روحانی به طرف مردم می آید؟

انگیزه روحانی ، هرچه باشد عملی شدن اراده او به نفع مردم خواهد بود. پس باید او را بر پیگیری همین روش تشویق کرد و البته به او هشدار داد که مردم این بار به راحتی فریب نخواهند خورد و به روحانی هم اجازه نخواهند داد معامله خود با رهبر را فقط به "عدم سنگ اندازی خامنه ای در برابر دولت "، محدود سازد.

سخنان حسن روحانی در سالگرد راهپیمایی حکومتی نهم دی ماه ، بازتاب های زیادی در رسانه های داخلی و خارجی داشت. بوق های تبلیغاتی حکومت ،  این بخش از سخنان روحانی را بزرگنمایی کردند که "مردم زمانیکه احساس کردند به باورها و ارزش‌های دینی و اعتقادی آنها توهین شده و بیگانگان خیال دخالت در حوزه‌های اخلاقی و اعتقادی آنان را دارند به حرکت در آمدند ". آنها با انعکاس مکرر همین جملات ، به دنبال القای این نکته بودند که  برخلاف تبلیغات گسترده گروهی از اصلاح طلبان ، روحانی نه تنها به دنبال رفع حصر از سران جنبش سبز نیست بلکه او هم دست اندرکاران جنبش اعتراضی را وابسته به بیگانگان می داند.   برخورد حامیان جنبش سبز و اصلاح طلبان  با همین بخش از سخنان روحانی ، یکدست نبود.  اغلب اصلاح طلبان حکومتی ، همان رویه ای را درپیش گرفتند که در ماههای پس از انتخابات بیست و چهارم خرداد  به آن پایبندی داشتند. اما این بار چون در سخنان روحانی جمله قابل تفسیر به نفع خود    نیافتند از کنار آن گذاشتند . در مقابل ، اغلب کسانی که در رسانه  های مجازی ، از جنبش سبزحمایت می کنند زبان به اعتراض گشودند اگرچه می دانستند اعتراضات ایشان در رسانه هایی که خود را سخنگویان انحصاری جنبش می دانند انعکاسی نخواهد داشت. نگارنده مایل است  از زاویه دیگر به سخنان روحانی بپردازد اما پیش از آن ، ذکر دونکته ضروری است.  اولاً معتقدم روحانی هم  در اراده  عمومی حاکمیت برای ریشه کنی  هر اعتراض مؤثر ، شریک است و نمی توان حساب او را در این زمینه  از سایر ارکان سرکوبگر حکومت جدا دانست اگر چه ممکن است در مورد شیوه برخورد ، او اختلافاتی با  جناح تندرو حکومت داشته باشد. ثانیا ً ادعای روحانی در مورد  مرتبط دانستن تحرکات روز عاشورا با بیگانگان ، گزافه گویی  است زیرا او به خوبی می داند آنچه مردم را در روز عاشورای سال 88 به خیزش واداشت وحشی گری  عوامل سرکوب و قتل تعدادی از بی گناهان به دست مأموران حکومت بود.

اما آیا سخن روحانی در سالگرد اوباشگری نهم دی ، تنها همان جملاتی بود که  در روزهای اخیر به آن پرداخته شده است؟ نگاهی به متن کامل سخنان رئیس جمهور اسلامی نشان می دهد مهم ترین هدف او از آن سخنان ،تفاوت عمده با اغلب برداشت ها از اظهارات  او داشته  است. به باور من سخنان روحانی حاوی سه نکته اساسی بود که به آن توجه نشد. نخست آنکه او برخلاف نظر رهبر که  در چهار سال گذشته ،  "شناخت فتنه " را تنها نشانه بصیرت دانسته است روحانی ،حضور و انتخاب مردم در بیست و چهار  خرداد را دلیل بصیرت آنان دانست . این سخن قطعاً به مذاق رهبر خوش نخواهد آمد زیرا عمده حامیان روحانی در انتخابات اخیر کسانی بودند که رهبر در چهار سال اخیر به تصریح یا تلویح آنها را به "همراهی با فتنه "و دربهترین حالت  به "سکوت در برابر فتنه "متهم کرده است.نکته دیگر در سخنان روحانی این بود که او، از اینکه به بهانه بصیرت ، توهین و افراطی گری رایج شده است انتقاد کرد واظهار  داشت :" بصیرت با توهین و افراطی‌گری سازگار نیست،  "این سخن در واقع پاسخی به مأموریت آشکار رهبر به تعدادی از سخن گویان خود بود که  از یک ماه پیش به طور ناگهانی فعال شده و با تندترین عبارات ، افراطی ترین برخوردها با رهبران نمادین و اعضای جنبش سیز را خواستار شده اند.اما به نظر می رسد مهم ترین پیام در اظهارات روز نهم دی ماه روحانی ،  خطاب به سید علی خامنه ای بوده است .
او  ضمن آنکه  لازمه بصیرت را تشخیص دقیق شرایط زمان و مصالح کشور دانست گفت : " امروز در شرایطی که ما در حال مذاکره جدی با قدرت‌های جهانی هستیم مصلحت کشور اقتضا می‌کند بالاترین درجه وحدت و انسجام ملی را نشان دهیم." طرح این سخن در نهم دی ماه ، مفهوم خاص داشت و نشان می داد  ادامه روندی که به بهانه سالگرد  اوباش گری نهم دی ماه  پیگیری می شود از نظر روحانی موجب از بین رفتن انسجام داخلی است. مخاطب مستقیم این سخن ، سید علی خامنه ای بود که در شرایط فعلی بیش از هرکس به موفقیت دولت روحانی در به سامان رساندن پرونده هسته ای برای رفع تحریم ها نیاز دارد. در واقع روحانی  در سخنان نهم دی ماه خود به  تکرار تریبونی پیام هایی پرداخته که  بارها به صورت حضوری با خامنه ای در میان گذاشته اما تا کنون نتیجه ای از آنها نگرفته است.شاید روحانی گمان می کند ضعف رهبر در برابر سرکوبگرانی  که بعد از حوادث سال 88 حکومت  را نجات دادند او  را در موقعیتی قرار داده که شخصاً نمی تواند نهادهای نظامی مسلط را به نرمش در داخل قانع نماید. پس روحانی با اعلام   علنی " در خطر بودن توافق هسته ای "  ، خامنه ای را  به وحشت می اندازد و او را به چاره اندیشی وادار می کند اگر چه بر همگان  آشکار است که  حتی اگر خامنه ای  دچار وحشت و نگرانی شود ناتوان از  ایستادن در برابر کسانی است که "شدت عمل بیشتر در داخل "را خواستار هستند.پس   روحانی با این هشدارها ،خوراک در اختیار رهبر  می گذارد تا در دیدار های خود با بخش افراطی تر و خرد گریزتر حکومت ، آنها را به همین سخنان رئیس جمهور اسلامی  ارجاع و بعضی عقب نشینی های داخلی را اجتناب ناپذیر نشان دهد .در واقع ، روحانی ، حیله خامنه ای را به خود او بازمی گرداند. همانطور که در یادداشت " این بی سر و پاها با دستور آمده اند " نوشتم خامنه ای  در حال حاضر ضعیف تر از آنست  که شخصاً  علم مخالفت با  رفع حصر از موسوی ، کروبی و رهنورد را به دست گیرد. پس عده ای را مأمور ساخته تا با طرح مطالبه اعدام ،به خیال خود  از زبان دیگران  پاسخی برای درخواست کنندگان آزادی کروبی وموسوی  عرضه کند و   ادامه حبس آنها را اجتناب ناپذیر جلوه دهد.اکنون روحانی  هم این سخنان را می گوید تا خامنه ای در مواجهه با "زیر دستان مسلط بر خود " که افزایش فشار های داخلی را مطالبه می کنند آنها را به هشدارهای  رئیس جمهور ودر خطر بودن موجودیت نظام ارجاع   دهد. شاید این آخرین تدبیری است که روحانی اندیشیده و آن را موجب فشار بر بخش افراطی تر حکومت می داند.

همانطور که در ابتدای یادداشت  اشاره شده ، روحانی در مقابله با کسانی که می توانند گفتمان حکومت اسلامی را با چالش مواجه سازند تفاوت عمده ای با خامنه ای و فرماندهان سرکوب ندارد. اما این نکته را نیز به خوبی دریافته است که  نیاز رهبر به او ، با به سامان رسیدن مذاکرات هسته ای و رفع تحریم ها ، پایان  می یابد و سپس او هم مشمول کینه توزی های ولی فقیه  خواهد شد. رئیس جمهور اسلامی با درک این نکته، تصمیم گرفته از نیاز مقطعی رهبر به خود به خوبی بهره برداری کند و او  را مجبور سازد تا محدودیت هایی در مقابل بخش افراطی تر حکومت قرار دهد. روحانی به این امید است که تضعیف این بخش از یاران رهبر، در آینده موازنه قدرت میان خامنه ای و رئیس جمهور را به نفع دولت تعییر خواهد داد که البته تلقی درستی  است.  همین وضعیت به نوعی دیگر در زمان خاتمی وجود داشت اما او هیچگاه نخواست یا نتوانست از نیاز رهبر به خود برای محدود سازی خامنه ای بهره بگیرد .اما روحانی هم شجاع تر از خاتمی است هم تجربه  هشت سال اصلاحات را با خود دارد .لذا اکنون مصمم به معامله با رهبربه جای تعامل یک طرفه با اوست  . در سه دهه قبل ، هیچگاه جنگ قدرت در داخل نظام ، سودی عاید مردم نکرده است اما به نظر می رسد این بار رئیس دولت متوجه شده که پایداری دولتش جزبا  ایستادگی در کنار مردم و پافشاری بر استیفای برخی از حقوق آنها امکان پذیر نخواهد بود. انگیزه روحانی  ، هرچه باشد عملی شدن  اراده  او  به نفع مردم خواهد بود. پس باید او را بر  پیگیری همین روش تشویق کرد و البته به او هشدار داد که مردم این بار به راحتی فریب نخواهند خورد و به روحانی هم اجازه نخواهند داد معامله خود با رهبر را فقط به "عدم سنگ اندازی  خامنه ای در برابر دولت " محدود سازد. 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.