چه‌ طنز تلخی را دوره‌ می کنید، دولت امید و تدبیر!

بزرگتر که‌ شدیم کم کم طنز خنده‌آور به‌ واقعیت تلخ دوروبرم تبدیل شد البته‌ بهتر بگویم، لمس هرچه‌ بیشتر این واقعیت تلخ و تبعیض و عدم حق عبورو مرور!

 

 

 

چه‌ طنز تلخی را دوره‌ می کنید، دولت امید و تدبیر!

آقای حسن روحانی

ریاست دولت امید و تدبیر

غرض ازخطاب کردن شما در شروع این نوشته‌،  به‌ اشتراک گذاشتن خاطره‌ای از برنامه‌ی طنزو مصداق آن بویژه‌ در دولت حضرت عالی است که‌ سالها پیش (اگر اشتباه‌ نکرده‌باشم از کارهای آقای مدیری)، از تلویزیون ملی! دیده‌ بودم و همیشه‌ و بویژه‌ این روزها از لطف دولت به‌ حقیقت بسیار مدبرانه‌ شما، در ذهن بنده‌ بسیار متداعی می شود. طنز حاوی آدمهایی بود که‌ حالتی قلدرمآبانه‌ با چوبهایی به‌ اندازه‌های متعدد لای دندانهایشان در محل رفت و آمد مردم و ورودی محله‌ها می ایستادند و هر کسی که‌ می خواست از آنجا رد شود، مورد استنطاق قرار می گرفت و با پرسش "بچه‌ی این محلی؟" روبرو می شد. راستش آنموقع که‌ این برنامه‌ را نگاه‌ میکردم علاوه‌ بر ریسه‌ رفتن و خندیدن به‌ هنرنمایی بازیگران، گاه‌ تو دلم زمزمه‌ می کردم: " خوب این چه‌ کاریه‌؟ حالا اگر هم بچه‌ اون محله‌ هم نباشند؟ حق عبور ساده‌رو که‌ دارند!" خلاصه‌ بزرگتر که‌ شدیم کم کم طنز خنده‌آور به‌ واقعیت تلخ دوروبرم تبدیل شد البته‌ بهتر بگویم، لمس هرچه‌ بیشتر این واقعیت تلخ و تبعیض و عدم حق عبورو مرور!

تا قبل از دوران آقای خاتمی، خطوط قرمزهای تعیین شده‌ (بویژه‌ در مناطق غربی که‌ عمدتآ کرد نشین هستند و مناطق جنوبی ) بسیار عادی می نمود، آنچنان که‌ هر یک از ما نگونبختان آن دیار نه‌ تنها همیشه‌ از جانب حاکمیت مورد استنطاق و تحقیق و تفحص  قرار می گرفتیم بلکه‌ از جانب دیگر شهروندان ایرانی که‌ ما برای آنها هم محله‌ شون نبودیم و غیره‌ و ذالک، که‌ تحت تآثیر همان سیستم قرار گرفته‌ بودند، همین وضعیت ادامه‌ داشت. و به‌ خاطر همین گستردگی و به‌ رسمیت شناختن و مشروع دانستن همین تفکر بود که‌  تبعیضها و ناحقی ها و زندان و شکنجه‌ و ...آنهم در ابعاد گسترده‌ (‌ فکر نمی کنم این قسمت به‌ دلیل گستردگی و تداوم بی شمار آن از خاطر مبارک رخت بر بسته‌ باشد)،  و البته‌ نبود رسانه‌ ها هم در ابعاد امروزی، در خاموشی کامل رخ داد. حال چرا خطوط قرمز، چرا که‌ بویژه‌ مرکزنشینان و نهادهای غیر از حکومت، اگر گاه‌ گاهی زبان به‌ نقد می گشودند، نامی و حتی اشاره‌ای به‌ جنایت ها و نقض حقوقی که‌ در این مناطق صورت می گرفت، نمی کردند و یا با واژگان و القابی چون تجزیه‌ طلب و دلالان مواد مخدر، وجدان خود را تخدیر می کردند.  در دوران آقای خاتمی با برافراشتن ایران برای همه‌ ایرانیها و ... به‌ ظاهر سعی بر آن شد که‌ خطوط قرمز کمرنگ گردد وچوبهای لای دندانها زمین گذاشته‌ شود و  ...مابقی ماجرا که‌ لزومی به‌ یادآوری بویژه‌  برای حضرتعالی نیست! فقط به‌ همین نکته‌ اشاره‌ میکنم در جریان بگیرو ببندها و شکنجه‌ها و محاکمه‌ها در دوران آقای خاتمی  نیز بویژه‌ به‌ افرادی که‌ هم محله‌ای ما بودند نه‌ هم محله‌ای شما! یادآور شده‌بودند که‌ "هر تغییر و تحولی هم اگر در ایران بوجود بیاید و اشعاری چون جامعه‌ مدنی شکل یابد، برای شماها و بویژه‌ از همدان به‌ این ور سرابی بیش نیست!". 

دوران آقای احمدی نژاد هم که‌ بماند! فقط نکته‌ای که‌ در این دوران می تواند برای من نوعی حائز اهمیت باشد، درک شدن هر چه‌ بیشتر من نوعی و دیگرانی که‌ همیشه‌ غیر خودی، غیرهم محله‌ای بودند، از جانب قشر وسیعتر مردم و دیگر شهروندان ایرانی و هم آوا شدن و گوشه‌ چشمی داشتن به‌ مصائب و رنجها آنهم به‌ دلیل سیاست خاصتر احمدی نژاد و تنه‌ درخت لای دندان گذاشتن و شکاف حاکمیت و محدود کردن هر چه‌ بیشتر هم محله‌ای ها و تنگ کردن ورودی محله‌! و به‌ تبع اعتراضات و ...شنیدن صداها خاصه‌ اگر که‌ از مرکز نشینان بلند شود!

حال هم که‌ دولت عالی ، با کلید امید و تدبیر وارد کارزار شدید و با آن لبخند، تا این جای کار چه‌ مهرورزی ها و البته‌ چه‌ تدبیرها که‌ ننمودید. از سیاست آشتی جویانه‌ با غرب گرفته‌ تا اقدامات داخلی چون آزاد کردن زندانیان عمومآ مرکز نشین، باز شدن خانه‌ سینما، چاپ کتابهای ممنوع شده‌ و .. ثبت نام دانشجویان ستاره‌دارو...که‌ در جای خود بسی تقدیرو ستایش می طلبد و البته‌ این ستایش و تقدیر هم با شعار "روحانی مچکریم" پاسخ داده‌ شده‌ است و چنان شور و شعفی که‌ حال، مردم و خاصه‌ فعالین برابری حقوق وآزادی هم محله‌ای شما، چنان به‌ حالت خلسه‌ رفته‌اند که‌ دوباره‌ دچار آن فراموشی تاریخی یا بهتر است بگویم نادیده‌ گرفتن حقوق انسانهایی که‌ از بخت بدشان با شما هم محله‌ای نیستند، شدند وشما هم آنچنان  زیرکانه‌  وموزیانه‌ با دستی در تلاشید که‌ جهان غرب را تطمیع کنید و با دست دیگر خلسه‌ای هر چند کوتاه‌ تا براحتی زیر آن لبخند نه‌ چندان خوشایند، چوبهای بران و تیزتر از همیشه‌ لای دندانهای خود مخفی سازید و اینچنین قطار‌ اعدامها و بگیرو ببندها را بار دگر به‌ راه‌ انداختید و بی هیچ ابایی و حتی وقیحانه‌تر، آنهایی را که‌ از روز ازل غیر خودی می پنداشتید، اینچنین...

چه‌ طنز تلخی را دوره‌ می کنید، دولت امید و تدبیر

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.