درد دل یک سانسورچی – 2

یکی دیگر از مشکلات من کامنت‎نویسان محترمی هستند که با اسامی مختلف می‎نویسند. یک بار مثلا با نام دکتر... و کامنتهای خوب خوب و بعدش هم با نامی دیگر و غیربهداشتی و بعش هم باز بای کی نام دیگه. وقتی هم که کامنت غیربهداشتیش رو حذف می‎کنم، از آنجایی که یادش میره قبلا با کدام نامش نوشته بود، با یک نام دیگه اعتراض می‎کنه که چرا کامنت منو حذف کردی. بعدش هم تهدید می‎کنه که: " آقای مسئول کامنتهای ایرانگلوبال, چرا از حقیقت خوشتان نمی آید؟ اقای.... یک ضد ترک پس فطرت است. بدرک کامنتهارا حذف میکنید. مگر...

 این کامنت‎نویسان سایت منو راحت نمی‎گذارند و هی به من پیله می‎کنند، من هم گفتم حالا که اینطوره من هم به آنها پیله می‎کنم.

اول از همه بگم که با اینکه این کامنت‎نویسان به من میگن سانسورچی، من هنوز هم که هنوزه خودمو نه سانسورچی، بلکه مسؤل محترم کامنت‎های سایت شخیص ایران‎گلوبال می‎دانم و هی میرم جلو آینه و این را تکرار می‎کنم. (به کسی نگین، ژست هم می‎گیرم).

بله، یک زمانی یک چیزی نوشتم با عنوان "درد دل یک سانسورچی" و فرستادم به این کیانوش توکلی خودمون. اون هم لطف کرد و زودی اونو تو سایت منتشر کرد. تازه نام نویسنده را هم زد: "مسؤل کامنتهای ایران‎گلوبال". کمی ازش ناراحت شدم چون کلمه اصل یعنی "محترم" را آنجا ننوشت ولی خوب چه میشه کرد؟ ریش و قیچی دست ایشونه.

حالا هم دوباره که این کامنت‎نویسان به من پیله کرده‎اند، من هم دارم یک چیزی می‎نویسم ببینم این دفعه چی میشه؟ این کیانوش توکلی منتشرش می‎کنه یا نه؟

بعد از نوشتن درد دل اولی، مدتی راحت بودم. کسی به من بند نمی کرد. ولی این "مدتی" که میگم فقط یکی دو هفته دوام آورد. باز هم شروع شد و روز از نو، روزی از نو.

باز هم کامنت‎نویسان، که بعضی‎هاشون حرفه‎ای هستند، خواهش آخر منو یادشون رفت و باز هم کلمات آنچنانی غیربهداشتی در کامنت‎ها راه یافتند و من بیچاره باید هی حذف می‎کردم. راستش را بخواهید، بعضی وقتها هم می‎دیدم که کامنت خوبیه (مخصوصا وقتی که من با اون نظر موافق بودم)، به جای اینکه دکمه حذف را بزنم، دستم می‎رفت روی دکمه ویرایش و شروع می‎کردم به نقطه چین کردن. آخه حیفم می‎اومد که اینهمه زحمت کامنت‎نویس را به خاطر چند کلمه ناقابل که این کیبوردهای بی‎تربیت گاهی وقتها به دور از چشم کامنت‎نویس محترم، می‎نویسند، هدر بدم. ولی راستشو بخواهید بیشتر اوقات حوصله این کارها را ندارم و زود دکمه حذف را می‎زنم.

بعدش هم دردسرم شروع میشه... اعتراض پشت اعتراض. تازه دلیل حذف را هم می‎خواهند و من هم هی باید توضیح بدم که عزیز جان این چیزهایی که نوشتی توهین و اتهامند و... غیربهداشتی‎اند و اداره بهداشت یقه منو می‎گیره و دکونم تعطیل میشه. ولی مگه طرف قبول می‎کنه. تازه به کامنت هم راضی نمیشه. زود یک آدرس ایمیل درست می‎کنه (به کسی نگید، یک سایت در اینترنت وجود داره که هر آدرس ایمیلی رو که بهش می‎دی، زود نشون میده که در چه تاریخی درست شده و دارنده ایمیل چند تا آدرس ایمیل داره! این پدر آمرزیده مسؤل فنی سایت آدرسشو به من داده و من هم کلی کیف می‎کنم)  و ایمیل می‎زنه که مثلا وقتی فلانی احمق است و من در کامنتم به او احمق خطاب می‎کنم، این بیان واقعیت است و توهین نیست و شما آزادی بیان مرا نقض فرموده‎اید.

یکی دیگر از مشکلات من کامنت‎نویسان محترمی هستند که با اسامی مختلف می‎نویسند. یک بار مثلا با نام دکتر... و کامنتهای خوب خوب و بعدش هم با نامی دیگر و غیربهداشتی و بعش هم باز بای کی نام دیگه. وقتی هم که کامنت غیربهداشتیش رو حذف می‎کنم، از آنجایی که یادش میره قبلا با کدام نامش نوشته بود، با یک نام دیگه اعتراض می‎کنه که چرا کامنت منو حذف کردی. بعدش هم تهدید می‎کنه که: " آقای مسئول کامنتهای ایرانگلوبال, چرا از حقیقت خوشتان نمی آید؟ اقای.... یک ضد ترک پس فطرت است. بدرک کامنتهارا حذف میکنید. مگر سلطان سایتها هستید؟ اگر جای دیگر جواب شنیدید , ناراحت نشوید"

من هم همینجا جوابشو می‎دم تا دلم خنک شه: جناب جان، نه من سلطان سایتها نیستم ولی سانسورچی محترم همین سایت ایران‎گلوبال هستم و از این به بعد هم هیچ کامنتی از شما منتشر نمی‎کنم. هرچی هم می‎خواهین به این کیانوش توکلی شکایت کنین. خیال کردین. من پارتیم کلفته و چیزی به من نمی‎گه! ها ها! جای دیگه هم هرچی می‎خواهین جواب منو بنویسین، من که نمی‎خونم. عکس و آدرس منو هم که ندارین بدین کتکم بزنن.

حالا از اینها بگذریم، اینها تمامی ندارند و من می‎تونم یک کتاب درباره آنها بنویسم.

* * *

اخیرا مشکلاتی برای من پیش آمده. یکی از این مشکلات کلمه بی‎پدر مادرِ "نژادپرستی" است. من هم هرچی توی کتاب‎های لغت و دایره‎المعارف و اینترنت و... می‎گردم نمی‎تونم بفهمم که این "نژادپرستی" چیه. خودش هم یک کلمه واقعا مشکل سازه که مثل نقل و نبات در کامنت‎ها نوشته میشه. مثلا یکی میاد و مقاله‎ای یا کامنتی می‎نویسه و اظهار عقیده می‎کنه که فلان کلمه فارسی یا ترکی یا ارمنی یا... است. یکی دیگه میاد زود یک کامنتی براش می‎نویسه و اظهار فضل می‎کنه که "اینکه شما این کلمه را فارسی (یا ترکی یا....) می‎دانید (البته من محترمانه نوشتم والا راستش را بخواهید در بهترین حالتش می‎نویسه تو که این کلمه را.... میدانی... انگار که برای پسر خاله و دختر خاله‎اش می‎نویسه ) کاملا نژادپرستانه است" من بیچاره هم می‎مانم که آیا واقعا این نژادپرستیه یا نه؟ آخه اگه همچون کامنتی را تایید بکنم، چطور می‎تونم ثابت کنم که این نویسنده واقعا نژادپرسته؟ اگه هم حذفش کنم، جواب کامنت‎نویس را چه جوری بدم و ثابت کنم که نژادپرست نیست. راستشو بخواهید گیج که هستم گیج‎تر میشم. آخرش هم متوجه نمی‎شم که ریشه یک کلمه چه ربطی به نژادپرستی داره! (خوب بیسوادی این دردسرها رو هم داره).

مشکل دیگه من اینه که هنوز هم که هنوزه "فارسها" به من میگن "پان‎ترکیست" و "ترکها" هم به من میگن "پان‎فارسیست" خوشبختانه "کردها" و "بلوچها" زیاد به من بند نمی‎کنند. ارمنی‎ها هم که پایشان اینجا باز نشده و از این بابت فعلا خیالم راحته.

حتما دیده‎اید که همین اواخر جنگ "لفتی" یا "واژه‎ای" در سایت درگرفته. کار هم به خطاب‎های نه چندان دوستانه و مؤدبانه کشیده شده. سعی کردم که کامنتها را حذف نکنم و آنهایی را که زیادی تند رفته‎اند، نقطه چین کنم. دیدم که یواش یواش نقطه‎های کامپیوترم داره تمام میشه. و دیدم که دیگه یواش یواش کار داره به جاهای باریک می‎کشه. به خودم نهیب زدم که: "این برخوردها را تحمل نکن!" بعدش هم به خودم جواب دادم: "چشم!"

اولین کامنتی را که دم دستم بود، نقطه چین کردم. بعدش هم کامنت طرف مقابل رو نقطه نقطه کردم. نمی‎دونین چی شد! بلافاصله اعتراض شد. اعتراض که هیچ، باز هم شروع شد که ای سانسورچی بدترکیب (بین خودمون باشه که اینجاش را از خودم نوشتم) چرا تبعیض قائل میشی و کامنت منو نقطه چین می‎کنی و مال اونای دیگه رو نه؟

بیچاره تقصیری هم نداشت. فکر می‎کرد که نقطه نقطه‎های کامنتهای دیگه رو خود کامنت‎نویسا لطف کرده و برای راحتی کار من در کامنتشون گذاشته‎اند.

من آدم نق‎نقویی نیستم و نمی‎خوام که نق بزنم. برای همین هم از روی این مساله می‎گذرم و بهتون نمی‎گم که چند تا هم ایمیل در این رابطه نوشتند و این گردانندگان سایت رو انداختن به جون من.

از این چیزا بگذریم.

بزارین برای تنفس هم که شده یک خاطره تعریف کنم تا ببنید که بعضی‎ها (برعکس من) چقدر بیسوادند.

چندی پیش یکی یک کامنت نوشته بود. یک جمله هم ترکی نوشته بود. شاید فکر می‎کرد که من ترکی رو فول فول بلدم. نوشته بود: "کندیم بورا یئنی گلمی سینیز" (یک همچو چیزی. کمی گشتم پیداش کنم بعد حوصله‎ام سر رفت و از خیرش گذشتم"

اون جمله رو برای یکی از دوستام فرستادم بینم معنی دقیقش چیه. جوابش این بود که ای سانسورچی سختگیر، زیاد سخت نگیر. این آقا احتمالا اشتباه نوشته. معنی تحت‎الفظی این جمله این است که: "ده من اینجا تازه آمده‎اید"

شاخ در آوردم (سوءتفاهم نشه، منظورم جناب "شاخ" کامنت‎نویس مشهور سایتمان نیست). برای این اژدر بهنام و آ. ائلیار فرستادم. البته همراه با ترجمه آن. اینها هم یک چیز دیگه نوشتند. نوشتند که این آقا خواسته به ترکی استانبولی بنویسه. معنیش هم اینه که: "من تازه به اینجا آمده ام". جل‎الخالق. من که فکر می‎کردم خوب همه ترکی‎ها یک  هستند. بعدش فهمیدم که نه بابا یک تفاوتهایی باهم دارن.

تنفس تمام شد.

این اواخر من چند تا کامنت‎نویسِ مشکل‎ساز داشتم. البته مشکل‎ساز برای خودم. یکی از آنها کامنت‎نویس مشهور برادر مجاهد است که هی با اسامی مختلف، بقول این جماعت اینترنتی فلوت  می‎کرد. خوشبختانه از وقتی ازش خواهش کردم، دیگه این کار رو نمی‎کنه. خدا رفتگانش را بیامرزد.

دومینش هم خانم یا آقای درساست که یک دفعه وارد سایت میشه و هر مطلب تازه‎ای که منتشر شده را باز می‎کنه و یک کامنت بالا بلند براش می‎نویسه. ماشاالله، ماشاالله دستش درد نکنه واقعا تا آخرین حرف ظرفیت کامنت سایت را هم استفاده می‎کنه که هیچ، بخش دوم هم می‎نویسه. هیچ رحمی هم به من بیچاره نمی‎کنه. اگه روزی به دستم بیافته، یک کامنت هزار صفحه‎ای براش می‎نویسم و میگم حالا بشین بخون!

بذارین یک کامنت‎نویس مشکل‎ساز دیگه رو هم معرفی بکنم و درد دل امروز را تمام کنم. ناراحت نشین، باز هم سر یه فرصت دیگه باهاتون درد دل خواهم کرد.

بله..... این جناب تبریزی رو که همه شما می‎شناسین. اوایل فقط مقاله می‎نوشت و من عین خیالم نبود. همه‎اش هم راجع به انترناسیونالیسم و جهان وطنی و اینجور چیزا می‎نوشت. بعدش وارد این دعواهای "لغتی"، ببخشید "واژه ای" شد و سره نویسی و این چیزا و شد بلای جان من. حالا کاری به مضمون دعواها ندارم ها! با این هم که این دعواها چقدر دشمنانه و غیرمؤدبانه هم شده‎اند کاری ندارم (آره جون خودم، پدر منو در آورده این مساله و اون بالا هم نوشتم). مشکل اصلی من خوندن کامنتهای این جناب تبریزیه.

هر چی که سعی می‎کنم نمی‎تونم بخوانمشون. یعنی می‎خوانمشون ولی چون به یک زبان دیگه می‎نویسن، من زیاد متوجه نمی‎شم. چند بار خواستم ازشون خواهش کنم که ترجمه آنها را هم بنویسن ولی خجالت کشیدم و ترسیدم بفهمه که بیسوادم. البته اون پایین کلی هم "لغت‎نامه" یا "واژه‎نامه" می‎نویسن ولی با وجود اینکه هی آنها را نگاه می‎کنم، نمی‎تونم  مطلبو دنبال کنم. نمی‎دونم که چرا همش راجع به آوند و باوند و نسخ (البته "خ" کامپیوترشان خرابه و همه‎اش به جای "خ" "ک" می‎زنه) چک و چانه و وچک و لچک و این چیزا می‎نویسن. من که سوادم قد نمی‎ده و آخرش هم متوجه نمی‎شم که چی نوشتن. ولی باید حق بدیم که با وجود اینکه نویسنده خوبیه ولی کامنت‎نویس بدیه. چون که مرتب سر هر جمله‎ای می‎نویسن: "دوست گرامی آقای....". این هم کلی جا می‎گیره و از کیسه ایبشون میره.

* * *

حالا آخر شبه و کلی کامنت منتظر من هستند و باید تا صدای اعتراض دوستان بلند نشده به آنها برسم. برای همین هم درد دلم رو همینجا یک نقطه پایان می‎گذارم و ترجیع‎بند قبلی رو دوباره تکرار می‎کنم:

آخرِ سر، از همه‎تون یه خواهش دارم و آن هم اینه که منت سر من بذارین و این متن رو با دقت بخونین و به آن عمل کنین تا کلاهمون تو هم نره:

امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادنه نقد، نظرتان رادر مورد مطالب سایت بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقاى توکلى درود بر شما و مديران ايران گلوبال- خدمت شما عرض کنم که سالم ترين راه کامنت دادن وکامنت پذيرفتن و مسئوليت پذيرى کامنت گذاران، ثبت نام به عنوان کاربر در سايت ايران گلوبال هست. ما هم سياتهايى داريم که فقط با ثبت نام کاربر اجازه کامنت ميدهيم تا کامنت گذار مسئوليت خودرا به پذيرد و اگر نپذيرد، نام کار بر خودرا از دست ميدهد و ديگر نميتواند کامنت بدهد. البته ميتواند با نام ديگرى ثبت نام کند و کامنت بگذارد، اين تنها راه مسئوليت پذيرى کاربر است. چون هر کسى که حرفى ميزند بايد مسوليت حرف خودرا به پذيرد و جوابگو باشد. اين يکى ازاصول دموکراسى هست، دموکراسى بدون قانوني يعنى انارشيسم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باسلامی دوباره جناب مسئول عزیزپیامها،متاسفانه این هم یکی ازضروریات دموکراسی است که انسان مجبوراست بعضی مواقع ازمنافع شخصی بگذردودراین موردمشخص برای برایری درآزادی بیان واندیشه بلی همه باید حقوق برابر داشته باشند نه اینکه چندنفری بعنوان اعضای مدیریت هروقت خواستند بافاصله یعنی مستقیم وتک زمانه! پیامشانرابنویسند وما منتظر کنترل شما باشیم همان مشکل زمان که اشاره کردید راچگونه حل میکنید؟مثال صاحبخانه اصلآ دراین مورد درست نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول نازنین کامنتها، فکر می کنم در اینباره به اندازه کافی بحث شده و خوانندگان، چه من و شما بپسندیم و چه نپسندیم، قضاوت خودشان را خواهند کرد. شاید حق باشما باشد و مسئله اظهارات نژادپرستانه یک فرد را نباید "کش" داد (این توصیه "کشش ندهید" را قبلا هم از زبان یکنفر دیگر شنیده بودم، ولی الان خاطرم نیست کی بود!؟) فقط برای حسن ختام اول اینکه من در مقام طنز و مطایبه پرسیدم «آیا من مجازم که ادعا کنم جناب سانسورچی یک "مزخرف‌گوی" بسیار ماهر است ؟» واگرنه من که باشم که به آن حضرتش نسبت دروغ بدهم، بخصوص که تجربه نشان داده است "دروغگو" برای سایت ایران گلوبال بسیار توهین آمیزتر از "بیشعور" است. بماند ... و دوم اینکه اگر می‌خواهید دلیل موهن بودن "الکن" را بدانید، همین الان به یکی از عزیزانتان (همسر، دوست، پدر، مادر ...) بفرمائید «عجب آدم الکنی هستی!» و عکس العملش را با ما در میان بگذارید! تندرست باشید :)
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رازی من هم با سلام مجدد خدمتتان عرض کنم که شما چه حرفهای مرا باور بفرمایید یا ننمایید، آنچیزی که می نویسم واقعیت دارد و این با شماست که چه قضاوتی بفرمایید. در آلمان همانطور است که شما می فرمایید و من حرف شما را 100 در 100 که هیچ، 1000 در 1000 هم قبول دارم ولی شما هم لطف نمایید و به دانمارک مراجعه کنید تا ببینید که در دولت فخیمه دیکتاتوری دانمارک چه برخوردی با چنین کسانی می فرمایند. در مورد کلمه مزخرف هم حق اندکی با شماست. اندکی دیگر این است که شما ظاهرا در اینترنت به دنبال دهخدای مرحوم - روحش شاد - گشته اید و این معنی را یافته اید و اگر در همان صفحه دهخدای نازنین به دنبال جمع آن یعنی مزخرفات می گشتید، معنای دیگری هم می یافتید که مدت زمانی بحث میان من و شما بود. البته اگر به دهخدای کاغذی هم مراجعه می فرمودید می دیدید که در آنجا علاوه بر معنایی که شما برای کلمه نازنین "مزخرف" نوشته اید،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام مجدد خدمت سانسورچی نازنین و آرزوی اینکه «تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد!». اول از همه مایه بسی خوشوقتی است که سایت ایران گلوبال در مواجهه با پدیده نژادپرستی تا این اندازه دست و دلباز است و توضیحات (بخوان توجیهات) یک نژادپرست شناسنامه دار را قربه الی الله بحساب معذرت‌خواهی می گذارد، فقط معلوم نیست که چرادر باره طرف مقابل مو را از ماست می کشد. همانطور که گفتم، بروید در کشور محل زندگی خودتان تحقیقات بفرمائید و ببینید در کشورهای متمدن نحوه برخورد با کسی که چنین کلماتی را بزبان بیاورد چیست و مثلا در همین آلمان خودمان به مورد Martin Hohmann نماینده CDU مراجعه بفرمایید، تا ببینید چرا آلمانها در اوج پیشرفت هستند و ما نیستیم! البته بر هر کسی واضح و مبرهن است که شما فقط مسئول کنترل کامنتها هستید و .....الخ، یعنی آنقدر این مطلب را تکرار کردید که حتی من خنگ هم متوجه بازی "من نبودم دستم بود
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ناثر ناسری گرامی یعنی می گویید که کلید خانه را باید از صاحبخانه بگیریم تا هر وقت که خواست وارد خانه اش بشود، اجازه بگیرد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مسئول گرامی،درمورد زمان بندی نوری چشمی های آینده حرف شمادرست است واین موضوع درمورد همه باید صدق کند یعنی غیر ازشما هیچکدام ازاعضای مدیریت هم نباید یک زمانه پیام ینویسند یابتوانند بنویسند تا حق همه رعایت شود.باتشکر
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حضور محترم جنیاب رازی و خوشحالی از اینکه از سلامت من خوشحالید و تشکر از اینکه شوخ طبعی ما شما را خوش آمده است و این شاگرد را به مرحمت خود خوشحال و مفتخر فرموده اید. باور کنید من دیشب نشستم و کامنتهای شما را یکی یکی شمردم و برای هر کدام از آنها یک خط روی دیوار کشیدم و اخرش هم همه را با کمک چرتکه ای که آقای توکلی برای راحتی کار خریده است، جمع زدم و نتیجه اش همان بود که نوشتم. راستش را بخواهید من اصلا نگاه نکردم که ببینم چرا آن 2 کامنت شما به غضب تیغ من گرفتار آمده است ولی اکنون که شما محتوای آن را مرقوم فرمودید مجبور شدم قبول زحمت نموده و دوباره به ان کامنت مراجعه کنم. اول از خودم تعجب کردم که چرا این کامنت را به نعمت تیغ سانسورم مفتخر کرده ام چون که من و همکاران گرامی و محترم بنده آقایان ائلیار و بهنام و حاجبی و مؤذن و اقبالی و در راس همه جناب حضرتت توکلی همان مطلبی را که ادعای "ژن معیوب"
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ناثر ناسری گرامی خیلی ممنونم که از سلامتی دوباره من خوش حالید. عرضم به خدمت شما که من در زمان سانسورچی اسبق آقای کیومرث نویدی هنوز پایم به داخل سایت شخیص ایران گلوبال باز نشده بود و من هم مانند شما کامنت نویسی بودم که خوشبختانه هیچ یک از کامنتهایم به تیغ سانسور کیومرث نویدی و رونده گان بعدی راه او گرفتار نشد و من توانستم سر سالم به این مقام شخیص و خطیر برسم. در مورد آن شخص "پرحرف و دری وری نویس که از قدرت سوءاستفاده کرده و هرچه لایق خودش هست در جواب پیام نویسان" می نویسد و من و آقای توکلی هم نوشته های او را زیر سبیلی رد" می کنیم، باید خدمتتان گزارش بدهم که اولا در این سایت قدرتمندتر از من وجود ندارد و از آقای توکلی اجازه گرفته ام که حتی کامنتهای خودش را هم تیغ بزنم بنابراین لطفا قدرت مرا زیر سوال نبرید. دوما یا همان ثانیا من در تمام عمرم هیچ وقت سبیل نداشته ام که زیر سبیلی رد کنم. سوما و
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب منوچهر گرامی / مدتی است که عضو paypal شده ایم که اینهم آدرس لینک اش:
http://www.iranglobal.info/node/2721

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باسلام خدمت شما مسئول عزیز پیامها،ازاینکه حالتان خوب شده وازبیمارستان مرخص شده اید،کمال خوش حالی است وامیداست حالتان همیشه خوب وسالم باشید.سختی کارشما راهرکودک مکتبی هم بایدبداندمن بشخصه ازسالها پیش با اشخاص مختلفی دراین صفحه جروبحث!!!داشته ام آگر آقای کیومرث نویدی یادتان نیست به آرشیوپیامها مراجعه کنید.هدف فقط وفقط پیداکرده راه حل هائی است که همه بتوانند ازحقوق دموکراتیک خوداستفاده کنند ونه مثل حالا (البته بعضی مواقع وبندرت )شخصی البته هم همیشه همین شخص پرحرف ودری وری نویس ازقدرت سوء استفاده کرده وهرچه لایق خودش هست درجواب پیام نویسان بنویسد وکسی مثل شما یاآقای توکلی هم نوشته های اورا زیر سبیلی ردکنند.آیا با همان قدرت وشمشیر تیز سانسورمیتوانیدپیامهای این شخص بد دهن وهرزه نویس رابگیرید یا فقط زورتان بما میرسد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیارگرامی،کسانی میتوانندازتحقیرفرهنگ،نژادپرستی ونژادگرائی درایران توجه کنید درایران! صحبت کنند که خوددردرجه اول آپارتاید فرهنگی ، تک زبانی تحمیلی وانحصاری ، قتل زبانها ی ملی غیرفارسی را مثل خانم شادی صدر محکوم کنندبعد دم از مبارزه علیه آن بزنند این جنابان پیچ ومهره های رژیم فاشیستی ونژادپرست پان فارسیسم 90 ساله اند.شرط دموکرات وآزادیخواه بودن درجامعه ایران محکوم کردن ومبارزه علیه آپارتاید فرهنگی،تحمیل زبان وفرهنگ الکن دولتی است ومردم وهیچ انسان آزادیخواهی بازبان محترم مردم عادی نمیتواندمبارزه کند بلکه درایران مبارزه علیه زبان وفرهنگ تحمیلی دولتی نظامی است که قتل زبانهای غیرفارسی رامدنظرداردودرست دراین رابطه است که تمام پیچ مهره های رژیم دراپوزیسیون مبارزه علیه فرهنگ تحمیلی زبان وفرهنگ الکن دولتی رابمردم وزبان قابل احترام فارسی مردمی مثل هرزبان دیگری برای بدنام کردن آن ،ربط میدهند
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام ، رازی گرامی، نقد شما را شخصاً در رابطه با مسئولیت، نژادگرایی، تحقیر فرهنگ، می پذیرم. در مورد موضع خودم باید بگویم : در جمع مسئولین و بیرون در سایت، گفته و نوشته ام که ضمن بیان نظر شخصی ام در موارد مشخص، از آنجاییکه در کل با کیفیت مطالب هم مشکل دارم، «تنها مسئولیت مطالب خود و منتشر شده از جانب خودم» را بعهده میگیرم و فقط در این رابطه پاسخگو هستم. ولی همانطور که نوشتم نقد شما را درست مییابم. و این ایراد ها لازم است که رفع بشوند. ولی واقعیت این است که ایران گلوبال از حالت سایت خارج و به یک شبکه اجتماعی کوچک تبدیل شده است، و مطالب آن از کنترول مسئولین خارج است. این است که در کل مسئولیت را نویسنده و منتشر کننده به عهده دارند. گرچه گردانندگان هم عاری از مسئولیت نیستند. سایت چنین شرایطی دارد و هنوز راه حلی برای رفع اشکالات نیافته ایم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ. ائلیار بسیار عزیز، من ممکن است با شما بر سر هزار مسئله دست بگریبان (قلمی) بشوم، ولی بارها نوشته‌ام که نگاه شما را انساندوستانه می‌دانم، اگرچه با روشهای شما مخالف باشم. یعنی شاید اهدافی که هردوی ما بدنبال رسیدن به آنها هستیم، جایی در نزدیکی هم باشند، ولی راههای ما تفاوتهای فاحشی داشته باشند. من اگر وارد این بحثهای کامنتی می‌شوم، هدفم از یک طرف نشان دادن چهره نژادپرستانه افرادی است که پشت زبان مادری پنهان شده اند (و اعتراف می کنم که بهترین روش را در دست‌انداختن آنها بدون توهین می‌دانم)، و از طرف دیگر نهیب بر وجدانهای پاک و انساندوستی که به بهانه آزادی بیان به تنفر قومی دامن می‌زنند. ولی در یک مورد راه من و شما 180 درجه با هم زاویه پیدا می‌کنند و آنهم هنگامی است که شما به عنوان یکی از مسئولین این سایت براحتی از خود رفع مسئولیت می‌کنید و می‌نویسید «دیگر دوستان می‌توانند پاسخگو باشند»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حضور محترم جناب مسئول محترم کامنتها، با سلام و تهیات و آرزوی سلامتی عاجل برای آن وجود ذیجود. از اینکه سلامتی خودتان را بازیافته‌اید و اوقات شریف را صرف جوابگویی فرموده‌اید، بسی خوشوقت و ممنون و مسرورم، بخصوص از اینکه می‌بینم در کنار قوّت تحریر، ذوق طنز و مطایبه هم پیدا کرده‌اید. شوخ‌طبعی اگر نشانه سلامت تن نباشد، مسلما از علائم تسکین دماغ است، به هر حال ما که سرنوشت را برای دور شدن بلا از جان آن وجود ذیجود شاکریم. و اما اینکه حضرتتان میفرمائید از بین 36 کامنت فقط دوتای آنها را سانسور فرموده‌اید، لابد در اوج صداقت عین حقیقت را می‌فرمایید و این کمترین را نیامده که در صحت و سقم اظهاران حضرتتان شک روا دارم، و اگر هم آمده باشد وسائلش مهیا نیست و به قول شاعر «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!» اشاره صریح من ولی به سؤال محترمانه‌ای بود که از یکی از نویسندگان سایت و ذیل مطلب ایشان مرقوم کرده یودم، به
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناثر ناسری گرامی باید به عرضتان برسانم که اولا ممنون و متشکرم که به فکر من و راحتی کار من هستید. در ضمن باید به عرضتان برسانم که پیشنهاد خوبی است ولی من با آن مخالفم. جرا؟ جونکه کار من بیشتر می شود. اولا باید به اطلاعتان برسانم در تاریخ 5 فوریه که کامنتها دیر منتشر شدند، من در بیمارستان زیر تیغ برنده جراحان ورزید بودم که می خواستند بخش سانسورچی مغز مرا بردارند که خوشبختانه موفق نشدند. از شما چه پنهان من در همان حال مشغول گپ زدن با حوریان بهشتی بودم که در لباس پرستاری دور و بر من می پلکیدند. به همین دلیل من نرسیدم که کامنتها را منتشر کنم. اصلا یادم رفته بود. باز هم خدمتتان عرض کنم که اولا من مخالفم که بخش کامنتها بسته شود چون که من بیکار می شوم و از نان و آب می افتم. باز هم خدمتتان عرض کنم که با پیشنهاد دوم شما هم که خیلی خوب است، مخالفم چون باز هم باید همه کامنتها را بخوانم
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی تبریزی، کاملا حق با شماست. من هم هر چی به این گردانندگان ایران گلوبال می گویم که به من اجازه بدهید که هر کامنتی را که نام آذربایجانی و ترکی و کردی و بلوچی و غیر ایرانی (منظورم غیر فارسی است) دارند، حذف کنم و بلوکشان بکنم، قبول نمی کنند. من حتی پیشنهاد کرده ام که مقالات شما را هم سانسور کنند که نام تبریزی دارید. ولی مگر اینها قبول می کنند؟! من هم مانند شما معتقدم که باید ریشه همه اینها را در کوره های ریشه سوزی بیندازیم و بسوزانیم. زود به من می گویند مگر ما هیتلریم؟ اینها متوجه نیستند که مانند سالوادور آلنده و پیشه وری، خودشان در این آتش خواهند سوخت. من پیشنهاد می کنم که شما مقاله مفصلی در دو سه هزار صفحه بنویسید و منتشر کنید تا شاید اینها متوجه بشوند. ولی یادتان باشد که در این مقاله تان که حتما خواهید نوشت، فقط از لغات خالص فارسی استفاده کنید تا ریشه ناخالص ها را بخشکانید
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رازی محترم اگر از آخر شروع کنم که نوشته اید من "علاقه خاصی به سانسور کامنتهای" شما "ظاهرا" دارم، باید اعتراف کنم که از این نوشته شما شوکه شدم چون خودم این را نمی دانستم. برای همین هم علیرغم کسالتی که هنوز هم دارم، رفتم و کامنتهای شما را از اول اکتبر 2013 تا به امروز یک نگاهی کردم. شما در این مدت 36 کامنت نوشته اید که بنده که به دلیل علاقه وافرم به سانسور، این مسؤلیت خطیر را به عهده گرفته ام، 2 تا از آنها را با تیغ برنده خودم به بایگانی سپرده ام و فقط 34 کامنت شما را که در مقایسه با کل کامنتهایتان در این مقطع زمانی تعداد ناچیزی هستند و اصلا به حساب نمی آیند، منتشر کرده ام. آخه انصاف هم چیز خوبی است، حالا اگه من از آن بی بهره ام مطلب دیگریست. حالا چکار کنم که من ندارم. *** ولی درباره مطالب دیگرتان که در مورد نژادپرستان نوشته اید باید به عرض مبارکتان برسانم که بنده بی مقدار
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، شخصاً با استعمال هرگونه کلمه ی توهین و تحقیر آمیز به هر گونه زبان و فرهنگ مخالفم. از جمله به فرهنگ و زبان فارسی. در ضمن با به اصطلاح « اتحاد علیه فارسی زبانان»- اگر چنین چیزی صحت داشته باشد- نیز به هر بهانه ای که باشد- مخالفم. همانطور که در گذشته نوشته ام «سیاست یک زبانی و یک فرهنگی» را شدیداً نادرست میدانم و آلتر ناتیو آنرا « سیاست چند فرهنگی» نوشته ام. در مورد « توهین و تحقیر» به فرهنگ زبان فارسی در کامنتها و مقالات- دیگر دوستان میتوانند پاسخگو باشند. من پاسخگوی نوشته ها و مطالب منتشر کرده ی خود هستم. امیدوارم که در آنها چنین چیزهایی نباشند. و اگر هم دیده شده پوزش میخواهم و میکوشم که این ایراد و اشتباه دیگر پیش نیاید.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous عزیز یعنی باید کامنت شما رو هم حذف می کردم؟
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام خدمت همه دوستان عزیز. چند روزی بود که من قیلپاچ کرده بودم و در بیمارستان بودم و شما هم از دست من راحت بودید و این کیانوش توکلی هم مشغول تایید کامنتها. آخه او اصلا کاری نداره که توی کامنتها چی نوشته شده، فقط بلده که تایید کنه. انگار که تکمه حذف کامنتش خرابه. باید با مسؤل فنی صحبت کنیم که یک آچار کشی تو قسمت کیانوش توکلی بکنه.
***
چی شده بود که قیلپاچ کرده بودم؟ نگران شدید؟ نه نگران نباشید چیز مهمی نیست. بعضی‎ها می گویند که که از بس سیگار کشیده‎ام به این روز افتاده‎ام، بعضی‎ها هم میگن که از بس سانشور کرده‎ام، نفرین کامنت نویسان منو گرفته، دوستام میگن از بس چلوکباب و جوجه کباب و خاویار و ویسکی و کنیاک خورده‎ام، اینطوری شده‎ام ولی خودم فکر می‎کنم که چیب دکترها خالی شده و بیخودی به من میگن مریضی که جیبشونو پر کنن.
به هر حال فعلا که حالم بد نیست و می‎تونم روزی یکی دو ساعت
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینکه افراد با چند نام کامنت بگذارند بخودی خود اشکالی نداره...مشکل آنجاست که برخی ها با اسامی گوناگون سعی می کنند که علیه مخالفنین فکری خود دست به جو سازی بزنند ...طبیعتا چنین اجازه به این افراد داده نخواهد شد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسی که با چندین نام کامنت میزاره ,باید حذف شود و این سانسور نیست, بلکه جلوگیری از گول زدن خواننده است. با نامها و نظرات گوناگون در مورد یک مقاله کامنت نوشتن , نشانه عدم بولوغ سیاسی وشخصیتی این افراد است!!
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
..... ادامه
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی گرداننده تارنمای ایران گلوبال، برداشتی که از واژگانی مانند مردم سالاری و آزادی بیان یک رهبر سیاسی، یک سیاسی کار و یا گردانندگان یک تارنمای سیاسی دارند اگر نادرست باشد جز زیان فرجامی نخواهد داشت! به سالوادور آلنده و کارکرد او و فرجامی که داشت نگاه کنید، سالوادور آلنده یک سوسیالیست بود، در شیلی با گزینش مردم به روی کار آمد، چند بار سالوادور آلنده در سخنرانی هایش گفته بود که دولت وی نخستین دولت سوسیالیست است که بدون جنگ و خونریزی به روی کار آمده است! اما برداشت سالوادور آلنده از مردم سالاری برداشت درستی نبود! آشوبگران در شیلی به خیابان ها می ریختند و هر روز تظاهراتی بر ضد سالوادور آلنده انجام می دادند و سالوادور آلنده هم که خودش را آزادیخواه و دموکرات می دانست در برابر این آشوبگران نرمش نشان می داد! کسانی در روزنامه های آن روز شیلی بارانی از دشنام و ناسزا را به سالوادور آلنده ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رازی،ازآنجائیکه شما پیامهای تمسخرآمیز وطنزآلوددرباره مبارزین،مبارزینی که علیه استبدادزبانی وفرهنگی،مبارزه علیه زبان قاتل والکن دولتی ونه زبان قابل احترام هموطنان فارس زبان ،بلکه زبان انحصاری وتحمیلی وقاتل دولتی، مینوشتید معلوم نیست این پیامتان جدی است یا مسخره کردن دوباره خودتان؟لطفآ اول با خودتان تعین تکلیف کنید کی خودتانرامسخره میکنیدوکی پیام درست حسابی مینویسید باتشکر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام به جناب سانسورچی محترم، و با ارزوی توفیقات شبانه روزی در امر شریف ممیزی. من یکبار قبلا نوشته بودم که به هیچ وجه دوست ندارم بجای شما باشم. درد دل شما را هم خواندم و از آنجایی که قبلا با شما (و دستیاری جناب ائلیار که همینجا خدمتش سلام دارم) بحثهای مفصل و لی متأسفانه بی نتیجه ای درباره "توهین" کرده ام، اینجا از این مسئله می گذرم و به نکته دیگری می پردازم که گویا باعث دردسر شما شده است: کلمه بقول شما "بی پدرومادر " نژادپرستی. سانسورچی عزیز! هرکسی که انسانها را بر اساس نژاد، تبار، قومیت، ملیت و یا "زبان" (روی اینیکی تأکید مؤکد می کنم) تقسیم بکند و مبنای قضاوتش را این تقسیم بندی قرار بدهد، یک "نژادپرست" است. کسی که از "جامعه عقب مانده فارسی" و در مقابل آن از "جامعه پیشرفته ترکی" دم می زند (نیازی با اسم بردن نیست، نماینده تام الاختیار و غیرقابل تعویض کشور ترکیه را همه می شناسیم) یک نژاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توكلي, ضمن تشكر از زحمات شما و بقيه دوستان گرداننده سايت, بدليل عوارض ناشي از استفاده كارتهاي اعتباري, پيشنهاد ميكنم براي رفع نگراني هموطنان خواهان كمك, paypal را هم اضافه نمائيد. و ديگر اينكه كامنت هاي دوستاني كه سوابق اخلاقي ضاله ( ؟ ! ) در كامنت هاي گذشته نداشته اند, بلا فاصله پخش شوند. و در خاتمه, براي تنوع بيشتر و پر بار نمودن سايت, قدري هم مطالب ديگري كه گريبانگير مردم كشورمان هست, در كنار منازعات قومي و زباني, كه اكثريت نوشته ها را تشكيل ميدهند, انتشار دهيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تشکر دوباره از ایران گلوبال
امیدوارم به اهداف و خواسته های خودتان برسید .
خسته نباشید
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی . . . . . . ممنون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توکلی گرامی،بارهاگفته ام که این ابتکارشما درایجاد**صفحه شما**قابل تقدیرفراوان بوده ودربین تمام سایت های ایرانی ازهمه ی زبانها بی نظیراست وبهترین جا برای تمرین دموکراسی، این مفهوم زیبای بیگانه برای فرهنگ ما ایرانی ها ست.این پسشنهادجدیدشما هم یکی ازراه حل های خوب درشرایطکنونی است ،زیراهم کاربسیار سخت مسئول راسبکترمیکند هم برای آندسته که شما درنظرگرفته ایدتا پیامشانرا مستقیم درج کنند،امکان میدهد که چقدرباصول آزادی بیان ودموکراسی پای بندند ودرصورت عدم مراعات موازین سایت طبیعتآ بسته خواهند شد.موفق وسلامت باشیدوتشکرازجواب وابتکارجدیدتان.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناثر ناسری گرامی / کاملا درست می گوید که نباید دیالوگ بین کامنت نویسان طولانی شود. شخصا طرفدار کامنت نویسی اون لاین هستم ؛ آزادی اندیشه بدون قید و بند ولی متاسفانه سوء استفاده برخی ها ...موجب دو زمانه شدن کامنت ها شد . بهر حال سعی ما براین خواهد بود که سرعت تائید کامنت ها را افزایش دهیم و یا به یک تعداد کامنت نویس حرفه ای اجازه دهیم که نوشته هایشان بلافاصله درج گردد. البته این مورد با مسئول کامنت ها صحبت خواهم کرد.موفق باشید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام خدمت شماآقای توکلی،درست فرمودید،سخت ترین وحساس ترین بخش سایت،درواقع آن فرق اساسی این سایت باسایرسایت های فارس، همین صفحه ی شماست. سختی کارمسئول قابل درک است، بخاطر همین سختی پیامهادیربدیر درج میشوندبطوریکه اغلب رابطه کاربران دردیالوگ باهم قطع و گم میشود. درنتیجه این روش مثلا امروز پیامها فقط یکبارصبح پخش شده اندیعنی این *صفحه شما* آکتیو وزنده بودن راداردازدست میدهد.شما دوراه بیشترندارید:1- یا این صفحه راببندید(بااین روش عملا این صفحه بست شده ویا بیک صفحه مرده وبی روح تبدیل خواهدشد )مثل امروز!2- یا مثل سابق یامها باتمام مشکلاتشان یک زمانه باشند وکامنتهای ویروسی بقول شما نه تنها حذف بلکه با اخطار ودرصورت تکرار پیام نویس مسدودشود غیرازاین راه حلی نیست وبدین وسیله اززحمات مسئول نیز کاسته میشود موفق باشید
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بخش کامنت نویسی ایران گلوبال به مدت 5 سال بدون هیج محدودیتی وبطور کامالا اون لاین ویا «یک زمانه »بود و کامنت های« ویروسی» پس از انتشار حذف می شدند. همین شیوه کاملا دمکراتیک مورد اعتراض اکثر نویسندگان و کاربران سایت قرار گرفت .پس از آن بود که مسئولینی برای بخش کامنت نویسی انتخاب شد که متاسفانه یک به یک «صحنه» را ترک کردند. ما پس از جمع بندی شیوه دیگری را در پیش گرفتیم (دو زمانه کردن) که هر چند، مسئولیت آن با یک نفر بود و هست ولی کامنت های عدم انتشار خورده در معرض دید 5 نفر دیگر قرار دارد و ما در بخش داخلی اظهار نظر ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول بسیارمحترم کامنتها،با سلام وخسته نباشید.اول ازاینکه بالاخره کسی پیدا شدازاینهمه بی ربط نویسی اخ وتخ، یخ /چم و چک وپک ودک و...بجای سره نویسی درواقع مسخره کردن زبان فارسی ، با من همصدا شودراستش بخودم امیدوارترشدم که لااقل درحد متوسط زبان فارسی راآموخته ام.البته من فقط پیامهای جناب تبریزی رادربین سایر پیامها میخوانم ،البته برای سرگرمی نه تنها بدنیستند بلکه بیشترجنبه جک پیداکرده اند بطوریکه جناب ایرانخواه یکی ازکسانیکه ازنظر املائی وانشلئی بهترین ها را مینویسدنیز صدایش درآمده است .من چندزوز قبل نوشتم که اگرکسی درمراکز فارس نشین تهران این نوع کلمات رابکارببرد متاسفانه شما کلمات .... و... راسانسورکردید!!!
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ینی لیک یک دنیا تشکر از شما. الان میرم یکی می خرم. امیدوارم که ترجمه ترکی هم داشته باشه. آخه من ترکی رو خیلی خوب می خونم. ترجمه های دیگه به درد نمی خورن. همین که نوشتی، یعنی ترجمه انگلیسی کلی اشکال دار. همش واژه های بیگانه توشه
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امین عزیز چشم. سعی می کنم که این ترازوی عدالت همیشه اون وسط بمونه.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاخ چون ممنونم از لطفت. این دفعه وقتی مامورین بهداشت اومدن خبرت می کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض سلام مجدد جناب سانسورچی، اسم کتاب """Confessions of an airport security worker""" هستش، فروش فوق‌العاده‌ای داشته، اسم نویسندهٔ هم """"Jason Harrington"""" است. در مورد اون کتاب فال بینی‌، همیشه اون کتاب را تو صندوق گذاشته ۱۳ تا قفل بهش میزدم که کسی‌ از وجود این کتاب آگاه نشه، ولی‌ همینکه این جمال اون کتاب را لؤ داد، ریختند خونه، اون هم نه با "" شاه کلید "" که در و صندوق را باز کنند، با یک لودر، در خونه را با این لودر شکسته، صندوق زبان بسته را روو لودر بردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست من
فقط عدالت را رعایت کنید
و کامنت های که انگ می زنند یا توهین می کنند را حذف کنید
فقط می تونم بگم خسته نباشید خیلی خیلی ممنون
از طرف ملت های غیر فارس خصوصا ترکها تشکر می کنم از سایت ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول محترم کامنتهای سایت ایران‌گلوبال(ک. ت)، خسته نباشید! خسته نباشید. آره، چی؟! "خســـــــــــــــــته نباشید". این حداقل کاری‌ست که از دستِ کامنت‌گذاران و حتی اندیشمندانُ نویسندگانِ بزرگوار بر می‌آد. به هر حال شما سالهاست عمر و زندگیتون رو عاشقونه صرف رسوندنِ صدای ما هموطنان به همدیگه کردین و در این مسیر هم همچنان پُر انرژی مشغول کارید. با تمامِ کاستی‌ها و کمبودِ آفتابه‌لگن ولی سفرۀ شما شامُ ناهار و خوراک‌های جداً خوشمزه‌ای داره(دقیقاً برعکس اون آفتابه‌ترین!). باور کنید سعی میکنم کمتر وسوسه بشم اینجا سرَک بکشم تا از فرط گشنگی مجبور نشم با کامنتهایی گاهاً طولانی به دست‌پختِ این آشپزهای کاردرستِ‌تون ناخونک بزنم، ولی مگه راحته؟! درسا هم به دردِ من دچاره! آقای تبریزی که جاش بالای سرِ ماست خیلی ماست دوست داره با تمامِ بزرگی‌ش حواسش همش پرتِ پیالۀ ماسته(واژه‌بازی) من که
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی ممنون از اینکه نوشته مرا اصلاح کردین. مشکل اینجاست که من نه مانند شما ادیب هستم و نه مانند شما نکته سنج. شاید بهتر بود می نوشتم: فارسهایی که کامنتهایشان را تیغ می زنم به من می گن پان ترکیست و ترک هایی که کامنتهایشان را تیغ می زنم به من می گن پان فارسیست. در ضمن از اینکه واژه های سره رو نمی شناسم و به زبان مردم کوچه و بازار نوشتم پوزش جانانه می خواهم. آخه من که سوادم به این چیزا قد نمیده. البته اینو بگذارین به حساب شکسته نفسی من وگرنه من خودم در هر یک از رشته های علمی و فنی که تو این دنیا وجود داره، چند تا درجه دکتری و مهندسی دارم که در فرصت مناسب (یعنی در صد سال آینده) همه رو اسکن می کنم و همینجا به نمایش می گذارم. اگه این درجات علمی رو نداشتم که در همه رشته ها صاحب نظر نبودم. باور کنین اونایی هم که در هر موردپ اظهار فضل می فرمایند مانند من هزار تا درجه علمی دارن. عجب آدم
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست بزرگواری که مسئول کامنت های تارنمای ایران گلوبال هستید شما در بخشی از این نوشتارتان نوشته اید: ( ..... مشکل دیگه من اینه که هنوز هم که هنوزه "فارسها" به من میگن "پان‎ترکیست" و "ترکها" هم به من میگن "پان‎فارسیست" ..... ) دوست گرامی، شما از کدام فارس ها و یا ترک ها سخن می گوئید؟ میلیون ها فارس و میلیون ها ترک در جهان می زیند و آیا همه ترکان در همه جهان به شما "پان فارسیست" و همه فارس ها در همه جهان به شما "پان ترکیست" می گویند؟! روشن است که این چنین نیست و شایسته است که شما این بخش از نوشتارتان را ویراسته و بنویسید: ( ..... مشکل دیگه من اینه که هنوز هم که هنوزه برخی از ناسیونالیست های فارس به من میگن "پان‎ترکیست" و برخی از ناسیونالیست های ترک هم به من میگن "پان‎فارسیست" ..... ) تا نوشتار شما ویراسته شود! با سپاس فراوان از کوشش های شبانه روزی شما در تارنمای ایران گلوبال - تبریزی
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ضد سانسور (باز هم یک نام دیگه) اگر این کار رو بکنین و در انتشار کامنتهایتون صداقت به خرج بدین، چی میشه!!! یک مقاله طول و دراز!!! پیشنهاد می کنم اسمشو هم بذارین: "راهنمای فحش های چارواداری". همون روز اول یک میلیون کلیک می خوره. اصلا اگه به صورت کتاب منتشرش کنین، یه ماهه میلیونر میشین. اونوقت یک سهمی هم به من میرسه. آخه من قهرمان داستان شما هستم.
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ینیلیک می بخشید که یادم رفت به شما هم پیله کنم. لطف کنید و آدرس کتاب کنترلچی را بنویسید تا بتونم از آن استفاده های شایان بکنم و تا جاسوس 10 جانبه نشده ام به شهرتی برسم. در ضمن اگه آدرس اون کتاب فال بینی تون رو هم بنویسید، دیگه کامنتهای شما رو سانسور نمی کنم. نقطه چین هم نمی کنم. امیدوارم که خوانندگان سایت اینو بعنوان رشوه در نظر نگیرند و فقط یک همکاری دوستانه تلقی کنن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهترین را مبارزه با سانسور شدیدی که جنابعالی راه انداخته اید، تحریم این سایت از طریق آذربایجانیها، و دایر کردن سایتی جداگانه است، که دیگر کسی نتواند صدای ما را خفه بکند. شما بیش از صد نوشته مرا تابحال قیچی زده ای، و دست سانسورچی استالین را از پشت بسته ای! و اکنون برای همه روشن شده است، که اغلب کامنتها را سانسور میکنی! من در جای خود تمام آن کامنتها را در مقاله جداگانه ای برای اطلاع عموم و شناساندن ماهیت سانسور شما انتشار خواهم داد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" شاید شما روی گنج نشسته‌اید جناب سانسور چی‌ """ اخیرا کتابی به نام """ اعترافات یک کنترلچی فرودگاهی """ چاپ و منتشر شده که سر و صدای زیادی به پا کرده، شما نباید جاسوس سه جانبه، چهار جانبه و چندین جانب باشید تا "" کتاب اعترافات "" شما از قفسه‌های کتاب فروشی‌ در عرض چند ساعت توسط مشتریان ناپدید شوند، کتابی به نام "" اعترافات یک سانسورچی سایت اینترنتی "" چاپ و منتشر کنید، راستی‌ جناب سانسورچی این جمال می‌خواد شما را واقعا خسته کنه چونکه مدام به من پیله می‌کنه که کامنت‌های کوتاه و مختصر ننویسم، میدانم که دنیایی کوچکی دارد و تنها مرکز اطلاعاتش همین سایت هستش، ولی‌ من رعایت حال شما را می‌کنم.