سکوت دیگر پاسخگو نیست! چه باید کرد؟

اصلاح طلبی و تلاش برای تغییر در قالب نظام جمهوری اسلامی برای همیشه در ایران مرده است و حتی شورای راه سبز امید نیز به عنوان سخنگوی جنبش سبزاصلاح طلبی (نه جنبش سبز مردمی ) جایگاه در خوری در میان معترضان به حکومت ندارد.

بیست و پنجم بهمن ،سالروز اعتراض گسترده مردم ایران به عملکرد چندین ساله حکومت جمهوری اسلامی بود،که با توهین حداکثری به شعور مردم در آخرین انتخابات نمایشی ریاست جمهوری نمود پیدا کرد. این اعتراضات علارغم اظهار نظرسخنگویان جنبش سبز قائل به نظام اسلامی،که هنوز جنبش سبز را ملک لا یملک خود می دانند، از خواسته های محدود حق رای و اعتراض به انتخابات گذشته است و مردم ایران در حال حاضر در اعتراضات خود مستقیما راس نظام و خود نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده اند .شورای پنهان راه سبز امید نیز همچنان اصرار بر پدرخواندگی جنبش اعتراضی مردم ایران دارد و با دعوتنامه و بیانیه های خود ،بیشتر به عنوان سوپاپ تخلیه هیجان اعتراضات عمل کرده و هنوز در افکار اصلاح طلبی خود غوطه می خورد . تجربه دعوت به سکوت و قدم زدن در پیاده رو ها و در ادامه آن ، شناسایی و به دام افتادن جوانان معترض در دستان سرکوبگران،ظاهرا برای "شورای زرد نا امیدی "،تجربه دلچسبی بوده که باز به تکرار آن تاکید می کند!!ولی آنچه که باید از اتفاقات این روز و روزهای اخیر آموخت :اولا، اصلاح طلبی و تلاش برای تغییر در قالب نظام جمهوری اسلامی برای همیشه در ایران مرده است و حتی شورای راه سبز امید نیز به عنوان سخنگوی جنبش سبزاصلاح طلبی (نه جنبش سبز مردمی ) جایگاه در خوری در میان معترضان به حکومت ندارد.دوما ،نکته مهم دیگر عدم استقبال از دعوت به حرکتهای اعتراضی از سوی افراد ناشناس و بی هویتی چون شورای ذکر شده می باشد واین مهم نشان می دهد که ملت ایران در حال حاضر بیشتر از هر زمان دیگر،به آلترناتیوی شناسنامه دار همچون شورای ملی یا کنگره ملی ایران،برای هماهنگی و سازماندهی اعتراضات نیاز دارد .سوما ،دیگر مسئله مهم این است که بار دیگر جمهوری اسلامی به همگان نشان داد که قائل به رعایت قانون بازی مدنی در صفحه شطرنج ایران نیست و هیچگاه نخواسته و نخواهد خواست که فضایی مناسب برای نقد و اعتراضات و مخالفتها و در کل برای اعتراضات مدنی ،ایجاد کند و این نشانگر آن است که در روزهای آینده ،احتمالا شاهد بروز اعتراضات مردمی در فازهایی بغیر از فاز اعتراضات مدنی خواهیم بود.فشارهای روز افزون اقتصادی ،فضای خفگان سیاسی و خطر بروز جنگ ،عواملی هستند که خود برانرژی این موتور محرکه می افزاید و مطمئنا مردم در صورت لزوم به هر کاری دست خواهند زد تا کشور عزیزمان ایران و سرنوشت مردمان آن ،بازیچه ماجراجویی حکام دیوانه داخلی و سیاست ورزان موذی خارجی نگردد.و این مهم زمانی میسر است که ملت ایران به جامعه جهانی نشان دهد ، خود در صدد نجات خویشتن و کشور از این منجلاب جمهوری اسلامی ساخته ،است و این تنها زمانی نمود می یابد که مردم ایران تکلیف خود را با حکومت جمهوری اسلامی ،یکسره کند.در این میان ،آنچه که مردم ایران بایستی به آن توجه کنند،این است که حکومت فعلی در شرایط ترس و وحشت قرار دارد و با توجه به وقایع و رخدادهای ماههای اخیر در منطقه و دنیا ،شدیدا خود را در معرض فروپاشی می بیند.آیا مردم ما از خود پرسیده اند که این رژیم تا چه زمانی می تواند با تکیه بر نیروهای سرکوبگر ،تهدید به زندان و شکنجه و اعدام ،به حیات خود ادامه دهد؟!حجم عظیم استقرار نیروها در سطح شهرها و گرفتن تصمیمات خارج از آموزه های علوم مدیریت بحران در زمانهای احساس خطر ،مثل تعطیلی زود هنگام مترودرشامگاه دیروز و ...نشان می دهد ،جمهوری اسلامی از نیروی جنبش اعتراضی مردم ایران ،برآورد دقیقی ندارد و قادر به محاسبه آن نیست و می توان از این مهم در غافلگیری و در صورت استمرار اعتراض ،بصورت ایجاد فرسایش در توان فیزیکی و روحی روانی نیروهای سرکوبگر استفاده کردمطلب مهم دیگر ریزش نیروهای درون نظام و اختلافات اساسی در درون حاکمیت است که علارغم خواست آنها ، خبرهایی گاها به بیرون درز می کند .بایستی تاکید نمود که از این مسئله نبایستی به سادگی عبور کرد ،بلکه با ایجاد بحث آشتی ملی در ایران آینده ،انرژی مضاعفی را در تصمیم گیری برای جدایی وعملکرد جدا شدگان از نظام و در نهایت ضعیفتر شدن بدنه حکومت اسلامی ،ایجاد کرد.آنچه که از همه نوشته های این متن می توان به آن رسید و احساس نیاز کرد ،همانا بحث ایجاد شورای ملی ایران و تسریع در این امر است.بطوریکه در پی تشکیل آن ،سازماندهی برای اعتراضات و اعتصابات در فازهای مختلف و با پشتوانه نهادی حقوقی همچون شورای ملی عملی خواهد شد.به نظر می رسد اوضاع بسیار نابسامان اقتصادی ،احساس خطر بروز جنگ و نابودی ثروتهای ملی وافزایش بحرانهای اجتماعی و فرهنگی ،همه دست در دست هم داده اند تا بهترین زمان برای وارد کردن ضربه کاری و نهایی به پیکره حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی ، مهیا گردد.امید می رود در روزهای نزدیک آینده ،اپوزیسیون داخل و خارج کشور،مسائل را با درایت و موشکافانه بررسی کرده وبه خاطر آینده ایران عزیزمان و ملت ایران،ضمن پذیرفتن تفاوتها و اختلاف دیدگاه در مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ،بر روی مشترکات خود که مهمترین آن سرنگونی جمهوری اسلامی و حق تعیین سرنوشت مردم توسط انتخابات آزاد در ایران یکپارچه است، به توافق برسند.انتظار می رود،در این مهم ،همه گروهها و اشخاص از حداکثر توان خود جهت رسیدن به هدف ،که همانا تشکیل شورای ملی به عنوان آلترناتیوی مشروع برای سرنگونی و دوران گذر از جمهوری اسلامی و رسیدن به حکومتی دمکراتیک در قالب جدایی دین از حکومت است،استفاده کنند.پاینده ایران و ملت ایران

منبع: 
سایت ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.