دموکراسی یا دماگوگ( مردم سالاری یا مردم فریبی)

همین فرهنگ است که حتی روشنفکران ما را هم گیج کرده است . میگویند در دموکراسی همه آزادند که حتی حکومت سلطنت بخواهند! کمی تامل نمیکنند که اگر قرار است دمو یا مردم حکومت کنند؛ چرا باید سلطنت و سلطه یک فرد را که حق ویژه دارد و سلطنت را موهبت الاهی میداند بر همه مسلط کنند؟ اگر قرار است جمهور مردم یا دموس(مردم) حکومت کنند؛ چطور میشود یک فرد را بر کل مردم تحمیل کرد و آنرا دموکراسی دانست؟ اگر قرار است دوباره یک نفر را بر خود حاکم کنیم و برای ما تللیف کند و هیچ حقی نداشته باشیم...

واژه ها در روند و حرکت تاریخی بار معنایی مختلفی و حتی متضادی بخود می گیرند.

یکی از آن کلمه یا واژه، دموکراسی  یا  مردم سالاریست..مردم سالاری یا حاکمیت جمهور مردم، در مقابل فرد سالاری قرار می گیرد، که در شکلهای مختلفی ظاهر می شود. شاه سالاری، خدایگان سالاری، که بصورت خدایگان  شاهنشاه، آیت الله یا ولایت فقیه سالار و پاپ سالار... متجلی میکند.

در جوامع اولیه و ابتدایی، زنان و مردان کنار هم در کار خانه و شکار همکاری میکردند . معمولا زنان در خانه  و مردان بخاطر کار فیزیکی سخت در بیرون خانه کار میکردند. هم اکنون قبایلی در آفریقا ، جنگلهای آمازون در آمریکای جنوبی  بهمان روش اولیه زندگی میکنند.مشارکت در صید با هم همکاری میکنند. یک نفر یا چند نفر به عنوان کار کشته ، خبره ، پیشتاز و جلودار می شوند و در پایان کار، همه مثل هم در کنار، بدون برتری طلبی کنا هم زندگی می کنند. کسی احساس نمیکند که یک نفر بخاطر پیشتاز و جلودار بودن باید بر همه سروری و حاکم باشد.

در تاریخ متاسفانه کم کم زندگی کشاورزی و بعد شهری و داشتن امکانات مالی و سرمایه مردم از هم جدا و برتری طلبی و امکانات مالی بیشتر فاصله بین مردم را هم بیشتر کرد.

در این میان مکاتب فلسفی و مذاهب مختلفی بوجود آمدند ؛ سعی در نظم دادن جوامع بشری و عدالت اجتماعی پرداختند ولی کم کم آن فلسفه و مذهب به نفع اقلیت الیت و نخبه مصادره شد و تضاد بین اقلیت سلطه گر و اکثریت زیر سلطه ادامه پیدا کرد. عده ای که خود را نمایندگان خدا یا اهورامزدا یا از نژاد برتر یا الیت و نخبه میدانند؛ ادعا میکنند که بد و خوب مردم را بهتر تشخیص میدهند و باید به همه امر و نهی کنند که چه بکنند و چه نکنند!

این فرهنگ تا کنون در همه جوامع بصورت مختلفی جلوه گری میکند. ما هم اکنون همین منطق را در سر داریم و به ما باوراندند  که دموکراسی هم یعنی همین ! عده ای الیت و نخبه مذهبی یا سیاسی یا نژادی حق ویژه دارند که شاه و سرور و رهبر مردم باشند و حق دارند برای همه فکر کنند و تصمیم بگیرند.انتخابات و حق رای مردم برای خواسته های خود نیست ؛ حتی این عده الیت و نخبه وعده های که به مردم میدهند قرار نیست عملی شود. چون در عمل مشکلاتی هست که باید رهبران سیاسی تصمیم بگیرند. باید به کجا حمله کنند یا پارلمان و دولت  را تعطیل کنند؛ حتی حقوق کارکنان را هم ندهند! همانطور که در آمریکا و سایر جهان دموکراسی مدرن شاهدیم. در دموکراسی مدرن موجود هم اگر متوجه شده باشیم ، کنار مجلس عمومی و ملی مجلس سنا یا مجلس خواص  یا شورای نگهبان را داریم. همه قوانین که در مجلس عوام یا نمایندگان مردم تصویب میکنند باید مجلس خواص یا سنا یا نماینده ملکه یا مجلس تشخیص مصلحت تصویب کند! این دموکراسی حقیقی نیست؛ همان حکومت نخبه ها و الیت  یا همان اقلیت دارای منافع مالی و قدرت است.

همین فرهنگ است که حتی روشنفکران ما را هم گیج کرده است . میگویند در دموکراسی همه آزادند که حتی حکومت سلطنت بخواهند! کمی تامل نمیکنند که اگر قرار است دمو یا مردم حکومت کنند؛ چرا باید سلطنت و سلطه یک فرد را که حق ویژه دارد و سلطنت را موهبت الاهی میداند بر همه مسلط کنند؟ اگر قرار است جمهور مردم یا دموس(مردم) حکومت کنند؛ چطور میشود یک فرد را بر کل مردم تحمیل کرد و آنرا دموکراسی دانست؟ اگر قرار است دوباره یک نفر را بر خود حاکم کنیم و برای ما تللیف کند و هیچ حقی نداشته باشیم ؛ این نوع حکومت را داریم ، چرا میخواهیم یک نوع دیگر آقا بالاسر را بر خود حاکم کنیم که 33 سال پیش برداشتیم؟ مگر رضا پهلوی الگویش انسانهای دموکرات و ملی هست؟ ایشان هنوز انقلاب 1357 را فتنه می نامد و از دیکتاتوری اجداد خود پشتیبانی میکند! اگر انقلاب به بیراهه رفته باید دنبال نواقص بگردیم و آن را تصحیح کنیم  و به جلو برویم، نه برگردیم به استبداد گذشته.اگر چنین باید باشد؛ حالا که یک نفر که خود را نماینده خدا میداند! دارد حکومت میکند. چرا باید تلاش کرد دیکتاتوری را برداشت ، دیکتاتوری دیگر را جانشین کرد؟ این حکومت هم اول نمیگفت ولایت فقیه، میگفت جمهوری مردم؛ ولی وقتی قدرت گرفت ، فورا به دیکتاتوری فقها تبدیل کرد.حالا هم میگوید جمهوری و مردم هم رای میدهند. آیا کسی باور میکند این حکومت دموکراسی و جمهور مردم است؟ در ظاهر ادعا میکند مردم با رای خود ما را به قدرت رساندند و اکثر مردم مسلمان ایران ، همیشه در صحنه پشتیبان ما هستند! حالا بیایم بگویم مردم آریایی نژاد برتر میخواهند شاه آریایی بر آنها سلطه و سلطنت داشته باشد؟ هرچند مردم ایران همه آریایی نیستند. آریائیها وقتی به ایران حمله کردند اقوام مختلفی در ایران زندگی میکردند. حالا هم ایران از اقوام و مذاهب مختلفی از سالیان دراز، کنار هم زندگی کرده اند. بجای حاکمیت جمع مردم ایران از هر نژاد و قومی هستند بیاییم ، حکومت نژادی بجای مذهبی حاکم کنونی بیاوریم؟! تا کی باید چرخش باطل استبدادی به استبدادی دیگر ادامه پیدا کند؟ آیا موقع آن نرسیده است که برای همیشه از حکومت فردی در هر شکلی که خود را قیم مردم میداند فاصله گرفته و حاکمیت مردم را مستقر کنیم و مسئولانی را برای خدمت به مردم انتخاب کنیم و اگر در خدمت به مردم کوتاهی کردند حق داشته باشیم آنها را تغییر و خدمتکار دیگری جایگزین کنیم؟

حسن گلسفیدی  15اکتبر 2013

انتشار از: