از کارزار ضد اعدام پشتیبانی کنیم!

ابتکار شجاعانه شخصیت های مبتکر کارزار ضد اعدام در داخل کشور، اصلاح طلبی واقعی است. همین نظام سیاسی حاکم را می توان وادار کرد ماشین اعدامش را متوقف کند، اگر اراده برای وداع با این نماد انسان ستیزی وجود داشته باشد. فراخوان ما به نیروهای سیاسی برای پشتیبانی از این کارزار، مرز بین اصلاح طلب و تحول طلب نمی شناسد. یک اصلاح مهم برای گشودن قفل ها بر درهائی که باید به آینده ای امیدوارکننده تر گشوده شوند، همین دوری گام به گام از مجازات اعدام است که مبتکران فراخوان، آن را طلب کرده اند.

اعلامیه هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

از کارزار ضد اعدام پشتیبانی کنیم!

 شماری از شخصیت های برجسته آزادیخواه در داخل کشور، فراخوانی برای کارزار ضد مجازات اعدام منتشر کرده اند. ما از این فراخوان استقبال می کنیم و نیروهای سیاسی آزادیخواه داخل و خارج از کشور، نهادها و شخصیت های مدافع حقوق بشر، هم میهنانی را که دور کردن جامعه ایران از خشونت را هدف خود قرار داده اند، فرا می خوانیم به این کارزار بپیوندند.

مجازات اعدام، نماد خشونت دولتی، مظهر بی اعتنائی حکومت به حرمت انسان و زندگی و میراثی از اعصاری است که انسان و حرمت و حقوق او، جایگاه برترین ارزش تمدن و فرهنگ را نیافته بود. مجازات اعدام، ننگی بر دامن جوامع بشری است، از جوامعی مانند ایران تحت سلطه یک حکومت استبدادی گرفته تا جامعه ایالات متحده که توجیه گران نظام سیاسی و حقوقی آن مدعی پیشاهنگی در دفاع از حقوق بشرند.

اعدام در جمهوری اسلامی، یک ستون و رکن مهم استبداد است. با اعدام و کابوس آن است که حکومت استبدادی پایه های خود را محکم می کند. زمامداران جمهوری اسلامی تنها چهار روز پس از به قدرت رسیدن، حربه اعدام را به کار انداختند. در آن زمان، اکثر نیروهای سیاسی ایران به انضمام سازمان ما به باور کنونی به انسان محوری از یک سو، و به آگاهی کنونی از نقش محوری اعدام در بنای خودکامگی نرسیده بودند. خشت کجی که بیست و ششم بهمن پنجاه و هفت بر بام محل سکونت خمینی نهاده شد و ما آن زمان پلشتی آن را ندیدیم، نخستین سنگ نخستین بنائی بود که ستون هایش در سال های پس از آن، بر پشته کشته های بجا مانده از حملات چماقداران و چاقوکشان به دگراندیشان، اعدام های سال پنجاه و هشت در کردستان، سر به نیست کردن نظامیان متهم به توطئه کودتای نوژه در سال پنجاه و نه استوار شد و در دهه شصت، خونین ترین دهه تاریخ معاصر ایران، به اوج خود رسید. قریب سی و پنج سال است که جمهوری اسلامی به مثابه ماشین اعدام، انسان و حرمت او را زیر چرخ های خونین خود له می کند.

اعدام در ایران امروز، یعنی به نمایش گذاشتن جان دادن انسان در برابر چشمان کودکان، یعنی کشتن گروگان هایی که برای روزی که لازم شود حکم اعدامشان را نوشته اند، یعنی انتقام گیری از اسرای بی دفاع، یعنی به مسلخ بردن متهمانی که از بدو بازداشت شکنجه شده اند تا به جرم هائی که مرتکب نشده اند اقرار کنند، یعنی اعمال شیوه گروگان کشی اس اس و گشتاپو در مواجهه با مخالفان مسلح، یعنی وادار کردن خانواده های قربانیان جرائم به قساوت به نام قصاص، یعنی سالانه صدها بار انسان و حرمت او را کشتن.

ابتکار شجاعانه شخصیت های مبتکر کارزار ضد اعدام در داخل کشور، اصلاح طلبی واقعی است. همین نظام سیاسی حاکم را می توان وادار کرد ماشین اعدامش را متوقف کند، اگر اراده برای وداع با این نماد انسان ستیزی وجود داشته باشد. فراخوان ما به نیروهای سیاسی برای پشتیبانی از این کارزار، مرز بین اصلاح طلب و تحول طلب نمی شناسد. یک اصلاح مهم برای گشودن قفل ها بر درهائی که باید به آینده ای امیدوارکننده تر گشوده شوند، همین دوری گام به گام از مجازات اعدام است که مبتکران فراخوان، آن را طلب کرده اند.

اعدام بس است. این جنایت دولتی و این کابوس باید پایان پذیرد.

هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

٧ آذرماه ١٣٩٢ (٢٨ نوامبر ٢٠١٣)

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: