با حکومت اسلامی چه باید کرد؟

براستی با حکومت اسلامی در ایران ،که مسبب برخی از این بحران هاست چه باید کرد؟ این پرسشی است که کشورهای غربی و گروها و سازمان ها به عنوان اپوزیسیون ،باید به ان پاسخ دهند .نهادینه کردن دموکراسی در کشورهای تحت نفوذ اسلامیست ها به نفع کل جهان است .زیرا این قشر بازی دموکراتیک را نیاموخته است و به قول خامنه ایی اسلام "مقاتله و خون دادن" است .ایا دامن زدن به جنگ فرقه ایی و مذهبی و ادامه حکومت اسلامیست ها در منطقه به نفع جهان امروز است؟اما امروز، همه ما یک وظیفه داریم وان تغییر این معادلات خطرناک در من

مدت هاست که با خودم فکر میکنم ،چرا این حکومت با قانون اساسی موجود توانست،بر ایران حاکم شود و بعد از سی و پنج سال هنوز، با فریب به حکومت خود ادامه میدهد .به اعتقاد من انسداد سیاسی و جنگ سرد بین شوروی سابق و دنیای غرب و حمایت نیروهای به اصطلاح روشنفکر، که بیشتر از جریان چپ بودند از خمینی به عنوان یک الترناتیو برای مبارزات و سقوط دوران پهلوی بهره جستند ،اما نتوانستند یک سیستم سکولار و دموکرات را بعد از دوران پهلوی در ایران نهادینه نمایند و بازی را به اسلامیست ها باختند.عدم حمایت از بختیار و شکاف بین جبهه ملی و اتحاد چند خانواده سیاسی از طیف های مختلف برای کنار زدن شاه از قدرت و حمایت قدرت های بین المللی منجربه انقلابی شد، که مشخصا خمینی در راس ان قرار گرفت . (1) به عنوان نمونه کنفرانس گوادلوپ جلسه‌ای بود که در ژانویه ۱۹۷۹/دی ۱۳۵۷ میان رؤسای دولت ۴ قدرت مهم بلوک غرب (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی) در جزیره گوادلوپ برگزار شد و موضوع اصلی آن بررسی وضعیت بحرانی ایران در آن دوران -آخرین روزهای پیش از انقلاب ۵۷- بود. این جلسه به میزبانی والری ژیسکار دستن رئیس‌جمهور فرانسه در جزیره گوادلوپ از سرزمین‌های ماورا بحر فرانسه در دریای کارائیب با شرکت جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، هلموت اشمیت صدراعظم جمهوری فدرال آلمان و خود ِ ژیسکار دستن برگزار شد. در این جلسه در مورد قریب‌الوقوع بودن سرنگونی محمدرضا پهلوی شاه ایران توافق حاصل شد اما در مورد نتایج و مذاکرات دیگر این نشست روایت‌های متفاوت و متناقضی مطرح شده‌است(1).انچه که از این مبحث میتوان نتیجه گرفت ،نبود یک الترناتیو مشخص بعد از حکومت پهلوی و جنگ قدرت بین احزاب و سازمان های درگیر انقلاب و دخالت های قدرت های جهانی مشهود است . اگر بخواهم طرح کمربند سبز برژینسکی را به این مطلب اضافه نمایم، میتوان ایران را قربانی اصلی این بازی در منطقه خاورمیانه دانست . طرحي كه مي گفت براي مقابله ريشه اي با كمونيسم و جلوگيري از پيشروي بيشتر آن بايد به روي تقويت و تهييج گروه هاي مذهبي و اسلامی از اهرم باورهاي مذهبي و اسلامي در خاورميانه استفاده كرد.طراحان این طرح اعتقاد داشتند که دولت هاي ملي گرا با وجود اقبال هاي اوليه، در بلندمدت توان مقابله و رقابت با تئوري هاي ماركسيستي را ندارند و آن ها توسط كادرهاي سازمان يافته چريكي و حزبي چپ سقوط مي كنند و كشور را براي هميشه به كمونيست ها واگذار مي كنند. در حالي كه، گروه هاي مذهبي و جهادي تا سر حد مرگ مقابل كمونيست ها مي ايستند و از چنان نيروي قهري برخوردارند كه حتي وقتي همه تلاش هاي دموكراتيك براي نجات كشور ناكام بماند، با قدرت استبداد ديني، كشور را به هر قيمتي كه شده در مقابل نفوذ كمونيسم حفظ مي كنند.البته این طرح با حمایت موساد در منطقه و منافع اسرائیل همخوانی داشت .به هر حال در پروسه سیاسی همه کشورها به فکر منافع استراتژیک خود هستند و کسی تضمین کننده دمکراسی برای دیگر کشورها نیست .انچه که مهم است و سوال اساسی در برابر گروها و سازمان های دهه پنجاه میباشد و باید پاسخ دهند این است که ،ایا از چنین طرح هایی باخبر بودند و یا اینکه خود انها هم جز این طرح برای اسلامیست کردن ایران بودند ویا اینکه تحلیل انها در این خصوص اشتباه تاکتیکی بوده است .به باور من عدم پاسخگویی و مسوولیت پذیری تا اکنون ،ما را از خیلی واقعیت های تاریخی دورساخته است.به هر حال این اتفاق برای ایران حاصل میشود و خانواده هایی که در این روند سهمی داشتند و در این اتفاقات نقشی ایفا نمودند توسط روحانیون و اسلامیست ها تک تک حذف شدند و قدرت مطلقه را با اشتباهات مکرر به یک طبقه مذهبی واگذارنمودند .چقدر دردناک است ،وقتی هنوز هم اشتباهات تکرار میشود و شاهد ویرانی ایران توسط ملایان و قدرت های پنهان و مافیایی هستیم .براستی معنی کلماتی مثل خیانت ، اشتباه  و عامل بودن را چگونه میتوان تفسیر نمود؟امروز بعد از سی و پنج سال شاهد مشکلات عدیده ایی در ایران هستیم که در اصل تاوان ندانم کاری گذشته را پس میدهیم . نتیجه همین است که همه ما میبینیم ،نابودی چند نسل که هر کدام می توانستند باعث پیشرفت ایران عزیز شوند.اما یا کشته شدند یا حذف و یا مجبور به ترک خانه پدری و مادری خویش شدند و اواره کشورهای بیگانه گشتند.چقدر تلخ است این وقایع ،اما واقعیتی است که پاسخ می خواهد و همه باید در این مقوله سهیم باشیم.براستی فکر کرده ایم که چرا از زمان مشروطه تا اکنون هنوز نتوانسته ایم به دستاوردی برسیم، که مفهموم دموکراسی را لمس نماییم .اگر بخواهیم به خیانت ها و جنایت ها نگاهی بیفکنیم شاید راهگشاه باشد و نیاز بدانیم که با شجاعت خودمان را نقد نماییم و اسیب شناسی نماییم.امروز جنگ سرد بین غرب و شوروی سابق تمام شده است اما این جنگ سرد بین خودمان از هر زمانی بیشتر شده است .اگر به تاریخ کشورهای پیشرفته نگاهی داشته باشیم ،همه انها این شرایط را داشته اند ولی امروز انها کجا هستند و ما در چه رتبه ایی هستیم؟ به اعتقاد من اگر امروز ، همه ی جهان مدنی و در راس ان امریکا و اسرائیل در خطر جنگ و تیررس مستقیم تروریسم جهانی به حمایت حاکمان ایران هستند،نتیجه اشتباهات و سوداگری غرب در پرورش هیولایی به نام جمهوری اسلامی بوده است.به جای تقویت دموکراسی و حمایت از مبارزات مدنی مردم هنوز هم اشتباهات گذشته ،را تکرار مینمایند و چون همین ،هیولای دست پروده برای خودشان مسبب خطر شده بدنبال یک جنگ دیگری با منافع جدید هستند.بدون اینکه بخواهند مبارزات مردم ایران ،را ببینندو فروپاشی این حکومت را به مردم واگذار نمایند.به خاورمیانه بنگرید ،که چگونه همین اسلامیست ها برای منافع جهان بحران ایجاد میکنند .جنگ فرقه ایی و مذهبی در منطقه تبدیل به بحرانی برای همه قدرت های بین المللی شده است .تروریست پروی ابعاد گسترده ایی گرفته است  وحتی باعث هزینه های سنگین ،چه جانی و چه مالی برای غرب شده است .از لیبی تا عراق ، لبنان و سوریه ،افغانستان ، پاکستان ،شاخ افریقا و دامنه حمله موج تروریست پروی در امریکا و 11 سپتامبر و حتی روسیه را در برگرفته است .این همان کمربندی سبزی بود که اسلامیست ها ،خود انها را نشانه گرفتند . بحران سوریه نمونه همین ، اشتباهات تاکتیکی است.شاید گروهای اقلیتی از این بحران ها استفاده نمایند ، اما در دراز مدت  شاهد بی ثباتی در کل منطقه میباشیم .براستی با حکومت اسلامی در ایران ،که مسبب برخی از این بحران هاست چه باید کرد؟ این پرسشی است که کشورهای غربی و گروها و سازمان ها به عنوان اپوزیسیون ،باید به ان پاسخ دهند .نهادینه کردن دموکراسی در  کشورهای تحت نفوذ اسلامیست ها به نفع کل جهان است .زیرا این قشر بازی دموکراتیک را نیاموخته است و به قول خامنه ایی  اسلام "مقاتله و خون دادن" است .ایا دامن زدن به جنگ فرقه ایی و مذهبی و ادامه حکومت اسلامیست ها در منطقه به نفع جهان امروز است؟اما امروز، همه ما یک وظیفه داریم وان تغییر این معادلات خطرناک در منطقه است .تا زمانی که ما خودمان تصمیم نگیریم و منافع ملی را تعریف نکنیم ،همین وضعیت ادامه دارد و هیچ کشوری هم برای ما کاری نمیکند .امروز روز اتحاد در مقابل این حکومت مذهبی است .اتحادی که با مانیفست مشخص و اهداف کوتاه مدت و بلند مدت میتواند ایران را از خطرات زیادی در اینده نجات دهد و جلوی اقتدارگرایان را بگیرد .اما چرا تا اکنون ،اپوزیسیون نتوانسته است حول حداقل اشتراکات برای روند دموکراسی در ایران به نتیجه برسد .ایا خود ما هم مقصر نیستیم؟ایا بعد از سی و پنج سال کشمکش های سیاسی و تلف کردن وقت کافی نبوده است؟اگر جنگ فرقه ایی و مذهبی را به ایران تحمیل نمایند انوقت چه میخواهید بگویید و ایا دیر نیست؟به همه ما ثابت شده است ،که این حکومت توتالیتر هستی ما را بر باد داده است.فساد ، خفقان و نابود کردن هویت مردم توسط این حکومت را همگان شاهد هستیم .ایا امروز تعهد اخلاقی و مسوولیت پذیری بیشتری در مقابل این همه بحران، برای تک تک ما ایرانیان وظیفه میهنی نیست؟اگر به ایران می اندیشیم ،زمان به سرعت در حال گذر است و میبایست فکری اساسی نمود وبرای نجات خود و نسل اینده از دست این حکومت و تبعات ان راهکار اساسی ارائه داد . ایا فرهنگ عشیره ای و قبیله ای، مانع انسجام و اتحاد جامعه ایرانی در مقابل این حکومت است؟ در چنین فرهنگ عشیره ای، فرد عقلانیت خود را تعطیل می کنند و به عنوان یک عنصر مدیریتی در خدمت جامعه قرار نمی گیرد/ تداوم فرهنگ عشیره ای در نظام اجتماعی ایران، فرهنگ حذف و بی اعتمادی و ناتوانی در ایجاد ارتباطات استدلالی را رواج می دهد.در فرهنگ قبیله ایی قابلیت فرد نادیده گرفته میشود و از همه مهمتر اکثرا میخواهند ریس قبیله باشند .خودشیفتگی و خود محوری و از بالا به پایین نگاه کردن به افراد جز این فرهنگ میباشد .هر اشتباهی را کتمان و در اصل منیت جای واقعیت را میگیرد .در فرهنگ قبیله ایی احساسات جای منطق و عقل گرایی را پر میکند و اصولا چنین فرهنگی باعث میشود که تشکیلاتی منسجم بوجود نیاید .در فرهنگ قبیله ایی منفعت شخصی و گروهی حاکم میشود و فضای نقد را مسدود میکند .در چنین فضایی خودی و غیر خودی جایگزین ارزشها میشود .چنین افرادی با چنین گرایشی فکر میکنند خودشان همه چیز را میدانند و اگر شخصی به انها اعتراض کند از دایره خودی خارج میشوند .در چنین فرهنگی منافع اجتماعی و حقوق شهروندی و مبارزه بر علیه تبعیض قربانی منافع کوتاه مدت افراد و سازمانها میشود .ایا وقت ان نرسیده است که به یک منطق درست برای نجات ایران برسیم ؟اما راهکار اساسی ،اتحاد بر حول اشتراکات برای عبور از این حکومت و برقراری دموکراسی در ایران است .حاکمیت ملی ،منافع ملی، حقوق شهروندی ، رفع تبعیض و استقرار دموکراسی برای تک تک ایرانیان ،میتواند در دستور اتحادها باشد .میتوان با خرد ورزی تمام معادلات را به نفع مردم ایران تمام نمود .

منبع .(1) ..کنفرانس گوادلوپ ..ویکی پدیا

منبع: 
www.mohammadzamani.com
برگرفته از: 
www.mohammadzamani.com
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نخست باید بگویم مقاله خوبی بود ولی باید بداینم که غرب را نمیتوان مسئول واقعی بدبختی مردم ایران شناخت.زمینه ساز بلوای سال 57 متاسفانه سیاست خطای دولت شاهنشاهی بود .نظام سابق سقوط نمیکرد اگر حتا پس از سال 32 ما در این کشور مستمر انتخابات ازاد میداشتیم.خطر سقوط نظام را با صدای بلند اعلام کردندو حتا در مجلس سنا گفته شد و به ان نصایح دلسوزانه کوشی بدهکار نبود.غرب همیشه در پی منافع خود بود و هست و خواهد بود ما / همه ما برا ی دفاع از منافع مردم چه کردیم؟ باور دارم اگر در ایران تقسم قدرت میبود و بر اساس قانون اساسی مشروطه شاه فقط باید سلطنت کند ونه حکومت عملی میشد این فاجعه که یک امریگائی بیاید و نظام تاریخی سلطنت را نابود کند هر گز روی نمیداد.چرا باید ریئس سازمان سیاه اقای ریچارد هلمز سفیر امریکا در ایران باشد؟ چرا دولت شاهنشاهی ان ژنرال را بیرون نکرد ؟

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای زمانی گرامی، من به ایرادات آقای کاظم ثانی توجه کرده آنها را کنترول نمودم. ایشان به درستی به اشکالات مقاله شما اشاره کرده اند. لازم به یاد آوری نیست - ولی مجبورم این الفبای « نقل قول» را متذکر شوم که- در نوشته، نقل قول، در اول و آخر، داخل دو گوشه - «...»- قرار میگیرد. عدم استفاده از آن به معنای « سرقت ادبی» محسوب میشود. و همینطور « عدم ذکر منبع» همه ی نقل قول ها. لطف کنید در کار « مونتاژ» نوشته ی خود دقت کنید. و با « حیثیت» نوشتاری سایت ایران گلوبال « بازی» نکنید. در غیر این صورت از انتشار کارهای شما معذور خواهیم شد. امیدوارم این اخطار را جدی تلقی نمایید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای زمانی حرفهای خوبی نوشته اید ولی حیف که باز هم موناژ است. علاوه بر منبعی که نوشته اید (ویکیدیا) از این مقالات هم کپی کرده اید: مراقب سناریو هاشمی و دیگر سناریوها باشیم (مقاله قدیمی خودتان) http://www.iranglobal.info/node/10508 و مقال: موساد پشت نقاب قاچاق تسليحات اتمي به ايران با تحليل شواهد جديد، نوشته دکتر کاوه احمدی علی آبادی، http://www.iranglobal.info/node/8274 و مقال: فرهنگ عشیره ای و قبیله ای، مانع انسجام جامعه ایرانی است؟، منتشر شده در تابناک، http://www.tabnak.ir/fa/news/180020/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B9%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F