مجاهدین خلق جوجه اردک های زشت؟

مجاهدین خلق به واسطه طومار امضاء شده ای که از طرف حدود 1300 نویسنده و شاعر و هنرمند و دیگر روشنفکران و سازمان ها ونهاد های فعال ایرانی مدافع حقوق بشربه عالی جناب بان کی مون دبیر کل سازمان ملل تسلیم کردند در ارتباط با محکوم کردن هجوم غیر انسانی دولت فعلی عراق به کمپ اشرف در ماه های گذشته که شاید بتوان گفت حکم یک برگ برنده برایشان در قبال خارج شدن از لیست تروریستی امریکا هم محسوب می شود که البته من هم از اولین امضاء کنند گان این طومار بودم...

مجاهدین خلق به واسطه طومار امضاء شده ای که از طرف حدود 1300 نویسنده و شاعر و هنرمند و دیگر روشنفکران و سازمان ها ونهاد های فعال ایرانی مدافع حقوق بشربه عالی جناب

بان کی مون دبیر کل سازمان ملل تسلیم کردند در ارتباط با محکوم کردن هجوم غیر انسانی دولت فعلی عراق به کمپ اشرف در ماه های گذشته که شاید بتوان گفت حکم یک برگ برنده برایشان در قبال خارج شدن از لیست تروریستی امریکا هم محسوب می شود که البته من هم از اولین امضاء کنند گان این طومار بودم به خاطر عقاید بشر دوستانه ای که دارم و حاضر نیستم دربدری و حقارت و ناملایمات زندگی هم وطنانم درداخل و خارج از ایران راببینم به واسطه همین نامه احتمال برون رفت مجاهدین خلق از لیست تروریستی امریکا بیشترشده است که البته قضاوت در این مورد را بابد به عهده دولت مردان قضایی وسیاسی امریکایی گذاشت همانطور که این اتفاق در کشورهای اروپایی نظیر انگلستان صورت گرفت و مجاهدین خلق را خوشبختانه از لیست سیاه تروریسم بیرون انداختند چون خوشایند نیست هیچ ایرانی وطن پرستی در چنین لیست سیاهی باقی بماند بگذریم از اینکه چرا کار به اینجا ها کشیده شد و چرا باید نام ایرانی ها در چنین لیست هایی قرار بگیرد که متاسفانه قرار گرفته است .

اما مسئله ای که ذهنمان را به خود معطوف کرده بیرون آمدن مجاهدین خلق از لیست سیاه امریکا و اروپا نیست چون در خارج از ایران فعال بودن و فعالیت سیاسی کردن کارگشای چندان مهمی برای حل معمای پیچیده ی رهایی یک ملت گرفتار در چنگال دیکتاتوری حتی درهیچ گوشه ای از دنیا نمی شود و نخواهد شد باید از درون جامعه در هر کشوری برای برخورد با این پدیده ی شوم پرداخت منجمله از داخل ایران .

اما مسئله ای که ذهنمان را بیشتر به خود معطوف کرده ماهیت مجاهدین خلق قبل از انقلاب و بعد از انقلاب است در شرایط کنونی و با توجه به شرایط موجود از آنچه که می بینیم و می شنویم گاهی وقت ها آدم دلش برای این سازمان می سوزد گاهی وقت ها هم آدم دلش برای این سازمان نمی سوزد ناچارا می گوید خدا کند بیشتر از اینها بلا به سرشان بیاید چون حقشان هست به همان دلایلی که خودشان هم می دانند و ما هم می دانیم بعضی وقت ها هم می گوییم اینها هم ایرانی هستند شناسنامه ایرانی دارند گناه دارند پدرو مادر و برادر و خواهرو عمه و عمو وخاله و دایی شان در ایران چشم به راهشان هستند به هر حال آدمیزاد هزار فکر و خیال می کند نگران حال و روزشان می شود واینگونه است که احساس ترحم بر انسان غلبه می کند که تا حدودی هم منطقی به نظر می رسد چون حاصل درد های مشترکی هستیم که در به وجود آوردنش تا حدودی با هم مقصریم .

اما باید اشاره کرد به این موضوع که مجاهدین خلق ذاتا یک خصلت وخلق و خوی مختص به خودشان را دارند نه با عرض معذرت 2 خصلت و خلق و خوی مختص به خودشان را دارند که روی هم رفته چندان معقول به نظر نمی رسد :

1 - مجاهدین خلق تا به امروز 2 بار سابقه اقدام نظامی و جنگ مسلحانه در ایران داشته اند دررژیم گذشته رژیم پهلوی و در زمان حال و در زمان آینده ؟ که این زمان آینده خیلی ادم را به شک می اندازد 2 حالت دارد یکی برای برخورد با این رژیم فعلی است منظورم همین جمهوری اسلامی خودشان است چون خودشان از بنیانگذاران اصلی جمهوری اسلامی بودند یعنی بیشتر از دیگران تلاش و جدیت به خرج دادند با تما م توانشان به عبارت دیگر اصلا اینها خودشان اینها را سرکار گذاشتند نباید سهم دیگران را نیز از یاد برد و نادیده گرفت در پیدایش آنچه که اینک به وجود امده است و شاهدش هستیم که اما پرداختن به موقعیت کنونی یعنی زمانی که که در آن قرار داریم کمی پیچیده است .

دیگری رژیم بعدی است آدمیزاد هزار فکرو خیال می کند که در رژیم آینده به طور حدسی زمان را به جلو کشیده ایم حالا به هر صورت ممکن یا از طریق برون مرزی یا از طریق اعتراضات داخلی باید دید چگونه ممکن می شود این رژیم فعلی برود و نباشد ایا این جوجه اردک های زشت خودمان باز هم رودر روی ملت ایران می ایستند و با قشونشان مانع از برگزاری انتخابات ازاد و سالم می شوند یعنی اینکه با این سیاهی لشکرهایشان که گاهی وقت ها که اینها را از سیمای ازادی شان می بینیم حقیقتا دل به حالشان می سوزانیم گاهی وقت ها هم دل به حالشان نمی سوزانیم اینها را که می بینیم می گوییم همین سیاهی لشکرها اگردر فردای ازادی وارد ایران بشوند با این سیاهی لکشرشان ایا حکومت مد نظر خودشان را به مردم بیچاره ایران قالب نمی کنند یعنی اینها می گذارند حکومت و افرادی را که مردم خودشان می خواهند انتخاب کنند بدون دخالت درروال برگزاری انتخابات یا با این سیستم فعالشان دست و بال دمکراسی و انتخابات را می بندند ؟

..

2- خصلت و خلق و خوی دیگر مجاهدین خلق قدرت طلبی در مقابل خدمت طلبی این سازمان است یعنی مجاهدین خلق به دنبال کسب قدرت هستند تا خدمت به خلق چون با سابقه ای که در این زمینه دارند باز هم 2 بار تا به حال به خاطر قدرت طلبی جلوی 2 نظام و 2 رژیم ایستاده اند رژیم قبلی و رژِیم حال و اما رژیم آینده ؟ بازجای شک باقی می ماند:

در رژیم گذشته یعنی رژیم پادشاهی پهلوی مجاهدین خلق به دنبال قدرت بودند تا خدمت با پیش کشیدن جنگ مسلحانه راه را علنا بر خدمتگذاری به ملت ایران بستند چرا که تنها به دنبال رسیدن به قدرت و به دست گرفتن قدرت بودند در غیر این صورت می توانستند خوش خدمتی کنند به خلق و جنگ مسلحانه را کنار بگذارند و دوشادوش ملت ایران کارو زندگی و سازندگی و بالندگی پیشه کنند و یکبار هم در زمان حال یعنی در حکومت خمینی به خاطرکسب قدرت رودر روی خمینی ایستادند وعلنا از سال 1358 در بدو اولین سال شکل گیری جمهوری اسلامی و رد کاندیاتوری رهبر این سازمان در انتخابات ریاست جمهوری به جنگ مسلحانه با این رژیم برخاستند پس در 2 رژیم چه خوب چه بد این سازمان رودرروی این 2 حکومت ایستاد تا بتواند تمام قدرت را به دست بگیرد اینگونه است که آدمیزاد با خودش هزار فکروخیال می کند که این رژیم بد بود آیا آن رژیم قبلی هم بد بود یا آن رژیم بد بود ایا این رژیم فعلی که خودشان باعث و بانی اش بودند هم بد بوده و هست پس چرا سر به شورش و نافرمانی برداشتند آن هم نه نافرمانی مدنی بلکه نافرمانی مسلحانه پس با این وجود چه تضمینی هست که در فردای ازادی ایران این قشون سازمان یافته باز هم سر به شورش و نافرمانی از نوع نظامی اش برندارد ؟

البته توجیح پذیری حال با آینده بسیار متفاوت و قابل قیاس نخواهد بود چرا که شرایط کنونی امروز که انسان برای رسیدن به ازادی حتی می تواند متوصل به یک تار مویی بشود تا از درون ژرفنای سیاهی زندان آنچه که هست رهایی یابد پس شرایط سخت امروز با شرایط آینده ای که باید یک حکومت دمکراتیک مردمی مبتنی بر خواست اکثریت درمقابل حمایت از اقلیت شکل بگیرد فرق می کند و حداکثر تلاش فعالان اجتماعی و سیاسی بر همین اصل پایه پی ریزی و استوار می شود که با ایجاد یک حکومت مردمی و دمکراتیک بر تمام ساختارهای ضد انسانی و حکومت فردی غلبه کند نه اینکه مبنا را بر آنچه که بودو گذشت بگذارد و پروژه های فعلی تکرار شود .

که اما پناه بردن به اینکه شاید از مرحله احتمالات گذشته ایم عبور کرده ایم تجربه های بسیار اموخته ایم شاید تنها تکیه گاه زبانی باشد که در خود می توان بارها تکرار کرد تا اینکه به این نتیجه نرسید که : آدمیزاد حقیقتا بین 2 راهی قراربگیرد که چه بگوید و چه بنویسد و چه کارباید بکند با این قشون جوجه اردک های زشت آن هم از جنس ایرانی خودمان نه از جنس خارجی دیگران آیا تسلیم خلق قهرمانشان می شوند یا اینکه خلق قهرمان را وادار به تسلیم و سازش می کنند ؟

لندن

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.