فرآیند جهانی شدن و رهبران فراکسیون اتحاد جمهوریخواهان!

نظر شما در باره بیانیه چند نفر ازرهبران اتحاد جمهوریخواهان را که حتی سایت جمهوریخواهان حاضر به چاپ آن نشده است و اخبارروز ان را فقط در گوشه ای از سایت خود اورده چیست؟
برنامه هاي حداقلي فکر نميکنم بجائي برسند و دليل اصلي شکست اتحاد جمهوريخواهان، جمهوريخواهان لائيک و نشست پاريس را اين موضوع ميبينم ؛ خيلي فکر ميکنند که سوسيال دموکراسي خواست اصلي اش عدالت اجتماعي است و در آن زمينه خيلي نظر و برنامه عملي پياده شده دارد از ابتداي دولت رفاهي در اطريش تا برنامه هاي عملي شده تا به امروز...

سام قندچي

فرآیند جهانی شدن در راستای دموکراتیک‌سازی سیاست و اقتصاد در ایران

دوست عزيز خانم شهلا سپانلو،

نظرم را در مورد موضوعات مورد بحث اين نوشته در جاهاي مختلف نوشته ام مثلاً درباره بحث برنامه اتمي ايران ولي اگر به اين خاطر که اين نوشته از سوي بحشي از اتحاد جمهوريخواهان است پرسيديد چند نکته را ميتوانم اشاره کنم. اولاً برعکس آنچه در ابتداي اين نوشته آمده اتحاد جمهوريخواهان بر مبناي اتحاد جمهوريخواهان براي دموکراسي و سکولاريسم شکل نگرفت و از همان روز اول شکل گيري آن مدتها من در اين زمينه از آن در آن سالها نقد کردم:

http://www.ghandchi.com/272-UnityForRepublic.htm

ولي بعداً درست است که آنها طرح اوليه را تغيير دادند و حود را سکولار خواندند که مايه خوشحالي است و چون بخش اول اين نوشته تاريخي است اين بخش قابل تذکر بود. اما همان زمان جمهوريخواهان لائيک از اول خود را از دموکراسي اسلامي جدا کردند.

اما کلاً مسأله من اين است که برنامه هاي حداقلي فکر نميکنم بجائي برسند و دليل اصلي شکست اتحاد جمهوريخواهان، جمهوريخواهان لائيک و نشست پاريس را اين موضوع ميبينم. ولي اين حرف من بمعني اين نيست که با کوشش براي ائتلاف مخابف باشم و حتي براي آينده نگرها در هر زماني تلاش در راه ائتلاف هاي مختلف را درست ميبينم:

http://www.ghandchi.com/309-FuturistCoalitions.htm

ولي در واقعيت جرياناتي که حزب خودشان و اهدافش روشن تر است راحت تر ميتوانند دنبال ائتلاف بروند مثل حزب مشروطه يا سازمان مجاهدين يا حزب مشارکت و نيروهائي که چه از نظر فکري و چه سازماني کمتر انسجام دارند عملاً در ائتلاف ها به درجات مختلف به نيروهاي منسجم تر سود خواهند رساند. اين البته نبايستي باعث ناراحتي شود. ائتلاف ها به حق بايستي بر مبناي درصد نيروها باشد و اينکه چقدر يک نيرو پشتيباني دارد و اين تقلب نيست ولي به هر حال واقعيت است.

اما تا آنجا که مربوط به برنامه هاي اين فراخوان باشد اصل مشکل همان مسأله اي است که چند نفر از دوستان خود من در سال 1986 سعي کردند با آقايان بهمن نيرومند و خانبابا تهراني چيزي شبيه اتحاد جمهوريخواهان ايجاد کنند و به جائي نرسيد. بنظر من علتش اين بود که دو برنامه سوسيال دموکراسي و آينده نگري را نميشود با رقيق تر کردن و الفاظي که بيشتر به هم شبيه هست منحد کرد و با هم تفاوت اساسي دارند. من مختصراً در نوشته زير به تازگي سعي کردم اين مسأله را توضيح دهم:

http://www.ghandchi.com/486-SocialDemocracy.htm

بنظر من اگر حزب سوسيال دموکراسي و حزب آينده نگر بوجود بيايند هر دو در يک ائتلاف همانقدر ميـوانند باشند که مثلاً حزب مشروطه در آن باشد. در برخي عرصه ها حزب اينده نگر به حزب مشروطه ممکن است نزديکتر باشد تا به حزب سوسيال دموکرات. اليته لطفاً اين حرف من را فقط به عنوان يک مثال ببينيد و تا روزي که چنين احزابي در واقعيت نيستند پيش بيني درباره سايه روشن هاي ائتلاف هاي آينده خيلي سخت است ولي اگر به انتخابات اخير فرانسه نگاه کنيد منظور من را از چنين احتمالي متوجه ميشويد. به هر حال من فکر ميکنم اگر کسي واقعاً بخواهد بداند که چرا اين آرزوي ائتلاف سوسيال دموکرات ها و آينده نگرها که در جنبش ما خيلي رايج است به نتيجه نميرسد پيشنهاد ميکنم کتاب Previews and Premises آلوين تافلر را بخواندو. تا آنجا که من ميدانم اين کتاب به فارسي ترجمه نشده هرچند مصاحبه کوتاهي است و بخش هائي از مظالب آن در کتاب موج سوم که مفصل است و به فارسي ترجمه شده آنده است. ولي خوبي اي« کتاب که گفم اين است که زماني نوشته شده که توهم مشابهي در جنبش امريکا وجود داشت و تافلر خوب اشکل اي« مسأله را نشام داده

ببينيد خيلي فکر ميکنند که سوسيال دموکراسي خواست اصلي اش عدالت اجتماعي است و در آن زمينه خيلي نظر و برنامه عملي پياده شده دارد از ابتداي دولت رفاهي در اطريش تا برنامه هاي عملي شده تا به امروز در سوئد و کشورهاي ديگر. به عوض فکر ميکنند که در آينده نگري ظرح روشن براي عدالت اجتماعي وجود ندارد و فکر ميکنند تلفيق اينده بهترين از دو جهان را با هم ميکند. کمي شبيه تيتو در دوران جنبش کمونيستي است که ميخواست تلفيقي از سرمايه داري و سوسياليسم بعنوان راه *ميانه* ارائه کند. اشکال اين است که عدالت اجتماعي از زاويه جامعه فراصنعتي نميتواند با بر داشتن مدلي که حتي در جامعه ديگري مثل جامعه قرون وسطائي اسلامي يا جامعه صنعتي دولت گرا کارائي داشته باشد. اساس جامعه فراصنعتي در پايآن نقش دولت ها و افزايش اهميت نهادهاي مدني گلوبال است. ممکن است اي« حرکت بطئي باشد ولي اين حرکت آينده است که حتي دانشگاه جان هاپکينز چند روز پيش نشان داده در کچا هستيم:

http://www.jhu.edu/ccss/publications/pdf/Measuring...

در مقايسه سوسياليسم مدرن از بدو تدوين آن در يک نکته با سرمايه داري مشترک بود و آن اي« بود که هردو جامعه صنعتي را پايآن دنيا ميديدند ولي سوسياليستها روند آينده را افزايش اهميت دولت ميديدند تا جائي که دولت قرار بود آنقدر *عمومي* شود که ديگر *محو* شود. البته سرمايه داري حصوصي هم تصويرش از آينده درست نبود و سرمايه داري سهامي را به روشني نميديد و سرمايه داري دولتي را نيز تا زمان کينز درست نميديدند. ولي به هر حال آنچه واقعيت جامعه فراصنعتي است پايان يافت نقش مرکزي دولت است که بسياري مسائل را اسساساٌ عوض ميکند آنگونه که در نوشتار يک ديدگاه آينده نگر بحث کردم:

http://www.ghandchi.com/401-FuturistVision.htm

اصل دليلي که اينگونه ائتلاف هاي جمهوريخواهان سکولار کار نميکند بنظر من اين مسأله است. برنامه ها وقي حداقلي نباشد اين نوع مسائل در پلاتفرم بايأ باشد که آينده نگري و سوسيال دموکراسي فاصله شان خيلي بيشتر از آن است که در يک حزب بگنجند. هر چند من شخصاً دوستان سوسيال دموکرات را افراد صادقي ميبينم و فکر ميکنم اين حرف هاي من ابداً شک در صداقت همه دوستان نيست و فقط چون سؤال کرديد نظرم را گفتم و هميشه آرزو دارم هر ائتلافي کمک به اعتلاي جنبش ما کند و براي دوستان آرزوي موفقيت دارم.

با احترام

Masoud

آقای کیانوش گرامی!

چه بلایی بر سر آخرین مقاله آقای اسماعیل نوری علا آمد؟

کیانوش توکلی

جتاب مسعود گرامی

هیج "بلایی" سر مقاله دکتر اسماعیل نوری نیامد. دوست و همکار ایران گلوبال ؛ پریشب بدون اطلاع داشتن از" ماجرا "مقاله ایشان را در سایت گذاشت من صبر کردم تا با دوستم تماس گرفته و "جریان" را توضیح دهم و سپس مقاله را پاک کنم

راست این است که ما هیج مشکلی با درج مقالات نوری علا نداریم بلکه جناب ایشان شرط گذاشتند که مقاله را منوط به حذف پاراگی در مانیفست سایت" فرهنگ و هنر" نمودند

در حالی ما 2 سایت یکی فرهنگی و دیگری سیاسی داریم که اهداف ؛ خط مشی وحتی مسئولین جداگانه ای دارد و طبیعتا چنین شرطی را نادرست ارزیابی کرده ایم و بنابراین "بلایی" در کار نبود و ایشان در گفتگویی که با هم داشتیم درج مقاله خود را حتی به نقل از سایت ایشان را کار نادرستی می دانست ؛ بنابراین راهی جز پاک کردن مقاله برایم نمانده بود

در ضمن ما از ابتدای تاسیس سایت کلیه مقالات ایشان را بطور مرتب چاپ کرده ایم شما می توانید به ارشیو موجود در سایت مراجعه نمائید

دوست گرامی خانم شهلا

پاراگراف مورد نظر در زیر امده است :

_علیه " فرهنگ "دورویی ، دروغ ، حقه بازی و دو شخصیتی که بخشا محصول 28 سال حکومت حقه باز آخوندی بر کشور ماست . وگرنه تکیه زدن به آثار باستانی وافتخار به عظمت ، شکوه و جلال به فرهنگ ایران باستان که هر چند مثبت ولی نمی تواند مشکل فرهنگ حاکم بر جامعه امروز ایران که خصوصیات منفی آن عبارت از : دو شخصیتی بودن جامعه ایرانی ، غم افزا بودن، زن ستیزی ، خشنونت ،وضیعت انفجاری و بحرانی بودن روان جامعه ، مرده پرستی و سکس ستیزی ان است را ، حل نماید. امروز موسیقی ، فیلم ، داستان ، شعر و یا هنر بطور کلی زمانی می تواند موفقیت یابد که زبان جهانی و گلوبال پیدا کند

جمله ای که دکتر خواهان حذف اش بوده چنین است:

..... وگرنه تکیه زدن به آثار باستانی وافتخار به عظمت ، شکوه و جلال به فرهنگ ایران باستان که هر چند مثبت ولی نمی تواند مشکل فرهنگ حاکم بر جامعه امروز....

شهلا

اقای توکلی

من واقعا متوجه نشده ا م که داستان یا به قول خودتان ماجرا چه بوده است که حتی همکارتان از ان آن بی اطلاع بوده اند ؟

در ضمن کدام پاراگراف و کدام مانیفست منظور است اگر اشکالی ندارد بیشتر توضیح دهید

متشکرم

شهلا سپانلو

فرآیند جهانی شدن در راستای دموکراتیک‌سازی سیاست و اقتصاد در ایران تیتر مقاله

جناب سام قندچی نظر شما در باره بیانیه چند نفر ازرهبران اتحاد جمهوریخواهان را که حتی سایت جمهوریخواهان حاضر به چاپ آن نشده است و اخبارروز ان را فقط در گوشه ای از سایت خود اورده چیست؟

خوشحال خواهم شد نظر دیگر دوستان را در این باره را بدانم

با احترام

کریم

استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری (2)

جناب ساولان، اختلاف ما در مورد بی بی سی بگذارید جای خودش باشد. من میگویم بی طرف است شما می گویید نیست. انگلستان روابط خوبی با ترکیه دارد و نیازی به کاسه های داغتر از آش نظیر آیدین نیست. بعد هم گور پدر ترکیه؟ چرا آیدین گریه زاری های شوونیستی اش را می آورد اینجا؟ مگر ما اینجا در مورد مشکلات افغانستان یا تاجیکستان چیزی می نویسیم؟ مگر بلوچها در مورد بلوچستان پاکستان و مشکل شان با دولت پاکستان اینجا را سیاه می کنند؟ مگر عربهای خوزستان دم به ساعت از جنگ اعراب و اسرائیل و ستمی که به فلسطینی ها رفته هی اینجا جنگ اعصاب راه می اندازند؟ آقای آیدین، آن دولت ترکیه و آن کردها، بروید مقالات تان در دفاع از ترکیه در سایتهای کرد زبان بنویسید و حساب تان را با آنها تسویه کنیدعزیز! ما خودمان به اندازه کافی درد سر داریم. آقای ساولان، دم خروس شوونیزم پان ترکیست شما نیز اینجا معلوم می شود که بجای آنکه همین حرف را به آیدین بزنی تازه از او دفاع میکنی که مشکلات کشورهای همسایه را می آورد اینجا. هروقت ما جمهوری اسلامی را سرنگون کردیم و خودمان به صلح رسیدیم یک هیات میانجی می فرستیم بین پ ک ک و ترکیه پا درمیانی کند. اینجا توی سایت ایران گلوبال واقعا آدم باید کمی حواسش پرت باشد که این بحث هارا اینجا می آورد.

آیدین تبریزی

استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری (2)

وقتی منطق به بن بست می رسد، هتاکی و ناسزا تنها پناهگاه شکست خوردگان است. من از مسئولان ایران گلوبال تشکر می کنم که بنا به درخواست خودم هیچ کامنتی را که مستقیما به شخص من مربوط است، حذف نمی کنند. این کامنتها سند حقانیت نوشته من و به بن بست رسیدن منطق مخالفانم است و باید در پای نوشته هایم ثبت شده باقی بمانند.

ساوالان

استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری (2)

آقای کریم

دریغ از یک جو ادب ! برادرجان مثل اینکه دنیای اینترنت را با چاله میدان عوضی گرفتی ، چشمت را باز کن ببین در کجایی ؟ از یکطرف با فحش های چاله میدانی آقای تبریزی را مینوازی که « مسائل ترکیه و رفتار آنها با کردها به ما که خودمان کلی مشکلات داریم چه ربطی دارد؟ " و آنگاه شروع میکنی به ارائه آمار کشته شدگان کردستان «ترکیه" . اگر مطرح کردن مساله ترکیه مستوجب فحش و ناسزا باشد جنابعالی نیز شایسته و مستحق همان فحش ها هستید و حتی بدتر که پ کا کا را با آذربایجانی های «ایران" قیاس کرده ای .

آقای کریم ، امیدوارم وقتی اعصابت تسکین یافت مجدداً متن کامنت خودت را مطالعه کنی و از خواندن واژه هایی که برازنده هیچ انسان تحصیل کرده نیست ، شرم کنی . آیا بی بی سی اخبار را بر اساس تعداد زندانی یا کشته شده از هر شهر و گروه و طایفه و ... پخش می کند ، که بعلت کثرت خبرنگار زندانی در تهران و هرجای دیگر ، نوبت به تبریز نرسیده ؟ آقای محترم واقعاً نمیدانم شما با چه انگیزه ای از بی بی سی که کارنامه سی ساله آن حد اقل برای جوانان دوره انقلاب واضح و روشن است دفاع می کنید ؟ از طرفی ، آقای تبریزی حقیقتاً مطالبی مطرح نموده اند که به صلاح کردها است ، اگر کسانی باشند که آرامش در ترکیه و سایر کشورهای منطقه را به مصلحت خودشان ندانند مطمئناً آن کسان ، ایرانیان آرادیخواه نیستند چراکه عدم حضور دموکراسی در کشورهای همسایه موجب محرومیت ما و یا حداقل تاخیر در ورود دموکراسی به ایران خواهد شد . من شکی ندارم که آقای تبریزی با طرح این مسائل ، ضمن اینکه شیوه ناصواب بخش فارسی بی بی سی را به زوشنترین وجه ممکن به نقد کشیده اند ، از روی دلسوزی محض برای کردهای ترکیه و به تبع آن ملت ایران ، وضع موجود و مطلوب منطقه را صادقانه ترسیم نموده اند .

رضا

azeroglu@gmail.com

استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری (2)

با توجه به اينكه ورود توركيه به اتحاديه اروپا و احقاق حق كردهاي توركيه ضربه سنگيني به ج.ا.ايران است لذا دولت حاكم تمايلي به دست كشيدن پ.ك.ك از جنگ ندارد و در خفا تائيدش مي كند اگرچه ظاهرا پژاك را سركوب مي نمايد.اين همان بازيست كه در زمان شاه با ملا مصطفي توسط شاه و صدام انجام گرفت.متاسفانه پيروزي د ت پ را شروع عمليات جنگي پ ك ك و از طرفي تلاشهاي حزب اللهي هاي آتا تورك!!(ج ه پ)مبدل به شكست كرد.هيچ يك از حكومتهاي افراطي اروپا و همسايگان توركيه نميخواهند دموكراسي پيروز شود زيرا از شيوع آن در منطقه مي ترسند.

حبیب تبریزیان

تشکيل ستاد انتخاباتی نيروهای دمکراتيک و سکولار

جناب تقوائی!

ایده درستی است. اپوزیسیون نباید ، چون گذشته ،از موضع نفی و سلب مطلق به انتخابات نگاه کند ولی شعارها و مطالبات طرح شده هم باید از آنچنان تنوع، کیفیت و ملموسیتی بر خوردار باشد که با شعور متعارف و خواست مشخص عامه و گروهای مختلف اجتماعی بخواند. من مدتها روی این فکر کرده ام، شعارهای کلی مثل آزادی و دموکراسی و بعد هم عزل احمدی نژاد ... راه به جائی نمیبرند. تعلیق غنی سازی خواست بخش وسیعی از الیت جامعه است .ولی مشخصاً آزادی سندیکاها و اتحادیه های صنفی حقوق بگیران و حتی سرمایه داران خصوصی به نظر من مهم هستند...

جنبش 21 آذر پیشگام دمکراسی و سنگر آزادی بود

مرتضی نگاهی

21 آذر روزهایی باید از نو شناخت

استالین، باقراف، پیشه وری و …. اندکی رضا شاه!

هفتهء پیش شانس آن را داشم که در شهر سن خوزه سخنان جمیل حسنلی، مورخ و نمایندهء کنونی مجلس ملی جمهوری آذربایجان را بشنوم.

او کتاب مشهوری نگاشته که حاوی اسناد بسیار با ارزشی است پیرامون برآمدن پیشه وری و تشکیل “آذربایجان دموکرات فرقه سی” و البته فروپاشی آن.

حسنلی این اسناد را – که روزگاری محرمانه و سری و طبقه بندی شده بودند- پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از مراکز روسی و آذربایجانی و آمریکائی اخذ کرده است و بنابراین کتابی ساخته و پرداخته که می تواند بسیاری از پرسش های اساسی آن دوران را پاسخ دهد.

کتاب حسنلی نخست به زبان ترکی آذربایجانی نشر یافت و سپس به زبان های روسی و انگلیسی (توسط نشر دانشگاه هاروارد) و سرانجام نسخه ای ابتر و سانسورشدهء آن در تهران به فارسی منتشر گردید.....

پس به یاد پیشه وری، که بزرگ بود (دلایلش را خواهم نوشت) و به یاد روان پاک هزاران نفری که پس از هجوم ظفرنمون ارتش شاهنشاهی توسط قداره بندان قربانی شدند.

هوشمند هوشیاری

حقوق بشر و سکوت مرموز مدعیان_ بخش پایانی

جناب قویدل باسلام وتشکرازنوشته خوبتان

حل مشکل" اقوام"پیش کش،حتی اسم بردن ازآن نیز یواش یواش جرم محسوب خواهدشد.دراکثرنوشته ها،مصاحیه های رادیو- تلویزیونی امروزه فقط ازجنبش معلمین،دانشجویان،کارگران ،زنان...صحبت میشود وزیاد وتکراری هرقدردلتان بخواهدومن فکرمیکنم بیشتر وقتهاعمدأوآگاهانه جنبش های وسیع ملل غیرفارس(اقوام!!!) راباسکوت معنی دارندیده گرفته ازکنارش رد میشوندویابرای تحریک" اقوام" جنبشهای نام برده دربالا رابرجسته میکنند.پرواضح است که دفاع از جنبش معلمین،دانشجویان،کارگران وزنان وهرجنبش مترقی ضدرژیم یک وظیفه است ولی این تمام مباره ما نیست. دوست ارجمند درخرداد85درجنبش خود بخودی وسیع درشهرهای آذربایجان(همیشه بیدار!)چندنمونه شعارزشت وزننده وحتی ارتجاعی ازطرف عده ای داده شدکه بنده درچندموردمحکوم کرده ام ولی همانطوریکه یک فیلسوف چینی میگوید: ""آتش مثل گندم خوشه میدهدوخشم خرمن سرخ امیدهای فروکوفته است!!!""

امروزه ضمن محکوم کردن آن شعارهای ارتجاعی میتوان وباید فهمیدکه خشم مردم عادی ریشه درتحقیرفرهنگ وزبان مردمی است که هشتادسال است زبانشان را بریده اندوبدتراینکه باصطلاح روشنفکران هنوزهم ازشیرینی ومشترک وملی و....بودن زبان خودموعظه میکنندونا صادقانه بجای پشتیبانی وکمک دررفع اشکالات ونارسائی های" کنگره ملل"وجود چنین سازمانی را تحمل نکرده وانگهای لایق خود راازتجزیه طلب وعامل بیگانه ....نثارآن میکنند

حل مشکل" اقوام"پیش کش،حتی اسم بردن ازآن نیز یواش یواش جرم محسوب خواهدشد.دراکثرنوشته ها،مصاحیه های رادیو- تلویزیونی امروزه فقط ازجنبش معلمین،دانشجویان،کارگران ،زنان...صحبت میشود وزیاد وتکراری هرقدردلتان بخواهدومن فکرمیکنم بیشتر وقتهاعمدأوآگاهانه جنبش های وسیع ملل غیرفارس(اقوام!!!) راباسکوت معنی دارندیده گرفته ازکنارش رد میشوندویابرای تحریک" اقوام" جنبشهای نام برده دربالا رابرجسته میکنند.پرواضح است که دفاع از جنبش معلمین،دانشجویان،کارگران وزنان وهرجنبش مترقی ضدرژیم یک وظیفه است ولی این تمام مباره ما نیست. دوست ارجمند درخرداد85درجنبش خود بخودی وسیع درشهرهای آذربایجان(همیشه بیدار!)چندنمونه شعارزشت وزننده وحتی ارتجاعی ازطرف عده ای داده شدکه بنده درچندموردمحکوم کرده ام ولی همانطوریکه یک فیلسوف چینی میگوید: ""آتش مثل گندم خوشه میدهدوخشم خرمن سرخ امیدهای فروکوفته است!!!""

امروزه ضمن محکوم کردن آن شعارهای ارتجاعی میتوان وباید فهمیدکه خشم مردم عادی ریشه درتحقیرفرهنگ وزبان مردمی است که هشتادسال است زبانشان را بریده اندوبدتراینکه باصطلاح روشنفکران هنوزهم ازشیرینی ومشترک وملی و....بودن زبان خودموعظه میکنندونا صادقانه بجای پشتیبانی وکمک دررفع اشکالات ونارسائی های" کنگره ملل"وجود چنین سازمانی را تحمل نکرده وانگهای لایق خود راازتجزیه طلب وعامل بیگانه ....نثارآن میکنند.

قویدل

حقوق بشر و سکوت مرموز مدعیان_ بخش پایانی تیتر مقاله

اقای هوشمند هوشیاری ارجمند

باید در نظر داشت جامعه از دو پدیده رنج میبرد :اول سنتی بودن آن دوم تسلط رفتار اعتیادی بر انسانهایش ، و طبعا هر حوزه جدید و بحث در مورد آن با مقاومت روبرو خواهد شد . در یک روند سالم این امر نباید منجر به قطع گفتگو شود . چیزی که حوادث عادی و سیر طبیعی اوضاع را به فاجعه تبدیل میسازد عدم گفتگو و نداشتن فرهنگ گفتگوست ما همه به سهم خود باید در یادگیری آن تلاش کنیم چرا که غلتیدن به احساسات آسانترین و مخربترین نوع رفتار است . بنابرین ضمن سپاس و تشکر از شما که نظرتان را بیان کردید مطمعن باشید آنانی که نمتوانند احساسات خود را مهار کنند دارند خودزنی میکنند و خواسته و ناخواسته به دشمنی دامن میزنند اما وظیفه همه ماست میدان را از دست چنین اشخاصی رها سازیم و تعقل و منطق را پیشه کنیم . موفق باشید

ardeshir-20

سلام كيانوش جان

آقاى كيانوش من اينقدر كه به شما تشكر بدهكار شدم كه از پرداخت همه آنها بر نمي آيم و حال كه لطف دارى و نسيه هم قبول ميكنى اين يكى را هم توى دفتر ياداشت بكن. خدا راجه ديدى شايد من هم متل مسلمانانى كه يك عمر نماز يوميه(روزانه)را بجا نمى آوزند و در اواخر عمر شان از آنجائى كه تو ان كارى را ندارند و در بستر منتظر ازائيل نشستد، ياد بدهكارى نمازشان افتاده و تند و تند نماز قضاع بجا مى آورند٠ حال من هم؛ همه تشكرى را كه به شما بدهكازم؛ شايد در پايان به قضاع بجا آوردم و صد البته با حساب بهره اش در ديركرد٠ و اما تشكرم اين باربابت چيست؟ از زمانى كه بخش اظهار نظر ها را در سايت گذاشتى من اين بخش را نيز؛ مثل بقيه سايت بدقت ميخوانم و متو جه شدم كه آقاى احمدي نژاد براى بسياري كه دراین بخش از سا يت با هم برخورد ميكنند؛ نتنها رئيس جمهوري مناسب حتى بسر شان هم زيادي است٠ چرا که طرز برخورد آنان مرا به یاد برخورد ده نمکی ها با مخالفین نظری خود می اندازد

محسن کردی

پان ترکها و ما ایرانیان

جناب رضا، در مورد اینکه شاه شاه می کنم و سی سال است ول نکرده ام، همانگونه که برای خود بعنوان بشر حقوق و مطالباتی را مطرح می کنید اجازه دهید من هم مطالبه کنم. اگر من به شما گفتم که آقا زبان ترکی مفت نمی ارزد بهتر است شما هم فارس بشوید، تازه شده ام مثل شما که به من می گویید چرا مشروطه خواهم. شما بروید در سایت "حزب مشروطه ایران" که متعلق به بزرگترین و سازمانیافته ترین سازمان مشروطه خواه ایران است. بروید آنجا منشور و آرمانهای این حزب را مطالعه کنید. در بخشی از آن آمده است؛ "حقوق اقوام و مذاهب در يک نظام مردمسالار مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق‌بشر و ميثاقهای آن با اصل يک کشور، يک ملت منافاتی ندارد و همه اقوام و مذاهب ايران می‌توانند زير يک حکومت مرکزی با يک قانون غيرمذهبی و عرفيگرا بسر برند و فرهنگ و هويت ويژه خود را نيز در پناه همان قانون نگهداری کنند. زبان رسمی ايران زبان ملی يعنی فارسی است ولی مردم در هرجا می‌توانند به زبان مادری خود آموزش ببينند و سخن بگويند و رسانه‌های همگانی داشته باشند؛ رسوم خود را نگهدارند و از هر مذهبی پيروی کنند.

" این که ما می گوییم زبان رسمی ایران زبان فارسی است امر جدیدی نیست. اگر شما مخالف هستید بسیار خوب، تلاش کنید این زبان را از راههای دمکراتیک عوض کنید. یعنی در مجلس موسسان ایران فردا نمایندگان را قانع کنید که زبان ترکی بهتر است بجای ایران زبان رسمی کشور بشود. من فکر می کنم اگر شعارها را از نوشته های شما سرند بکنیم، بین ما اختلافی وجود ندارد.

جناب رضا در ضمن ما معتقدیم که "عدم تمرکز به معنی تقسيم اختيارات ميان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی برای کارايی و دمکراسی بيشتر ضرورت دارد. تصميم گيری امور محلی در هر محل بايد تا پايين‌ترين واحد تقسيمات کشوری توسط مردم محل انجام گيرد. حزب ما در ادامه سنت انجمن‌های ايالتی و ولايتی قانون اساسی مشروطه، حکومتهای محلی را در سطح استان و شهرستان و دهستان و روستا پيشنهاد می‌کند. حکومتهای محلی بر اصل تجزيه‌ناپذير بودن حاکميت sovereignty و تقسيم‌پذير بودن حکومت government استوار است. کشور ايران يکپارچه خواهد ماند و مردم ايران زير يک قانون خواهند زيست. اما ايران از يک مرکز اداره نخواهد شد و واحدهای تقسيمات کشوری، امور محلی را از اجرای قانون تا خدمات اجتماعی مانند آموزش و بهداری و امورشهری و اجرای طرح‌های توسعه و مانندهای آن که در صلاحيت حکومت مرکزی نيست با ارگانهای انتخابی خود اداره خواهند کرد.

۵ ــ در تقسيم بندی استانهای ايران که بطور سنتی جنبه جغرافيايی داشته است علاوه بر نظر مردم هر محل، ملاحظات مربوط به توسعه اقتصادی بايد در نظر گرفته شود. ايرانيان و کسانی که اجازه اقامت در ايران دارند می‌توانند آزادانه در هر جای کشور سکونت کنند. در تخصيص منابع ملی ميان استانها به آنها که از امکانات کمتری برخوردارند بايد بيشتر داده شود تا به ميانگين ملی برسند. در ادامه سياست عدم تمرکز، يک مجلس سنا با نمايندگان برابر از همه استانها در کنار مجلس ملی در قانونگزاری شريک خواهد بود. يگانگی ملی در يک جامعه آزاد و همسود، با نظام دمکراتيک و غيرمتمرکز، به ما امکان خواهد داد که با بهره‌گيری از ظرفيت اقتصادی و فرهنگی بزرگ ايران بهترين سطح زندگی را برای همه مردم ايران فراهم آوريم. http://www.irancpi.net/menshor/menshor.htm

جناب رضا، این بخشی از حرف و سخن یک نیروی اپوزیسیون بود. آیا شما مشکلی با این منشور و بندهای آن دارید؟ توجه داشته باشید که حتا اگر مشکلی با هر بندی داشته باشید ما تنها و تنها انجام آمال مان را از راه مبارزات دمکراتیک و غیر خشونت آمیز و منوط به رای مردم کرده ایم. نه قصد کودتا داریم و نه دعوا و نه جنگ خانگی و بمب گذاری. حال اگر این منشور همه نظرات شما را در بر ندارد دیگر چاره ای نیست اختلاف نظر هرگز از میان مردم جهان رخت بر نمی بندد و اگر قرار بود نظرات شما کاملا در آن منظور شود دیگر نظرات ما نبود. با این اوصاف شما این نظرات را مطالعه بفرمایید و در مقاله مبسوطی بگوید به کجایش و چرا ایراد دارید؟ من فکر می کنم که این بحثی است عمومی و مربوط به تمام ایرانیان. نه صحبت پ ک ک است و نه احمد شاه مسعود افغان. یک بحث سالم و سازنده و بدور از خرد کردن اعصاب.

جناب رضا، اگر آنچه می آید، مطالبات یک حزب مشروطه خواه خواهان نظام پادشاهی باشد که شما با آن مشکل دارید، پس دیگر بدانید که با سایر هم میهنان تان مشکل بسیار کمتر خواهد بود. آنچه جلوتر آوردم اضافاتی به منشور بود و این هم بندهایی از منشور که ممکن است مورد توجه باشد؛ "۵ ـ همه افراد در برابر قانون برابرند و هيچ امتياز قومی، دينی، جنسی يا طبقاتی به کسی داده نمی‌شود و هيچ کس حق ندارد به نمايندگی خدا يا به موهبت الهی سرنوشت مردم را در دست گيرد. دين و مذهب از حکومت جدا است. هيچ مقامی حق ندارد مذهب افراد را بپرسد. ما اقليتی جز در رای‌گيری‌ها آنهم موقتا نمی‌شناسيم.

۶ ـ احزاب سياسی و اتحاديه‌های کارگری و صنفی و انجمنها با هر عقيده‌ای بايد آزاد باشند. قانون و دادگاه ها نگاهدارندة حدود و حقوق آنها و همچنين اعضايشان خواهند بود. آزادی رسانه‌های همگانی بايد تامين و قوانين لازم برای حفظ آزادی فعاليت‌های آنها و رعايت حدود مسئوليت مدنی رسانه‌ها تدوين گردد.

۷ ـ استانها و شهرستانها و همه واحدهای تقسيمات کشوری در حد خود بايد اختيارات لازم را برای اداره امور داخلی‌شان از طريق انتخابات انجمن‌ها داشته باشند. ما نظام حکومت‌های محلی و تقسيم حکومت و نه حاکميت را ميان حکومت مرکزی و حکومت‌های محلی پيشنهاد می‌کنيم. استانهای ايران بايد از طريق نمايندگی مساوی در مجلس سنا حضور داشته باشند.

۸ ـ فارسی نشانه وحدت ملی و زبان مشترک ملی و رسمی کشور است و هر ايرانی بايد به آن سخن بگويد و آموزش ببيند. همچنانکه هر ايرانی حق دارد به زبان محلی خود سخن بگويد و آموزش ببيند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.