تفاوت کار فعالين سياسي و مطبوعاتي

اصلاً بحث اين نوشته حزب توده نيست. اصل بحث درباره ديدگاهي است که فکر ميکند هدف احزاب سياسي کسب قدرت سياسي نيست. من بحثم اين است که حتي در کشورهاي دموکراتيک هدف احزاب سياسي کسب قدرت است تا چه رسد در کشوري که اپوزيسيون خواهان پايان رژيم موجود است. پاسخ شما چيست؟ هدف تخطئه کسي نيست. هدف حتي بحث تاريخي هم نميست. به اندازه کافي درباره تاريخ حزب توده و احزاب ديگر نوشته شده است. هدف نصيحت درباره اتحاد يا غير آن هم نيست.

آیدین تبریزی

استاندارد دوگانه بی بی سی فارسی در انعکاس اخبار حقوق بشری!

من نمی دانم چرا عده ای موضوع را عوض می کنند. حرف اصلی من در مقاله این است که چرا بی بی سی به موضوع نقض حقوق بشر در ترکیه بیشتر از ایران علاقه مند است!؟ چرا به نقض حقوق بشر در آنگولا علاقه مند نیست؟! به ما ایرانیان چه مربوط است که نقض حقوق بشر در ترکیه چگونه است؟ آیا این سایت برای ایران خبر پخش می کند یا ترکیه؟ چرا تا به حال از دهها گزارش عفو بین الملل در مورد زندانیان ترک، کرد، عرب و غیره حتی یکی را هم منتشر نکرده است؟ چرا در خبر مربوط به ایران، نقض حقوق بشر اقلیتهای قومی را آگاهانه از قلم انداخته است؟! و صدها چرای دیگر که پاسخی جز ضدیت با حقوق ملیتها در ایران و پشتیبانی ضمنی از رژیم تهران در سرکوب غیرفارسها با بایکوت اخبار شکنجه و زندانی کردن آنها نمی تواند داشته باشد. حتی اگر وضعیت حقوق بشر در ترکیه بدتر از ایران هم باشد، باز سایت بی بی سی باید اولویت را به مسائل ایران و حمایت از شهروندان ایرانی بدهد البته اگر مطابق حقوق بشر کوروشی، بتوان قبیله گرایان را جزء شهروندان به حساب آورد!؟

شهلا سپانلو

اقای ایدین تبریزی

سلام

چرا یک بام و دو هوا ؟!

شما مقالات جالبی در باره مسایل ملی یا قومی می نویسید که قابل فکر است و لی تعصب شما نسبت به ترکیه مرا واقعا نگران کرده است چرا اولا بر کسی پنهان نیست انگلیس و امریکا پشتیبانان بزرگ و قدرتمند کشوری که بر خودنام ترکیه گذشه است .در حالی که نیمی از جمیعت این کشور غیر ترک اند و یک اقیلت بزرگ کرد دارد . اجداد حاکمان ترکیه فعلی قاتل بیش از یک میلیون ارمنی هستند.

_ دوما این گزارش گروه بین المللی حقوق اقلیت ها که مقر ان در لندن است و بی بی سی ان را گزارش کرده است و خاطر نشان کرده است که " درترکیه پیشرفت چشمگیری حاصل شده است، هنوز جای بهبود این وضعیت وجود دارد."

_ سوما اتفاقا یک با م و دو هوا در مورد پزاک و پ پ کا است که اولی چون علیه ایران است مستقیما مورد حمایت فرماندهان امریکایی و انگلیسی است و دومی بر عکس امریکا و انگلیس اطلاعات مربوط به پ پ کا را به دستگاههای سربکوب گر اطلاعاتی ترکیه قرار می دهند

اگر واقعا مدافع اقلیت های قومی _ ملی هستید دست از این یک بام و دو هوا بردارید و ازاده باشید احتمال زیاد در اینده ؛ ترکیه هم نامش و هم پرچم و زبانش د تغییر کند چرا که .....

چند سال پیش که بطور قاچاقی از مرز بین ایران و ترکیه _ 90 کیلومتری سمت راست شهر ماکو_ عبور می کردم ؛ قبرستان ها ی بزرگ ارامنه را با چشم خود دیدم

ظلم بزرگی بر ارامنه رفت خوشبختانه علیرغم میل و مخالفت جرج بوش در گنگره امریکا نسل کشی ارامنه محکوم شد

و اکثر کشورهای اروپایی بجز انکلیس برای ورود ترکیه به ادتحادیه اروپا شرط گذاشته اند که این کشور بایستی برای حقوق کرد ها حق و حقوقی قائل بشوند .

شما متاسفانه مثل ناسیونالیستهای افراطی ترک _که علیرغم حمایت و پشتیبانی میلیاردی دولت های امریکا ؛ در مقابل سفارت امریکا تظارهرات گذاشته بودید؛_ بنگاه سخن پراکنی بریتانیا را سر زنش می کنید که چرا که مطلبی پیرامون نقص حقوقبش در مورد اقلیتهای ملی گزارش نموده است

شما جناب ایدین تبریزی اگر ازادیخواه هستید بایستی مدافع همه اقلیتهای قومی _ ملی چه در انگلولا ؛ ایران ویا ترکیه باشید و لطفا اعتراض به بی بی سی را پس بگیرید این بسود شماست

با احترام

سام قندچي

انديشه توده اي، سد راه اپوزيسيون

دوست عزيز آقاي حميد،

ممنون عزيز از توجه شما. من آقاي فيروزمند را نميشناسم ولي کساني نظير اقاي محمد شمس حائري را ديده ام که از نيروهاي جداشده از مجاهدين هستندو در بحث هاي علمي درباره موضوعات سياسي شرکت ميکنند آنهم به شکل ابژکتيف. بنظر من هر کسي به هر جرياني تعلق دارد از چنين بحث هائي ميتواند سود ببرد. اينجا جمعي نيست که يک عده در حيابان باشند که با پلميک کسي بخواهد طرفدار جمع کند. براي آن کار شخص بايد برود به يک محفل دانشجودي يا در يک روزنامه پر تيراژ بنويسد. اينجا بحث بين يک عده معدودي است که دنبال شعار و غيره نيستند و همه ان حرفها را بلد هستند. در نتيجه من اميدوارم که افراد از هر طيفي که هستند سعي کنند بحث را در سطح علمي نگهدارند.

عزيز لطفاً اين نوشته را دوباره بخوانيد تا ببينيد اصلاً بحث اين نوشته حزب توده نيست. اصل بحث درباره ديدگاهي است که فکر ميکند هدف احزاب سياسي کسب قدرت سياسي نيست. من بحثم اين است که حتي در کشورهاي دموکراتيک هدف احزاب سياسي کسب قدرت است تا چه رسد در کشوري که اپوزيسيون خواهان پايان رژيم موجود است. پاسخ شما چيست؟ هدف تخطئه کسي نيست. هدف حتي بحث تاريخي هم نميست. به اندازه کافي درباره تاريخ حزب توده و احزاب ديگر نوشته شده است. هدف نصيحت درباره اتحاد يا غير آن هم نيست. هدف اين نوشته يک بحث معين سياسي است که تفاوت کار فعالين سياسي و مطبوعاتي را بررسي ميکند. لطفاً اين بحث علمي را هم به بحث شخصي تبديل نکنيد. شما چه با حزب توده بوده باشيد و چه نبوده باشيد. هدف بحث شخصي نيست. خواهش ميکنم مطلب را دوباره بخوانيد. البته منمکن است هدف شما بحص ديگري باشد. در آنصورت لطفاً اين بحث اين مقاله را عوض نکنيد و بحث خود را جداگانه منتشر کنيد و نسبت تخطئه و غيره هم به کسي ندهيد. من هدفم پلميک نيست.

درست ميگوئيد. متأسفانه جنبش سياسي خارج کشور هنوز فکر ميکند نيروهاي سياسي ايران همان نيروهائي هستند که قبل از انقلاب بودند. فکر ميکنند نيروهاي سياسي ايران عبارتند از سلطنت، جبهه ملي، چريکها و مجاهدين. گوئي 30 سال گذشته اتفاقي نيافتاده. حتي سي سال پيش هم ثابت شد نه اين نيروها بلکه مساجد و مهديه ها و حسينيه ارشادهاي شريعتي که کسي حتي وجودشان را هم در عرصه سياسي برايش اهميتي قائل نبود اصل برنده بودند وقتي که جامعه يکدفعه به قليان رسيد چرا که دو دهه پيش از انقلاب انها بودند که در جامعه بين مردم فعال بودند. در 28 سال گذشته نيروهائي که به نسبت هاي مختلف با رژيم مرتبط بوده اند برعکس دوران پيش ار انقلاب خيلي تحزب را رشد داده اند. نهضت آزادي که از گذشته مانده و در آن جرگه است در ميانشان گم است. نگاه کنيد به حزب مشارکت. نگاه کنيد به حزب اعتدال کروبي. نگاه کنيد به گروه هاي مختلف مرتبط با رفسنجاني نظير کارگزاران. اين ها حتي ارتباطات مشخص اقتصادي در جامعه دارند چيزي که در احزاب پيشرفته در غرب ميشود ديد و حتي احمدي نژاد نتوانست بعد از پيروزي حريف اين دشتگاه عريض و طويل رفسنجاني شود که من را به ياد تين هسيائوپينگ در چين مياندازد. اين ها آن نيروهاي سنتي است که من ميگويم ميتوانند به بالا پرتاب شوند. مگر در چين نشد. البته در چين اينها به صورت جناح هاي حزبي بودند ولي در ايران بصورت احزاب چدا از هم. برخي هم از گذشته مثل مجاهدين انقلاب اسلامي و امثال بهزاد نبوي ها که خود يک جناح مالي در ايران را نمايندگي ميکند....

حتي وقتي از رشد تازه چپ در ايران ميگوئيم منظور نيروهاي قديم مانند چريکها نيستند که ديگر اهميتي ندارند. منظور نيروهائي نظير سلام دموکرات است که در اين سالها در ايران فعال بوده اند. منظور امثال اسلانلو ها و زرافشان ها است که فعال بوده اند. حتي نيروهاي معتدل سکولار هم ديگر منظور نيروهائي نظير جبهه ملي نيستند. با وچودي که جبهه در اين سالها تواشته نظير زمان شاه بطور علني فعاليت کند ولي اساساً آنها هم آنقدر نيروئي نيستند. اگر به کميته انتخابات ازاد يا شوراي صلح نگاه کنيد ميبينيد که نيروهاي جنبش مدني نظير خانم عبادي و کادرهاي جنبش زنان بيشتر حضور دارند و علتش هم اين است که اي« ها فعالين اين سالها بوده اند و جبهه ملي داخل هم مثل نيروهاي سياسي خارج يا مثل نهضت آزادي سالها است که نيروي زنده اسي نيست. اصلاً با اين حرفها قصدم توهين به کسي نيست. امثال شادروان ورجاوند و آقاي کورش زعيم از زندگي خود اين ساها گذاشتند ولي نيروي مؤثر سياسي در جامعه بحث ديگري است و بايستي واقعيات را ديد وگرنه دوباره مثل سال 1357 سوپريز خواهيم شد. همه نيروهائي که ان سالها در خارج به سرو کله هم ميزدند در آخر معلووم شد که هيچکدامشان در داخل نتواستند حتي درصد مهمي را نمايندگي کنند. امروز که جامعه ما حزبي تر است بايستي نيروها poll بگيرند و واقعاً بر مبناي درصد هاي واقعي با هم همکاري کنند و از خيالاتي که مبتني بر واقعيت 30 سال پيش است حرکت نکنند.

جواد فیروزمند

انديشه توده اي، سد راه اپوزيسيون

سلام و عرض ادب به آقایان قندچی و مستشار

دوستان گرامی یادآوری تاریخ و مرور سرگذشت سازمان ها و احزاب سیاسی بسیار مهم است.ولی چرا در شرایط فعلی و اینچنین دنبال تخطئه هستید؟

کسی نیست که نداند و کسی نیست که نفهمد حزب توده یا غیره چه ها کردند و به چه بیراهه هایی افتادند!و چگونه خود را از مردم طرد کردند.

تقریبا خیل زیادی از دوستان سیاسی که خود را در اوپوزیسیون مفروض میدارند به همان بیراهه هایی میروند که آنها رفتند.اگر به نوشته ها و مقالات در همین سایت ایران گلوبال مراجعه کنید از خود شما تا آقای مستشار و غیره در کلام تقابل و تحریم یا تحدید هستید.

بنظر من هر فرد سیاسی که خود را عضوی از اوپوزیسیون میداند باید به چند سئوال جواب داده و مشی خود را تغییر دهد.سئوالات ساده اند:

1.کدام گروه یا فرد یا حزب سیاسی است که در تاریخ ایران دنبال قدرت نبوده است؟

2.چرا افراد سیاسی و اوپوزیسیون در تفرقه و انشقاق است؟

3.چرا نمیتواند به یک جبهه ملی و اتحاد عملی دست یابد؟

4.دورنمای چنین دستاورد سیاسی که بهتر است بگویم اضمحلال سیاسی به کجا می انجامد.و چرا در عمل اوپوزیسیونی در کار نیست!؟

5.آیا 27 سال تجربه کم بود!؟

به جرات می تونم بگم که همه دست در دست یکدیگریم تا خود سد راه خود شویم!و البته هستیم.

من توده ای نیستم و به اندازه کافی از جریانات و افراد سیاسی مطلع هستم .ولی کسی ننوشت و در عمل نگفت که چه باید کرد و چگونه باید رفت!!!متاسفانه آنهایی هم که من 25 سال عضوشان بودم و چنین ادعایی دارند،در عمل جز خیانت چیزی از خود نشان ندادند.

اگر داعیه مردم داری داریم، باید همه خط و نشان ها به سمت اتحاد پیش برود و راه حلی برای ایجاد چنین اتحاد ملی نشان داده شود و گرنه 27 سال تجربه باز هم کم است و باید همچنان ؛اینچنین نوشت و باز هم در گذر زمان اجبارا باید تجربه اندوخت.و چه تجربه هایی که هیچ یک تجربه نشد!!!!

ناصر مستشار

انديشه توده اي، سد راه اپوزيسيون

آقاي قندچي شما درست نوشته ايد!

انديشه حزب توده از بين رفتني نيست! بهمين خاطر حزب توده هميشه مي تواند در ميان نيروهاي سياسي به لحاظ خط فکري حضور داشته باشد! بي آنکه زير اهداف و اعلاميه هاي سياسي نامي از حزب توده ذکر شود اما خط اين حزب در آن اعلاميهها ديده مي شود نه اينکه چند تا توده ائي در آنجا نفوذ کرده باشند بلکه خط فکر مطابقت مي کند؟

اگر اين حزب در يک دوره ائي عليه ليبرالها وخط آنها وبه نفع جبهه ضد امپرياليستي سياست گذار ي مي کرد اما اينک با طرفداري وهمکار ي باليبرالها مانند نهضت آزادي آماده شده است وعليه جبهه ضد امپرياليستي احمدي نژاد تبليغ مي نمايد. در حال حاضر بخاطر فقر اقتصادي مردم ايران، چپ در ايران در حال رشد هست وقاعدا حزب توده بعنوان يک حزب ظاهرا چپ بايد در کنار جنبش چپ باشد اما اينطور نيست آنها ترجيح مي دهند کنار جريانات ملي مذهبي وليبرالها بمانند چرا که اين حزب سياست هايش برابر نياز زمان ومکان که باب ميل اکثريت نخبگان باشد سياستش راتنظيم مي نمايد.استقبال از اصلاحات ارضي شاه وحمايت از شاه هنگام سفر محمد رضا پهلوي به مسکو وغيره.....حزب توده پس از انقلاب کاملا بخاطر تبليغاتي که پس از کودتاي 28 امرداد عليه اش شده بود سرافکنده در ميان مردم ونيروهاي سياسي ظاهر شد.هيچکس امکان نيرو گيري دوباره حزب توده را تصور نمي کرد اما در مدت کوتاهي با اتخاذ سياست هاي ماهرانه همه جريانات سياسي راديکال را متلاشي نمود و بخش وسيعي از آنها را درخود جاداد.امروز هم مي تواند آن اتفاق دوباره تکرار گردد.براي جلوگيري از تکرار آن حوادث بايد تشکيلات سياسي داشت تا سياست هاي مدون تدوين وتنظيم نمايد ودر ميان مردم ترويج نمايد. حزب توده اينک بعداز فروپاشي ارودگاه وعدم تامين مالي از آنجا و بن بست سوسياليست استاليني وضربات ديگر به لحاظ تشکيلاتي بسيار کو چک شده است اما به لحاظ ذهني از همان توان گذشته برخوردار هست و رد پاي انديشه سياسي اين حزب در همه جا ديده مي شود.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.