کت شما چه مارکی است؟

خانم "الف" به "ب": مثل اینکه خیلی ساده هستی. درچنین فظائی اینجوری حرف نزن. همه بهت میخندند. ما در دنیائی پر از تظاهر زندگی میکنیم بگو کت تو مارک Ralph Lauren (راف لورن) ویا...است. وگرنه هیچکس بخود زحمت نمی دهد که درجستجوی آن باشد.

همین جا بود. روی همین مبل کوچیکه گذاشتم. فقط چند دقیقه کوتاه 5 الی 6 متر ازاینجا دورشدم که دستهایم رابشویم وکت قهوه ای رنگ من که بسیار مورد علاقه ام هست ناپدید شد. چگونه ممکنست؟

خانم "الف" به خانم "ب": نگران مباش. متصدی هتل که مارک نام دارد کت شما را پیدا میکند. فقط کافیست به او بگوئی چه رنگ وچه فرم و چه مارکی است. نزد آقای  مارک میروند و خانم "ب" به او توضیح میدهد.  مارک سئوال میکند کت شما چه مارکی است؟ خانم "ب" من ومن میکند زیرا که نمیداند کت او چه نشانه ای دارد وخانم "الف" بطور ناگهانی میگوید من یادم هست مارک کت او Lacoste(نوعی نشان لباس آمریکائی) است.

خانم "ب" اولین بار است که وارد این هتل میشود. هتلی که بینهایت هزینه آن سنگین است. درحالیکه ظاهر آن بی نظیر دیده نمیشود. اما اسم ورسم دارد. درهرکشور اروپائی  چندین شبکه دارد. مرکز اصلی آنهم امریکائی است. صاحبان آن ازقرار معلوم نام هتل را خوب تبلیغ کرده اند.  به اندازه ای مشتری دارد که اکثر اوقات جا برای اقامت نیست.

درشلوغی زبر وخشن مساقرین برای وارد شدن به  Lounge(سالن مخصوص پذیرائی) کمی بهم تنه میزنند. خانم "الف" و"ب" نیز وارد میشوند. با اینکه هتل درواقع امریکائی است اما به سبک اروپائی دکورشده.  تابلوهای نصب شده روی دیوارLounge از پتوهائی است که پدر بزرگ دروطن خودمان (ایران) هنگام برگشتن از شهر بزرگ به روستا, برای بچه ها ونوه ها به ارمغان می آورد. اروپائیها سنت دیرینه خودرا هر چقدر هم تکنولوزی پیشرفت کرده ومیکند,  نگه داشته اند وهنوز میتوان حتی تلفنهای بسیار قدیمی ویا وسائل برقی دیگر, دو مده شده ویا به اصطلاح ازمد افتاده, درمجلل ترین مکانهای آنها یافت. همینطور کمد ومیز و جواهرات ولباس ومابقی...

دراین سالن برجسته انواع واقسام غذاهای رنگارنگ بطور دائم روی دکه های کوچک وبزرگ چشمک میزنند. با اینکه طبق گفتنی ها, غذاها وشیرینیها وسالادها را Chefs (سرآشپزهای مخصوص) درست کرده اند اما پرکالری وپرچربی ویا بیش از اندازه مملو ازشکرهستند. شاید برای همه لذتبخش باشند, اما بیمه خوبی هم برای کسب درآمد کاردیالوگها ومتخصص مغز میباشند. بطور خلاصه چنین  تقریحی براحتی میتواند باعث سکته قلبی ومغزی درآینده باشد.

مشتریان هتل اکثرا ازکشورهای نفت خیز (خاورمیانه ) وهمچنین آسیای شرقی وتعداد زیادی نیز امریکائی وتعداد کمی هم از اروپای شرقی هستند.  90 درصد زنان (البته از کشورهای نفت خیزخاورمیانه) حجاب دار وحتی برخی از آنها نقاب دار ویا با روبنده حضور دارند.  هرخانواده از آنها دارای تعداد متعددی بچه بهمراه یک الی دو مستخدم شخصی میباشند.  

لباسهای بلند وحجاب دار زنان از رگه های طلا والماس ویا سنگهای گرانقیمت مانند فیروزه وزمرد ویاقوت...تزیین داده شده است. هریک ازاین خانمهای جادار, کیفی که از پوست مار ویا تمساح ساخته شده و ساک بزرگی از مارکهای معروف مانند Louis Vuitton(لویوتون) ویا Gucci(گوچی) وغیرو...بهمراه دارد. این خانمهای محترم قبل از صرف غذا کیف وساک را پر از نوشیدنی وشیرینی وشکلات وکلوچه وغیرو...کرده بدست مستخدم می سپارند که به اتاق ببرند. برای دقایقی که درخارج ازهتل هستند دربین راه ازخوردنی مرفه باشند. ناگفته نماند که به گوشت وکالباس نزدیک نمیشوند.  شاید که آنها را حرام میشمارند.  با اینکه بنظر میرسد چشمان وچهره ای جذاب دارند اما اندام وهیکل هریک از آنها شاید به اندازه یک مبل ویا اجاق نان پزی پهن وبزرگ است. زیرا که مواد نشاسته دار مصرف زیادی دارند.   البته لباسهای بلند وماکسی به رنگهای مختلف اما تیره, بهمراه جواهرات ذکرشده وچادر وچارچوق وروبنده بطور اتومات هیکل را نیز درشتر نشان میدهد. کش رفتن غذاها از روی دکه ها ویخچال وسروصدای زبر وخشن بچه های ریز ودرشت آنها, اعصاب گارسونها ومهمانداران هتل که دارای اندامی کشیده وبرازنده وشکمی کاملا صاف وبدون قطر هستند را, کلافه کرده است.

 

اما این مهمانداران به هر دلیلی که خود آنها آگاه هستند جرات اینکه تشربزنند ویا شمه ای از سوسوی چراغ قرمز برای رعایت انضباط ,اعلام کنند , ندارند. آنها حتی گاهی بچه های سرکش ووحشی را نوازش میکنند.

دراین گیر ودار خانم "ب" به خانم "الف" می گوید: کتم را دوسال پیش از مغازه ای که نمیشناسم خریدم. اصلا یادم نیست چه مارکی است. شاید هم هیچ نشانه ای نداشته باشد. من لباسهایم را طبق هرچه که برازنده اندامم هستند انتخاب میکنم, نه براساس مدسال ویا مارک معروف. بهترهست که به  آقای مارک  حقیقت را بگوئیم که کت من مارک ندارد. درست است که کمی مندرس است اما ازآنجائیکه خوب نگه داشتم برای من تقریبا شیک وتازه دیده میشود.

خانم "لف" به "ب":  مثل اینکه  ساده هستی.  درچنین فضائی اینجوری حرف نزن. همه بهت میخندند. ما دردنیائی پراز تظاهر زندگی میکنیم. بگو کت تو مارک Ralph Lauren(راف لورن) ویا... است. وگرنه هیچکس بخود زحمت نمیدهد که در جستجوی آن باشد.

خانم "ب" به خانم "الف": من نمی فهمم درچنین جائی کت من نسبت به این زنان پر زرق وبرق نه چشمگیراست ونه جدید, به چه درد کسی میخورد؟  من از این مارکها استفاده ندارم.  آقای مارک میتواند طبق رنگ وفرم آنرا پیدا کند.  خانم "الف" به" ب": ازآنجائی که تو جوان وزیبا هستی حتی گونی هم بپوشی به چشم دیگران بهترین مدل, مثلاLacoste  )لاکاست) دیده میشود. با این وجود بهترهست که خودت را اشرافی وبزرگزاده نشان دهی وگرنه هیچکس برایت تره هم خرد نخواهد کرد.   دنیای ما متاسفانه بسیار سطحی است وخیلی کم یافت میشود که شخصی بخاطر عمق وجود,  انسانی را تحویل بگیرد. عقل انسانها اکثر اوقات دردید ظاهر آنهاست.   

زنی معتاد وخود فروش هر ازگاهی دور و ور هتل پرسه میزند. دریک چشم بهم زدن کت خانم "ب" را برمیدارد. ازهتل خارج میشود. نه چندان دور ازهتل بر اثر خستگی ودیررسیدن ماده مخدر, روی زمین می نشیند. سپس  یادداشت کوچکی بغل کت سرقت رفته, میگذارد که بعلت نیاز فوری به پول, کت قهوه ای رنگ فروشی است. زن ومرد جوانی که ازکشور گرمسیری وارد این کشور سردسیر میشوند , زن تحمل سرما ندارد. امروز هم یکشنبه وهمه جا تعطیل است. با دیدن کت قهوه ای رنگ, بطرف زن معتاد میروند وباقیمت نازل آنرا میخرند.  مسافرین جدید وارد هتل مورد نظر میشوند. آنها خسته و گرسنه هستند. قبل از نام نویسی در هتل سراغ دستشوئی را میگیرند. زن کت قهوه ای را ازتن خارج میکند وروی همان مبل کوچک در Lobby  (راهرو هتل) قرار میدهد بهمراه زوج خود ازآنجا چند متر دورمیشوند.

خانم "الف" و "ب" بابی تفاوتی از Loungeخارج میشوند. هم اکنون هوا کمی تاریک بنظر میرسد وهلال باریک ماه جای خورشید ماه گرفته  را پرکرده است. زنهای حجاب دار با خد مه ها وبچه ها از آنجا نیزخارج میشوند. همسران وپسرانشان با آن هیکل های درشت وزمخت که مقدار زیادی از مترمربع زمین را اشغال کرده اند درانتظارشان ایستاده اند.  خانم "ب" به زنان حجاب دار ثروتمند, نگاه عمیقی می اندازد. او کنجکاوست که بداند با این پوشش سنگین وگرم درتابستان چگونه زندگی میکنند؟  اما جالب اینجاست که یکی از همین دختران حجاب دار که کاملا پوشیده از پارچه های رنگارنگ وگرانبهاست, با اندامی بلند وبرازنده چگونه به نامزد  خود با نگاهی کاملا عاشقانه وپر از محبت, او را نوازش میکند. اما این پسرخوشبخت با شلوار کوتاه وپیراهنی دکمه باز بسبک غربی خودرا چنان گرفته است که انگار آن لعبت زیبا برایش کم است.  او همچنین نسبت به دختر جذاب  خوب دیده نمیشود, اخمو وترشروست. خانم "ب" درافکارخود, اندام دخترجوان حجاب دار را تصور کرد که چگونه براحتی میتوانست مدل لباس باشد.  راستی زندگی گاهی چقدر عجیب وغریب است!

غرق این افکار, خانم "الف" خانم "ب" را صدا میزند که کجائی؟ کت تو سرجایش برگشته. خانم "ب" با خوشحالی کت قهوه ای رنگ خود را از روی مبل کوچک برمیدارد. آقای مارک (متصدی هتل) با کتی تازه و براق  وکم نظیر به رنگ قهوه ای کم رنگ ,به او نزدیک میشود. آقای مارک به خانم "ب": فکرکنم کت شما را پیدا کردم.  این کت که در دست منست مارک آن Lacoste  است.  چشمان خانم "الف" از زیبائی کت از حدقه خارج میشوند. خانم "ب": نه , آقای مارک من کتم را همین جا گذاشته بودم هم اکنون پیدا کردم. ازقرار معلوم شخصی آنرا اشتباهی برداشته وبرگردانده. کتی که در دست شماست به احتمال زیاد به مهمان دیگری تعلق دارد. آقای مارک کت جدید را روی مبل قرار میدهد و پیشنهاد میکند که بیشتر مراقب وسائل شخصی خود باشند. از آنجا دورمیشود. خانم "الف" و"ب" از درب هتل خارج میشوند. مسافر جدید همراه زوج خود بطرف مبل کوچک میروند. بدون توجه به نوع کت,  آنرا از روی مبل بر میداردو روی دستهایش قرار میدهد   همراه دو چمدان وبطرف آسانسور قدم برمیدارند. خانم "الف" و"ب" غرق تماشای فضای تمیز ومطبوع  میشوند.  یکی از زنان غنی که درحال سوار شدن ماشین Rolls-Royce(رولزرویس) است به خدمه اش میگوید: کتم...کت تازه ام را فراموش کردم.  اما مردان آنها عجله دارند ومجالی به او برای برگشتن به هتل نمیدهند. زن سنگین وزن با باری  زیاد از پوشش و جواهرات بزرگ, با ناراحتی  وارد ماشین بی نظیر میشود.

 

16.09.2013  انتشار ویا کپی داستان فقط با ذکر نام نویسنده مجاز است.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Jacobگرامی مرسی از توجه شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Yeki az zibatarine dastanhayist ke takonoun dar inja be chap reside ast. Dastanist kamelan Haywoodi ...
Moafagh va sarafraz bashid.
Jacob