شهروندان حومه دمشق، فتوای اخیروقاعده لاحرج

با استناد به آیات وروایات فوق درتبیین واثبات قاعده فقهی لاحرج میتوان به تحلیل حکم صادره ازسوی فقهای سوری درتغذیه ازگوشت سگ، گربه وهرگونه حرام گوشت دیگرویا مردارودیگرگوشت های تحریم شده درشریعت اسلامی پرداخت. چرا که با توجه به شرایط کنونی حومه دمشق غیرنظامیان وبعضاً نظامیان با کمبود وفقدان مواد غذایی حلال مواجه ودرصورت خود داری ازخوردن مواد غذایی نوعاً وعادتاَ به مشقت دچاروبلکه به کام مرگ گرفتارآیند. بنا براین فی الحال شرایط عسروحرج برشهروندان حومه دمشق تطبیق مینماید.

«گروهی از روحانیون مسلمان در سوریه طی فتوایی به مردم حومه دمشق اجازه داده‌اند تا برای جلوگیری از مرگ به دلیل گرسنگی، گوشت سگ و گربه و الاغ را بخورند . . . این افراد هشدار داده‌اند که در صورتی که این وضعیت ادامه یابد، شرایط این مردم بیش از پیش وخیم شده و افرادی که زنده بمانند، برای ادامه حیات مجبور خواهند شد، گوشت مردگان را بخورند»

این متن خبری بود که درچند روزگذشته برروی سایت خبری بی بی سی قرارگرفت. گذشته ازاینکه اخبارمذکوراوج فاجعه را برای شهروندان غیرنظامی سوری نمایانگراست اینباراین قلم برآن است که مبنای فقهی وحقوقی این فتوا را مورد تحلیل وبررسی قراردهد. آنچه تحلیل وبررسی مبانی فتوای اخیررا واجب نموده جهل عامه مسلمانان به مبانی حقوقی اسلام میباشد. چرا که ازموارد همان جهل به مبانی اصولی اسلام درابعاد مختلف بالاخص بعد حقوقی منجربه مهجورماندن اسلام دردنیای جدید ومتحجرجلوه کردن مسلمین شده است.

اول: شریعت اسلام درموضوع ارتزاق جانوران را به حلال گوشت وحرام گوشت منقسم نموده است. حیوانات حرام گوشت حیواناتی میباشند که درشریعت اسلام تناول گوشتشان مورد تحریم واقع شده است. آنچه درفتوای اخیرمشاهده میشود ارتزاق وتناول ازگوشت حیوانات حرام گوشت میباشد.

دوم: فتوای اخیرفتوایی غیرمشهوردرفقه وحقوق اسلام نمیباشد، چرا که فتاوی غیرمشهوردرشرایط وموقعیت همگون به گونه ای غیرمشهوردرمیان فتاوی مشهورخود را مینمایانند. اما آنچه جوازصدورحکم خوردن حیوان حرام گوشت درخبراخیرشده است شرایط وموقعیت کنونی میباشد که برحسب قواعد فقه اسلامی فقط حکم اخیردراین باب قابلیت صدورداشته است.

سوم: قواعد فقه عبارت است ازاحکام کلی فقهی که درابواب مختلف فقه یا موضوعات متعدد به کارمیرود. بنا براین این قواعد فقهی میباشند که درابواب وموضوعات مختلف فقهی جاری وساری شده ومسائل واحکام فقهی را برای مکلفین رقم میزنند. قواعد فقهی را میتوان همان قوانین وقواعد همه جایی وعمومی حقوقی نامید که درتمام مکاتب حقوقی ازجمله مکتب حقوقی اسلام پا برجا میباشد. قواعد فقه اسلامی همچون قاعده لاضرار، قاعده اقدام، قاعده ضمان ید ودیگرقواعد دراین باب برپایه آیات شریفه کتاب الله واحادیث معتبراستوارمیباشند.

چهارم: حکم اخیربرمبنای قاعده فقهی لاحرج (عسروحرج )صادرشده است.

*معنای کلمات حرج وعسر:

حرج درلغت به معنای ضیق، محدودیت، تنگی ودرتنگنا قرارگرفتن میباشد. البته به معنای جایی که درختان انبوه باشند وهمچنین به معنای کلفت ودشواری هم به کاررفته است. اما موارد استعمال آن درمباحث حقوق اسلامی همان معنای ضیق، محدودیت، تنگی ودرتنگنا قرارگرفتن میباشد.

عسردرلغت به معنای سختی ودشواری میباشد که درتقابل با کلمه یسربه معنای آسانی وراحتی قرارمیگیرد.

البته درعنوان قاعده لاحرج دوکلمه عسروحرج عموما دریک معنی به کارمیروند اما به عقیده برخی ازفقها حرج ازشدت افزون تری نسبت به عسربرخورداراست ومیان این دومصطلح عموم وخصوص مطلق برقراراست. یعنی هرحرجی عسراست اما هرعسری حرج نیست.

درعلم فقه وحقوق منظورازقاعده لاحرج این است که هرگاه تکلیفی برمکلف سنگینی نماید به گونه ای که دشوارومشقت بارباشد ازذمه مکلف ساقط میگردد. البته آنچه دراین مورد مورد محل بحث است اینکه حد این دشواری ومشقت کجاست؟

صاحب جواهردرحدود این مشقت ودشواری درجواهرالکلام براین باوراست که: «اقوا این است که باید اقتصارنمود برحد واندازه ای ازعسروحرج شدید که تحمل آن عادتا سخت ودشوارباشد»

اما اینکه قاعده لاحرج چگونه مورد اثبات واقع میشود خود بحثی مجزا ست که به آن میپردازیم.

**قاعده لاحرج درابتدا مستند به آیاتی ازکتاب الله میباشد.

سوره مبارکه حج درآیه شریفه هفتاد وهفت عنوان میدارد:

«وَجاهَدوا فِی اللّه حَقٌ جِهادِهِ هُوَاجتَباکُم وَما جَعَلَ عَلَیکُم فِی الدّینِ مِن حَرَج . . .»

درراه خدا جهد بلیغ وتلاش فراوان کنید. خداوند ازمیان امت ها شما مسلمانان را برگزیده است ودراحکام حکم مشقت باربرای شما مقرر نداشته است . . .

سوره مبارکه مائده درآیه شریفه نهم میفرماید:

«ما یُریدُ اللّه لِیَجعَلَ عَلَیکُم مِن حَرَج»

خداوند نمیخواهد که حرجی برشما قراردهد.

سوره مبارکه بقره درآیه شریفه صد وهشتاد وپنجم مقررمیدارد:

«یُریدُ اللّهُ بِکُمُ الیُسرَوَلایُریدُ بِکُمُ العُسَر»

خداوند برشما آسان میگیرد ونه دشوار.

سوره مبارکه مائده درآیه شریفه سوم پس ازتحریم گوشت برخی ازجانوران ومرداروغیره میفرماید:

«. . . فَمَنِ اضطُرَّفِی مَخمَصَةٍ غَیرَمُتَجانِفٍ لِّاِثمٍ فَاِنَّ اللّهَ غَفُورٌرَّحِیمٌ»

. . . پس اگرکسی درشرایط اضطراردرمخمصه وگرسنگی ازحرام بخورد بدون گرایش به گناه محق است وخداوند درحق اوآمرزنده مهربان است.

***قاعده لاحرج درمرحله دوم علاوه برآیات کتاب الله مستند ازقول وفعل وتقریرپیشوایان معصوم دین هم میشود که دراین مقال چند مورد ازاین روایات مورد اشاره قرارمیگیرد.

دروسائل الشیعه روایت ابوبصیرازقول امام صادق علیه السلام درمورد غدیر، آبگیری که آب زیادی درآن بوده اما پلیدی هایی درآن ریخته شده است مرقوم شده:

« . . . اَفرِجِ الماءَ بِیَدِکَ ثُمَّ تَوَضَاء فَاِنَّ الدّینَ لَیسَ بِمَضیقِ فَاِنَّ اللهَ یَقولُ: ما جَعَلَ عَلَیکُم فِی الدّینِ مِن حَرَج»

سطح آب را با دستت بازکن وآنگاه وضوء بگیر، که دین اسلام سخت نمی گیرد وخداوند فرموده: دراین دین حرجی برشما قرارداده نشده است.

ایضاً روایت فضیل ابن یسارازامام صادق علیه السلام درمورد استفاده مجدد ازآب غسل میفرماید:

«لابَأسَ ما جَعَلَ عَلَیکُم فِی الدّینِ مِن حَرَج»

عیبی ندارد، چون دردین برای شما حرج قرارداده نشده است.

همچنین است روایت نبوی که میفرماید: «بُعِثتُ بِالحَنیفَةِ السَمحَةِ السَهلَةِ»

البته برخی ازفقها دراثبات قاعده لاحرج به چهارده روایت ازکتب معتبرروایی اشاره کرده اند. با استناد به آیات وروایات فوق درتبیین واثبات قاعده فقهی لاحرج میتوان به تحلیل حکم صادره ازسوی فقهای سوری درتغذیه ازگوشت سگ، گربه وهرگونه حرام گوشت دیگرویا مردارودیگرگوشت های تحریم شده درشریعت اسلامی پرداخت. چرا که با توجه به شرایط کنونی حومه دمشق غیرنظامیان وبعضاً نظامیان با کمبود وفقدان مواد غذایی حلال مواجه ودرصورت خود داری ازخوردن مواد غذایی نوعاً وعادتاَ به مشقت دچاروبلکه به کام مرگ گرفتارآیند. بنا براین فی الحال شرایط عسروحرج برشهروندان حومه دمشق تطبیق مینماید. مع الوصف با منظورداشتن آیات وروایاتی که قاعده لاحرج برآنها استوارمیباشد حکم اخیرفقهای سوری برای شهروندان حومه دمشق به درستی ازآن استخراج می شود.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.