یک دولت چند ملیتی چگونه شکل میگیرد؟

از میان پرسش ها و پاسخ ها ....پرسش دیگری در ردیف پرسشهایی در راستای تیپولوژی اتنیکی دولت ایران مطرح شده است که به نظر پرداخت به آن مفید است.

 

 

 

پرسش:

آقا ی شاملی گرامی، شما مرتب از "دولتمداری فارسی صحبت میکنید و مینویسید": دولت موجود در ایران دولت هیچکدام از ملتهای غیرفارس ساکن در ایران نیست. من سؤالی از شما دارم: حالا که روحانی بر سر کار آمده، شایع است که میخواهد کار هر منطقه را به ساکنین آن بسپارد. حال بیایید فرض بگیریم که روحانی به این وعده خود وفا کند و بگوید که تمامی مسؤلین مناطق از ساکنین همه منطقه و با انتخاب اهالی آن منطقه باشد. در اینصورت از تمامی مردم ایران، از ترک و کرد و بلوچ و لر و عرب... در این دولت و با انتخاب همان مردم شرکت خواهند داشت. سؤال من این است که آیا در اینصورت، دولت (و نه حاکمیت جمهوری اسلام) از آن تمامی ملیتها خواهد بود یا نه؟

 

پاسخ:

ضمن تشکر از پرسش صمیمانه شما، بایستی بگویم که واگذاری مسئولیت های دولتی به اشخاص متعلق به مناطق مختلف ملی در ایران با دولت موجود و حاکمیت جمهوری اسلامی، هرگز دولت ایران را به یک دولت چند ملیتی تبدیل نمی کند. امروز هم اغلب مسئولیتهای دولتی در آذربایجان نیز در دست آذربایجانیهاست. سخن ما در مورد مختصات تیپولوژیک دولت ایران است و نه مستخدمین آن. مستخدمین دولت ایران عموما ترک، فارس، کرد، بلوچ، عرب و... هستند. اما این چیزی را از مختصات تیپولوژی اتنیکی آن که فارسی است تغییر نمیدهد. "دولت ایران" با تمامی مختصات آن یک دولت "تک ملتی" و تیپولوژیکان یک دولت فارسی است. در دولت ایران، هیچ زبان غیرفارسی، هیچ هویت غیرفارسی، هیچ سرزمین غیرفارسی و هیچ تاریخ غیرفارسی (به جای واژه فارسی در جملات فوق واژه ایران را بگذارید جملات دقیق تر و واقعیتر میشوند) به رسمیت شناخته نمیشود، نه در قانون اساسی ایران این رسمیت وجود دارد و نه در رفتار حاکمیت. تازه هم قانون و هم رفتار دولت در قبال ملیتهای غیرفارس در ایران خصمانه است. ایران یک کشور کثیرالملله است. بر این اساس نیز دولت ایران باید یک دولت چند ملیتی باشد. درست مثل سوئیس، کانادا و یا هندوستان و یا بلژیک. اما دولت کنون ایران یک دولت تک ملیتی فارسی است. و این در تعارض با ساختار اتنیکی و ملی ایران است. دولت ایران با اقدام روحانی برای انتخاب مثلا یک کرد به عنوان استاندار کردستان و یا همین اقدام در آذربایجان و بلوچستان نمیتواند این دولت به یک دولت چند ملیتی تبدیل کند، بلکه این اقدام روحانی و در واقع این اقدام جمهوری اسلامی برای تحریف افکار عمومی در میان خلقهای غیرفارس است که حتی تحقق برابری در عرصه اتنیکی در ایران و یا تاسیس یک دولت چند ملیتی در این کشور را به عقب می اندازد و یا مانع از تحقق آن میگردد.

 

زمانی دولت ایران یک دولت واقعا متعلق به مردم ایران و یا یک دولت چند ملیتی خواهد شد که در قانون اساسی کشور "هویت ملی"، "زبان ملی" و "وطن ملی" ملتهای ساکن ایران (ترک، فارس، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و لر و...) به رسمیت شناخته شود. قدم مهم دیگر بر اساس آنچه که در منشور جهانی حقوق بشر و الحاقات آن آمده است، اداره مناطق ملی به خلقها ساکن آن مناطق واگذار گردد و خلقها در مناطق خود دولتهای خود را تشکیل دهند و دولت مرکزی ایران از مجموعه این دولتهای ایالتی برپا گردد. به بیان دیگر یک نظام واقعا جمهوری و واقعا فدرال در ایران برپا گردد و دولت مرکز ایران نه متعلق به یک ملت بلکه متعلق به همه ملتهای ساکن در ایران باشد. در چنین شرایطی دولت ایران به دولت تمامی مردم آن تبدیل خواهد شد.

 

لازم است در مورد انتخابات و اصطلاح "انتخاب مردم" که شما در پرسش خود به آن اشاره کردید نیز توضیحی بدهم. اگر انتخاباتی حقیقتا با معیارهای شناخته شده امروزی آزاد باشد و از این طریق مردم مستقیما مسئولین منطقه خود را انتخاب کنند، اقدام بسیار مثبت و گامی است به جلو برای احترام به رای مردم. اما در جمهوری اسلامی سخن گفتن از انتخابات آزاد به خواب و خیال بیشتر نزدیک است تا به واقعیت. اما همچنانکه فوقا مطرح کردم انتخاب مسئولین مناطق از اهالی آن مناطق در یک کشور دمکرات بسیار مثبت و موثر است، اما دلیلی بر تغییر تیپولوژی اتنیکی دولت نیست. برای نمونه در ترکیه تمامی مسئولین منطقه استاندار، شهردار و بخشدار با رای مستقیم مردم انتخاب میشود. اما این انتخابها تیپولوژی اتنیکی و ترکی دولت ترکیه را تغییر نمیدهد. چند و چون تبدیل یک دولت تک ملیتی به چند ملیتی را فوقا توضیح دادم.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا/خانم خواننده کسی در اینجا نخواسته است مطرح شود. اولا تمامی مطالبی که من مینویسم به تحقیر، تبعیض ملیونها انسان را مد نظر دارد. موضوعیت شخص من در این میانه از اهمیت ساقط است وقتی ملیونها انسان ترک در اسفبارترین وضعیت در ایران زندگی میکنند و مشخصهء آنها نیز بر مبنای فرهنگ عامعه جامعه فارس "ترک خر" است. من علیه این تحقیر و بخاطر انسانیت و برای برابری مینویسم. در ثانی پرسشی که من به آن پاسخ داده ام پرسشی نیست که خودم از خودم پرسیده باشم. گو اینکه میتوان به پرسشها مطرح در سطح جامعه بدون اینکه کسی مستقیم آنها را مطرح کرده باشد نیز پاسخ داد. پرسشی که من در این نوشته به آن پاسخ داده ام در کامنتی زیر مقاله "پارامترهای تشکیل دهنده ملت فارس کدامند؟" توسط آقای خسرو خضری مطرح شده است. میتوانید آنجا در همین سایت مراجعه کنید و ببینید و چنین علیه کسی سمپاشی نکنید. ثالثا با این لحن که نوشته اید به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعضی ها سعی می کنند به هر ترتیبی که شده همیشه مطرح باشند و..... چه ضرورتی دارد که آدم خودش با خودش مصاحبه کند. سئوال را طوری بچیند که بتواند محکومش کند. چه ضرورتی دارد؟ اگر آقای شاملی حاضر است اجازه بدهد من سئوالاتی طرح کنم و ایشان جواب دهند. به شرطی که هیاهو راه نیاندازند و حاشیه نروند. پاسخ یک سطری و جواب پنج سطری. بیشتر نه. حاضر؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" هستهٔ داخلی‌ و هستهٔ خارجی‌ سیستمی‌ که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف می‌کند، کدامند؟ """ این سیستم از دو ۲ لایه تشکیل شده، هستهٔ داخلی‌ آن را "" پان فارسیزم "" و هستهٔ خارجی‌ آن را "" پان ایرانیزم "" تشکیل میدهد. هر دو رژیم شاه و شیخ بر محور این ۲ دو هسته شکل گرفته اند، هستهٔ خارجی‌ این سیستم را "" تعارضات ژئوپلیتیکی "" خواهد ترکاند. هستهٔ داخلی‌ این سیستم به دلیل عدم توانائی در تولید "" حزب، قوّه قضات ئیه مستقل از دولت، بانک مرکزی مستقل از دولت، مطبوعات آزاد، فرهنگ نقد، ادبیات مدرن "" زمینه انحطاط سیستم را از درون فراهم خواهند آورد. عدم تولید این نهاد‌های مستقل از دولت، ناسیونالیزم فارسی‌ را به یکی‌ از "" ناکار آمد‌ترین ناسیونالیزم‌ها "" در دنیا تبدیل کرد. همچنین این ناکار آمدی خلع لازم را برای ورود دزدان، آدمکشان، تبهکاران به درون سیستم مهیا کرد. همه این عوامل دست به دست