لنگه کفش و نیروهای خودسر(بخوانید نوچه های رهبر)

اراذل و اوباش متشکل گرچه از سوی مقامهای جمهوری اسلامی همیشه بعنوان "نیروهای خودسر" معرفی میشوند ولی همه میدانند که این نیروها به هیچ وجه خودسر نیستند ، بلکه همه دارای فرمانده و سرکرده ای هستند که به دستور سرکردگان خود وارد صحنه میشوند ، برای پیدا کردن سرکردگان و فرماندهان نیروهای خود سر ، کافی است که به شبکه مساجد ، بسیج ، سپاه پاسداران ، نمازهای جمعه و شبکه نوحه خوان ها و تکیه ها و دسته های سینه زنی و کیهان شریعتمداری و غیره و غیره رجوع شود تا بتوان...

پرتاب لنگه کفش از جانب یکی از ذوب شدگان در ولایت فقیه بسمت رئیس جمهور را هم باید به فرهنگ سیاسی ازاذل و اوباش جمهوری اسلامی اضافه کرد . پدیده نوظهور پرتاب لنگه کفش بعنوان اعتراض ، شیوه ای از ابراز مخالفت است که نوچه های خامنه ای از همتایان عراقی خود یاد گرفته اند و آنرا باید به حساب "بیداری اسلامی" در میان اراذل و اوباش کشورهای های خاورمیانه گذاشت ، و دولت اعتدال آقای روحانی اگر با قاطعیت تمام اقدام به برچیدن ومجازات نیروهای موسوم به "خودسر" ننماید ، این نیروها در آینده ای نه چندان دور، در هر جا که اراده کنند حضور خواهند یافت و به مفابله و شرارت با تصمیمات دولت خواهند پرداخت . تجربه نشان داده است که نوشیدن جام زهر توسط رهبر نیز هیچ مغایرتی با در صحنه نگاه داشتن"نیروهای خودسر" ندارد بلکه  این دو مکمل یکدیگرند ، یعنی ازیکطرف رهبر برای حفظ "بیضه اسلام" در عرصه سیاست خارجی جام زهر مینوشد و عقب نشینی میکند و از طرف دیگر در عرصه سیاست داخلی و برای مقابله با نیروهای اصلاح طلب و تحول طلب و دگراندیشان و آزادیخواهان ایران ، به تقویت و تحکیم پایه های قدرت خود ، از جمله "نیروهای خود سر" میپردازد .

اراذل و اوباش متشکل گرچه از سوی مقامهای جمهوری اسلامی همیشه بعنوان "نیروهای خودسر" معرفی میشوند ولی همه میدانند که این نیروها به هیچ وجه خودسر نیستند ، بلکه همه دارای فرمانده و سرکرده ای هستند که به دستور سرکردگان خود وارد صحنه میشوند ، برای پیدا کردن سرکردگان و فرماندهان نیروهای خود سر ، کافی است که به شبکه مساجد ، بسیج ، سپاه پاسداران ، نمازهای جمعه و شبکه نوحه خوان ها و تکیه ها و دسته های سینه زنی و کیهان شریعتمداری و غیره و غیره رجوع  شود تا بتوان فرماندهان این به اصلاح نیروهای خود سر را در آنجا جستجو نمود . آقای حسن روحانی که سالیان درازی در شورای امنیت رژیم جمهوری اسلامی خدمت کرده است بی تردید بهتر از هرکس میداند که "نیروهای خودسر"  اهرم فشار و چماق بیت رهبری است که خامنه ای خودکامه و پیش از او آیت الله خمینی ، این چماق را بالای سر تمام  دولت های جمهوری اسلامی نگاه داشته و هر زمان و علیه هرکسی که اراده کرده اند استفاده نموده اند . در حقیقت سرکرده و فرمانده اصلی شبکه وسیع "نیروهای خود سر" ، کسی نیست بجز بیت رهبری و اصولاً موتور فعال انقلاب اسلامی از ابتدای پیدایش تا به امروز همین "نیروهای خود سر" بوده اند که تابع هیچ قانون و مقررات و تشکیلات واحدی  نیستند ولی مانند یک ارتش غیبی و آماده به خدمت ، در هر زمان که بیت رهبری تشخیص دهد وارد صحنه میشوند و فضای جامعه را آشوب زده مینمایند .  

از نخستین دولت جمهوری اسلامی (دولت مرحوم بازرگان) تا آخرین اش (دولت آقای روحانی) ، همه  دولت ها همیشه با پدیده منحوسی بنام"نیروهای خود سر"دست به گریبان بوده اند و تا کنون هیچ دولتی موفق  به کنترل و یا از پای درآوردن این اژدهای هفت سر نشده است ، حتی دولت احمدی نژاد که نور چشم و دست نشانده ی مخصوص رهبر بود ، زمانی که برای عوامفریبی تظاهر به استقلال از بیت رهبری نمود ، "نیروهای خودسر" در مقابل اش صف آرائی کردند و یک شبه او را از سریر قدرت به حضیض ذلت نشاندند ، وآقای محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات ، پس از اینکه دوران ریاست جمهوری اش به پایان رسید در پاسخ به منتقدین خود اظهار داشت که : دولت او بطور متوسط هر 9 روز با یک بحران و جنجال آفرینی در کشور مواجه بوده است ، اما آقای خاتمی هرگز به مردم ایران نگفت که آن بحران سازی و جنجال آفرینی از کجا سرچشمه میگرفته است و سرکردگان "نیروهای خود سر" چه کسانی هستند ؟! آقای خاتمی که تجربه ی هشت قتل های زنجیره ای را در دوران دولت خویش ازیاد نبرده است ، امروزه بدرستی بدولت آقای روحانی هشدار میدهد که : « اگر جلوی جریانات تخریبی گرفته نشود مثل زمان اصلاحات می‌شود که اوایل این طور بود و بالاخره منجر به ترور شد » ، ایشان بدرستی در این خصوص  به آقای روحانی هشدار میدهد ، چون کسانی که امروز جرأت میکنند بسمت رئیس جمهور لنگه کفش پرتاب نمایند و مجازات نشوند ، بی تردید فردا به سمت دگراندیشان و مخالفان جمهوری اسلامی گلوله شلیک خواهند کرد ، و با چاقو و چماق و زنجیر در هر کجا به تجمع مردم و دگراندیشان حمله خواهند کرد .

اقای خاتمی در ارتباط با پرتاب لنگه کفش بطرف ماشین آقای روحانی ، ضمن اظهار نگرانی و هشدار به مسئولان کشور  از جمله چنین میگوید :

 «این جریان خشونت‌گرای بی‌منطق ،  نقد نمی‌کند تخریب می‌کند، این جریان درموقعیتی که رئیس جمهور رفته  و از ملت و عزت آن دفاع می‌کند و مورد تایید رهبری است به روش‌هایی که به شدت مورد نقد مقام معظم رهبری است به تخریب دولت دست زده‌اند، نمونه اش در قم بود، اینجا دوباره این مسائل تکرار می‌شود که قابل قبول نیست، فعلا کاری ندارم به اینکه نیت‌ها چیست؟ ممکن است خیر بوده باشد گرچه اینها را خودسر نمی‌دانم بلکه آنرا سازماندهی‌شده می‌دانم ، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه مسئول است که این امر را پیگیری کنند ...من از آقای روحانی دفاع نمی‌کنم بلکه از حق ملت، مصلحت و امنیت ملت  دفاع می کنم، این جریانات امنیت ملت را به هم می‌زنند تعداد اقدام‌کنندگان کم است ولی زور شان زیاد است »

آقای خاتمی راست میگوید : «تعداشان کم است ولی زورشان زیاد است» ، اما آقای خاتمی نمیگوید که این تعداد کم ، این قدرت و زور زیاد را از کجا بدست آورده اند ؟! آقای خاتمی آنجا که میگوید اقدام "نیروهای خود سر" مورد تأیید مقام معظم رهبری نیست ! راست نمی گوید ، چرا که آشوب گری این نیروها صددر صد مورد تأیید خامنه ای و نیروهای امنیتی – نظامی تحت فرماندهی بیت رهبری است ، و گرنه در کشوری که روزنامه نگاران و وکلا و دانشجویان و استادان دانشگاه را بجرم انتقاد از وضعیت ناهنجار کشور ، در بیدادگاههای جمهوری اسلامی محاکمه و به زندانهای طویل مدت محکوم میگردند ، و در کشوری که پلیس و نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی همه روزه در کوچه و خیابان زنان و دختران ایران را به جرم واهی عدم رعایت حجاب اسلامی مورد اذیت و آزار قرار میدهند ، چگونه میتوان در حضور پلیس و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ، راه عبور را بر اتومبیل رئیس جمهور بست و بسوی او لنگه کفش پرتاب کزد ؟! بعلاوه آقای خاتمی وقتی که میگوید کاری به  "نیّت" اراذل و اوباش  ندارد چون ممکن است "نیّت خیر" داشته باشند ! ایشان آشکارا عوامفریبی میکند و برای اعمال جنایتکارانه "نیروهای خودسر" کلاه شرعی درست مینماید ! آخر این چه استدلالی است که گفته شود : اراذل و اوباش ممکن است در حملات شان به این و آن ، نیت خیر داشته باشند ! با این استدلال آقای خاتمی ، هر شکنجه و اعدام و ترور و جنایتی را میتوان توجیه کرد ، چرا که شکنجه گران و  جنایتکاران جمهوری اسلامی نیز میتوانند ادعا نمایند که با نیّت خیر  شکنجه میکنند و آدم میکشند !

داستان"نیروهای خودسر" داستان دیروز و امروز جمهوری اسلامی نیست ، داستان دردناکی است که از فردای انقلاب 57 تا به امروز ادامه داشته است و چنین بنظر میرسد که تا ولایت فقیه و بیت رهبری برایران حکومت میکنند این داستان ادامه خواهد داشت  ، نخستین رئیس جمهور ایران ، آقای ابوالحسن بنی صدر  هنگامی که به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر مصدق در روز چهاردهم اسفند ماه 1359 در میان دهها هزار نفر از مردم تهران در دانشگاه تهران مشغول سخنرانی بود ، گروهی کوچک مرکب از 30 – 40 اوباش ، با شعار "حزب فقط حزب الله ، رهبر فقط روح الله" به قصد برهم زدن نظم سخنرانی رئیس جمهور وارد جمعیت شدند ، آقای بنی صدر از پشت بلند گو چندین بار از آنان را آرامش دعوت کرد و خواهش نمود که با ایجاد سرو صدا در آنجا مزاحم مردم نشوند ، اما آنها گوششان به درخواست رئیس جمهور بدهکار نبود ، تا اینکه سرانجام جوانان آزادیخواه و مردم به دور آنان حلقه زدند و تک تک آنان دستگیر نمودند ، رئیس جمهور کشور که خود از نزدیک شاهد آن صحنه بود از مردم خواست که جیب های آنان را بگردند و کارت های شناسائی و یا اگر سلاحی را با خود حمل میکنند از آنها بگیرند و آنان را  رها سازند که بروند . چند دقیقه بعد  محتویات جیب ازاذل و اوباش حزب الله ، در جایگاه سخنرانی تحویل آقای بنی صدر داده شد : هفت تیر ، چاقو ، پنجه بکس ، زنجیر ، تیغ موکت بُری از جمله محتویات جیب آنها بود  . رئیس جمهور  نام و نشانی آن افراد را که اکثراً عضو کمیته های انقلاب و یا مساجد محلات مختلف تهران بودند از روی کارت شناسائی آنان برای چندین هزار مردمی که در آن سخنرانی حضور داشتند اعلام داشت ، از چهاردهم اسفند ماه 1359 تا 30 خرداد 1360 ، روزهائی است که آیت الله خمینی برای نسل کشی گروههای سیاسی و  جامعه روشنفکر و دگراندیش ایران و برکنار کردن آقای بنی صدر از مقام ریاست جمهوری ، تمامی نیروی های  ارتجاعی نهفته در جامعه و اراذل و اوباش چاقو کش را بسیج نمود . شرح جنایات حکومت نوبنیاد خمینی در  آن روزها چیزی نیست که در این مختصر بگنجد ، اشاره به آن روزها در این نوشته فقط بمنظور یاد آوری برای آقایان اصلاح طلب و اعتدال گرا که در آن روزها پا در رکاب رهبر خون ریز  انقلاب داشتند و در دگراندیش کشی از یکدیگر سبقت می جستند و امروزه خود در معرض حمله"نیروهای خودسر" قرار گرفته اند بود و نه چیز دیگری .

سخن آخر – یکی از وعده های آقای حسن روحانی به مردم ایران در جریان انتخابات اخیر ، "تمسّک به قانون و ایجاد فضای امن در جامعه " بوده است ، سئوال مردم ایران از آقای روحانی امروزه میتواند این باشد که : وقتی شما بعنوان رئیس جمهور در این کشور امنیت نداشته باشید و  گروه کوچکی از اوباش  بدون ترس از قانون و مجازات در مقابل ماشین شما راه بندان ایجاد کنند و بسوی شما لنگه کفش پرتاب نمایند ، یک شهروند ایرانی چگونه میتواند در این کشور احساس امنیت نماید؟! در مقابل ازاذل و اوباشی که خود را  تجسّم مسلم قانون الهی و ذوب شده در ولایت فقیه میدانند و هرکدام از آنان به نهادی از قدرت در جمهوری اسلامی و بیت رهبری متصل میباشند و  از آنان دستور میگیرند ، راستی کدام قانون قرار از حقوق شهروندان ایرانی دفاع نماید آقای رئیس جمهور ؟

9 مهر ماه  1392

1 اکتبر 2013  

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.