چه کسانی خواهان نابودی ایران اند؟!

کسانی با دهن کجی به دستاورد مثبت جوامع بشری ( که ساکینیش را نژادهای مختلف تشکیل میدهند) و با چسبیدن به افکارمنجمد، کهنه و ازموده شده خود، قادر به درک اهمیت مبارزه رفع تبعیض ملل غیر فارس برای دمکراسی نمیشوند و برای مقابله با "تجزیه ایران" یا به دامن جمهوری اسلامی پناه میبرد و نقش کیانوری دوم را در این بعد تاریخ ایران بازی میکنند و یا با بزرگ کردن خطر "تجزیه ایران" مبارزه با "تجزیه طلبی" را هماهنگ با رژیم در صدر برنامه نود قرار دهد و عملا به مبارزه هماهنگ همه ایرانیان علیه رژیم...

بهمن آزادگر

کسانی که از روی حماقت و کوته نگری به چنین شعارهای مثل مرگ بر ایران و ... میپردازند همانند فردی میماند که شاخه ای میبرد که بر رویش نشسته است و ما را با راه چنین کسانی هیچ قرابتی نیست. اما برحورد های عصبی حول حوش ان مرا بر ان داشت که این مطلب کوتاه را بنویسم. متاسفانه امروزه تعداد کسانی که با درک نادرست خود عملا در جهت پیاده کردن این شعار حرکت میکنند کم نیست.

1- کسانی مثل حکومتیان بخاطر عقب ماندگی تاریخی و غرق شدن در منافع کوتاه مدت خود سیاستی در صحنه ملی و بین المللی در پیش گرفته اند که ایران را هر روز به لبه پرتگاه نزدیکتر میکند.

2- کسانی با دهن کجی به دستاورد مثبت جوامع بشری ( که ساکینیش را نژادهای مختلف تشکیل میدهند) و با چسبیدن به افکارمنجمد، کهنه و ازموده شده خود، قادر به درک اهمیت مبارزه رفع تبعیض ملل غیر فارس برای دمکراسی نمیشوند و برای مقابله با "تجزیه ایران" یا به دامن جمهوری اسلامی پناه میبرد و نقش کیانوری دوم را در این بعد تاریخ ایران بازی میکنند و یا با بزرگ کردن خطر "تجزیه ایران" مبارزه با "تجزیه طلبی" را هماهنگ با رژیم در صدر برنامه نود قرار دهد و عملا به مبارزه هماهنگ همه ایرانیان علیه رژیم و برای دمکراسی لطمه وارد کند.

3- کسانی مثل مجاهدین، سلطنت طلبان افراطی و تجزیه طلبان غیر فارس بخاطر منافع تنگ نظرانه گروهی راه نجات کشوز را در حمله نظامی امریکا به ایران ارزیابی میکنند و برای آن از هر نوع ابزاری استفاده میکنند.

به نظر من شعار حماقت آمیز این کاربر با عملکرد این جریانات هیچ تفاوتی ندارد. ایا مقالات اخیر آقای گرگین از نظر محتوا فرقی با این شعار دارد که بعضی ها مثل خام بقراط چنین حساسیت نشان میدهند؟ و بجای یک بر خورد منطقی و نشان دادن اثرات زیانبار این نوع شعارها در تخریب جو سایت، عصبی شده اند و سایت را تحریم کرده اند؟ البته ایشان در رفتار خود مختارند. ولی مسلما این نوع رفتارها هیچ تاثیری در سیاست سایت نخواهد داشت. ما همچنان تلاش خود را برای ایجاد جو سالم برای برخورد اندیشه ها علیرغم همه موانع ادامه خواهیم داد.

سام قندچي

ghandchi@yahoo.com

دوستان عزيز،

بحث حقوق اتنيکي در جنبش سياسي ايران يک بحث واقعي در جامعه ما است و اصلاً موضوع تاريخي نيست. يک عده ميخواهند از اين نمط براي خود کلاهي درست کنند و بحث هاي صادقانه در اين سايت باعث ميشود که دکان آن ها تعطيل شود.

اينجا همه نظرات دارد بحث ميشود. همديگر را بيمار و غيره خظاب نکنيم ولي غير از آن، بحث ها خيلي خوب است و ادامه دهيم. اميدوارم در آينده در ايراني زندگي کنم که اگر کسي خواست مرگ بر ايران بگويد يا پرچم ايران را آتش بزند بتواند آزاد باشد و نترسد که برود زندان.

يکي از زمانهائي که براي آمريکا احترامم زياد شد زماني بود که ميديدم در خيابان مردم ميتوانند در آمريکا مرگ بر امپرياليسم آمريکا سر دهند و راحت برگردند خانه شان. در ايران مرگ بر آمريکا گفتن هنر نيست. آيا ميشود در خيابان راه بيافتي و شعار مرگ بر جمهوري اسلامي بدهي و زندان نشوي.

سايت بايد از حريم خصوصي کسانيکه در اينجا هستند دفاع کند همانگونه که در يک کليسا کسي نميتواند برود و فحش به شرکت کنندگان در مراسم بدهد. ولي درباره مواضع سياسي اينجا حدي براي بحث نيست مگر اينکه چارچوبي معين شده باشد.

يک عده که در بيرون اين سايت اينجا را با القاب مختلف ميخوانند به اين خاطر است که اين سايت موفق است. اين سايت توانسته افرادي با نظرات مختلف را در ديالوگ با هم گرد آورد. آمار اين سايت الان از سايت هائي که خود را آينده نگر ميخوانند و در ايران فيلتر نمميشوند دارد نزديک ميشود.

خود آن سايتها از بس کسالت آورند مسؤلينشان اين سايـت ايران گلوبال را ميخوانند ولي از اسم مستعار استفاده ميکنند. اشکالي ندارد معلوم است که بحث هاي اينجا جالب تر از آن سايتهاي بسته است.

با احترام به همه دوستان و خسته نباشيد به مسؤلين ايران گلوبال.

منظر جاوید

کامنت" مرگ بر ایران " آن " کرمانشاهی " موجب این شده است که واقعا پی گیریم که چه کسانی خواهان نابودی ایرانند؟!و ایران گلوبال را عامل این" جنایت" ندانیم !بنظر من

در واقع4 جریان "سیاسی" ایرانی اند که دنبال ویرانی ایرانند!1_ جریانهای افراطی اقلیت های قومی _ ملی (بخش تجزیه طلب آن) که اشکارا خواهان حمله نظامی اسرائیل و امریکا به ایران اند آنان فکر می کنندبا حمله امریکا به جمهوری اسلامی ملت های کرد ؛ ترک بلوچ و.. ازاد خواهند شد.(نگاه کنید به صحبت های اتاق پال تاکی عرب ها و بلوچ ها و...) 2_ مجاهدین در اخرین جلسه شورایشان به این نتیجه رسید اند که ازاپوزیسیون کاری ساخته نیست و تنها حمله امریکامی تواند ایران را ازاد کند . نگاه کنید به مقالات متعدد حسین داعی که ظاهرا علیه لابی ها در امریکا نوشته می شود3 ولی در واقع شب و روز دعا می کند که حمله صورت گیرد_3 بخش افراطی سلطنت طلب و برخی از تحلیل گران صدای امریکا که در تحلیل هایشان همه حق را به اسرائیل و امریکا می دهند و فکر می کنند این تنها جمهوری اسلامی است که بدنبال تضمین امنیتی می گردند و آنان فراموش می کنند که اتفاقا اسرائیل و امریکا بیش از ایران خواهان تضمین امنیتی از سوی حاکمان ایرانند و سرانجام عامل چهارم که در واقع با انقلاب اسلامی آغاز شد و یعنی متعصبین شیعه و اکنون با رهبری احمدی نزاد ایران را بسوی نا بودی سوق می دهد و در واقع اصلی ترین عامل در نا بودی ایران است

خانم بقراط خودتان در کجا ایستاده اید آیا شما هم خواهان حمله امریکا هستید یا نیستید لطفا خیلی روشن و صریح نظر د هید و در جنگ روانی که علیه ایران راه انداخته اید شما در کجای این" جنگ روانی " قرار گرفته اید؟!

می گویم جنگ روانی چرا که دو طرف در گیری می دانند که اهل جنگ نیستند نه امریکا و نه نظام جمهوری اسلامی ...البته شاید هم جنگی صورت گیرد . شما با این همه عشق به ایران ؛ در کجای این جنگ خواهید ایستاد

جمال

شخصی در بخش کامنت گذاری به‌ نام کرمانشاه کامنتی میگذارد و در آن کامنت ناراحت از دست کشوری به‌ اسم ایران و آن همه‌ ظلم و زورگوئی و کشتار و اعدام ملت کرد در ایران خواهان نابودی این واحد کشوری میشود. این کامنت یک خطی و بیان اعتراض خود به‌ این شیوه‌ مرگ بر این کشور مسئولین و مقاله‌ نویسهای ان سایت را ناراحت میکنند و آشکارا تهدید میکنند که‌ اگر حتی در حرف جلو این گونه‌ نوشته‌ها گرفته‌ نشود سایت را تحریم میکنند و مسئول سایت نیز با نوسندگان سایت خود هم صدا میشود.

من از مسئولین سایت و نویسندگان سایت سوأل میکنم اگر روزی در این سرزمین که‌ امروز چنین آرزوهائی بر زبان آوردن آن خط قرمز و بخش ممنوعه‌ باشذ بر خورد شماها در فردای ایران چگو‌نه‌ خواهد بود در برابر این عمل که‌ چمعی یا اکثریت یک ملتی دست به‌ چنین عملی بزنند و خواهان پایان این سرزمین به‌ عنوان یک کشور شوند

خانم الاهه‌ بقراط عزیز هم اکنون کشور ایران با هزینه‌و سرمایه‌ مالی من و شما عملأ برای مرگ بعضی از کشورهای جهان کوشش میکند شما نمیتوانید بگوید این ایران نیست چون شما این حکومت را قبول ندارید این اعمال با نام ایران در جهان اعلام میشود و به‌ ثبت میرسد پس بنا بر این بردبار باشید مطمئنأ از این به‌ بعد شاهد نمونه‌های بسیاری در این مورد خواهی شد .

لطفأ به‌ این نمونه‌ها نگاه کنید که‌ در ایران اتفاق می افتد

http://www.radiofarda.com/Article/2008/07/19/f3_ba...

http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=51796

حبیب تبریزیان

آزادی بیان و تحمل و بردباری به معنای میدان دادن به چنین پدیده هایی نیست.

من از سادگی همه شما دوستان در تعجبم که چرا یک لحظه فکر نمیکنید این بامبول بازیها،میتواند کار پرووکاتور های رژیم باشد. برانگیختگی اتوماتیک ما یعنی در تله این عوامل افتادن! به نطر من جنجال انگیزی وایجاد جو نابردباری تا 90 در صد کار عوامل رژیم و بقیه اش کار روانپریشان سیاسی و یا فرقه گراست. همین و بس!

ناصر مستشار

شعار مرگ بر گفتن بر هر کشور و ملیتی را یک دشنام به انسان و انسانیت می
دانم.

آنکس که شعار نابودی ایران را می دهد ،براستی چه فرقی بارژیم اسلامی دارد که در 30 ساله گذشته کمر همت بسته است تا ایران را نابود سازد!آنکس که شعار نابودی ایران را می دهد ،براستی چه فرقی با احمدی نژاد دارد که شعار محو اسرائیل را سر داده بود! آیا رسیدن به استقلال کردستان می تواند اشتهای نابودی ایران را سیر نماید؟این کدام خوشبختی است که در سایه نابودی دیگری شکل می گیرد؟

آنکس که شعار نابودی ایران را می دهد ،براستی چه فرقی بارژیم اسلامی دارد که در 30 ساله گذشته کمر همت بسته است تا ایران را نابود سازد!آنکس که شعار نابودی ایران را می دهد ،براستی چه فرقی با احمدی نژاد دارد که شعار محو اسرائیل را سر داده بود!

آیا رسیدن به استقلال کردستان می تواند اشتهای نابودی ایران را سیر نماید؟این کدام خوشبختی است که در سایه نابودی دیگری شکل می گیرد!آیا ایران اینقدر ضعیف وخانه خراب وبی صاحب شده است که هر ناکسی توان اینرا باید داشته باشد که شعار نابودی ایران سردهد!در روزهای سخت باید دوست ودشمن را شناخت!حالا که ایران در مخمصه ملایان گیر افتاده است،این رسم انسانیت نیست که کسانیکه قرنها در کنار یکدیگر زندگی تلخ وشیرین داشته اند با دشمنان ایران هم آواز شوند.به شهادت همه در ایران تنها مدت در 80 ساله گذشته ظلم حکومتی و نه از جانب یک ملت به دیگر خلق ها ستم روا شده است.پس زندگی چند هزار ساله تلخ وشیرین را چگونه می توان به راحتی به فراموشی سپرد؟بقول مارکس شرم یک عمل انقلابی است پس شعار دهندگان هرزه باید کمی شرم نمایند!

حبیب تبریزیان

سرمايه‌دار، رانت‌خور يا كارآفرين؟

مرکانتلیسم قرون وسطائی و نه سرمایه داری!

در ایران ما سرمایه داری مدرن که متکی به ارزش افزائی( منظور ارزش اضافی نیست) نداریم. سرمایه داری ما سرشت مرکانتلیسی و سرمایه ربائی (به قول مارکس) دارد . این انباشت سرمایه هرگز مثل سرمایه در کشورهای سرمایداری دینامیک نخواهد شد.این سرمایه داری در ساختار عمده خودش و سرمایه در گردشش از منابع بانکی یعنی نقدینگی عمدتاً متعلق به مردم و دولت و موسسات دولتی تامین میشود. صاحبان واحد های صنعتی ، ساختمانی و خدماتی با پول اندکی منابع مالی ده ها برابرخود را به کار میگیرند و به زد وبند بازی برای سهم بری از رانت نفتی دست میزنند. اگر فرضاً امروز همه سرمایه های میلیاردی و بلیاردی مصادره شود معلوم خواهد شد که این ها همه پول بانکها است یعنی پول دولت و مردم. سرمایداران با تکیه به این سیستم شارلاتان ساختاری اولین کاری که معمولاً میکنند بیرون کشیدن سرمایه خودشان و اانتقال آن به خارج است. سرمایه های ناشی از رانت نفتی در دوبی و امارات و سوریه به کار انداخته میشود.

بهروز ستوده

 شعار مرگ بر گفتن بر هر کشور و ملیتی را یک دشنام به انسان و انسانیت می
دانم. تیتر مقاله

یک پیشنهاد به مسئولین محترم سایت "ایران گلوبال". این مشکل را می توانید با دو زمانه کردن کامنت ها حل نمائید . هیچ ضرورتی ندارد که مأموران جمهوری اسلامی و تجریه طلبان مستقیماً به صفحه ای که قرار است محل گفتگوی مدنی ایرانیان باشد دسترسی آزاد داشته باشند. نظریات خوانندگان را با کمی تأخیر درج کردن بهتر از خساراتی است که این بی وطنان و دشمنان ایران و ایرانی بر این سایت آزاد وارد سازند و زحمات شما را به هدر دهند . موفق باشید.

مزدک

فاجعه در جنگلهای ماسال

شروع فیلمهای دراکولا همیشه تابوتی را نشان میدهد و درآن موشهایی به اطراف پراکنده میشوند.موش و کک هردو از موجودات ناقل طاعون هستند.با امدن دراکولا معمولا طاعون و مرگ و میر و خونخواری و تروروحشت هم می آید.

از همان روزیکه بلایای اسلامی بر این مملکت نازل شد هرروز این سرزمین طاعون زده به مصیبتی گرفتارشد.اینبار نیز پیدایش پروانهای سفید از نشانه های بدبختی و رنج و غم دیگریست و تاکیدی بر خونخواری و شرارت و آدمخواری حرامیان اسلامیست!ایران زمین 1400سال است که گرفتار طاعون اسلامست و تا این جرثومه فساد از بین نرود هرروز باید منتظر بلایی بود!

خشایار رخسانی

چرا فرهنگ اصیل ِ ایران ، نیاز به جنبش سکولاریته ندارد ؟

جناب آقای منوچهر جمالی درود بر شما، آنچه که ما امروز بنام آیین زرتشتی از آن یاد میکنیم، بازمانده آیین مزدکیان میباشد که شما آنرا بنام جنبش خُرمدینان میشناسید. جُنبش بَهینشگریِ (اصلاحگری) مزدک براستی چیزی بجز دنبالۀ جنبش زرتشت برای بَهینه (اصلاح) کردن ِآیین و گوهر پیام او نبود، آیینی که موبدان و مغان های زرتشتی آنرا در ازنای سدها سال از سرچشمه هایِ نهادینش (اصلیش) بدور کرده و به دین ِساستاریک (سیاسی) و دولتی دگرگون کرده بودند.

جوهر پیام ِزرتشت ساختن ِجهانی پُر از داد بدستِ آدمهایی است که به کمک آموزش هایِ زرتشت به ردۀ رسایی (کمال) رسیده باشند. اندیشه هایِ زرتشت که در گاته ها گردآوری شده اند، در برگیرندۀ همۀ راه ها و راهنمایی هایی است که آدمی را در رسیدن به خاستگاه رساییش (کمالش) یاری میرسانند، زیرا جوهر آموزش های زرتشت در همسویی و همسانی با خوی و سرشت آدمی برنامه ریزی شده اند. آیین زرتشت یگانه آیینی است که به آدم میآموزد که سرنوشت او در آسمان نشاخت (تعیین) نمی شود، ونکه بدستِ خودش و بر پایۀ گزینشی آزاد که از خَرَد او مایه میگیرد، ساخته میشود. گاته ها گنجینه ای از آموزش هایی هستند که زرتشت به کمک آنها تلاش کرده است تا با پرتوافکندن بر درون مایۀِ این خَرَد، آنرا بازکاوی (تشریح) کند و ویژگی های آنرا بازگو کند.

اگر شما با این داده ها (اسناد) همداستان باشید که جنبش مزدک برایِ بَهینه کردن آیین زرتشت آغازید که با گذشت سده ها کُرپانی (قربانی) و دست خوش ِآماج ِ شوم مغان و موبدان برای افزودن توان ِ ساستاریک (سیاسی) خود شده بود، دیگر فَرنودی (دلیلی) برایِ رو در رو کردن ِاندیشه هایِ مزدک با گوهر اندیشه هایِ زرتشت یا خرده گیری از آنها وجود ندارد، زیرا مزدک نیز به گوهر اندیشه هایِ زرتشت باور داشت، آماج ِجنبش ِ او پالایش ِ اندیشه هایِ زرتشت و ادامۀ راه او بود که تنها برایِ بَهینه کردن آن سربرآورده بود.

دیگر اینکه پیکار ِ نهادین و بنیانی زرتشت با باورهایِ میترائیسم بود و نه سیمرغ. من پیکار زرتشت با سیمرغ را، در خاستگاه یک جهان بینی، برای نخستین بار از شما میشنوم زیرا در هیچ تاریخی دفترینه و نگارش نشده است. گوهر اندیشۀ زرتشت پیش از اینکه آفریدن ِاهورامزدا (آفرینندۀ دانش) باشد، برپاییِ یک آیین همبودی تازه ای بود که بتواند دادگری را در همبودگاه (جامعه) پایندان (تضمین) کند. زیرا آیین میترائیسم دیگر پاسخگویِ نیاز هایِ تازه و فراپرسش هایِ همبودگاه باستان نبودند. آیین میترائیسم نه دیگر پشتیبان اجرایِ دادگری بین آدم ها بود و نه بر جان ِدام و جانوران ارجی میگذاشت. گسترش ژاژپنداری ها (خرافات) در این آیین برای رَوایِشِ (توجیه) و پدافندی از بیدادگری در همبودگاه باستان، پیش زمینه ها و بایسته ها (ضرورت ها) را برای رستاخیز ِزرتشت در پاسخ به گرفتاری های و بیداد، فراهم آورده بود. رستاخیز زرتشت، پاسخ به نیازهایِ تازه و فراپرسش های (مسائل) نو زمان خود بود، نیازهایی که دیگر میترائیسم از پاسخ دادن به آن ناتوان مانده بود.

آنچه که شما در خاستگاه فرهنگ سیمرغی از آن نام میبرید، تنها در نوشتار هایِ شما هستی پیدا میکنند. من تا کنون در هیچیک از بُن مایه های (منابع) تاریخی با فرهنگ سیمرغی در خاستگاه یک جهان بینی برخورد نکرده ام . اگر شما بُن مایه تاریخی را میشناسید، مهرورزانه به آگاهی من برسانید.

اندیشۀِ زرتشت اندیشه ای است برایِ زُدودن ِفراپرسش هایِ توده ها؛ در کنار ِ استوان (محکم) بودن، بگونه ای ساده بیان میشوند که هم انجام پذیر هستند و هم اندریافتن آن برایِ هر آدمی که کارشناس ِ فراپرسش های دینی نباشد شاینده (ممکن ) میباشد و سُهِش پذیر (قابل لمس) است. ولی جهان بینی سیمرغی شما آنچنان پیچیده است که شاید تنها در یک پیرامون ِکرانمند (محدود) که ویژۀِ کارشناسانِ فراپرسش هایِ دینی باشد و یا فرزانگان (فلسفه دانها) اندریافته شود.

ناهمسانی (اختلاف) پایه ای بین آیین زرتشت و جهان بینی ای که شما در خاستگاه جهان بینی سیمرغی فرارسانی (تبلیغ) میکنید، در بکارگیری پراگماتیستی از این دو آیین است که نمایان میشود. این پادیاری یا ناهمتایی بین این دو آیین بر پایۀ توانایی آنها در ساختن و یا نساختن یک همبودگاه زنده، آزاد، دادگر، پویا و آفرینشگر است که ارزیابی میشود؛ ویژگی ها و آزمون هایی (تجربیاتی) که تاریخ بنام ویژگی هایِ یک همبودگاه زرتشتی میشناسد ولی تاکنون بنام ویژگی های یک همبودگاه سیمرغی نه دفترینه شده و نه نگارش شده است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.