتحاديه اروپا ، دولت امریکا و سازمانهای حقوق بشری ، اعدام دو نواجوان همجنسگرا رابشدت محکوم کرده اند .

اینگونه است که سایت ها و ماهواره قهرمان دمکراسی در ایران هستند و احزاب و سازمانها سیاسی تنها با بکارگیری این ابزار دیجتالی است که می توانند در اینگونه حر کات موج سومی نقش داشته باشند . آنان باید اعضا و هواداران خو را تشویق کنند که به چنین ابزاری مجهز شوند وتوجه داشته باشند که ابزار دیجتالی با سیستم حزبی همخوانی نداشته و بر اساس " سر دبیر خودم " اداره می شود.

 ###################################

 توضیح :

 در یک مجموعه 4 قسمتی مصاحبه ای در موارد زیرانجام شده است که هر بخش بطور مستقل تنظیم شده است :

 1- در باره تاسيس سايت و اطاق فرهنگ و گفتگو و نقش سایت ها در اینده سیاسی ایران!

 2- مقوله جهاني شدن يا گلوباليسم

 3- سياست اتحاد ها

 4- علل ضربات سال 1365 سازمان فدائيان خلق ( اكثريت )

 شایان ذکر است که مصاحبه گر و مصاحبه شونده از دو دیدگاه فکری متفاوت به مقولات جهانی شدن و سیاست اتحاد ها تعلق دارند وضمنا مصاحبه قرار دادی و از پیش تعیین شده نبود وحاصل یک گفتگوی رو در روصورت گرفته است و تنها در متن نوشتاری آن ادیت و تدقیق صورت گرفته و مطالب تکراری آن حذف شده است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.