میم مثل "مین"

درتازه‌ترین رویداد از این یادگار نامبارک، انفجار مین در نشکاش از توابع مریوان است، ٧ کودک 10 تا 12 ساله به نامهای : گشین کریمی-خبات کریمی- سینا دژآهنگ- زانا پاو- بهنوش زیادی مقدم - متین رخش بهار- ئالا روبینا که‌ در بیمارستانهای فجر وبوعلی مریوان بستری می باشند.

نزدیک به‌ سه‌ دهه‌ است که‌ جنگی با نام "جنگ تحمیلی" با القاب پارادوکسیکالی چون "مقدس"، به‌ پایان رسیده‌، اما آثارو تبعات دردناک آن (به‌ ویژه‌ در استانها و مناطق غربی که‌ با القابی چون "مرزداران غیور" و غیره‌ و ذالک مزین شده‌اند)، همچنان جان و زندگی انسانها بویژه‌ کودکان معصوم آن دیار را تقدیس می کند!!  کودکان معصومی که‌ شاید من و شما چه‌ بیشمار غبطه‌ ای به‌ آنها که‌ روزهای جنگ را ندیده‌اند و جنگ برای آنها همان یادآوری کتاب تاریخ شان و یادگاری از رشادتها و دلیریهاست! ولی افسوس!

فراتر از واژگان و القاب، بررسی ابعاد جنگ ایران و عراق، تبعات، هزینه‌ها و مشکلات آن برای هر دو کشور نه‌ در یک مقاله‌ جای می گیرد و نه‌ هدف این نوشته‌! اگر چه‌ بپذیریم یا نه‌، این حقیقت تلخی ست که‌ هزینه‌ های جنگی برای طرفین، بازی باخت- باخت ی، بیش نبود. بازی که‌ همچنان در زمین  ساده‌ و خاکی در قالب زمین بازی بچه‌های دیار من ودیارهای مشابه‌( آذربایجان غربی، خوزستان، ایلام، کرمانشاه‌، کردستان، که‌ البته‌ عمدتآ هم کردنشین هستند!)، ادامه‌ دارد، با این تفاوت که‌ نه‌ جنگی است و نه‌ متجاوزگری که‌ همچنان چون وظیفه‌ی همیشگی خود، مرزداربودنش را به‌ جای آورد!

استفاده‌ از مین در جنگ به‌ عنوان یک تاکتیک نظامی،  بسیار بحث  برانگیز است،  بویژه‌ بعد از جنگ جهانی دوم و تلاشهای نهادهای بین الملل برای منع کاربرد آن در جنگ در سال 1997، که‌ تحت عنوان کنوانسیون ممنوعیت استفاده، تولید، انبار و نقل‌وانتقال مین‌های ضدنفر و نابودی آن‌ها  (پیمان اتاوا) متجلی گشت و البته‌ با این پیش فرض که‌ این جنگ قبل از این کنوانسیون  به‌ وقوع پیوست البته‌ اگر چه‌ ایران هنوز به‌ این پیمان نپیوسته‌ است!  باری، در این جنگ مقدس، بویژه‌ در پنج استان نامبرده‌ که‌ از سالهای 59تا 67، که‌ خطوط مقدم جنگ را تشکیل می دادند، به‌ وفور درپایگاهها( که‌ غالبآ نزدیک مناطق مسکونی هستند)، زمین های مسکونی و اطراف از طرف هر دو کشور مین گذاری شد. طبق آمارهای رسمی دولت، بیش از دو میلیون هکتار از مساحت کشور با شانزده‌ میلیون مین خنثی نشده‌، وجود دارد. در طول هر شبانه‌روز، با انفجارهای بی گاه‌ و بی گاه‌! 2/2 نفر دچار مرگ یا معلولیت های دائمی می شوند. بر اساس پژوهش ها و شواهد، در طول شش هفت سال گذشته‌ به‌ طور میانگین هر ساله‌ هفت هزار حادثه‌ی انفجار مین در نقاط مرزی ایران( خاصه‌ در مناطق نامبرده‌)، رخ داده‌ که‌ 95درصد از قربانیان غیر نظامی و تا سی درصد کودکان را تشکیل میدهد. و طبق جدیدترین آمار و ژورنال، هر ساله‌ 200 نفر قربانی مین می گردند.  جالب اینجاست که‌ با رویارویی تقریبآ هر روز ساکنین مرزهای غربی با این حقیقت تلخ، مسؤلان و مراکز مین زدایی به‌ کرات خبر از اختصاص بودجه‌ و اعتبار و پاکسازی بویژه‌ مناطق استان کردستان و آذربایجان می دهند، که‌ نه‌ تنها طفره‌ ای بر بی کفایتی و سوءمدیریت شان است بلکه‌ تحمیق شمردن وبه‌سخره‌ گرفتن مردم، با نپذیرفتن مسوولیت دربرابر جان شان حتی در دوره‌ سالیان متمادی بعد از این جنگ مقدس است.

درتازه‌ترین رویداد از این یادگار نامبارک، انفجار مین در نشکاش از توابع مریوان است، 
٧ کودک 10 تا 12 ساله به نامهای : گشین کریمی-خبات کریمی- سینا دژآهنگ- زانا پاو- بهنوش زیادی مقدم - متین رخش بهار- ئالا روبینا  که‌ در بیمارستانهای فجر وبوعلی مریوان بستری می باشند. گه‌شین که‌ یک پای خود را از دست داده‌ است،  به‌افرادی که‌ برای دیدارشان می روند،  چنین از حادثه‌ می گوید: " خونمون نزدیک پایگاه‌، سه‌تا دخترو چهارتا پسر بودیم، داشتیم توپ بازی می کردیم که‌ اومدم شوت بزنم، پام به‌ جای توپ به‌ مین خورد و همگی زخمی شدیم. کاشکی بیان همه‌ این مینارو چمع کنند تا دیگه‌ کسی مثل ما زخمی نشه‌ یا از بین بره‌."

وقتی که‌ بحث از بی کفایتی و سوءمدیریت می شود، قصد ما، عطف به‌ ماسبق نیست!! مقدس یا نامقدس ، تحمیلی یا غیره‌، جنگی صورت گرفته‌ با تبعات بیشمار در مدت زمان محدود و نامحدود و درازمدت. بحث بر سر مدیریت یا سؤمدیریت بعد از جنگ، و مسئله‌ ی مهم مین گذاری ها آنهم در این ابعاد گسترده‌، می باشد. زمانیکه‌ سخن از نادیده‌ گرفتن جان انسانها (خاصتر در بعضی مناطق) در این سرزمین می شود، یک جمله‌ی خبری صرف نیست، بلکه‌ با شواهدی از این دست و ابعاد دیگر کاملآ مشهود و بارز است چرا که‌ اگر کمی مسوولین و نهادهای ذیربط، مسوولانه‌ و انسانی برخورد می کردند، قبل از هر سخنی، مکانهای مین گذاری شده‌ شناسایی می شدند و نقشه‌ای از مناطق آلوده‌ به‌ مین آماده‌ میشد، با اطلاع رسانی و آگاهی مناطق پایگاهی و مسکونی از همدیگر تفکیک می شدند و استراتژیهای لازم را جهت مین زدایی و مین کوبی و کاهش حداقلی مرگ و مصدومیت ها( که‌ اکثرآ با معلولیتها همراه‌ است که‌ خود هزاربار دردآورتر از مرگ است) با استفاده‌ از نصب تابلو ونشانه‌هایی از این دست و استفاده‌ از روش های نوین مین روبی برای پاکسازی این مناطق، اتفاقات ناگوار و تلفات انسانی (و حتی دامی)، به‌ یقین به‌ حداقل می رسید و خواهد رسید! علاوه‌ بر این و البته‌ حتی دردآورتراز همه‌ اینکه‌ در تمام این رویدادهای تلخ مرتبط با انفجار مین در طی این سالها، ما شاهد بی توجهی و نادیده‌ گرفتن خبرها و اتفاقات از طرف عالیترین مقام تا نهادهای دیگر حکومتی و ذیربط بوده‌ایم و گاه‌ تنها شاهد بازتاب آن در روزنامه های انگشت شمار بوده‌ایم و حتی نمایندگان مجلس هم که‌ به‌ تبع به‌ عنوان منتخب مستقیم مردم! نامبرده‌ می شوند و به‌ تبع انتظارات مردم هم می تواند چندان دور از انتظار نباشد!! جز موارد بسیار اندکی ، نه‌ اشاره‌ایی به‌ این رویدادها و نه‌ پیگیری یا حتی پیامی جهت همدردی با افراد قربانی! در صورتی که‌ یکی از مهمترین اقدامات بعد از رویدادهایی از این دست، پیگیری وامداد رسانی (به‌ ویژه‌ به‌ لحاظ مالی جهت فوریت های پزشکی و مداوا)و تعیین تکلیف مصدومان می باشد با توجه‌ به‌ اینکه‌ متاسفانه‌ اکثر این حادثه‌های ناگوار، قربانیانی را تشکیل می دهد که‌ به‌ لحاظ مالی (با توجه‌ موقعیت جغرافیایی که‌ در بالا به‌ آن مناطق اشاره‌ شد و شرایط پیوند خورده‌ با این بستر جغرافیایی!) در وضعیتی نیستند که‌ بتوانند از عهده‌ی هزینه‌های رفت و آمد ( حتی بایستی به‌ بیمارستانهای خارج از محل زندگی خود منتقل یابند!) و بیمارستان و ...برآیند. صد البته‌ اگردر طی این انفجارها در طی این سالها با تعمق بنگریم، نهادهای حکومتی از ریاست جمهوری گرفته‌ تا نمایندگان مجلس، سرگرم تصمیم گیریهای کلان کشور ومدیریت های مهمتری هستند همچنانکه‌ در حادثه‌ اخیر بچه‌های نشکاش، سرگرم تصویب فرزندخوانگی و ازدواج با فرزند خود و یا اینکه‌ مرگ بر آمریکا آری یا نه‌!

پس اگربا این همه‌ مشغله‌های مهم حکومتی و کلان، فرصتی برای گوشه‌چشمی به‌ این بازی تلخ ندارید، لطف بفرمایید و اجازه‌ دهید  به‌ جای آن بخش از تاریخ، درس (میم مثل" مین")، تدریس شود تا حداقل شناختی از این هیولای کمین کرده‌، داشته‌ باشند وبه‌ زمین بازی اطراف منزل خود (که‌ تنها زمین بازی موجود برایشان است!) نروند و حتی از توپهای پلاستیکی خود نیز دوری کنند!

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.