راهی دیگر برای مقابله با جنایات رژیم علیه مردم کردستان!

روز 28 مرداد سال 1358 خورشیدی، تنها اندکی پس از به قدرت رسیدن رژیم اسلامی, خمینی فتوای حمله به کردستان را صادر کرد و ابوالحسن بنی صدر نخستین رییس جمهور رژیم , به تمامی نیروهای مسلح حتی با وجود اینکه کردستان هیچ مرز آبی ندارد, به نیروهای دریایی, زمینی و هوایی دستور داد، تا زمانی کردستان را از دست مردم این دیار و نیروهای پیشمرگ کرد, پس نگیرند, به هجوم های ضد انسانی ی خود پایان ندهند و پوتین هایشان را از پا در نیاورند.

بدین گونه بود که تمامی نیروهای مسلح رژیم با تمام قوا و تا دندان مسلح به گرفتن کردستان به راه افتادند و برای این امر تمام مناطق مسکونی در شهرها و روستاهای کردستان را به زیر رگبار گلوله و پرتاب راکت و موشک و خمپاره گرفتند و برای پس گرفتن دستاوردهای جنبش رهایی بخش مردم کردستان, از هیچ جنایت مخوفی چشم فرو نبستند.

در همین زمان که تمام مناېق کردستان به وسیله ی  نیروهای رژیم زیرآتش توپ و خمپاره و گلوله باران بود و مردم بی دفاع به شیوه ای مظلومانه جانشان را در غلغله ی این جنایات از دست می دادند, جلاد معروف جمهوری اسلامی یعنی صادق خلخالی اعدامهای صحرایی و چند دقیقه یی را در تمام شهرهای کردستان برپا کرد و صدها تن از شریف و منزه ترین انسانهای چپ, آزادیخواه و انقلابی کردستان را با بی شرمی و در اوج قباحت در بی دادگاههای رژیم و در پرس و جوی چند دقیقه یی به جوخه های اعدام سپرد و اولین سلولهای جهل و جنایات رژیم اسلامی, در کردستان و در ولوله جنایتی ضد بشری نطفه ی  خود را بنیان نهاد.

اینک بیش از چند دهه از گذشت این جنایت پلید و قرون وسطایی, همچنان ندای آزادیخواهی ی مردم کردستان در زیر چکمه های جنون اسلامی با خفقان و سرکوب پاسخ داده می شود.

نکته یی متفاوت که اینجا می خواهم به بیان آن بپردازم این است که, بعد سالیان سال که مردم کردستان در تمام کشورهای که کردها در آن زندگی می کنند مورد ظلم, ستم, ژینوساید و قتل و عامهای جمعی و فردی قرار می گیرند و در مقابل این مساله مردم کرد که تنها برای دفاع از خود و مطالبات شان که تمامی کنوانسیون های حقوق بشری ێن را برای مردم تحت ستم در سراسر جهان,

مشروع و معقول می پندارند, به مبارزه مسلحانه روی آورده است, به عنوان حرکات ضد انقلابی و تروریستی از ێنهای یاد می شود.

اینجا مساله یی که بی حد و نساب جای تعجب و تامل می باشد, این است, چرا رژیمی که علیه انسانیت و حق طلبی به هر کردار غیر انسانی و استعمارگرایانه دست می زند, این اعمال پلید خود را سنجیده و برحق می داند و حتی عده یی نیز مهر تایید بر آن می زنند, و اگر مردمانی که برای احقاق حقوق بشری و واقعی خود ندای آزادی سر می دهند و در این راستا باالجبار و از سر ناچاری دست به سلاح می برند, به عنوان تروریست و یاغی و تجزیه طلب از آنها یاد می شود؟! آیا دفاع از خود و تلاش برای به دست آوردن حقوق و مطالبات حقیقی  مشروعیت  را می ستاند یا تهاجم و خونریزی و سرکوب و قلع و قمع این انسانها؟!

رژیم جمهوری اسلامی که طی ی این سال ها علیه تمامی مردم ایران و علل خصوص مردم بی دفاع کردستان دست به جنایات فراوانی زده و برای مشروعیت بخشیدن به این جنایات و سلب آزادی های اندکی که در بعضی مناطق ایران مردم می خواستند به آن دست یابند , جنگ ارتجاعی 8 ساله با رژیم بعث را برانگیخت و در همین میان بود که بازهم کردها چه در کردستان عراق و چه در کردستان ایران متحمل خسارات بس هنگفت و فراوانی شدند. با استوار بودن به همین مستندات و تاریخ که همگان شاهد آن می باشند, ملت کرد باید خواهان جبران خسارات جانی و مالی این جنایتها شود و برای معرفی بیشتر آن به سازمانهای حقوق بشری و دادگاههای بین المللی باید بکوشد و جنایاتی همچون 28 خرداد و کشتن صدها تن انسان بی دفاع و در عین حال برای به غارت بردن پروت و سامان و منابع زیر زمینی کردستان بدست رژیمهای همچون جمهوری اسلامی و همچنین رژیم های دیگر که مناگق کردنشین را مورد هجوم قرار داده اند, طالب خسارات شوند و از جامعه ی  جهانی برای برآورده شدن این مهم و جبران خسارات جنایتها و هم چنین فتوای خمینی برای حمله به کردستان خواستار پیگیری ی بین المللی شوند و تقاضای جبران آن را  داشته باشند و دیگر تنها به محکوم کردن این مساله نپردازند, زیرا زمان اینکه تنها به محکوم کردن مساله یی به وسعت این قضایا اکتفا کردن به پایان رسیده است و جناح های سیاسی کردستان و علل خصوص اینک که کنگره ی ملی کردستان در حال راه اندازی می باشد, از این طریق خواستار جبران این خسارات باشند..

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.