ریشه شگفتی های مشترک در انتخابات فرانسه، هلند و ایران

_ دولت خاتمی در فضای نئولیبرالیسم مشاورین اش تنفس می کند و در راستای جهانی شدن حرکت کرده است ،اما اصطلاح طلبان حکومتی زمانی که مجلس را در اختیار داشتند، درک درستی از مقوله جهانی شدن نداشتند و در فضای صنعتی کردن ایران مشغول تصویب لوایحی بودند. آنان پس از آن که از قدرت کنار گذاشته شدند بتدریج با این مقوله آشنا می شوند و بخش بزرگی از اصلاح طلبان با همان پارادایم گذشته به صحنه سیاسی ایران می نگرند.

تا کنون باندازه کافی تحلیل ها و گزارش هایی در ارتباط با" انتخابات " منتشر شده است که در آن ها بر واژه هایی چون شرکت، تحریم ،مشکوک، شگفتی، تقلب، غیر دمکراتیک بودن، عدالت اجتماعی و ... تاکید داشته اند. اما تا کنون کسی و یا جریانی این انتخابات را در ارتباط با جهانی شدن مورد بررسی قرار نداده است. و این در شرایطی است که چالش بزرگ اصلی قرن 21 در جهان و ایران بر سر این موضع می باشد.

 اکنون پس از روشن شدن نتیجه انتخابات، مخالفین حکومت دینی صحبت از فاشیسم اسلامی و سونامی احمدی نژاد می کنند. اکثر مخالفین پیش از انتخابات از تحریم گسترده و عدم استقبال مردم از انتخابات سخن می گفتند وبطورمشخص هاشمی رفسنجانی را خطر عمده تلقی می کردند. پس از انتخابات روشن شد که تقریبا کلیه پیش بینی تحلیل گران داخلی و خارجی در این زمینه، نادرست بود ه است .(1)

 در این نوشته کوتاه تلاش می کنم نکات مشترکی را که میان رفراندم در فرانسه و هلند و نیز انتخابات ایران وجود دارد, به لحاظ ارتباط هر سه کشور با جهانی شدن و نقش دولت و روند های گلوبال در اروپا و ایران, اشاره ای داشته باشم.

 در آغازشعارها و رای مردم را به شکلی فشرده کالبد شکافی می کنم, سپس در باره نقش دولت در یک جامعه فراصنعتی خواهم گفت, آن گاه چگونگی موقیعت مشخص ایران را در این خصوص بیان خواهم کرد وسر انجام به بررسی ریشه های شگفتی این سه انتخابات خواهم پرداخت.

  

کالبد شکافی شعارهای انتخاباتی و آرای مردم

 _ بخش اعظم رای 8 درصدی قاليباف را، رأی بچه های رپ در تهران و شهرهای بزرگ ميدانند. این رای دهندگان بدنبال عدم دخالت حکومت در زندگی و شئون فردی اشخاص می گردند. (2)

 _ مهم ترين بخش 5 ميليون رأی کروبی را بايد رای پابرهنه ها و بيکاران و فقرا دانست. کروبی شعار 50 هزار تومان در ماه به هر نفر بالای 18 سال را سر داد، این در حا لی است که نرخ بيکاری رسمی 15% و غير رسمی 21% می باشد و ما در ایران 3 تا 5 ميليون نفر بيکار رسمی داريم!

 _رأی احمدی نژاد در دور اول (12%) تحت تاثیرشعار : "مبارزه، با فقر و تبعيض و فساد" بود. طرح این شعار, آن هم به شکل مکانيکی و در يک اقتصاد حکومت سالار که در آن همه چيز در خدمت سيستم بسيار عجيب و غريب تعاونی است, عملاً هيچ تشويقی برای سرمايه گذاری ايجاد نمی کند.

 رأی هاشمی رفسنجانی در دور اول(12%):

 بخشی از آراء متعلق به طرفداران آزادی های اجتماعي (يعنی بخشی ازآراء به قاليباف و معين) بود. بخش ديگری از آراء هاشمی رفسنجاني؛ رأی تکنوکرات های داخلی حکومت و رده های مديريتی آن بود که از ضعف عملکرد سید محمد خاتمی و کابينه ی او در دوره 8 سال گذشته به جان آمده بودند.

 همچنین بخشی از آراء داده شده به هاشمی را باید از سوی صنعتگران و طبقات بالای اجتماعی دانست که به وعده های او برای حل مشکل با دنيا، بخصوص آمريکا؛ و حرکت به سمت نظام جهانی دل خوش کرده بودند. اينان باور کرده بودند که هاشمی رفسنجانی احتمالاً کسی است که می تواند مملکت را پس از سالها، از "شرايط حساس کنوني" بيرون بياورد و سرش را به بالين آسايش بگذارد

 دور دوم

 بخشی از آراء داده شده به احمدی نژاد را بايد ناشی از گروههایی از مردم بدانيم که عاقلانه تصميم گرفتند که مسئوليتها را در کشور به کسی بدهند که همه ی قدرت را دارد. بنابر اين به کانديدای رهبری رأی دادند تا بعداً بتوانند از همان رهبری حساب بکشند.

  

"رهبری" پس از انتخابات

 اکنون" رهبری" می تواند به آرزوی چندين ساله اش برسد و بخواهد که جلسات شورای اقتصاد در حضور او تشکيل شود و در جزيی ترين کارهای اجرايی دخالت نمايد.

 کشمکش از تعيين کابينه آغاز خواهد شد. ماه عسل انتخاب احمدی نژاد، با شروع انتخاب وزراء و سپس کشمکش با مجلس تمام خواهد شد. وزارت اطلاعات اولين جايی است که رهبری در کنترل مطلق خود می خواهد.

 مديريت جديد اجرايی کشور با سياست های جمهوری اول امکان حل هيچ مشکلی از آن ها را نخواهد داشت. به خصوص آن که احمدی نژاد، حتی به اندازه مهندس موسوی هم توان اجرايی ندارد.

  

تجزیه تحلیل آراء ریخته شده نشان می دهد :

 1_ صرف نظر از تقلب ، تعداد شرکت کنندگان نسبت به نارضایتی عمیق و عمومی مردم از حکومت، بسیار بالا بوده است و یکی از شگفتی های این انتخابات محسوب می شود .

 2-اکثریت رای دهند گان یعنی مردم از دولت کم اختیار خاتمی ناراضی اند.

 3_ رای مردم به احمدی نژاد و کروبی نشان می دهد که مردم ارزوی دولت رفاه با اقتصاد ملی را در سر دارند که بتواند مشکلات اقتصادی ، بیکاری و فقر را حل کند. انتظاری که در دوران صنعتی امری پذیرفتنی بود .

 4_ بخش از مردمی که آگاهانه به رفسنجانی رای داده اند خواهان رابطه با آمریکا و جامعه جهانی اند ، یعنی به عبارتی طرفدار جهانی شدن و ادامه خصوصی سازی و در یک کلام طرفدار نئولیبرالیسم می باشند.

 5_ بخشی از مردمی که به قالی باف ، معین ، عليزاده و رفسنجانی رای داده اند, بر جامعه ی باز و آزادی های اجتماعی تاکید داشته اند.

 6_ اگر دوم خرداد نخستین تلنگر جهانی شدن به حساب می آمد, نهمین دور انتخاب ریاست جمهوری برعکس آن شد و در واقع واکنشی ضد جهانی شدن بود. برای درک این موضوع لازم است کمی درباره جامعه فراصنعتی و نقش دولت خاتمی و مخالفین جهانی شدن در ان را توضیح دهم.

 

جامعه فراصنعتی و نقش دولت:

 _ جامعه فراصنعتی (3)، شکافی را در جهان ایجاد کرد و سالهاست که روند جایگزيني جامعه فراصنعتي به جاي جامعه صنعتي و ماقبل صنعتي درجهان, جریان دارد. ایران هم در حال گذار از این مرحله است. یکی از مختصات این جامعه, سقوط دولت ملی و کم رنگ شدن مرز های اقتصاد ملی و اقتدار وفروکش تمرکز دولت است.

 _بیش از 150 کشور دنیا عضو wto است و ایران هم پس از سالها مخالفت امریکا بعنوان ناظر در این سازمان پذیرفته شده است و ناگزیز است تا چند سال آینده خود راکاملا با شرایط سازمان تجارت جهانی هم ساز کند که در آن حذف کامل سوسبید انرژی و پائین آوردن تعرفه گمرگی در حدود 5% از جمله شرایط است.

 _"اقتصاد ايران تا 70 درصد با ضوابط WTO منطبق شده است ، چگونه ممكن است اين امر بر ساخت سياسي و ساخت اجتماعي ايران تأثير نكرده باشد?" (4)

 _ دولتی که عضو WTO است دیگر اقتدار گذشته را ندارد و تنها در 5 حوزه : بهداشت درمان ، آموزش ، دفاع ، امنیت، تامین اجتماعی و محیط زیست می باشد و در خارج از این حوزه ها بایستی سیاست زدایی کرد و با درک دولت مقتدر در اذهان توده ها مقابله نمود نه اینکه به این توهم دامن زد.

 _ حکومت اسلامی ایران علاوه بر موارد بالا به دلیل ماهیت دینی خود در امر جدایی زن و مرد ، حجاب اجباری ، موسیقی و قوانین اسلامی دخالت آشکارا علیه حقوق انسانی شهروندان می کند و در این سه حوزه است که اپوزیسیون قوای تبلیغاتی خود را متمرکزنموده است .

 _ مافیای افتصادی _ نظامی حامی احمدی نژاد مخالف سر سخت WTO و جهانی شدن است. این مافیا, طرفدار اقتصادی دولتی و یا شبه دولتی می باشد.

 _ بخش هایی از در هر دوجناح اقتدار گرایان و اصلاح طلبان طرفدار جهانی شدن هستند و خواهان گذار ایران به یک جامعه فراصنعتی و اطلاعاتی می باشند و بطور مشخص طرح "الگوی چینی" در جناح اقتدارگرا دارای طرفدارانی است .(5)

 _ بخش بزرگی ازروحانیون مدافع احمدی نژاد, درون جناح اقتدار گرا, بشدت با جهانی شدن مخالف است.

 _ دولت خاتمی در فضای نئولیبرالیسم مشاورین اش تنفس می کند و در راستای جهانی شدن حرکت کرده است ،اما اصطلاح طلبان حکومتی زمانی که مجلس را در اختیار داشتند، درک درستی از مقوله جهانی شدن نداشتند و در فضای صنعتی کردن ایران مشغول تصویب لوایحی بودند. آنان پس از آن که از قدرت کنار گذاشته شدند بتدریج با این مقوله آشنا می شوند و بخش بزرگی از اصلاح طلبان با همان پارادایم گذشته به صحنه سیاسی ایران می نگرند.

 _ اپوزیتسیون داخل و خارج درک روشنی از روند جهانی شدن ندارد وپارادایم های یک جامعه فراصنعتی را در محاسبات سیاسی خود وارد نمی کند و در عمل مانند اصلاح طلبان حکومتی با این مقوله اشنا می شوند.

 _ احمدی نژاد در بین این دو قطب جناح اقتدار گرا یعنی میان موافقین و مخالفین جهانی شدن قرار گرفته است. در گیری برسر کابینه, نشان از این حقیقت دارد.

 _ 8 سال تعدیل اقتصادی دولت هاشمی وسپس 8 سال دولت خاتمی در جهت گذار از یک اقتصاد دولتی به اقتصادی نئو لیبرال بوده است تا جایی که به گفته ی محمد حسین ادیب:

 _ " دولت روستاها، كشاورزي، صنعت و بخش خدمات را به حال خود رها كرده است. دولت هيچ كنترلي روي مرزها از نظر ورود و خروج كالا ندارد. حقوقی که دولت به كارمندان خود مي دهد ده روز زندگي آنها را در ماه نيز تأمين نمي كند"

 _ عملکرد دولت در این 8 سال موجب فاصله گیری اقشار میانه و توده های محروم از خاتمی و اصلاح طلبان جامعه شد.

 _ تعدد کاندیداها نشان داد که حاکمیت پرا کنده تر از گذشته است و شعار های انتخاباتی نشان از تنوع قدرت دارد. کارناوال های تبلیغاتی جوانان که از سوی ستاد های انتخاباتی براه افتاد ، نشان می دهد که طرز زندگی اجتماعی زنان و جوانان بخشی از قدرت اجتماعی و سیاسی آنان است و در واقع دمکراسی دیجتالی امکان انتقال قدرت از دولت به مردم را فراهم کرده است، امروز نفش وبلاگ ها، سایت ها و ماهواره در فضای سیاسی ایران غیر قابل چشم پوشی است.

 _ اصلاح طلبان حکومتی از معین تا رفسنجانی بر جامعه باز, خصوصی سازی و ارتباط با آمریکا و دنیای آزاد و بطور پوشید ه, بر دولت حداقلی تاکید می کردند.

 _ در حالی که تاکید احمدی نژاد خود را یادآور دولت رجایی می دانست و از عدالت اجتماعی بر پایه استقلال و دولت حداکثری تاکید داشت.

 _ حذف سوبیسد ها و تعطیل کارخانجات و بیکاری چند میلیونی جوانان و فقر طبقات محروم موجب موفقیت احمدی نژاد شد. بویژه آن که رفسنجانی نماد ثروت ومفاسد اقتصادی و جنایت شناخته شده بود . کم نبودند تودهای مخالف نظام که از ترس رفسنجانی به احمدی نژاد رای دادند.

 _ تنها تقلب سازمان یافته و حمایت برخی مراجع از احمدی نژاد موجب پیروزی او نشد, بلکه سادگی و تاکید بر عدالت اجتماعی آراء او را به میزان زیادی افزایش داد.

 _ بنظر می رسد که بنیاد گرایان طرفدار احمدی نژاد دو الگو را مد نظر دارند : یکی الگوی چینی توسعه و دیگری راه کره شمالی را. درکی که عدالت اجتماعی را با تقسیم فقر یکسان می پندارد . گفته می شود در نظر دارند با تقسیم پول نفت, به غنی سازی اورانیوم و در گیری با امریکا، کشور را به بحران بزرگی بکشانند. در گیری کنونی برسر کابینه احمدی نژاد در واقع نبرد الگوی چینی با الگوی کره شمالی است.

 _ با استناد به مطالب بالا بنظر می رسد طبقات محروم جامعه که از دولت خاتمی سرخورده شده بودند و انتظار یک دولت قوی حداکثری را در ذهن داشتند به همین دلیل جذب شعاری های پوپولیستی احمدی نژاد شدند . در واقع زحمت کشان بدون اینکه بدانند جهانی شدن چیست و چه نقشی در زندگی آنان بازی می کند با انتخاب احمدی نژاد در واقع به ضد جهانی شد ن رای دادند.

 _همچنین بنظر می رسد که بخش بزرگی تحریم کنندگانی که از سر آگاهی در انتخابات شرکت نکردند ویا به نمایند گان اصلاح طلبان رای دادند, بدون آن که بدانند در واقع به روند جهانی شدن و دولت حداقلی خصوی سازی و رابطه با امریکا رای داده اند.

 با تو جه به مطالب بالا نقطه مشترکی میان رفراندم در هلند، فرانسه و انتخابات ایران وجود دارد. یعنی مردم این سه کشور که در واقع مخالف کم رنگ شدن مرزهای اقتصاد ملی هستند, به نوعی مخالفت خودرا با گلوبالیسم اعلام کردند. چرا که فرانسوی ها و هلندی ها آگاهند که کالای ارزان چینی و نیروی کارارزان لهستانی بسود مناقع ملی اونیست و در واقع اگاهانه با قانون اساسی اروپا ( با آراء بالا) مخالفت ورزیدند.

 دولت در ذهن ایرانیان با تو جه به درآمد سر شارنفت بصورت دولت مادر خرج و مستبد عمل می کند. در ایران علیرغم تفکر لیبرالی در عرصه سیاسی و اجتماعی یک دید رادیکال و چپ نسبت به مقوله دولت وجود دارد که برای حل مشکلات اقتصادی خواهان یک دولت مقتدر به لحاظ اقتصادی می باشند.

 مخالفت با گلوبالیسم و دفاع از دولت ملی یک حرکت ارتجاعی به لحاظ تاریخی است، بایست راهی پیدا کرد که همراه با روند گلوبال _ دیجتال به مسایل اقشار محروم وفقیر جامعه توجه جدی شود (کمک به خانواده های پر اولاد و حقوق بیکاری از جمله اینگونه کمک هاست)

 امروز اگر رسالتی برای روشنفکران مترقی جهان باقی باشد همانا کمک به آگاه سازی خود و مردم در جهت پیوستن درست به روند جهانی شدن می باشد که لازمه اش این است که خود با پارادایم های جدید کنار بیائیم، وگرنه ماندن در ناسیونالیسم آنهم در بعد اقتصاد ملی ،خواستی ارتجاعی است و ناسیونالیسم البته در حد احساس ملی _ فرهنگی هنوز نیاز مردمان جهان است .

 جهاني شدن يك پديده ی كاملا جديد است كه روي رفتارو مصرف انسان قرن 21اثر مي گذارد. اساس آن بر مصرف ، فرهنگ فراغت ، لذت جويي و رسانه هاي ارتباطي بنا شده است.شالوده اين تئوري بدين گونه است كه وقتي انسانها به لحاظ مصرفي (عليرغم تنوع بیسار روزافزون آن) يكي می شوند. تفاوتهاي فرهنگي با بالا رفتن مصرف ، كم می گردد و در نتيجه در آينده فرهنگها شبيه هم خواهند شد.

 با تو جه به مطالب بالا بنظر می رسد، مردمی که به احمدی نژاد رای داده اند، بدون اینکه چیزی در باره جهانی شدن بدانند علیه این روند به سود رئیس جمهوربا اختیار و مقتدرو غیر گلوبال رای داده اند.

 فرانسوی ها و هلندی ها که به دلایل زیادی به قانون اساسی اتحادیه اروپا پاسخ منفی(6) دادند زیرا که این قوانین دولت حداقلی می طلبید و مرزهای اقتصاد ملی را حداقل در 25 کشور اروپایی بی رنگ می کرد. غافل از اینکه wto نیازمند قانون اساسی حداقلی و نفی قدرت دولت درعرصه اقتصادی می باشد واز این لحاظ عمر دولت های ملی بسر رسیده است . بناباین تمایلات غیر گلوبال و کثرت شرکت کنندگان هلندی ، فرانسوی و ایرانی در انتخابات, ریشه ی شگفتی آرایی بود که دو ر از انتظار تحلیل گران به صندوق ریخته شده بود.

 

 زیر نویس

 (1)_ دكترحسين باقرزاده می نویسد : "همه از رفسنجانی و معین و كروبی و قالیباف و احیانا لاریجانی ‌سخن می‌گفتند. اگر خوش‌خیال بودند به معین دل بسته بودند و اگر واقع‌بین پیروزی ‌رفسنجانی را قطعی گرفته بودند"

 راقم این سطور ، در اخرین روزها به این نتیجه ر سیدم که علیرغم تحریم انتخابات می بایستی روی آراء مردم تاثیر گذاشت در دور اول به مردم گفته می شد که خطر رفسنجانی است و دو ر دوم بایستی خطر سونامی احمدی نژاد را به مردم گوش زد می کردیم.

 وسایل ارتباط جمعی عمده یعنی سایت ها و ماهواره های مخالفین ، نیمی از برنامه های خود راصرف تحریم و نیم دیگر آن را به دو زندانی سیاسی عزیز متمرکزکرده بودند، بنظرمن، این سیاست تبلیغی ناردست بود، در حالی که می بایست از دو زندانی خواسته می شد که اعتصاب غذای خود را به بعد از انتخابات انتقال دهند و تمام حجم تبلیغی خود را روی انتخابات و تاثیر گذاری روی آراء مردم می گذاشتیم .

 (2) _ اطلاعات آماری در این قسمت از مقاله " انتخابات نهم و ما" محسن سازگارا کسب شده است

 (3)_ نگاه کنید به مقاله : "اقتصاد دیجتالی افسانه نیست "

 (4)_ محمد حسین ادیب در مقاله:" گلوباليزه شدن ساخت سياسي ايران"

 (5)_ برخی از تحلیل گران فکر می کنند که با کنار رفتن رفسنجانی " طرح الگوی چینی" در ایران به پایان رسیده است در حالی که چینن نیست البته می توان ادعا کرد که این طرح قابل اجرا درایران نیست .نگاه کنید به مقاله حسین باقرزاده که الگوی چینی را تنها به رفسنجانی نسبت می دهد.

 (6) _ پاسخ منفی فرانسوی ها و هلندی ها به قانون اساسی اروپا دلایل زیادی داشت :ازجمله بالا رفتن قیمت ها پس از اجرای اورو (تورم اورو). وحشت از دست دادن هویت ملی واینکه ، رفاه کشورهای اروپایی با هم ادغام شده به یک حد متوسط خواهد رسید و عدم مطالعه قانون اساسی اروپا (450 صحفه )توسط شهروندان ذکر شده است

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.