برخی کامنت های جالب و خواندنی!

نظر خانم بقراط و هم چنين اشتباه ايشان نيز در جمله زير خلاصه می شود :"در جمهوری اسلامی و با این رژیم این «عادی سازی" تنها با تشدید سرکوب در داخل ممکن است." / ايا ايشان می توانند با رجوع به دوران های متفاوت سی ساله حکومت جمهوری اسلامی ادعای بالا را تابت کنند .در کداميک از چهار دوران زير ما شاهد شديد ترين سرکوب های در ايران بوده ايم :/ دوران جنگ ايران و عراق با حمايت امريکا از عراق / دوران اقای رفستجانی / دوران 8 ساله اقای خاتمی / در دوران احمدی نژاد / در کداميک از اين دوران...

ژاله- ب

هورررا! هم صلح هم انتخابات آزاد! تیتر مقاله

نظر خانم بقراط و هم چنين اشتباه ايشان نيز در جمله زير خلاصه می شود :"در جمهوری اسلامی و با این رژیم این «عادی سازی" تنها با تشدید سرکوب در داخل ممکن است."

ايا ايشان می توانند با رجوع به دوران های متفاوت سی ساله حکومت جمهوری اسلامی ادعای بالا را تابت کنند .در کداميک از چهار دوران زير ما شاهد شديد ترين سرکوب های در ايران بوده ايم :

دوران جنگ ايران و عراق با حمايت امريکا از عراق

دوران اقای رفستجانی

دوران 8 ساله اقای خاتمی

در دوران احمدی نژاد

در کداميک از اين دوران متاسبات ايران و غرب بد ترين دوران خود را پيموده است ؟

اگر ايشان با نگاه واقع بينانه ائی به سئوالات ياد شده پاسخ دهند به اشتباه خود پی خواهند برد.

ژیلا ب.

هورررا! هم صلح هم انتخابات آزاد! تیتر مقاله

می شه با نظر خانم بقراط مخالف بود و استدلال ایشان را اشتباه دانست. ولی فکر نمی کنم کسی بتواند انکار کند که در تمام دوران جمهوری اسلامی سرکوب با شدت وجود داشته: کشتار دهه شصت مربوط به جنگ با عراق و خمینی و رفسنجانی است. قتل های زنجیره ای و ربودن و سلاخی کردن نویسندگان و شاعران و فعالان سیاسی شاهکار دوران خاتمی و اعدام خیابانی و آزار زن و جوان مردم در کوچه و بازار و غیره مربوط به احمدی نژاد است. واقعا باید کور بود تا سرکوب سیستماتیک رژیم را در بیست و نه سال گذشته ندید و دوره ای را «بهتر" از دوره دیگر دونست! البته چنین برخوردی از طرف کسانی که جلوی سفارتها صف می کشن و به خاتمی و رفسنجانی رای میدهند ضروریه. وگرنه چطور طرفداری خودشون را از رژیم توجیه کنند؟ و معلوم هم نیست اینهایی که یک دوره ای رو بهتر از دوره دیگر میدونن چرا حاضر نیستند بروند و در همان رژیم زندگی کنن و هی برای مردم بدبخت ایران از اروپا و امریکا دستورالعمل صادر میفرمایند.

جلیل افشار یزد

درباره‌يی هويّتِ ملّی و پروژه‌ی ملّت‌سازی

دوست گرامی آقای کاوه اردلان با سلام وآرزوی پیروزی

من متاسفانه غیراز فارسی-آلمانی-انگلیسی زبان دیگری بلدنیستم تامثل شمابمنابع ترکی، کردی،ارمنی،چینی، هندی مراجعه کنم ونه تنها طرفدار پور پیرارنیستم بلکه با مواضع ضد یهودایشان سخت مخالفم.ولی ولی ولی!!!دوست گرامی میدانیدکه پور پیرارتمام اساتید تاریخ وزبان رانه تنها بمسخره گرفته بلکه صاحب نامان را به بحث تلویزیونی دعوت کرده ومیدانیم که رژیم همچون اجازه ای باو نخواهد دادهمچنانکه به کتابهای جدیدش اجازه ی چاپ نمیدهند.از نظر من اساتیدی که در شاهنامه،ابومسلم،سلمان فارسی،کوروش وداریوش و..دکتراگرفته اند وپورپیرارتمام این موضوعات را افسانه میخواند،حرفی برای گفتن ندارند.یا باید صادقانه قبول کنندویا دفاع نمایند سکوت برای چیست؟جناب کاوه یا شما ازمسائل جاری در دانشکده های زبان وتاریخ-ادبیات بی اطلاع هستید (امیدوارم اینگونه باشد)ویا باتهمت وافترا مثل بقیه چسباندن بخامنه ای ومالیخولیائی و...بحث را منحرف میکنید.ودرضمن من سوالی از استادآشوری کردم واز شما دوباره خواهش میکنم نوشته قبلی مرا بادقت دوباره بخوانید.موفق وسلامت باشید.

بهادر

ستارگان پر فروغ و دانشجویان ستاره دار

در اینکه رژیم جنایتکار است، شکی نیست و در اینکه نباید اینها اعدام می شدند هم شکی نیست. اما در اینکه مجاهدین نیز به قصد قبضه کردن قدرت سیاسی با توسل به تظاهرات خرداد 60 این حرکت را آغاز کردند نیز شکی نیست و شکی نیست که در صورت موفق شدن، این مجاهدین می بودند که خلخالی های شان و لاجوردی های ایدئولوگ و سازمانیافته شان را بکار درو کردن "هرکه با ما نیست برماست" می گرفتند. از نظر ما، این هردو از یک جنس هستند. قدرت در دست هر صاحب ایدئولوژی توتالیتری که می بود، چه از نوع مجاهد، فدایی، توده ای، نتیجه اش یکی بود. اینکه رژیم جنایتکار بود بر ماهیت توتالیتر این گروهها پرده ای نمی کشد. شما سرکار خانم، به شیوه به کربلا زدن و شرح شهادت این جانباختگان را دادن، با ادبیاتی آشنا، دارید از جنازه این جانباختگان برای کسب مشروعیت برای مجاهدین ریل می سازید. اینها البته مغز مسخ شده مجاهد معتقد را می تواند بکار بگیرد اما ما را نه! تاسف بار است که جوانان وطن ما این گونه ناجوانمردانه جان باختند. حق نبود. اما چون جان باخته اند بپذیریم که راهی که می رفتند صحیح بود نیز درست نیست. آنها برای قبضه قدرت توسط مجاهدین تلاش می کردند که در بخشی از آن البته از موضوع آزادی خواهی به رژیم حمله می شد. اما آزادی خواهی شان معنایی بجز "آزادی برای من" یعنی از همان قماش آخوندها نبود. شما همه سروته یک کرباس بودید که یکی از شما دیگران را زد. این بخش اش دیگر تاسفی بر نمی انگیزد.

کاوه اردلان

درباره‌يی هويّتِ ملّی و پروژه‌ی ملّت‌سازی

دوست عزیز جناب جلیل افشار یزد!

اگر میخواهیم که از ارزشهای ملیتی وحقوق انسانها حمایت و بسابرای به دست اوردن انها مبارزه کنیم بهتر است که کار ما پایه و اساس علمی داشته باشد و با قلبی سرد واندیشه ای پر توان ساختار اینده کشوری را بریزیم که سیستمی پایدار باشد ودچار تناقض و تضاد نشود و سعادت مردمانش را تا میین کند

پاسخ ندادن به اقای پورپیرا از جانب جوامع دانشگاهی و دانشگاهیان برجسته همچون پاسخ ندادن عالم به جاهل خیابانی است که از جانب اقای خامنه ای حمایت می شود و بنیاد شهید ایران جزو کارهای خیرش با افتخار هزینه چاپ کتابهای قطوری را می دهد که از دا نش زبانشناسی باستان شناسی وعلم تاریخ تهی است اقای پور پیرا که مانند استادش خامنه ای دچار توهم توطئه یهودی است فراموش کرده است که منابع تاریخی عربی مانند تواریخ بلعمی و طبری و ابن خلدون از یکسو ومنابع تاریخی ارمنی از سوی دیگر وهمچنین منابع کلاسیک یونانی و ایرانی ومنابع بسیار غنی هندی به زبان سانسکریت وز ان غنی تر منابع تاریخی چینی وحتی قبطی همه در تضاد صد در صد با گفته های ایشان است که منبعی جز عالم غیب ولایت فقیه ندارد .

دوست گرامی می دانم که در میان تمرکز گراهای احیانا فارس زبان هم چنین افکار مالیخولیایی مانند پور پیرا اما در سویی دیگر در جریان است اما من به عنوان یک کرد وتو ای برادر افشار ترک نباید پاسخ بیماری انها را با بیماری دهیم و بدانیم به صرف اینکه پور پیرا برای خوشایند خامنه ای و بود جه کتابش دچار پان ترکیسم شده ویا گاه گاهی به حق از حقوق ملتهای ایرانی دفاع کرده است گمراه دیگر سخنان سراسر توهم امیز او شویم.

پایان سخن انکه ای برادران ترک بیاییم با تاکید بر حق تعیین سرنوشت و حقوق بشر به مبارزه با استبداد مطلق گرا یی بپردازیم که یا حکم جهاد و تجاوز در کردستان را می دهد ویا ترکان را تحقیر می کنداینگونه است که مبارزه ما مقبولیت جهانی بر پایه ارزشهای انسانی می یابد.

سامان باربد

نامه ائی پر شور از ایران که عطر خوشش بس دردناک است! تیتر مقاله

نگاه شما که به این نثر پخته رسیده است، یکی از دلنشین ترین نگاه ها ست. اما خیلی خوشخیالی به نظر می آید اگر به قول شما "فقط بايد گذشته را ببخشيم". بورژوازی، حقه باز تر آن است که به رقیب فراموشکارو بخشنده، دست را ببازد. می دانم اگر کار به خشونت بکشد در آینده ی نه چندان دوری، گذشته ی پلیدتری را باید فراموش کنیم. به نظرم می رسد که این درست است که تکیه گاه سرراست و " پاشنه آشيل حكومت اقتصاد و افشاء اقتصادي آنها است" اما آنچه نمی توانیم نببینیم یعنی چشم اسفندیار ما بی توجهی به زخم هایی ست که در روح مردم نشسته است و می نشیند. باههمه ی اینها امیدوارم پیش از آنکه "تکه تکه تکه تکه" خیال کنیم که آزاد شده ایم، نظر شما همیشه، در کنار هر نظر دیگری که داریم باشد تا بهتر تصمیم گیری کنیم.

جلیل افشاریزد

درباره‌يی هويّتِ ملّی و پروژه‌ی ملّت‌سازی

جناب استادآشوری باسلام

شمابهتر از هرکسی میدانیدکه بخش بزرگی ازنوشته های شماکه حاصل نزدیک به پنج ده زحمات شماست،از طرف آقای ناصرپور پیرار نه تنها مورد سوال بلکه کاملآ نفی میشود.(دوستان مخالف پورپیرارفعلا جوش نیارن اول خوب گوش بدین بعداظهارفضل نمائیداگر چیزی غیراز فحش های لایق خوددارید!)واقعیت اینستکه امروزه پورپیراردرمحافل دانشگاهی مخصوصا دانشکده های تاریخ،زبان وادبیات درتمام دانشگاهای ایران به بحث بین استاتید ودانشجویان مخالف وموافق بدل شده بطوریکه اکثر اساتید نانخورتاریخ باستان حتی آوردن اسم پورپیرارراقدغن!!!نموده ودانشجو یان را به محرومیت از تحصیل تحدید نموده اند.درسایتهای باستان پرستان،ناسیونالیستها جزتحمت وفحاشی چیزی یافت نمیشود.دوکتاب منتشرشده ازطرف:1-علیرضا افشاری،مجموعه ای ازمقالات مخالفین بادومقاله موافق پورپیرار2-کتاب کوروش وبابل ازهوشنگ صادقی(دوست شما)،متاسفانه هر دوکتاب درسطح نازل آکادمیک،فاقدفاکت وسند وبیشتر بطورغیرمستقیم تائیدیه ای برای گفته های پورپیرار.منظورم ازاین گفته سوال مستقیمی از شماست.شما شخص آقای داریوش آشوری با آقای هوشنگ صادقی(نویسنده کتاب کوروش وبابل درجواب پورپیرار)حضورآدردفترکارآقای ناصر پورپیراردرتهران بوده ایدونظرات اورا میشناسید،سکوت شمادرمقابل گفته ها ونوشته های پورپیراربچه معنی است؟؟؟ درتاریخ 27 آبانماه، دوسه هفته پیش ایشان در دانشگاه تربیت معلم درحضوراساتید بدعوت دانشجویان بعداز سخن رانی طولانی صاحب نظران رابه بحث ملی دعوت نموده است .

راد از اهواز

آخوند مارا دروغگو بار آورد!

دو خصلت بد و زشت در جامعه رواج يافته و متاسفم كه اين گونه سوء مديريت ها به آساني از جامعه زدوده نخواهد شد . اولين خصلت دو روئي است كه همه ما ايراني ها اجبارا آنرا پيدا كرده ايم و به فرزندانمان ياد ميدهيم و خصلت بد دوم چاپلوسي است كه از دبستان با چسبيدن به بسيج مدارس شروع ميشود و تا كميته فرهنكي دانشگاه و انجمن اسلامي ادارات اين چاپلوسي براي گرفتن امتياز ادامه دارد . ياد گرفته ايم حقمان را از جيب بغل دستي بدست آوريم نه از كسي كه حق مارا برده . مطالبي كه نوشتي كاملا درست و گوشه اي از آنچه هست را نشان ميدهد . براي آنكه اين رفتارهاي كريه زدوده شود دو يا سه نسل كار فرهنگي بنيادي لازم است .

م رضا مستشاری

درباره‌يی هويّتِ ملّی و پروژه‌ی ملّت‌سازی

جناب آقای امین با سلام واحترم

باتشکر ازنوشته بسیارمتین ومعنی دار،من به شخصه اعتقادات مذهبی ندارم ولی به اعتقادات مذهبی هرکسی مثل عقاید سیاسی احترام دارم.اصولا هدف از جامعه سکولار،جدائی دین ازدولت وسیاست درجوامع غربی احترام باعتقادات مردم بدون دخالت اعتقادات مذهبی درسیاست دولت.ودیدیم که درشوروی سوسیالیستی حتی دربهترین دوران شکوفائی آن وپیشرفتهای عظیم صنعتی درکمترین مدت وتبدیل کشورشوراهابه پرقدرت ترین بعداز آمریکا،بخاطرعدم برخورد صحیح ازجمله با مذهب،یعنی سرکوب مذهب بجای آموزش صحیح،درکمترین مدت بعدازرهبران انقلاب اکتبرمردم به عقایدمذهبی خود برگشتند.ساده لوحی است اگر تصور شودبا سه چهار فحش لایق خود میتوان مردم راازعقایدمذهبی برگرداند.

کیانوش تو کلی

جناب مزدک

سلام

من امروز کامنت های حاوی فحش های رکیک به شما را پاک کرده ام قبلا هم اینکاررا کرده ام شما با جا و بی جا به اسلام گیر می دهید و به دفعات به مسلمانان توهین کرده اید

من مسلمان نیستم ولی می تونم احساس یک مسلمان را درک کنم خواهش می کنم برای اینکه محیط سالمی داشته باشیم به این موضوع مهم توجه کنید که فر ق است بین نقد اسلام و توهین به مسلمانان!

از قبل همکاری شما سپاس گذارم

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.