استهکلم سرد و اندیشه های منجمد

دمکراسی یک روش، تجربه و پروسه دراز مدت است و تنها با مشارکت توده های مردم در نهاد های مدنی، سندیکا های کارگری و نظارت بر عملکرد دولت تحقق می یابد، نظام کنونی بر اساس ولایت، تمرکز قدرت و دور از نظارت مردم شکل گرفته و بر استبداد ولایی و دینی استوار است. به باور برخی مشروعیت خود را از مردم نمی گیرد، در بهترین شرایط مقبولیت آن با مردم است، بنابرین اولین قدم در راه دمکراسی و آزادی، تشکیل دولت های محلی، تقسیم قدرت، مشارکت سیاسی و تشکیل نهاد های نظارتی و مردمی بر عملکرد آن است...

از مدت ها پیش سخن از نشست گروهی از مخالفان رژیم جمهوری اسلامی در استهکلم بود و در محافل مختلف پیرامون آن گفتگو می شد. این نشست در 4 و 5 فوریه در شرایط ویژه و بسیار امنیتی در هتلی خارج از استهکلم برگزار شد. شب پیش از برگزاری این نشست، تلویزیون صدای آمریکا در گفتگویی با یکی از شرکت کنندگان، چگونگی تشکیل آن را مخابره کرد و فرد دیگر شرکت کننده در گفتگو هم اعلان کرد که بعد از پایان برنامه به استهکلم حرکت خواهد کرد. بنابرین می توان گفت که برنامه گزاران صدای آمریکا از آن آگاه بودند و بینندگان هم با پخش گفتگوی مستقیم از آن آگاه شدند. هرچند پیشتر ها افرادی از دعوت شدگان بعلت نا شفاف و مخفی بودن آن در پشت در های بسته، از شرکت در آن انصراف داده، موضوع را بصورت نوشتاری و یا  گفتاری به اطلاع مردم رسانده بودند.

نشست استهکلم که آلترناتیو سازی برای رژیم جمهوری اسلامی نام گرفته بود به دفعات نام و هدف خود را تغییر داد، نخست نام اتحاد برای دمکراسی سپس سمیناری برای دمکراسی بخود گرفت و در کتابچه های پخش شده در بین شرکت کنندگان همراه با روش های مذاکره ورایزنی با دولت های اتحادیه اروپا، کانادا و آمریکا، شیوه نگارش قانون اساسی را در پشت در های بسته  مطرح کرد که بسیار سئوال بر انگیز و حیرت آور بود. نشست را حزب سوسیال دمکرات سوئد و مرکز اولاف پالمه به درخواست افرادی از فعالین سیاسی ایرانی که در درون حزب فعالیت می کنند، ترتیب داده بود. به نظر می رسد، افراد شرکت کننده را این افراد و یا شبکه ای در کشور های مختلف شناسایی کرده، دعوت نامه هم از پیش فرستاده شده بود. به هر رو افراد شرکت کننده در نشست استهکلم از طیف های مختلف با اندیشه های مختلف، گاهی دگم و منجمد و گاهی نو و نوگرا بودند. گروهی از آنان اندیشه ورزانی پاک و ذلال با رویایی از زیبایی ها و آرزو های نیک برای مردم میهنشان و گروهی دیگر از کاسبکاران سیاسی و روزنامه نگاران این سویی، آن سویی و هر سویی بودند که برای منافع خودشان همواره سینه چاک می کنند.

حزب سوسیال دمکرات سوئد و دیگر احزاب همسو با آن در اروپا، همراه با جنبش های کارگری سهم مهم و برجسته ای در نهادینه شدن دمکراسی دارند. این احزاب در مدارس حزبی و تشکل های کارگری کادر های مهمی برای اداره کشور پرورش داده، گاهی برخی از این افراد و کادر ها شهرت و محبوبیت جهانی پیدا کرده اند. اولاف پالمه نخست وزیر و رهبر پیشین حزب از آن جمله بود که در مخالفت با جنگ ویتنام به شهرت جهانی و محبوبیت خانگی رسید. این شخصیت محبوب و جهانی می رفت که در سیاست گذاری های جهان بویژه در سازمان ملل و نهاد های وابسته به آن تاثیر گذار باشد که ناگهان در یک شب سرد زمستانی بعد از خروج از سالن سینما  که همراه با همسرش به سوی خانه می رفت مورد هدف قرار گرفت و کشته شد. حال نزدیک به سه دهه از آن قتل پر رمز و راز و آن شب شوم می گذرد و هنوز رد پایی از قاتل پیدا نشده است. اولاف پالمه در گسترش دمکراسی و آزادی خواهی در جهان جایگاه ویژه ای داشت، از آن رو بنیاد و یا مرکز اولاف پالمه از محبوبیت فراوانی در درون و برون سوئد بر خوردار است.

حزب سوسیال دمکرات سوئد که جایگاه ویژه ای در تاریخ سیاسی کشور دارد، در سال های اخیر به سرعت پایگاه اجتماعی خود را از دست داده، بعد از چندین سال رهبری جامعه با بحران رهبری در درون خود روبرو شده است. تا جائیکه در چند سال گذشته چندین بار رهبری آن تغییر کرده شکاف عمیقی در درون حزب پیدا شده است. حزب در سیاست گذاری هم دچار سر درگمی است. گروهی گرایش به راست و بازار آزاد را تنها راه برون رفت از بحران حزبی می دانند و اعتقادی به سنت های سوسیال دمکراسی ندارند و گروه دیگری با پایبندی و دلبستگی به اصول سوسیال دمکراسی و همبستگی، خواهان پیشبرد سیاست های حزبی در سال های شکوفایی و تشکیل دولت رفاه اند. سوسیال دمکرات های ایرانی تبار در حزب با گذشته سیاسی خود که اغلب از طرفداران فدائیان اکثریت بودند به این گرایش دلبستگی و تمایل بیشتری دارند و خواهان گسترش همبستگی با نهاد های دمکراتیک در جهان بویژه کشور های آسیایی و خاورمیانه اند. با تشکیل کارگاه های آموزشی در برمه، سوریه، کشور های جدا شده از فدراسیون یوگسلاوی و شمال عراق( منطقه خود مختار کردستان) تجربه و آموخته های فراوانی کسب کرده است. می توان گفت این نشست هم در این راستا صورت گرفته، ولی به نظر می رسد شرکت کنندگان اهداف دیگری را دنبال کرده اند.

نشست استهکلم با سخنرانی خانم لنا یلم والن رئیس هیئت مدیره مرکز اولاف پالمه آغاز و با شرکت وزیر و دیپلومات برجسته سوئد، پی یر ژوری و جان برنانت یکی از اعضای اتاق بازرگانی ادامه یافته است. همه آنان به کلی گویی پیرامون مسائل و چالش های جهانی پرداخته به تحریم ها و تاثیر آن در اقتصاد کشور ها اشاره کرده اند. سپس معرفی شرکت کنندگان و سخنرانی ها آغاز شده، افراد ویژه ای مدیریت و اداره جلسه را در دست گرفتند. کارگاه های آموزشی پیرامون روش های مبارزه مدنی، چگونگی اقدامات و فعالیت های مخالفین و ایجاد رابطه با اندیشه های گوناگون تشکیل شده و با تدریس کارشناسان آمریکایی، سوئدی و مصری پیش رفته است. نشست با جمعبندی گفتار، دیدار های دو جانبه و گاهی چند جانبه و ایجاد ارتباط میان شرکت کنندگان و سخن گویان به پایان رسیده است. به نظر می رسد آنچه در این نشست مطرح نشده و پیرامون آن گفتگویی صورت نگرفته، اوضاع داخلی ایران و گسل های اجتماعی در آن است که هر روز عمیق تر می شوند. از یک سو حاکمیت نظامی امنیتی ها در همه ابعاد اجتماعی و اقتصادی با روش های شبه فاشیستی ادامه دارد و از سوی دیگر تحریم های روز افزون تا ادامه تهدید به حمله نظامی روزگار مردم بویژه زحمتکشان و نهیدستان را تیره و تار کرده است. به نظر می رسد نشست استهکلم بیشتر از مردم و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن که در سایه رژیم ولایتی و تحریم های گسترده جهانی رو به تباهی است به کادر سازی توجه کرده است.

از چند روز پیش از آغاز این نشست و پایان آن تا کنون نقد های فراوانی بصورت گفتاری و یا نوشتاری منتشر شده و هرکس از دید خود آن را نقد کرده است. گروهی به شیوه و رویکرد نشست، گروهی به عملکرد آن و گروه دیگری به افراد شرکت کننده در آن ایراد گرفته و آن را بدون دستآورد خوانده، به تندی از آن یاد کرده اند. در این میان افرادی هم آن را تلاش صادقانه و زمینه ساز همایش های بعدی خوانده از آن حمایت کرده اند.   نمی توان گفت همه ناقدین و یا طرفداران نشست با صداقت و دور از کینه و بغض شخصی به آن نگاه کرده به داوری نشسته اند. آنچه مسلم است و شواهد آن را نشان می دهد، این نشست هیچگونه دستآوردی برای مردم در گستره ایران نداشته و به چالش های موجود در آن نپرداخته است. زیرا بزرگترین چالش کنونی در ایران حقوق ملیت ها، زنان، جنبش کارگری و سندیکایی و بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی است. از آن رو به نظر نمی رسد که مالیات دهندگان سوئد از دستآورد ناچیز آن خوشنود باشند.

مبارزه بین سنت و مدرنیته و تلاش برای نهادینه کردن دمکراسی در ایران تاریخ دیرینه دارد. بیش از 100 سال است این مبارزه با همه کمبود ها و کاستی ها و فداکاری ها ، با اندک سرعت و پیشرفتی ادامه دارد. از موانع مهم توسعه اقتصادی، اجتماعی و رشد دمکراسی در کشور ساختار کهنه و جان سختی سنت ها و از همه مهمتر، مرکز گرایی و قطب گزینی پر قدرت سیاسی در مرکز  است. مرکز گرایی در چندین دهه گذشته، تعادل و توازن اقتصادی را به نفع مرکز تغییر داده و قدرت سیاسی و اقتصادی را در آن متمرکز کرده است. گاهی با آغاز جنبش های اجتماعی، از قدرت مرکز کاسته شده، سخن از اصلاحات و تغییرات ساختاری رفته، ولی با موج سواری رهبران جدید، بار دیگر قدرت مرکزی باز سازی شده، و در بر همان پاشنه پیشین چرخیده است. در این راستا گفتار و عملکرد رضا شاه پیرامون نظامی جمهوری و سپس تغییر آن به دیکتاتوری شاهی و نظامی گویای این واقعیت تلخ است. رژیم خمینی پس از سرکوب و کشتار نیرو های انقلاب، با مرکز گرایی رژیم پیشین هیچ مخالفتی نکرد زیرا با ذات و اندیشه رژیم ولایت که همان تمرکز قدرت در مرکز بود  همسویی داشت. بنابرین مرکز گرایی در جامعه چند فرهنگی ایران یکی از موانع مهم رشد دمکراسی و نهادینه شدن آن در جامعه است. از آن رو مهمترین چالش اجتماعی در ایران کنونی بحران ملیت ها و عدم مشارکت آنها در امور سیاسی است. هر نشستی در درون و بیرون از مرز ها بدون مشارکت مستقیم آنان محکوم به شکست است. راه برون رفت آموزش و زمینه سازی برای تشکیل دولت های محلی بر اساس جغرافیا، فرهنگ، تاریخ و زبان است که بتواند مشارکت مردم را در سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود افزایش دهند. این دولت ها در همه امور اقتصادی، مالی و سیاسی تام الاختیار و مستقل خواهند بود. نمونه بسیار ساده، کوتاه مدت و ابتدایی آن بیش از 65 سال پیش از سوی فرقه دمکرات آذربایجان به اجرا درآمده است که در اندک مدتی دستآورد های فراوانی داشت. در شرایط کنونی که فعالیت های اجتماعی، آموزشی و اطلاع رسانی پیشرفت های چشمگیر و گاهی شکفت انگیز یافته و نهاد های نوینی برای دمکراتیزه کردن جامعه با منشور و کنوانسیون های جدیدی شکل گرفته که می توانند به رشد دمکراسی یاری رسانند. کار بسیار سهل و آسان شده است. می توان از تجربه کشور های دیگر در راستای تشکیل ایالات متحده و یا دولت های محلی مانند ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و در سطح پائینتر از هند و نیجر بهره گرفت. نگاهی به توسعه اقتصادی در کشور و عقب ماندگی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناطق دور دست نشان می دهد که هیچگونه تعادلی و توازنی بین مناطق وجود ندارد. دمکراسی پایدار با توسعه یافتگی اقتصادی رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگی دارد. تا این مناطق از دایره عقب ماندگی بیرون نیآیند با دمکراسی و دستآورد های آن آشنا نخواهند شد. دمکراسی یک روش، تجربه و پروسه دراز مدت است و تنها با مشارکت توده های مردم در نهاد های مدنی، سندیکا های کارگری و نظارت بر عملکرد دولت تحقق می یابد، نظام کنونی بر اساس ولایت، تمرکز قدرت و دور از نظارت مردم شکل گرفته و بر استبداد ولایی و دینی استوار است. به باور برخی مشروعیت خود را از مردم نمی گیرد، در بهترین شرایط مقبولیت آن با مردم است، بنابرین اولین قدم در راه دمکراسی و آزادی، تشکیل دولت های محلی، تقسیم قدرت، مشارکت سیاسی  و تشکیل نهاد های نظارتی و مردمی بر عملکرد آن است...

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se  

منبع: 
ایران گلوبال
انتشار از: