تلاش رژیم برای گذر از تنگنا

بحران اقتصادی و در پی آن جنبش های سیاسی و اجتماعی جامعه اروپا و وال استریت قلب اقتصادی ایالات متحده آمریکا را فرا گرفته است. با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و کشور های سوسیالیستی اروپای شرقی و تضعیف جنبش های کارگری و سوسیال دمکراسی غرب ، نظام سرمایه داری و لیبرالیسم نو که با تبلیغات وسیع و گسترده همراه بود و به شدت از بازار آزاد حمایت می کرد و خود را یگانه راه پیشرفت، دمکراسی و رفاه اقتصادی می پنداشت، رو به افول گذاشت.

بحران اقتصادی و در پی آن جنبش های سیاسی و اجتماعی جامعه اروپا و وال استریت قلب اقتصادی ایالات متحده آمریکا را فرا گرفته است. با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و کشور های سوسیالیستی اروپای شرقی و تضعیف جنبش های کارگری و سوسیال دمکراسی غرب ، نظام سرمایه داری و لیبرالیسم نو که با تبلیغات وسیع و گسترده همراه بود و به شدت از بازار آزاد حمایت می کرد و خود را یگانه راه پیشرفت، دمکراسی و رفاه اقتصادی می پنداشت، رو به افول گذاشت. در این روز های پر اضطراب ، حال خوب و روزگار خوشی ندارد و به شدت از آینده خود نگران است. از آن رو برای نجات خود و برون رفت از بحران کنونی که ماندگار و ویران کننده به نظر می رسد، به هر ترفند و اقدامی دست می زند، بحران کنونی شباهت های زیادی با سال 1929 دارد که از دل آن فاشیم، خشن ترین چهره سرمایه داری بیرون آمد و جهان را با فاجعه عظیم و ویرانی روبرو کرد. هرچند شرایط امروز برای زایش مجدد فاشیسم از نوع نازی ها مهیا نیست ولی جنگ های منطقه ای با بهره گیری از تکنولوژی های پیشرفته همچنان ادامه دارد. بیشترین سود را جنگ افروزان و بیشترین صدمه و زیان را مردم بویژه محرومان و زحمتکشان این کشور ها و جهان متحمل می شوند. بنابرین کوبیدن بر طبل جنگ در ظاهر برای پیشگیری از اتمی شدن جمهوری اسلامی، مردم ایران را که 8 سال با سایه شوم جنگ و ویرانی زندگی کرده اند به وحشت می اندازد.

در روز و هفته های اخیر صدا های مختلفی از گوشه و کنار شنیده می شوند که در آینده نزدیک به ایران حمله نظامی خواهد شد. ایالات متحده پرونده جدیدی در رابطه با تحریم بانک مرکزی، ترور سفیر عربستان از سوی سپاه قدس و گزارش آزانس بین المللی انرژی باز کرده، برای نخستین بار وزیر امور خارجه اش در دو برنامه تلویزیونی صدای آمریکا و بی بی سی شرکت کرده، در ظاهر با مردم ایران سخن گفته است تا از مردم دلجویی کند. هم زمان روزنامه گاردین و چند نشریه دیگر از حمله نظامی در آینده نزدیک سخن گفته اند. دولت مردان اسرائیل و شیمون پرس کهنه کار سیاسی هم حمله نظامی را بگونه ای اجتناب ناپذیر مطرح کرده اند. همزمانی این گفتار با خروج نیرو های آمریکایی از عراق و تمرکز آنان در یک پایگاه در کویت بر نگرانی ها می افزاید. زیرا بخشی از حاکمان جمهوری اسلامی برای تثبیت قدرت خود در آرزوی حمله محدود نظامی و یا بمباران بخش هایی از خاک کشور هستند. آنان تجربه سال های نخست جنگ با عراق را دارند که خمینی می گفت. جنگ نعمت است. زیرا با بهره برداری از فرصت بدست آمده مخالفین را سرکوب و مسیر انقلاب را تغییر داد.

اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران در همه سال های جمهوری اسلامی بویژه در چند سال گذشته به قدری بغرنج، بحرانی و شکننده شده است که رژیم تحمل و توانایی مهار آن را با استفاده از ابزار گذشته ندارد و از پیشآمد های آینده با توجه به حوادث کشور های پیرامونی و شمال آفریقا به شدت نگران است، از آن رو برای حذف مردم از صحنه سیاسی به هر ترفندی دست می زند حتا به نمایش های انتخاباتی که خود آن را کنترل و کارگردانی می کرد اعتماد ندارد و برای فرار از انتخابات و اراده مردم سخن از تغییر قانون اساسی و حذف نظام ریاستی از سوی خامنه ای مطرح می شود. این در حالی است که اوضاع اقتصادی به شدت تیره و تار است، هر روز بخشی از دزدی های میلیاردی افراد و اشخاصی خاص افشا می شود که سینه چاک نظام، ذوب در ولایت و معلم اخلاق بودند. گروهی که از سال های پیش به پوچی، ناتوانی و به بی بنیادی این رژیم پی برده بودند از فرصت استفاده کرده بخشی از دزدی های خود را به خارج از کشور بویژه آمریکای شمالی و انگلستان منتقل کرده اند، آنان برخی از افراد خانواده خود را با نام دانشجو و یا غیره به این کشور ها فرستادند تا زمینه مهاجرت خود را فراهم آورند. حال با فرار خاوری مدیر کل بانک ملی پرونده های دیگری گشوده می شود. سلیمان جعفر زاده نماینده باکو و چالدوران در مجلس که رئیس کمیته تحقیق و تفحص نیز هست می گوید. در سازمان تامین اجتماعی بیش از یک هزار میلیارد تومان اختلاس شده و اگر مخالفان مجال می دادند شاید این کمیته می توانست بیش از سه هزار میلیارد تومان اسناد و مدارک تخلف را اثبات کند. هیات رئیسه مجلس با تیم همکاری نکرد و موانعی سر راه آن قرار داد. این اختلاس از سوی مدیران و بستگان و آقا زاده ها صورت گرفته است. خامنه ای نگران از این افشاگری ها که نظام را با مشکل بزرگی روبرو کرده بود مانع از ادامه آن شد و گفت اختلاس های میلیاردی را این قدر کش ندهید. ولی دوران گذار به مرحله جدیدی در حیات سیاسی کشور آغاز شده و با سرعت ادامه دارد. به نظر می رسد در آینده نزدیک تسویه حساب های چندین ساله و سرنوشت ساز به اجرا در می آید. از آن رو دستپاچه گی و منع افشاگری از سوی رهبر عمر درازی نخواهد داشت و جنگ و دعوا بین جناح ها بویژه نیرو هایی که دست بالا را در اقتصاد و استفاده از منابع مالی و درآمد های نفتی دارند ادامه خواهد یافت، زیرا آنان خواهان قدرت سیاسی کشور با راه کار های جدید هستند. شاید برای مدت کوتاهی از سرعت افشاگری ها کاسته شود ولی در مرحله بعدی با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت ، در این راستا احمدی نژاد می گوید چندین هزار پرونده و مدرک در جیب دارد، اگر نیم ساعت فرصت حرف زدن داشته باشد، قیمت سوراخ موش بالا می رود. در دیدار با برخی از اعضای ستاد انتخاباتی یادآور می شود که بنده فقط 10 درصد حرف ها را تا کنون زده ام و شاید 25 درصد دیگر را در آینده بگویم ولی مابقی را هیچگاه نمی توانم به دلایل مصلحتی و حفظ نظام و انقلاب بیان کنم. نظامی که خود را مقدس می شمرد و درس اخلاق به جهان می داد، عاجز از گفتار حقیقت و شفافیت است . حقایق را برای حفظ موقعیت و منافع ا شخاص و یا گروه های با نفوذ کتمان و یا پنهان می کند. بنابرین با سازمان دهی نیرو های مترقی، مولد و غلبه آنان بر ترس که از سوی رژیم بر جامعه حاکم شده، می توان از آن و رژیم کنونی گذر کرد، نیازی به مداخله نظامی نیرو های خارجی و بمباران تاسیسات اقتصادی کشور و مردمی نیست که سال های طولانی است از سوی مستبدین اداره شده، دست رنج و منابع ملی آنان به یغما رفته است. اداره کنندگان با اجرای سیاست های سرکوب ، شکنجه و زندان هم، توانایی اداره جامعه را به روش های پیشین ندارند و خواهان اداره آن با ساز و کار های دیگری هستند. بنابرین شکاف در راس و بدنه رژیم و دولت هر روز عمیقتر می شود. برخی از دولتمردان در نهان و محفل های خصوصی و گاهی آشکار به افشاگری می پردازند و برخی دیگر هم همچنان برای حفظ موقعیت خود و بهره برداری از رانت های حکومتی به چابلوسی و تملق ادامه می دهند

نمایش استیضاح وزیر اقتصاد و دارایی در مجلس بی اراده رژیم یک تراژدی و کمدی مبتذلی بود که درماندگی ، ناتوانی و زوال یک نظام را نشان می داد. احمدی نژاد به موضوع استیضاح وزیر کابینه اش و میلیارد ها اختلاس کاری نداشت و در پی تبلیغات بی مزه اش بود که چگونه می تواند دنیا را مدیریت کند و می گفت، نارضایتی عمومی از وضع موجود در همه دنیا اتفاق افتاده، همه ناراضی اند و همه به دنبال نظم جدیدی هستند. من معتقدم در این شرایط که نظم مادی به پایان راه رسیده و دنیا به دنبال نظم جدیدی است نوبت هنر نمایی ملت ایران است. وقت آن است که الگو های متعالی خود را به دنیا عرضه کنیم. جالب و شگفت انگیز است که این گفتار در جلسه استیضاح وزیری به زبان می آید که منتخبینش در بانک ها میلیارد ها دلار اختلاس کرده و برخی از آنان به خارج از کشور فرار کرده اند! جالب تر آنکه ایشان مجری سیاست های اقتصادی نهاد های بین المللی بویژه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اند. به خواست آنها یارانه ها را حذف و خصوصی سازی را سرعت بخشیدند. با تهیه پیش نویس قانون کار جدید، دستآورد های جنبش کارگری را که در چندین دهه با تلاش و جانفشانی بدست امده بود از بین بردند. ایشان سخن از کدام الگو و روش می زند که برای دنیا تازگی داشته باشد! . بحران اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی همه لایه های اجتماعی جامعه بهت زده کشور را فرا گرفته است، نگاهی به رخداد های روزانه در روزنامه ها که شدیدا در کنترل و سانسور اند عمق فاجعه را نشان می دهد. حجم نقدینگی که به شدت تورم زا است از مرز 320 هزار میلیارد تومان گذشته و در پی سود آوری به بورس بازی، خرید طلا و ارز روی آورده است. با تعطیلی مراکز تولیدی هر روز بر تعداد بیکاران افزوده می شود.

عباس وطن پرور فعال کارگری به ایلنا می گوید. 60 درصد از افراد با تحصیلات عالیه در کشور بی کار هستند، بر اساس بررسی ها نزدیک به 65 درصد از جمعیت فعال کشور در تولید ناخالص داخلی هیچ گونه نقشی ندارند، به این معنا که جامعه به سمت دلالی، واسطه گری و امور غیر مولد سوق داده شده است. جامعه همچنان دچار رکود تورمی و بیکاری خیلی بیشتر از 26 درصد است. پیآمد این اوضاع اقتصادی در همه حوزه ها مشاهده می شود. در 6 سال گذشته بیش از 500 میلیارد دلار از درآمد های نفتی که در طول تاریخ کشور بی سابقه بود حیف میل شده و یا درحوزه هایی مصرف شده که در آینده خود را نشان خواهد داد. آنچه دیده می شود رشد بی سابقه سرمایه داری بوروکراتیک با استفاده از اهرم ها و نفوذ خود در دولت و ارگان های دیگر است. هرچند اقتصاد ایران در چمبره 3 کانون سرمایه داری از نوع سرمایه داری تجاری ( سنتی و نوین)، بنیاد های وابسته به رهبری، شرکت های وابسته به سران سپاه که بخش عمده ای از سرمایه داری بوروکراتیک را تشکیل می دهند گرفتار آمده ولی با قدرت گیری نیرو های نظامی بویژه سپاه بر قدرت سیاسی آنان هم افزوده شده است. از آن رو این نهاد با انباشت فراوان سرمایه در دست خود که بخش عمده ای از آن باد آورده است، خواهان نقش بیشتری در سیاست است.. در این راستا تلاش می ورزد که موانع را از سر راه خود بردارد

انتخاب رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا بعنوان وزیر نفت نشانگر آن است که مرحله دیگری از کودتا به اجرا درآمده، نیرو های نظامی در حرکت به سوی بالا و راس هرم خیز برداشته اند. در مراسم تودیع هم با اشاره به ورود سپاه به عرصه اقتصادی گقته شد، حالا سپاه می تواند منابع مالی را برای پروژه های خود بدست آورد. در این راستا دو شرکت پترو پایدار ایرانیان و پترو سینا آریا که هر دو شرکت سهامی خاص اند، روز بعد از تاسیس خود قرارداد های چند میلیاردی را با استفاده از نفوذ خود بدست آوردند. اینگونه شرکت ها که بخش عمده ای از سرمایه داری بوروکراتیک و نوظهور کشور را تشکیل داده اند، با دیسیپلین نظامی اداره می شوند به شدت نظارت گریز، دمکراسی ستیز و سندیکا پرهیز اند. ویزه گی های خاص خود را دارند که هنوز برای جامعه ایران ناشناخته اند. یکی از دلایل رشد سریع آنها دست یابی به منابع هنگفت مالی، اختلاس، رشوه و رانت های دولتی است و دلیل دیگر آن ضعف بورژوازی ملی است که قدرت چندانی در تولید، توزیع و انباشت سرمایه ندارد و در طول تاریخ سیاسی کشور نتوانسته است جایگاه اقتصادی و سیاسی خود را تثبیت کند.

سرمایه داری بوروکراتیک در پی حذف حریفان داخلی و تثبیت خود به دنبال شرکای خارجی و نهاد های مالی جهانی می رود. زیرا فعالیت آن گونه از سرمایه داری با فرهنگ اقتصادی این نهاد ها هیچگونه مغایرتی ندارد. به اقتصاد بازار آزاد و لیبرالیسم باور دارد. شاید هم با حفظ منافع به تغییر و دگرگونی ساختار رژیم تن می دهد و موانع را از سر راه بر می دارد و خشن ترین نوع لیبرالیسم را در کشور به اجرا در می آورد. آنچه مسلم است، در آینده نه چندان دور رخداد های ژرفی در کشور اتفاق خواهد اقتاد، رژیم با سیاست گذاری های غلط خود در اقتصاد، روزمرگی، زورگویی، خشونت، زندان، شکنجه و تجاوز در سیاست، هیچگونه پایگاهی در بین توده های مردم ندارد. تلاش اش برای برون رفت از تنگنای کنونی بیهوده است، زمینه را برای تغییر به استبداد دیگر فراهم کرده است. از آن رو راه برون رفت و گریز از استبداد، ایجاد همبستگی و همکاری بین همه نیرو های آزادی طلب بویژه واحد های ملی و قومی در گستره ی ایران است.

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.