زبان اسلحه‎ای برای سرکوب!

زبان کنونی اسلحه ای در خدمت سرکوب است! تسلط بر آگاهی و وجدان بشری، عموما از کانال سوءاستفاده از زبان، توسط طبقات اقتصادی – اجتماعی حاکم میگذرد. اساتیدِ کنترل سیستم، صاحبان وسایل ارتباطی و نخبگان حاکم، ایده ئولوژی بازار را از طریق تعاریف تخصصی، ناقص و دفرمه شده، منتشر میکنند. کلمات در اصل خنثی و معانی آنها مشخص است. اما وقتیکه بوسیله قدرت کنترل میشوند، بارِ معنایی متفاوت از زندگی واقعی بخود میگردند.

 کامنتی بر مقاله "چگونگی پیدایش ناسیونالیسم و چگونگی پیدایش اینترناسیونالیسم در جهان" نوشته تبریزی

 رزا*

تبریزی عزیز ممنون از مقاله ی آموزنده ی شما و همچنین نگارش جدید (جدید از نظر من بدلیل نداشتن تجربه ی نگارشهای گوناگون در زبان مادری). مطمعنن روزی ما انسانها احساس تعلق بیشتری و حمایت بیشتری به کره ی زمین خواهیم کرد. مهم البته این هست که بتوان با وجود گوناگونی اما اشتراک ها را بیابیم و بروی این جهان جدیدی را بسازیم. من شما را به دیدن فیلم home میهمان میکنم در لینک زیر. http://youtu.be/jqxENMKaeCU آیا وقت آن نیست، بجای شبیه ساختن انسانها و در اونیفورم کردن آنها و انتخاب زبان (مثلن انگلیسی) گوناگونی را پاس بداریم؟ گوناگونی زبان، نژاد، جنسیت و. جهان بدون این گوناگونی جای بسیار خسته کننده ای خواهد بود! زمین مادر مشترک ما نیز تحمل و قابلیت همه ی رنگ ها را دارد. مهم البته این است که خارج از اینهمه گوناگونی و تفاوت به منشا بازگشت ... اینگونه برای همه جا هست.

این فیلم به اغلب زبان ها ترجمه شد. ما به زبان مشترک نیاز نداریم بلکه به آموختن زبانهای بیشتر. هر زبان جدید یعنی شناخت جهانی جدید. قبول یک زبان و اجبار برای آن یعنی سلطه و حذف... نه به تحمل آری به احترام و قبول گوناگونی.

***

بخشی از کامنت قبلی من در جواب کامنت گذار اول مقاله ی دوستمان تبریزی بود که ایده ی رسمی کردن زبان انگلیسی را در ایران و شاید در جهان داشت. کامنت اول: Xanender: جای زبان فارسی، زبان مدرن اروپائی و بین الملی انگلیسی را، بعنوان زبان اداری جایگزین و رسمی بکنیم، که هم برای فرهنگ عقب مانده ایران خوب است، و هم برای پیشرفت و تکنولوژی. من نیز در برابر این ایده در کامنت کوتاه اولم حمایت از گوناگونی را مطرح کردم. از آنجایی که موضوع کامنتها به زبان برمیگردد، من نیز با مطرح کردن نظرم به موضوع کامنتها و نه مقاله ی دوستمان تبریزی که نکات خوب و برجسته ای دارد، برخورد میکنم. بطور مشخص در ایران ما، با تسلط زبان فارسی (پارسی) مواجه هستیم. کودک آذری، کرد، عرب و... به زور و اجبار و کتک مجبور است زبان رسمی را در مدرسه و اجتماع بیاموزد.

اگرچه کودکان توانایی آموختن چندین زبان را دارند، اما کودکان برای یادگیری نیاز به انگیزه نیز دارند. زبان مادری را مانند شیر مادر به خوشی بلعیده و زبانهای دیگر را بستگی به انگیزه یا فرا میگیرند و یا بالا می آورند. در مورد بالا آوردن زبان فارسی در ایران، تک تک ما فارسی زبانان مقصریم. کداممان زبان همسایگانمان را آموختیم؟ زبان ژاپنی را بلد شدیم، دریغ از یک کلمه "سلام" به کردی یا آذری...

ما بدون تفکر انتظار داریم هر انسانی در مرز کشور ایران تنفس میکند، فارسی بداند! این را من به عنوان یک فارسی زبان میگویم. زبان مسلط! به نظرم وقتش است ریشه های وجود "پان" ترکی و غیره را بشناسیم تا بتوانیم از آن فرا رویم. ریشه ی اصلی ستم تاریخی، از ما به مردم همسایه مان است. پول نفت را در مرکز خرج میکنیم و از منابع کل کشور بهره برده و هر آنچه با فرهنگ رسمی بیگانه است را میکوبیم. و اینچنین است که با باز شدن حداقل فضا ی سیاسی، همه فورن خواهان جدایی از مرزهای رسمی ایران و خودمختاری میباشند. مانند زن ایرانی که به محض خروج از کشور در فکر خلاصی جانش از رابطه ی خانوادگی اجباری و طلاق (رهایی) است.

پس اول بپذیریم که هر انسانی در رابطه ی سلطه و نابرابر، خواهان رهایی است. انتر ناسیونالیسم بودن و یا فرار از مسئله یعنی قبول زبان رسمی "انگلیسی" چاره ی مشکل نیست. بعد از یک قرن سواستفاده ی اردوگاه سابقن موجود و سوسیالیسم، از انترناسیونالیسم پرولتری، و نهایتش اشغال افغانستان، نشان داد که با انترناسیونالیسم کردن فقط دهان امپریالیسم و قدرت مسلط "شوروی" شیرین شد و پس از سقوط دیکتاتوری، هر دهات و شهرکی هم از "شوروی" ها اعلام استقلال کرد. نهایتن هم مرزکشی کشورهای کوچک و خودمختار به نفع سیاستهای نئوگلوبالیسم جهانی شد.

نگاهی به اقلیم کردستان که در آن زبان کردی "هم" تدریس میشود، نشان داد که دور ملت خود با کوبیدن روی زبان و فرهنگ مشترک، دیوار کشیدن نیز چاره نیست و رهایی نمی آورد. همین راه را نیز احتمالن اقلیم آذربایجان شاید برود و با جدایی و پیوستن آذری های ایران کنونی به آذربایجان شوروی سابق و اعلام استقلال از ایران... ولی چاره چیست؟ نه میتوان اعتماد ریخته را (به سوسیالیسم، انترناسیونالیسم و... تمام ایده های خوب انسانی را) باز گرداند و نه میتوان به امید انگلیسی زبان کردن مردم ایران ، آب پاکی و فراموشی روی زخم ها و جراحات ناشی از تبعیض بین گروههای انسانی کشورمان ریخت. کدام مادری است که به زبان انگلیسی لالایی بگوید؟ بیش از یک قرن زبان روسی در "شوروی" رسمی بود و مادران ارمنی به ارمنی و آذری به آذری و... لالایی گفتند! انترناسیونالیسم نیز زبان مادری را به "سرود انترناسیونال" تبدیل نکرد!

راهی که به نظر من میرسد در فردای آزادی ایران، ایجاد مدارس چند زبانه است. کودکان آینده ی ایران،بهتر است قبل از آموختن فرانسه، انگلیسی یا شاید ژاپنی، زبان همسایه اش را بیاموزد. در کلاسهای بالاتر جوانان خودبخود مجبورند بدلیل تسلط اجباری زبان انگلیسی در علوم و تکنیک، زبان انگلیسی را با انگیزه ی خواندن مقالات علمی یاد بگیرد. با آموزش زبان اقلیتهای اجتماعی کشور، میتوان به قلب شکسته ی مردم راه یافت. همسایه گان نزدیک را بهتر درک کرد و اعتماد سازی کرد. همان کاری که اروپای بعد از جنگ جهانی دوم شروع کرد و اینک کم کم به بار مینشیند و هویت اروپایی کم کم واقعیت می یابد خارج از قراردادهای پولی و جنگ برای قبول پول مشترک یورو و مرز کشیدن بدور اروپا، جوانان اینجا هویت اروپایی دارند. خارج از مرزهای آلمانی و فرانسوی و... تعلق به قاره ی اروپا میتواند تعلق به جامعه ی انسانی و نهایتن تعلق به کره ی زمین را ایجاد کند. اینچنین است که گروههای جوانان آلمانی برای ماندن پناهجویان لامپدوزا کتک میخورند. 

تعلق به قاره ی اروپا میتواند تعلق به جامعه ی انسانی و نهایتن تعلق به کره ی زمین را ایجاد کند. اینچنین است که گروههای جوانان آلمانی برای ماندن پناهجویان لامپدوزا کتک میخورند. آنان هویتشان دیگر در هیچ مرزی زندانی نیست. دوستشان افریقایی، زوجشان آسیایی، والدینشان اروپایی، همکارشان چینی... در ادغام گروههای انسانی است که صلح پایدار و نفرت و پرستش نژاد، زبان، جنسیت و...برچیده میشود.

در جهان کنونی اگرچه لالایی ها متفاوت است، اما عاقبت قلبها یکسان خواهند زد. اتوپی انترناسیونالیسم نه با تبلیغ از پایین، نه با اجبار از بالا و نه انتزاعی و آرمانی بلکه تنها از طریق گسترش همدلی، برابر شمردن، با هم گریختن، با هم خندیدن و با هم کودکی کردن تحقق پذیر است. بگذاریم کودکانمان با هم بیامیزند، کشیدن مرزها اغلب به نابودی و جنگ انجامیده است.

 پی نوشت.:

تخصص و تبحر! به کسانی که در پی اظهارات کارشناسانه و متخصصها هستند، صادقانه بگویم: من مشاهده گر هستم. هیچ مدرکی از ساختارهای مردمی ندارم. از ساختارهای رسمی هر مدرکی بود کسب کردم.

نظر من در این کامنت در هیچ سلسله مراتبی قرار ندارد و قرارش ندهیم. صدایی از بی صدایان است که گاهی در پارازیت های تریبونهای رسمی، در خر خر جستجوی بین کانالهای رادیو- تلویزیون، برای برخی قابل فهم میشود، برای دیگری اما همان پارازیت میماند.....

 به تبریزی عزیزمان زبان را باید بازپس گرفت. زبان کنونی اسلحه ای در خدمت سرکوب است! تسلط بر آگاهی و وجدان بشری، عموما از کانال سوءاستفاده از زبان، توسط طبقات اقتصادی – اجتماعی حاکم میگذرد. اساتیدِ کنترل سیستم، صاحبان وسایل ارتباطی و نخبگان حاکم، ایده ئولوژی بازار را از طریق تعاریف تخصصی، ناقص و دفرمه شده، منتشر میکنند. کلمات در اصل خنثی و معانی آنها مشخص است. اما وقتیکه بوسیله قدرت کنترل میشوند، بارِ معنایی متفاوت از زندگی واقعی بخود میگردند. این در درجه اول زبانیست برای القای بریدن و احساس ناتوانی. زبانی ست برای پذیرش منفعلانه چیزهایی که وجود داشته و باید باقی بمانند. واژگان و کلمات، نوکران نظام غالب و حاکم بر جهان بوده و استفاده ما از زبانِ قدرت، به عجز و درماندگی مان می انجامد.

حل و فصل مشکل زبان در مرکز مبارزه برای رهایی انسان قرار دارد. زیرا زبان، نه شکلی دیگر از اشکال سلطه، بلکه قلب پروژه سیطره در نظام مستبد تجاری میباشد. بنابراین با تصاحب مجدد زبان و برقراری رابطه واقعی بین مردم توسط آن، امکان وقوع تغییرات رادیکال، بازهم از نو پدیدار میگردند. تنها بدین صورت پروژه های انقلابی و شاعرانه بازهم همسو میشوند. در جوش و خروش مردمی، کلمات پُر احساس و مفاهیم اصیل، مجددا ظهور کرده و توسط گروههای بیشمار مردم بکار گرفته میشوند. خلاقیت و معجزه زبان در درون ماست و نیرویی لایزال برای متحد کردنمان.

 

* با توجه به گفتگوی آقای تبریزی با ایشان، باید خانم رزا روشن باشند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه کودک زیبا و جذابی، چقدر احساس قشنگی داره! چه دقیق و میزون می‌نوازه! رزا جان، مثل همیشه با دستِ پُر اومدی :) ساعات استراحتم رو حالاحالاها با همین ویدئوی غرورآفرین سر می‌کنم مطمئناً دوستان متفکرمون هم لذت بردن. سپاس از اینهمه مهر و زیبایی. شاد و برقرار باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

با تشکر از دوستان برای درج مطلب و کامنت گذاران و نظرات. مدتی آنلاین نیستم اینجا. ویدئوی زیر تقدیم به همه ی آنهایی که برای ساختن جهانی نو تفکر میکنند. Laura Navasardian Cello Concert
http://www.youtube.com/watch?v=G12wTm0nnsw
Laura Navasardian
http://youtu.be/P4cbdNw243U

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صادق: باید پرسید جهان اسلام و عرب و ترک چه سهمی در دانش دارند.
رزا: صادق عزیز سوالهای زیادی مطرح کردید که من را با سوال آخرتان یاد سوالی انداخت که اغلب از زنان کردند: باید پرسید که زنان چه سهمی در دانش داشتند؟ جواب آن به نظر باید ه"یچ نقشی" باشد. الان دارم این کامنت را با وایرلس یا همان و لان مینویسم. اینترنت بدون سیم. من همین بتازگی دانستم کاشف آن یک زن هنرپیشه بود. اسمش هم یادم نمیاد. سوال شما شاید جوابش باشد، بسیاری از زنها مانند لوییزه میشل به اسم مردانه، میشل لوییز مینوشتند! راستش دانش مرز ندارد آنهم مرز زبانی. فارسها هم به عربی بخشن مجبور شدند و بستگی دارد چه زبانی در منطقه تسلط داشت. مخترعین هم به همان زبان سخن گفتند و نوشتند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من با اموزش زبانهای قومی در ایران هیچ مخالفتی ندارم وبیشتر طرفدار ان هستم .ولی ایا با اموزش این زبانها میتوان تجزیه طلب را خلع سلاح کر د ؟ متاسفانه نه.من از کسانی که به تاریخ ترکان عثمانی اشنائی دار ند تقاضا میکنم بفلرمایند که چرا با وجود تسلط ترکان برایران و جهان عرب و اروپای شرق سابق و بیش از 600 سال داشتن خلیفه در استانبول و تا پشت دروازهای وین پیش رفتن و مصر ر را زیر نگین خود داشتن و بنام اسلام و برای اسلام شمشیر زدن و شمال افریقا را در اختیار داشتن چرا زبان ترکی زبانی جهانی نشد .سخن از زبان پارسی نیست بلکه زبان تر کی است .چرا این زبان همچو زبان عرب نقشی همچو زبان حتا پرتقالی ندارند؟ در اینکه زبان عرب زبانی رسا و دارای قواعد محکم است سخنی نیست و همین گون زبان ترکی که بمدت هزار سال در دو در بار سلاطین ترک و عثمانی بدانها سخن گفته میشد چرا نتوانستند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از توجه تان. من هم امروز از شما یک لغت آموختم که حتمن در آینده استفاده میکنم. فارسیزه کردن- ...
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رزا خانم بسیار عالی نوشته اید. ایکاش نخبگان سیاسی و مدنی فارس تا همین اندازه انسانی فکر میکردند. در چنین شرایطی برای گذار جامعه مدنی و دمکراتیک در ایران چه سهل و هزینه ها چقدر ناچیز میبودند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مخلصِ رزای عزیز، مثل همیشه پُر انرژی و پُر بار :) رزا جان با حرفات کاملاً موافقم به همین لحاظ این دیدگاه رو «من که میگم فرضیۀ علمی هر چی بیشتر بهتر!» پیشاپیش در همفکری با شما و بخصوص این جمله‌تون« این میم برای توضیح چرایی گسترده شدن برخی چیزها (همه گیر شدن و تقلید شدن) در اینترنت و جامعه خوبه.» ابراز داشتم. فقط این میان جسارتی کردم و به نحوی خواستم بگم که دانشمندان بهتره کمتر تحتِ تاثیر خرافه‌های جاری، واکنش مثبت یا منفی نشون بِدَن نتیجتاً از استنتاجِ علمی دور بشن! مهمتر از همه رعایت طبقه‌بندی‌ها در فضای علمی‌ست. بالاخره این تقسیم‌بندیها و مرز بین خرافه، ایده ، دادۀ علمی، فرضیۀ علمی، تئوری علمی باید رعایت بشه و از این روُ بهتر دونستم که مثلاً "فرضیۀ میم" براحتی به "تئوری میم" ارتقا پیدا نکنه مگر از مسیری درست و ارزشیابی‌های دقیق علمی(تجربی و محاسباتی). حالا چرا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
SHAAKH جان مرسی از متن. برخی از قوانین علمی فضای خاص خودش را میخواهد. نیوتون و سیب، انیشتن و زمان! این میم برای توضیح چرایی گسترده شدن برخی چیزها (همه گیر شدن و تقلید شدن) در اینترنت و جامعه خوبه. و روانشناسی اینکه، چرا نامه های سریالی علیرغم اینکه انسان میدانه الکی است اما فرستاده میشه (اگر یادت بیاد قبل از اینترنت نامه هایی که این را برای چند نفر بفرستی "خیر" میبینی! ) چرا یک فیگور، فیلم و یا عکس، مرزهای ناسیونال را میشکند و جهانی میشود (مثلن در اینترنت) ولی من فکر نمیکنم اینهمه به نسل جدید انتقال پیدا بکند. مگر اینکه ما آن را توی کله ی بچه هایمان فرو کنیم. من تازه چند سال پیش فهمیدم در گوش نوزاد تازه بدنیا آمده، قل هو و الله میخوانند! حال داوکینز دنبال میم و ژن انتقال مذهب است، که مذهب مثل ژن مفید از نسلی به نسلی و...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رزا جان خسته نباشی؛ اوّل بگم یه اشتباهی کردم کامنتِ پیشین رو در جای دیگه‌ای ثبت کردم :| راجع به "میم" من که میگم فرضیۀ علمی هرچی بیشتر بهتر! بعضی وقتها داده‌ها به موازاتِ هم و گاهی هم سری(متناوب) فرضیات رو شکل میدَن و به همین صورت هم از نظریه( تئوری) تا شکل‌گیریِ علوم این رویه پیش میره . از طرفی می‌دونیم که مبنای علم فلسفه به اصول فرضیه‌پردازی و طبقه‌بندی داده‌ها وُ نظریات تکیه داره و "منطق" هم با تحلیلی علمی و دقیق‌ به پردازشِ این خروجی‌ها می‌پردازه. یه فرضیه میتونه در مسیری موازی، حتی تا چند قدمیِ تائیدِ علمی پیش برِه ولی نقطۀ اتصالِ نهایی برقرار نشه و تمامِ زحمات با جزئی‌ترین فاصلۀ ممکن به ثمر ننشینه! بخاطر همین معمولاً مسیرهای متناوب پاسخِ بهتری میدن. امّا این جملۀ نقل شدۀ شما:«مذهب بطورعمومی تفسیر خرافی و خیال‌پردازنۀ روابطِ مادی و مناسباتِ اجتماعی هستش که ریشه در فقر، جهل،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
SHAAKHعزیز لطف داری. در مورد فایل صوتی مذهب و زنان راستش در ابتدای بحث "منشا مذهب" من نتها یک تئوری را مطرح کردم. تئوری دیگرهم در روانشناسی تکاملی وجود دارد، البته میگه مذهب هم مثل ژن ها انتخاب طبیعی میشوند، بجای ژن Meme= میم را برای انتقال اطلاعات فرهنگی قرار میدهند که در مغز و قسمت ناخداگاه نهفته است و بدلیل مفید بودنش از نسلی به نسل دیگر میرسد...اخیرن آقای صالحی نیا در برنامه ای مطرح کردند در دقیقه ی 23:40 در لینک زیر
http://youtu.be/hzMTxb15O24

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از همین الآن بگم ما اینجا میآیم فقط برا رزا :))) آره بذار یه گرمایی به سرمای "صفحۀ شما" دمیده شه، شاید یه ذره فضا دوستانه‌تر شد که شاعر می‌فرمایند «شیرانِ بیشه‌های صلابت ولی به بند | در انتظار معجزۀ موش مانده‌ایم || آینۀ تمام‌نمای صفا ولی | ای عشق در غیابِ تو مخدوش مانده‌ایم». رزای عزیز؛ از این همه نیرو و عشقی که برای کودکان وطنمون هزینه می‌کنی هر کسی راحت میتونه بفهمه که در پیشگاهِ یه مادرِ نازنین و مسئول قرار داریم فرقی هم نمیکنه شخصیت‌هایی مثل شما که با همه گرفتاری‌های شخصی درگیرِ مطالباتِ اجتماعی در این عصر مردونه و روزگارِ دیکتاتورزده هستند از همون بدوِ ورود به عرصۀ مبارزه در نقشِ دلسوزانه و جایگاهِ "مادر" به فعالیت مشغولند. در هر روُ خوشا به حال اطرافیانِ شما از خانواده تا دوستان :) رزا گاهی اوقات با اجازتون یه دستی به آرشه می‌برم میخوام ببینم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام عزیز، لیلا اسفندیاری که البته گل سرسبد ما همگی میماند. امشب کلیپ را به کودک نشان میدم، یک ویلونیست کوچک است فعلن. راستش دیدار امکانپذیره و من هم دلم خیلی روشنه که وضعیت اینطوری نمیمانه. از طرفی بقول دوستان کشورمیزبان، همین روزها هست که پس بفرستندم و بقول ایرانی ها "مال بد به ریش صاحب"... یا تو را اینطرف شوت بکنند:) به هر حال رویای مدرسه ی آلترناتیو همیشه با من هست بخصوص در مناطق حاشیه. من هم خیلی شاد شدم از همدلی و همفکری. و با امید به روزهای بهتر...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود رزای گل؛ رفتم توُ کانال یوتیوب چندتا از ویدئوهایی که تهیه کرده بودی رو با دقت تماشا کردم بعضی‌هاش رو اتفاقی چند سال پیش دیده بودم که لازمه همینجا از این همه زحماتِ بی‌منتِ تو هموطنِ براستی گلم قدردانی کنم به احترام کلاه از سر بردارم. البته خودت بهتر می‌دونی که این حس کنجکاوی و شیطنت‌های پسرونه دست از سرِ امثال من وَرنمیداره! دربه‌در دنبال خودت بودم تا به صدات رسیدم خیلی به خودت می‌یومد که! غرق همین طنینِ ملایمِ صدات شده بودیم که یه‌هو انگار آوار روُ سرمون خراب کردن، چقدر ماها همدردیم رُزا چقدر! رزا؛ تو خودت بهتر از ادامۀ فیلم تونستی شدت درد و خفقان رو به تصویر بکشی، اختلافِ وحشتناکی بین لحن نجیب تو و دهانِ دریدۀ قیچی پیدا بود این خود گویای سهمِ ماهاست از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی در فرادی رهایی(اگه روشن نباشیم). راستی ما زمین‌خوردَتیم رزا بابا کدوم مبارزه؟! هر چی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
SHAAKH عزیز، از بی اعتمادی به ویکی حدس زدم ویکی نویس باشی! من خارج از ویکی ولی تو مایه های anarchopedia
هستم. و آنقدر همگی تنبل! من به اندازه ی یکسال فارسی نوشتم در کامنت دونی اینجا. مشکلاتی که داری همه داریم. البته هزینه اش بعضی مناطق بیشتره اما فرق ماهوی نداره. فکر نکنم وضع بهتر بشه و بدتر هم خواهد شد. من خیلی خوشحالم از طرف تو به مبارزه طلبیده شدم! باعث شد کمی بیشتر مطالعه کنم. الان هم گیر کردم روی خرد جمعی و فکر کنم با هوش جمعی اشتباه شده؟ وقت کردی ادامه را بخوان. بدلیل همین مشکلات اغلب از زیر بار ترجمه در میروم. کلمات را جابجا بگذاریم کلن منظور عوض میشه. از خودت مراغبت کن. شاید اولین مدرسه را با هم باز کنیم:) به اسم شاخ ایران!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی عزیز برخی از کلیپهای دیگر من در مورد انسانها!
آخرین کلیپ را بیشتر از همه دوست دارم.
پایدار باشید
رزا
زنان زندانی سیاسی دهه ی60- مینا زرین
http://youtu.be/8jFJI7awp10
تاریخ آرمانخواهان - درباره کشتار زندانیان سیاسی دهه خونین 60 - گفتگو با وحید صمدی
http://youtu.be/7trYS3OrjDg
اعدام در ملا عام را برای رژیم پر هزینه کنیم!
http://youtu.be/IPvlGFkOgg0

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%DB%8C

%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8

%B3%D8%A7%D8%B3_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA#cite_note-

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلامُ تسلیم از ما رُزای عزیز؛ حالت که خوبه؟ بابا رزا من یه لیستِ گستردۀ 32صفحه‌ای(فقط آدرس) توُی فایلِ وُردِ کامپیوترم از عدم تناسب‌های فاحش بینِ‌ ویکی‌پدیای فارسی با انگلیسی دارم! از اونجا که همیشه با نام واقعیِ خودم وارد ویکی می‌شَم هرچی که مربوط به رشتۀ تخصصیم میشه می‌برم زیرِ ذره‌بین و چند ماه یه‌بار هم مطالب جدید میذارم. توُ موارد شرعی و سیاسی و بعضی موردهای تاریخی دخالتی نمی‌کنم واقعاً با اون شرایطی که عنوان کردم برام خیلی خطرناکه! گاهی هم برای یکی از زبان‌های مادری(البته برای من پدری!) مطالبِ کوتاهی میذارم یکی‌دو رشتۀ دیگه هم هست که بهتره خیلی مواظب باشم کــُـد ندَم بخصوص از وقتی که با یه نامِ کاربریِ دیگه(اسمِ مستعار) سعی کردم مثلاً اختلافاتِ بینِ موردهای (1)و(2)*** در میزانِ دارایی‌های "محسن رضایی و رفسنجانی و خامنه‌ای و جنتی و.. " رو اصلاح کنم مشکلاتی برام پیش اومد که کاملاً

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی عزیز نوشنید: اکنون اگر ما به جای کوشش برای زدودن دین و خرافه های دینی و فراخوان مردم به بیدین شدن به زبان بپردازیم کاری ارزنده کرده ایم؟
رزا: راستی چرا فقط "پان" از ستم قومی و ملی بگوید و عده ای ستم کشیده در این مورد را که برخن از طبقات محروم هم هستند جذب کند؟ مگر ما در آینده در ایران خواسنار تک زبانی و تک فرهنگی هستیم؟ راستش من مشکل را در اینجا میبینم و نه در "پان". در مورد دین و مذهب هم همین است. 33 سال فراخوان و اعلامیه نتیجه ی درخوری نداشته. حتی بساط خرافات و جن گیری و... گسترده تر هم شده. نصیحت هم اگر فایده داشت تا به امروز جواب میداد. ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

با سلام 3 باره به شاخ؟
ماریا مونتسوری گویا در ویکی فارسی ناقص ترجمه شده و در آلمانی بطور اضافه نوشته شده که با کتابی که در سال 2012 چاپ شده، گویا ماریا اولین زن دارای مقام دکترا در ایتالیا و در سال 1896 نبوده است. من هم راستش جنگ نمیکنم که ماریا اولین بوده یا نه. احتمال زیاد است زنان زیادی زیر چرخ و دنده ی دانشگاه سنتی ایتالیا له شدند و یا بعد از فارغ از تحصیل شدن از کار و تحقیقات دست کشیدند، بدلیل ازدواج و یا مادری و...اما در مورد ماریا و پداگوژی آنتی آتوریته: ماریا مال قرن پیش است. پداگوژی آنتی مال بعد از جنگ دوم و بعد از دهه ی 70 و یعنی از انقلاب اجتماعی دهه ی 60 است. ادامه
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سرکار خانم رزا روشن، اگر شما در ساختن کلیپ های ویدئوئی برای زیستبوم (محیط زیست) و شکارگرانی که برای سرگرمی جانوران را می کشند توانا هستید شایسته است با نگاه به لینک زیر درباره کشتگان آن نوشتار نیز کلیپی بسازید http://www.iranglobal.info/node/23106 سرکار خانم رزا روشن، شما درست می گوئید، خواسته ها و پندارهای انسان ها یکسان نیستند، آن ترکی که پس از خوردن جوجه کباب و خاویار و بالا انداختن چند گیلاس ویسکی اسکاتلندی و شامپاین فرانسوی درباره زبان مادری و زبان پدری و زبان عمه ای و زبان خاله ای پان نامه می نویسد خواسته و پندارش برابر با خواسته و پندار آن ترکی نیست که برای زدودن دردهای دردمندان خودش دچار هر دردی می شود و سرانجام کشته می شود http://www.iranglobal.info/node/20881 آن ترک میلیاردرزاده ای که می گوید چهل سال است در فرامرز می زید و خوراکی جز بوقلمون سرخ کرده و فیله ماهی را نمی پسندد خواست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
9کریم؛ رُزا خوبی؟ فکر بکردیم قهر بکردید به افسردگی مبتلا بگشتیم. رزاخانوم اینقَد با "شاخِ" گاو بازی نکن دیگه! ویکی‌پدیا یک عدد دانشنامه‌ می‌باشند! که توسط من و تو تکمیل میشه کما اینکه بارها موارد نادرستی از مطالبِ اون رو همین خوش‌تیپی که جلوت وایستاده اصلاح یا جایگزین کرده، بهله! تازه از شیرِ مرغ تا جونِ شاخ هم توش پیدا میشه. میدونی چیه؟! اصاً همینی که من گفتم حرفم هم پس نمی‌گیرم یعنی راه نداره چونه هم نزن همینکه منُ تو نمی‌تونیم در این مورد بقولِ خودت و ویکی‌بَلا خـِـرَدمون رو جمع کنیم یعنی جفتِمون خرد نداریم :)))) دیگه چی بگم تا بیوفته آخه؟! مورچه به رُخِ ما میکشه. آها! مگه مادام ماریا آتوریته‌‌طلب(!) تشریف داشتند که شما پایِ "آنتی" رو کشیدی وسط حالا؟! درست نیستا! بعدش‌هم یه "مادام" هم توُ آمریکا داشتیم که اووَه 47سال قبل از ماریا(حالا دیگه ماریا هندی!)تحصیلات عالیه را نموده و دکترپزشک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی عزیز من فکر میکنم شاید برای "پان" هر ترکی، ترک نباشد؟! و این ها را که نام بردید هم چون شاید بیشتر سوسیالیست هستند، "پان" ها قبول ندارند؟ راستش داشتم کلیپ میساختم از شکارچی ها
http://youtu.be/l7k-BaFjPjI
سال گذشته دوستی گفت، قراره ایران را بمباران کنند و تو برای میمونی ایران که به فضا فرستاد زار میزنی! راستش فکر من سلسله مراتب روی ستم نمیگذارد. شاید چون بر اغلب زنان همزمان ستم های گوناگونی میرود. هم زن، هم خارجی، هم نژاد، جنسیت، ناسیونالیته ، دگر اندیش و...
نوشتید: آیا همه تیره روزی و بدبختی مردم دردمند و درمانده ایران در یاد گرفتن زبان مادری است و جز این هیچ گرفتاری دیگری ندارند؟ آن مادر و پدر سوخته دلی که مزدوران رژیم در زندان ها و شکنجه گاه ها به دخترشان تجاوز می کنند و سپس او را می کشند زبان آموزی به چه دردشان می خورد؟ ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام 2 باره. در مورد اختلاف، خرد جمعی شاید همان اطلاعات ویکیپدیا را دنبالش را بگیریم مسئله روشن بشه!
مشاهده ی کامپیوتری کلونی موچگان. چمع هوش یافتن غذا (هر فرد ) مورچه در مقایسه با کل مورچگان یک کلونی. در واقع سیستم های خود سازمان دهنده، جمع هوش و توانایی (سرعت) رسیدن به هدفشان بعنوان کلکتیو بالاتر است تا جمع سرعت تک تک آنها...البته بیشتر آزمایشات مقایسه سیستم مرکزیت دار و بدون مرکزیت بوده. و بدون مرکزیت بهتر بوده. موچگان را البته مثال زدم که شاید راحت تر باشه. راستی لینک مونته سوری ایران را پایین میگذارم. دیشب دیدم. البته من کماکان مدارس آنتی آتوریته را بهتر میپسندم که بزودی مینویسم. ماریا مونتسوری زمان زیادی در هند بود. اولین زن پزشک:) لینک فارسی در زیر
http://www.montasori.blogfa.com/

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیشاپیش قدردانِ زحماتِ شما هستم تبریزیِ بزرگوار. به روی چشم حتماً :)
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، SHAAKH از شما سپاسگزارم، همچنین شایسته است هم شما و هم دوستان دیگر به نوشتار نوشته شده در این لینک هم نگاه کنید http://iranglobal.info/node/17485

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«نوشتاری را که من به نام: "چگونگی پیدایش ناسیونالیسم ... درباره زبان‌شناسی و زبان‌آموزی و یا آموزش و پرورش کودکان و چنین چیزهائی نبود»/// آقای تبریزی بابا ما که نمی‌خواستیم راجع به آموزش و پرورش و زبانُ اینا صحبت کنیم یَک دفعه از خود بیخود گشتیدیم به خود که آمدیم نفهمیدیم اصلا چه آمد بر ما! هرچیه تقصیرِ رزا بود، اون منو تحریک کرد کلاً کارش اینه(زبان‌شناسی اونم چندزبانی!)، من که دستِ خودم نبود شما که دستِ خودتون بود چرا توُ دامـِـش افتادین؟! « اما اکنون که سخن از زبان پیش آمده است خواهشمندم..»./ رُزا دنیایی از تجربه و حرفهای ناگفته وُ کاربردی در سینه داره و از سرِ مهر و لطفی که به هموطناش داره ساعتها وقت میذاره تا شاید بتونه یه گوشۀ کار رو در این آشفته‌بازار بگیره و کمکی کرده باشه ، من و شما هم به سهمِ خودمون درگیریم. نظرات کارشناسی و اندیشه‌های رُزاها سوایِ
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سرکار خانم رزا روشن، نوشتاری را که من به نام: "چگونگی پیدایش ناسیونالیسم و چگونگی پیدایش اینترناسیونالیسم در جهان" نوشته ام و لینک آن را دوست گرامی، بهرنگ در بالای همین صفحه گنجانده اند درباره زبان شناسی و زبان آموزی و یا آموزش و پرورش کودکان و چنین چیزهائی نبود اما اکنون که سخن از زبان پیش آمده است خواهشمندم نگر خودتان را درباره ناسیونالیست های ایرانی که همه ددمنشی ها و ستم های رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه را رها کرده و سفت و سخت از زبان چسبیده اند نیز بنویسید! سرکار خانم رزا روشن، نگر شما درباره ناسیونالیست های زبان پرستی که از بس خورده اند و نوشیده اند که از سیری دارند می ترکند و مغز آنها ناتوان از فهم ده برابر شدن بهای نان در بیست و چهار ساعت برای مردم بی نان مانده ایران است چیست؟ سرکار خانم رزا روشن، نگر شما درباره ناسیونالیست های میلیاردرزاده پان نامه نویسی که همه بدبختی ها و تیره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وای خدا مرگم بِدِه :))) رُزای عزیز؛ تعلیم و تربیت دقیقاً مترادفه با آموزش و پرورش :) تربیت یعنی پرورش و پرورانیدن حالا اگه فرهنگِ لغاتِ خودمون رو هم قبول نداشته باشیم لااقل منظور من همون پرورش بود «بی تربیتِ طبیب رنجوُرَم/ بی تقویتِ علاج بیمارم». حالا اشکالی نداره خوبیش اینه که نقاطِ اشتراکِمون داره بیشتر میشه و خوشحالم از اینکه منظورتون رو بد برداشت کرده بودم و شما هم در مورد پرورشِ کودکان باهام هم‌عقیده هستید. در مورد مدارسِ چند زبانه هم راستش دارم ازتون یاد می‌گیرم(صداش رو در نیارین!). در موردِ «خردِ جمعی» نمی‌دونم چطور باید بیان کنم و از کجا شروع کنم که منظورم رو بتونم برسونم! حقیقتـش بعضی وقتها بعضی ترکیبها ناخودآگاه توُ کــــَـــتِ این کوچیکتون نمیره! خرد جمعی هم یه‌جای کارش میلنگه بخصوص وقتی ما داریم راجع به «تعاملِ نیروها» از دلِ برآیند نظرات صحبت می‌کنیم، برآیندِ نگرش‌ها نیاز به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیار عزیز پیشنهاد خوبی است. راستش داشتم در نت دنبال خرد جمعی میگشتم! دیدم خوشبختانه دوستان ویکی کارم را راحت کردند! در دنباله قرار میدهم. همچنین دوستان جوانی که خود را تازه به اینطرف آب رساندند کمی از مونتسوری نوشتند که در لینک زیر وبسایتشان را قرار میدهم. یادم است پوینده یا مختاری هم یک کتاب در مورد نقش اسباب بازی ها در شکل دادن کودک ترجمه کرده بودند. اگر یافتم در همین پست برای دانلود قرار میدهم. از طرفی هنوز نمیدانم در مورد آموزش آلترناتیو چه منابعی به فارسی موجود است. چون نوشتن هر مقاله ای کمی نیازمند آن است که بدانیم در چه سطح اطلاعاتی در آن زبان موجود است و همچنین تحقیقات و مقالات علمی در این زمینه (بخصوص در مورد مغز چگونه می اندیشد! و چگونه می آموزد... آزمایش و خطا) تا کجا ترجمه شده اند و...پس خودم کمی وقت مطالعه لازم دارم. از انگیزه ی استارت ممنونم. دنباله
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روزا-ی گرامی، پیشنهاد میکنم در صورت امکان «مقاله ای در مورد روش تربیتی» مورد اشاره یتان در مقایسه با روش سنتی، برای خوانندگان سایت بنویسید. و به نشانی سایت بفرستید یا همینجا به صورت کامنت درج کنید که ما آنرا به ص. اول منتقل کنیم. یا در زمینه ایکه خود ضروری می یابید تهیه کنید. با آرزوی سلامتی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من هم از مصاحبت با شما خرسندم.
فقط در مورد تربیت فرزندان و نکات انتقادی به خلیل جبران وووو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی ممنونم از پاسخی که مرحمت فرمودید و چقدر زحمت کشیدید با این توضیحاتِ دلسوزانه‌ای که مطرح کردید.
چند زبانه یا دو زبانه؟ پرسشِ من به همین سادگی بود. جداً خسته‌ام از بکار بردن کلماتی که دنیایی از تفسیر و گاهی فضایی برای سوءاستفاده پیشِ روُ میذاره! در جایی فرمودید «به همین دلیل اختیاری کودکان ندارند.» این دلیل بر این نمیشه که برنامه و منشِ اِعمال‌شدۀ ما درست بوده باشه، کودک در درک گزینه‌ها و سبک‌سنگین کردن و پیش‌بینیِ موضوعات توانایی نداره ولی هر گلی یه بویی داره تشخیص استعدادِ کودک و به هدر نرفتنِ توان و انرژی فرزندِ خردسال و مهم‌تر از همه جهت ندادنِ سلیقه‌ای به ذهنِ آزادِ انسان از همان بدوِ زندگی ، اینا جزو اصول اخلاقی و از نکاتِ مهم در تربیت(ونه هدایت!) فرزندان به شمار میره. من با نگرش افرادی مثل جبران‌خلیل‌جبران مخالفم که کودک مثلِ تیری در کمانِ والدین است پدر و مادر فقط می‌توانند کما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از بهرنگ برای رسانه ای (پابلیش) کردن کامنت در لینک مجزا!
در مورد "بالا آوردن " زبان فارسی! راستش این احساس همشاگردی های من بود که با همین صراحت نیز بیان کردند. البته از گروه هایی که در ایران و در کودکی مجبور به آموختن آن شدند، چون زبان رسمی و اجباری بود. خاطرات دوران مدرسه و کتک هایی که خوردند برای استفاده نکردن از زبان رسمی (فارسی) حتی در زنگ تفریح. و ما فارسی زبانان کمتر از زخمی که کماکان سرش باز است، اطلاع داریم. آمار و تحقیقی در این مورد وجود خارجی ندارد و فعلن هم نخواهد داشت. چرا که تحقیقات علمی و رسمی باید ثابت کند که داشتن زبان رسمی (فعلن فارسی) باعث اشتراک و همبستگی میشود. در اینجا که من هستم مدارس آلترناتیو بسیار زیاد است (بی لینگوال- دو زبانه و چند زبانه در اروپا) و بدلیل استقبال خانواده ها اغلب هم جا برای شاگردان جدید کم میاورند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خسته نباشی رزا؛ شما در جایی فرمودید(1): «کودکان زبان مادری را مانند شیر مادر به خوشی بلعیده و زبانهای دیگر را بستگی به انگیزه، یا فرا میگیرند و یا بالا می آورند.» و در جای دیگر(2): «در مورد بالا آوردن زبان فارسی در ایران، تک تک ما فارسی زبانان مقصریم.»/ میتونم بپرسم بر اساس کدام نظرسنجی و برآوُرد علمی و یا کدام آمار رسمی و مستقل، اینطور قاطعانه و بدور از ادب(2) از «بالا آوردن زبان فارسی» سخن می‌رونید؟! امیدوارم سوءتفاهم نشه چون از طرز نوشتار این مخلص معلومه که اصلاً تعصب و تاکیدی به فارسی بودنِ زبان مشترک یا رسمیِ کشور ندارم ولی خُب زبان فارسی هم زبان مادریِ بسیاری از مردم این سرزمینه و قابل احترام. درست نیست منِ فارس بعنوان استادِ نظریه‌پرداز اعلام بکنم که من ترکی یا عربی یا گیلکی یا مازنی رو دوست ندارم و بالا میارم!(تهوع‌؟!) خیلی ساده و محترمانه میگم نمی‌پذیرم و حق دارم که نپذیرم. ضمن