بحث نظري پاسخش بحث نظري است. عقيده پرچم ندارد!

رژيم جمهوري اسلامني بيمه خانوده يک حبرنگار را ميزند چون با نظرش موافق نيست. يا در زندان شکنجه اش ميکند بجاي آنکه با نظرش مخالفت کند. يا که ميگويد مخالفين سياسي رواني هستند يا فيلم سکسي در خانه شان است گوئي اين موضوع بحث گزارش آنها است. از اين تجربه ها ياد بگيريم و با ارعاب و حتک حرمت سعي نکنيم جلوي بخث هاي نظري را بگيريم. اگر با بحثي مخالفيم نظر خود را بدهيم. اگر هم نظر دهنده ديوانه است يا عاقل چه فرقي ميکند.

راد از اهواز

نامه سرگشاده به شیرین عبادی و اکبر گنجی

جواب سوال شما اين است ك

بلي خبر دارند هم از زندانيان ترك و هم سايرين ، نويسنده عرب ، كرد ، بلوچ و فارس براي آزاديخواه فرقي نميكند ، فيلتر شما هم معلول يك انحراف در جنبش است و نميتواند علت يك انحراف شود. محض رضاي هرچه اعتقاد داريد از اين تفرقه اندازي دست برداريد ، براي آزاديخواه واقعي تنها دو دسته وجود دارد ، مردم و ضد مردم . اگر حكومت همه زندانيان ترك را آزاد كند شايد شما مبارزه را تمام شده بداني ولي آزاديخواهان تا عقيده در زندان حبس شده مبارزه را ادامه ميدهند و مهم نيست اين عقيده با چه زباني بيان شود . عقيده پرچم ندارد.

خشایار روخسانی

حقوق بشر و شاید آخرین شانش _3

با تشکر از آقای قویدل برای توجه ویژه ای که ایشان با نوشتارهای خود، به امر مهم حقوق بشر مبذول میدادارند.

مسئله عدم توجه به حقوق بشر در ایران ریشه در اعتقادات مذهبی اسلامی مردم دارد که در آن انسان بعنوان فرد،از جایگاهی ویژه برخوردار نیست. در چنین جامعه ای ارج و احترام به انسان تا موقعی فعلیت پیدا میکند که انسان مومن و باورمند به اعتقادات حاکم باشد. همانطور که میدانید،در جوامع سنتی اسلامی، انسانی که مومن نیست از حقوقی کمتر از حیوان برخوردار است.از اینرو جای شگفتی نیست وقتیکه در خصوص گرهگاه مهمی همچون حقوق بشر، تفاوت چشمگیری بین حاکمیت اسلامی و اپوزبسیون آن که پسوند "دمکرات" را نیز یدک میکشد، وجود ندارد. حاکمیت اسلامی نیز آئینه تمام نمای این فرهنگ میباشد که ریشه در باورهای اکثریت مردم دارد.

اگر احترام به حقوق بشر در سرلوحه و محور برنامه همه سازمان های "دمکراتیک" ایران قرار میگرفت، خیلی از دشمنی های شخصی و موانعی که امروز مانع یگانگی آنها میشود،از سر راه برداشته میشد.

عليزاده

آيدين تبريزي

چرا مهمل بافي ميكني . اول اين كه مگر تو وكيل وصي دولت تركيه هستي . آقا راست مي گويند ديگه تو در تاريخ تركيه يك مقام كليدي مثل نخست وزير يا رياست جمهور يا از همه مهمتر يك زنرال ارتش نشان بده كه از اقليتهاي قومي تركيه باشند . اصلا تو چه ارتباطي با دولت تركيه داري كه كاسه داغتر از آش شدي بعد هم در ايران كجا تبعيض قومي وجود دارد . تبعيض مذهبي هست ولي تبعيض قومي را شماها با دروغ و دغل داريد مي سازيد. در سطوح مديريتي ايران چه در گذشته و چه حالا از هر قوم و قبيله اي پيدا مي كنيد . آذريها كه الي ماشاالله از صدر تا ذيل . اين چه طور تبعيض عليه ما بوده كه در نتيجه آن حالا تمام بازار واقتصاد ايران دست آذريها است همينطوربيشتر فرمانداران و استانداران و مسئولين عالي رتبه و تصميم كيرنده كشور آذري هستند. واقعا بايد از خودتان خجالت بكشيد كه با اين سياه نمايي هاي بي پايه و اساس آدمهاي نادان را فريب مي دهيدتا وضع مملكت را از اين كه هست بد تر كنيد

آیدین تبریزی

استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری!

آقای علیزاده،

این استدلالی که شما مطرح کرده اید مغلطه ای است که اکثر مخالفان حقوق اقلیتها در ایران تکرار می کنند. برای یک دیکتاتور چه فرقی می کند که رعیتش ترک است یا فارس! برای او فرمانبرداری مطلق از فرامین شاه یا ولی فقیه مهم است و نه نژاد و زبان آنها. اینکه خامنه ای ترکزاده ای است که در مشهد متولد شده چه فرقی در اصل قضیه می کند که زبان های غیر فارسی در ایران به رسمیت شناخته نمی شوند و آموزش اختصاصا به زبان فارسی است؟ یا مگر همین خامنه ای ترک در مناقشه قره باغ، از ارمنستان مسیحی در برابر آذربایجان ترک و شیعه حمایت نکرد؟! تا موقعی که در یک کشور دموکراسی واقعی برقرار نشده باشد، قومیت حاکمان دلیلی بر نمایندگی آنها از جانب آن قوم نیست. آیا در اتحاد جماهیر شوروی هم در بالاترین رده های حکومتی از اقوام مختلف حضور نداشتند، پس چرا مناطق روس نشین ثروتمندترین و پیشرفته ترین نقاط بود و مناطقی مثل گرجستان (که اتفاقا همیشه مهره های کلیدی در شوروی گرجی بودند) از فقیرترین مناطق بود؟! حکومتهای دیکتاتور در ایران به همه ایرانیان ستم کرده اند اما به زنان، اقلیتهای مذهبی و ملی تبعیض مضاعف وارد کرده اند و این مستقل از قومیت دیکتاتوران در ایران بوده است. اگر می خواهید مصادیق این تبعیض های مضاعف را بدانید به صدها نوشته قبلی و یا مقاله علمی و تحقیقی آقای ساسان ستبر که همین امروز در سایت قرار گرفته مراجعه کنید:

http://www.iranglobal.dk/I-G.php?mid=2&news-id=444...

سامان باربد

انديشه توده اي، سد راه اپوزيسيون

آقای قندچی گرامی

این طور که من از مقاله ی شما می فهمم، ما نباید به نصیحت کردن قدرتمندان بپردازیم و بجایش برنامه ی دقیقی برای اداره ی امور توسط خودمان پیشنهاد کنیم. بگمانم خودتان هم قدری نصیحت کرده اید، همینجا. البته بعضی از اظهارنظر نویسان بیش از حد جوش آورده اند وقتی که خوانده اند:"من بسهم خود فکر ميکنم که اکنون زمان ايجاد حزب آينده نگر ايران است. من پلاتفرم ضميمه را پيشنهاد کرده ام." اجازه بدهید به یک نکته در پلاتفرم پیشنهادی شما بپردازم

درپلاتفرم شما سیاست های ضد حمایت گرایی مطرح شده و نوشته اید "اگر صنايع داخلى نتوانند قيمت، توان و كيفيت لازمى كه مصرف كنندگان ايران طلب مى كنند را تامين كنند، نبايستى با سياست حمايت گرائى صادرات و وادرات پشتيبانى شوند." آقای قندچی عزیز این گونه مسایل پیچیده تر از آن است که اول ضربه زده شود و بعد با "برنامه هاى تكنيكى و علمى" مرده را احیا کنید. به جای آن پیشنهاد می کنم نوشته شود: سوبسید بی رویه حذف شود اما همچنان از صنایع داخلی حمایت خواهد شد. این حمایت با معافیت های خاص (نظیر معافیت های مالیاتی) یا ایجاد عوارض بر کالاهای وارداتی، اعمال خواهد شد.

سام قندچي

انديشه توده اي، سد راه اپوزيسيون

ضمناً جمهوري اسلامي هم ما را بخاطر مخالفت با آن مبلغ تنفر مينامد. مخالفت با يک سيستم معين حکومتي يا با يک حزب سياسي تنفر نيست. حزب دموکرات امريکا با حزب جمهوريخواه مخالفت ميکند و برعکس. درون اين دو حزب هم کانداهاي مختلف با هم مخالفت ميکنند. برخورد نظري با برنامه ها و پلاتفرم هاي مختلف تنفر نيست. اتفاقاً جمهوري اسلامي اگر يک رژيم دموکرات بود به مخالفين پاسخ ميداد و با بحثهاي آنها مخالفت ميکرد نه که مخالفت آنها را تنفر بنامد و سعي در خذف مخالفين کند. آن جريانات باصطلاخ اصلاح طلب نظير حزب توده هم که اين حرفهاي جمهوري اسلامي را درباره مخالفين تکرار ميکنند بهتر است از حقوق بشر سلکتيو دست بردارند. سلکتيو بودن اصلاح طلبان يعني مثلاً حرف زدن از حقوق بشر عدنان حسن پور گوئي نبايستي انجام شود.

بحث نظري پاسخش بحث نظري است.

رژيم جمهوري اسلامني بيمه خانوده يک حبرنگار را ميزند چون با نظرش موافق نيست. يا در زندان شکنجه اش ميکند بجاي آنکه با نظرش مخالفت کند. يا که ميگويد مخالفين سياسي رواني هستند يا فيلم سکسي در خانه شان است گوئي اين موضوع بحث گزارش آنها است. از اين تجربه ها ياد بگيريم و با ارعاب و حتک حرمت سعي نکنيم جلوي بخث هاي نظري را بگيريم. اگر با بحثي مخالفيم نظر خود را بدهيم. اگر هم نظر دهنده ديوانه است يا عاقل چه فرقي ميکند.

دوست عزيز آقاي سامان باربد،

آنچه مطرح کرديد بحثي است که در سازمان تجارت جهاني موضوع بحث است و در يکطرف سوبسيد هاي کشاورزي در کشورهاي پيشرفته مرود نقد کشورهاي در حال توسعه است و از سوي ديگر کشورهاي پيشرفته از حمايت گرائي در کشورهاي توسعه نيافته در عرصه توليدات صنعتي نقد ميکنند.

بنظر من اين بحث هميشه در اقتصاد گلوبال سيال خواهد بود و هدف من از ذکر موضوع در برنامه حل اين بحث نيست که از زمان به زمان مقفاوت است. هدف من اين است که يک ديدگاه عمومي که حمايت گرائي توليدات عقب مانده به ضرر مصرف کنندگان که در دراز مدت به ضرر کشورهاي عقب مادن هاست مخالفت کنم. بنظر من ژاپن در اين رابطه برخوردش تاريخاً درست تر بوده است شايد چون خودش بخاطر جزيره اي بوده محبور بوده بازا جهاني را مد نظر بگيرد و شايد اين باعث شده در باصطلاح جهان سوم کشور پيشرفته شود. البته اين بحث مفصل تر از فقط اين موضوع است.

به هر حال ممنون از نکته اي که گفتيد. برخي ميگويند در پلاتفرم لازم نيست اينقدر مشخص بحث اقتصادي کرد. و همين را درباره قانون اساسي ميکونيد. من مخالفم. فکر ميکنم بعد از تحربه کش.رهاي سوسياليستي بهتر است موضوع استراکتور *عمومي* اقتصاد در پلاتفرم احزاب و در قانون اساسي درج شود.

در رابطه با متا تاک :-( metatalk

من بر مبناي آنکه کسي جوش بياورد نظر نميدهم يا نظرم را عوض نميکنم. بگدار هر چه دلشان ميخواهد جوش بياورند. علت آنهم که به برخي جواب نميدهم اين است که سالها پيش با خودم عهد کردم که وقتم را مثل دوران سالهاي 1320 تا 1332 که همه نشريات رهبر و باختر امروز کارشان پلميک بود تلف نکنم جرا که 12 سال دموکراسي ايران در آن سالها محصول نظريش تقريباً هيچ است چون وقت را با پلميک تلف کردند. اميدوارم به سهم خود چيزي ارائه کرده باشم و من نظرم را ميدهم و *رژيم* را هم نصيحت نميکنم. بحث مقاله ام اين بود که هدف فعاليت سياسي گرفتن قدرت است و نه مشاوره و نصيحت رژيم و اينکه مقل پيک نت نصيحت کند که آقاي خاتمي و رفسنجاني اين کار را بکند يا آن. دوستان و جريانات سياسي هم اگر از بحث من سودي ديدند استفاده کنند و خوشحال ميشوم طرف مشورت نيروهاي حنبش دموکراسي خواه باشم. يک فرد در جنبش سياسي ممکن است که فقط سمپات باشد و پول کمک کند و در روز فقط کار شغلي اش را بکند ولي آن جنبش براي کسب قدرت است. بحث اصلي اين نوشتار اين موضوع است که هدف کسب قدرت اشکالي ندارد و در دموکراسي هاي پيشرفته هم همين است تا در کشوري که خواست تغيير رژيماست. متأسفانه برخي درست متوجه نشدند و برخي هم به دلائْ مختلف بحث را منحرف ميخواهند بکنند. به هر حال من حتي دوستان نزديکم را هم نصيحت نميکنم و فکر ميکنم هر کسي خودش خوب است مستقلانه به نظري برسد:

http://www.ghandchi.com/291-RaghsDarAsemAn.htm

آنچه مطرح کرديد بحثي است که در سازمان تجارت جهاني موضوع بحث است و در يکطرف سوبسيد هاي کشاورزي در کشورهاي پيشرفته مرود نقد کشورهاي در حال توسعه است و از سوي ديگر کشورهاي پيشرفته از حمايت گرائي در کشورهاي توسعه نيافته در عرصه توليدات صنعتي نقد ميکنند.

بنظر من اين بحث هميشه در اقتصاد گلوبال سيال خواهد بود و هدف من از ذکر موضوع در برنامه حل اين بحث نيست که از زمان به زمان مقفاوت است. هدف من اين است که يک ديدگاه عمومي که حمايت گرائي توليدات عقب مانده به ضرر مصرف کنندگان که در دراز مدت به ضرر کشورهاي عقب مادن هاست مخالفت کنم. بنظر من ژاپن در اين رابطه برخوردش تاريخاً درست تر بوده است شايد چون خودش بخاطر جزيره اي بوده محبور بوده بازا جهاني را مد نظر بگيرد و شايد اين باعث شده در باصطلاح جهان سوم کشور پيشرفته شود. البته اين بحث مفصل تر از فقط اين موضوع است.

به هر حال ممنون از نکته اي که گفتيد. برخي ميگويند در پلاتفرم لازم نيست اينقدر مشخص بحث اقتصادي کرد. و همين را درباره قانون اساسي ميکونيد. من مخالفم. فکر ميکنم بعد از تحربه کش.رهاي سوسياليستي بهتر است موضوع استراکتور *عمومي* اقتصاد در پلاتفرم احزاب و در قانون اساسي درج شود.

با احترام

سام قندچي

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.