از رژیـم عبـاسـی، از آنهـا رقـاصـی!

حال، کی و کجا و چطور شورای ملی مقاومت می تواند به جنبش سبز و دموکراسی در ایران لطمه وارد کنـد، بـه مـانـد، و مهمتر اینکه پرسیدنی است، کـی قـرار بوده است آن جنبش سبـزی کـه در تصور خود دارید، برای مردم ایران دموکـراسـی بیـاورد، هم بـه مـانـد !؟

متأسفانـه وضعـیت دردنـاک مـا انسان های آزادیخـواه در خـارج از کشور چنـان دستخوش بازی های کثیف و دلخـراش به اصطلاح سیاسی قرار گرفته است که اگـر به خواهیم در مورد پـدیـده ای به جـز نظر خودمون سخن برانیم باید اول به تمام مقدسات از مارکس گرفته تا محمد،مسیح و ... قسم یاد کنیـم که مثـلأ، بنـده مجاهد، سلطنت طلب و یا هـوادار این سازمان و یـا آن سازمـان کمونیستـی نیستـم.

پـُرسیـدنـی است، مگـر انسـان، نمی تـوانـد آزاده باشـد و به دمکراسی هم اعتقـاد داشتـه باشـد ولـی هـوادار جـریانـی نـه بـاشد!؟

همانطوریکه اکثر انسان های مبارز و مسئول به حقوق بشر آگاه اند یک مُشت اوباش اراذل مُـزدبگیر به پایگاه اشرف که تعدادی انسان در آن زندگـی می کنند حمله کرده اند و تعدادی از این انسان ها را که مانند مـن و شما حق ِ هستی داشته اند قتل عام کرده انـد.

امـا شگفتـا! آنهایی که مـورد ظلم و ستم قرار می گیرند و کشته می شوند در لیست تـروریستـی قـرار دارنـد و آنهایی که چماق و سرنیـزه دارند و جنایت می کنند، آزادنـد که دوبـاره کُشتـار کننـد!

شاید نتوان عُمق فاجعه مَقـر اشرف را در ذهن خود به تصویـر کشید ولـی فکر کنید درهمین اروپـا و یا آمریکا، ناگهان شبی،چند مست ...با چاقو و ... شما را در گوشه ای گیر آورند و به شما حمله ور شوند و مورد ضـرب شتـم قرار دهند!

نه راه فرار دارید و نه وسیله ای که ازخود دفاع کنید، تنها این دستهای شماست که بی اختیارجلوی سرو صورت خود قرار می دهید که از آن ضـربـات جلوگیری کنیـد.

حال یک لحظه فاجعـه دردناک پایگاه اشرف را در ذهن خود تصـور کنید که یک مٌشت قداره بنـد رژیـم جنایتکاری چون مالکی – خامنه ای، به جـان یـک سری انسـان بیفتنـد و با انواع و اقسام سلاح،آنها را کـه در دستشان نه اسلحه بلکه عشق به وطن و آزادیست، مـورد حملـه قـرار دهنـد.

اماشگفتا ازبعضـی این مُفسرین رنگارنگ و تئـوریسین های دکتر،مهندس،استاد و ...که نمی خواهند فـرق دفـاع از حقوق انسانی و ایدئولوژیک را عـامـدأ به فهمنـد!؟

پُـرسش این است، وقتـی خبـر کُشتـار مـردم مصـر، تـونس، سوریـه، لیبـی یا ... را می شنویـم و یا می خوانیم و یا می بینیـم و با وجود اینکـه، مصری، تونسی، لیبی ای و یا سوریه ای نیستیم، در دفـاع از آنهـا که توسط حکـومت، قتـل عـام می شونـد، جنـایت را شدیـدأ محکـوم می کنیـم، حتی بدون اینکه بدانیـم شخصـی که زخمـی و یا کُشتـه شده است چـه کسـی بوده و چه اندیشه ای داشته است.

حال چرا وقتی همین وضیعت برای عده ای از هموطنان خودمون می افتد یـاد برخـورد نظـری و یا به محاکمه کشیدن رهبری سازمان و خیلی مسائل دیگر می افتیـم!؟

اگر قرار است که برخوردی دگر شود خوشبختانه، سال 365 روز است! و وقت به حدکافی وجود دارد که هرچه دلتـان می خواهددر مـورد آنهـا بگوییـد و بنویسید، ولی چرا درست در این مرحله حساس یـاد "انتقــاد" آنهم انتقـاد های آنچنانی! می افتیـد، واقعـأ مشکل چیست !؟

اینک که هوادران شورای ملی مقاومت درصدد یک همایش بزرگ هستندکه باتظاهرات خود علیه قرار گرفتن نام سازمان شان در لیست تروریستی اعتـراض کنند، 37 نفر "روشنفکـر" دلشان برای جنبش سبـزی که در تصـور خود دارند سوخته، و یاد دموکراسی در ایـران افتاده اند .

این دستـه که گویـا دکتر و مهندس استاد و ... هستند، با دستمال ابـریشمـی که در دست دارند با تمام نـیـرو در این تلاش انـد که در جشن شادی رژیـم جنایتـکار جمهـوری اسلامی مبنـی بـر باقـی ماندن مجاهدین درلیست تروریستی، شریـک شونـد و به قـول معـروف برای خالـی نبـودن عریضـه استدلال های من درآوری ارائه می دهند که مثلأ، آی آمریکا، صـدای ما 37 نفر رابشنوید و مجاهدین را از لیست تروریستی بیرون در نیاورید و گـر نـه ، جنبش سبـز لطمـه می خورد.

حال، کی و کجا و چطور شورای ملی مقاومت می تواند به جنبش سبز و دموکراسی در ایران لطمه وارد کنـد، بـه مـانـد، و مهمتر اینکه پرسیدنی است، کـی قـرار بوده است آن جنبش سبـزی کـه در تصور خود دارید، برای مردم ایران دموکـراسـی بیـاورد، هم بـه مـانـد !؟

شواهد نشان می دهدکه این تفکـر، بنابه شرایط سوق الجیشی مـالـی، نظرات خود را بـازسازی می کنند. بـر مبنای همیـن تئـوری است که یکـروز از سردار سازندگـی رسمأ جانی و یـا از گفتگـوی تمدنهـای روبـاه مکار و یـا از مهندسین و دکتـریـن رئیس جمهـور ناقـص الخلقـه، دفـاع می کنند.

درحقیقت بایدآنها را ازاین منظر بررسی کرد و یک جورایی هم آنهارا فهمید! که چرادرچنین شرایطی، این دارو دستـه، بنـابـرهمـان تئـوری کـه در بالا ذکـر شد و با در نظرگرفتـن این ضرب المثل دستکاری شده خودم از"مـلایـان جنـایتـکار ِ با عبا و بی عبا، عباسی(یا بهتر بگوییم سنت و یا دلار !) و از آنهـا رقـاصی" تلاش وحشتنـاکـی می کننـد تـا رقـاصـان ِ دربـار خلفـای جنایتکار جمهـوری اسلامی مبنی بر اینکه مجاهدین در لیست...بـه مانـد، بـاشند و به خیال باطل خود، برای گمراه کردن افکار عمومی هم بگویند" بخاطر دمکراسی ... !!!"

عده ای دیگرهم درست دراین شرایط، باز یاد رهبری مجاهدین،صدام، آمریکا، تئـوری و غیره افتاده اند و داد فغـان راه انداخته اندکه چه نشسته اید،مجاهدین پول می دهـد، پول می گیـرد، آدم می خـرد! می بـرد! تو جیب جـا می گیـرد! می آورد! جامـد است! آدم جمـع می کند و چـه بسا که ده ها هزار نفـر را علیـه نظام قـرون وسطایی جمهوری اسلامی بسیـج کُنـد .

ولی ای کاش شما مبارزین همیشه در صحنه، درعمـل به شورای ملی مقاومت یاد می دادید که آن کارهایی که می کنند اخ و بـد است و با یک همایش چنـد صد هـزار نفـری علیه رژیـم خونخـوار، روی شورای ملی مقاومت را کم می کردید و می گفتیدکـه:

" این چنین باید آدم بسیـج کـرد نـه آن چنان که شمـا جمـع می کنیـد!"

بعداز 32سال که حکومت چماق، به عناویـن گوناگون کوچکترین حـق طبیعی انسان را به شدیدترین وجهه ممکن توسط اویاش و اراذل اش پاسـخ می دهـد و خلاصـه اینکـه بیش از 32 سال است کـه رژیـم سـلاخ، میهنمان را سلاخ خانه انسان کرده است، شگفتـا، شاید هم نبایدحیـرت کرد که هنوز عده ایی(واقعأ انسان می ماند که چه نامی بر آنها گذاشت!) در اشکال گوناگون به طُـرق مختلف با نظرات تخـریب کننده خود باعث می شوندکه آن همبستگـی(نـه اتحـاد)که می تواندنگاه جهان را نسبت به ایـران تغییر دهد و ستون فقـرات رژیم فاسدجمهوری اسلامی را خُـرد کُنـد، شکل نگیـرد.

برای اثبـات این حـرف، احتیـاج به بحث های فلسفـی و غیـره نیست چرا که هستـی 32 سال ِ این رژیم ضـد بشـری، گـواه این مسئله است.

آزادیخـواهـان!

با هر مـرام و مسلک و انـدیشه ای که هستیـم، و با هر توانی که داریم، برای خارج شدن آنهـا از لیست تروریستـی،حرکت کنیم،حرکـت من و شما دال بر پذیرفتـن ویاقبـول کردن شورای ملی مقاومت نیست، این را باور کنید.

در آخـر لازم است بـه یـک مسئـله بسیـار سـاده و پیش پـا افتـاده اشـاره کُنـم، هـرچنـد "خیـلـی هـا" نمی خواهنـد آنـرا هم بـه پـذیـرنـد! و آن این است کـه، بـرای نشـان دادن مخالفت و یا قبـول کردن با هر جریـان و یـا شخصیتـی، در فردای ایـرانـی آزاد، رأی خـود را، کـه بـایـد قبـول کنیـم یش از یـک رأی نیست، در صنـدوق انتخـابـات مـی انـداریـم.

این را هـم بـایـد بـه پـذیـریـم!.

سـه شنبـه اول شهریور 1390- استکهلم

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.