امروز مردم لیبی به سرنوشت ما دچار شدند

آنچه امروز در طرابلس پایتخت لیبی رخ میدهد مرا به 33 سال قبل برد. هنگامی که رژیم پادشاهی سقوط کرد. انتظار داشتیم که «دیو بیرون برود و فرشته در آید». چقدر این عبارت نفرت آور است و ما از شنیدن دوباره آن فراری هستیم. عبارتی است که ما را تمسخر میکند و به ساده لوحی ما می خندد. امروز در میدان سبز در طرابلس جشن برقرار بود. شعار وحشت آور «الله اکبر» از دهان ریشوها به آسمان میرفت. و زنان حضور نداشتند. آیا برای ما که تجربه ای بس تلخ داریم این صحنه ها نباید وحشت آور باشد؟

آنچه امروز در طرابلس پایتخت لیبی رخ میدهد مرا به 33 سال قبل برد. هنگامی که رژیم پادشاهی سقوط کرد. انتظار داشتیم که «دیو بیرون برود و فرشته در آید». چقدر این عبارت نفرت آور است و ما از شنیدن دوباره آن فراری هستیم. عبارتی است که ما را تمسخر میکند و به ساده لوحی ما می خندد. امروز در میدان سبز در طرابلس جشن برقرار بود. شعار وحشت آور «الله اکبر» از دهان ریشوها به آسمان میرفت. و زنان حضور نداشتند. آیا برای ما که تجربه ای بس تلخ داریم این صحنه ها نباید وحشت آور باشد؟

مخالفت مردم ایران با رژیم اسلامی حاکم با مخالفت مردمان تونس، مصر، لیبی و سوریه با رهبرانشان تفاوت دارد. مردم این کشورها میخواهند به جایی برسند که لیاقتش را دارند؛ به حکومت اسلامی. 33 سال قبل انقلاب اسلامی ما باید در این کشورها رخ میداد نه در کشور ما. فردا روز شاهد حکومتهای اسلامی در این کشورها خواهیم بود و مقاومتی هم نخواهد بود. هم زنان و هم مردان شان با چنین حکومتی و پیچیده شدن زنان در کفن های سیاه مشکلی ندارند. آنها با ما ایرانیان آزاده تفاوت دارند. آنها قبیله های عقبمانده هستند که دمکراسی برای شان بی معناست و فقط برای دکور در مقابل دوربین های غربی ها بکار می گیرند اگرنه به آن اعتقادی ندارند.

قذافی، بن علی، مبارک و اسد نعمت هایی بودند که از آسمان بر این مردمان نازل شده بودند که آنها را از قعر دوران قبیله ای عرب عقبمانده به دنیای مدرن امروز بیاورد. زنان ختنه شده شان را از پستوی خانه ها به اجتماع وارد کند. جامعه شان را با ارزشهای اجتماعی غربی آشنا کند. انها را برای دمکراسی آماده کند. امروز این آرزوها دود شد.

میگویند که این رهبران دیکتاتور بودند. قبول. اما گاه از دیکتاتوری گزیری نیست آنچنان که زمان پهلوی در ایران چنین بود. چنانچه ضرر و زیان و سود این حکومتهای دیکتاتور را با ضرر و زیان و سود رژیم های جانشین شان مقایسه کنیم ملاحظه میکنیم که نظام های دیکتاتوری سابق نعمتهای آسمانی برای این مردمان بود.

در خاور میانه امروز این انقلابات بجز نکبت ندارد. افغانستان پس از ظاهرشاه، ایران پس از محمدرضاشاه، عراق پس از صدام عاقبت شان را دیده ایم. تونس، مصر، لیبی و فردا هم سوریه. عاقبت اینها از همین امروز معلوم است. در زمینه اجتماعی و آزادی سیاسی چیزی تغییر نخواهد کرد و شاید بدتر هم خواهد شد. در زمینه اجتماعی مسلما به عقب خواهند رفت. ریشوها امروز در این کشورها در میان انقلابیون دست بالا را دارند. و فردا چه بسا شاهد گشت های ارشاد شان خواهیم بود.

نگاهی به اقتصاد لیبی در دوران قذافی؛

بدون بهره به مردم ليبی وام داده می شود

- دانشجويانی که در رشته های تخصصی آموزش می بينند از دريافت يک دستمزد معمولی بهره می برند تا آموزش آنها تمام شود

- اگر کسی قادر نيست کار پيدا کند دولت تمام حقوق اورا تا زمانی که کار ديگری پيدا کند می پردازد (حقوق دوران بيکاری)

- آن هنگام که کسی ازدواج میکند زوج بطور مجانی صاحب يک آپارتمان مجانی از سوی دولت می شود.

- هرکسی می تواند در هرجای دنيا به تحصيل اشتغال پيدا کند در آنصورت دولت 2500 يورو به اضافه هزينه اتومبيل را به او می دهد

- اتومبيل ها به قيمت تمام شده کارخانه فروخته می شوند

- ليبی به هيچ کشور يا دستگاهی بدهکار نيست حتا يک سنت. طلبکاری برای ليبی نيست.

- آموزش رايگان برای همه شهروندان

- 25% از جمعيت ليبی دارای تحصيلات دانشگاهی هستند

- گدا در شهر ها نيست، بی خانمان و کارتن خواب نيست تا زمانی که بمباران های اخير آغاز شد.

- نان در ليبی پانزده سنت (کمتر از يک چهارم دلار) است

قذافی تمايلی برای دريافت وام از بنياد پولی جهانی يا بانک جهانی که از بهره بالا برخوردار است ندارد. در زبان ساده تر ليبی يک کشور مستقل بود! شاید اين يکی از دلايلی است که جنگ با ليبی آغاز شده است.

قذافی ممکن است يک ديکتاتور باشد اما اين مسئله نمی تواند و نبايد مشکل آمريکا ويا کشور های ديگر بحساب آيد. لیبی تنها کشوری است که توليدنفت میکند ولی پول آنرا نه دلار آمريکا و نه يورو را می پذيريد بلکه طلا را جايگزين آن کرده است.

منبع

http://www.boursetimes.ir/component/content/articl...

سایت نویسنده؛

http://mohsenkordi.blogspot.com/

انتشار از: