چگونگی ساخته شدن سرود "برپا خیز"

علی ندیمی: مفتخرم که این سرود در آن دوران برای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه‏ مردم که چیزی جز آزادی و استقلال نمی خواستند و بعدها توسط دین کاران امروزی مصادره شد و در حمایت از این مبارزات سروده شد، دو سال پس از انقلاب اسلامی در ایران ماندم تا این که دوباره به لیست سیاه منتقل شدم و تحت تعقیب قرار گرفتم! بعد از آن ناچار شدم ایران را ترک کنم و دوباره فرار کردم آمدم به خارج از ایران!

 

 

ترانه ها در جنبش های اعتراضی جهان نقشی یگانه دارند، از یک سو اهداف و مانیفست جنبش را بازتاب می دهند و از سوی دیگر جزو تاریخ شنیداری آن جنبش قرار می گیرند، مردم پس از به نتیجه رسیدن جنبش ها هم، ترانه ها را زیر لب تکرار می کنند تا خاطره‌ آن روزها را در حافظه‌ خود زنده نگه دارند، ترانه‌ "برپا  خیز" کاری از علی ندیمی از جمله‌ چنین ترانه هائی است، داستان شکل گیری آن را در گفتگوئی با آقای علی ندیمی می شنویم:

تا پیش از این که به ایران بروم دوازده سال اجازه‏ ورود به ایران نداشتم و به دلیل فعالیت های سیاسی که آن موقع داشتم دولت ایران پاسپورت مرا گرفته بود! من سال ها دبیر فدراسیون دانشجویان ایرانی در اتریش بودم و در سال ۱۹۷۶ نیز در کنگره‏ کنفدراسیون جهانی به عنوان دبیر تشکیلات انتخاب شدم، به دلیل این گونه فعالیت های سیاسی نمی توانستم به ایران بروم، تابعیت ایران را از من سلب کرده بودند!

در این دوره شما به عنوان شهروند اتریش به کشورهای مختلف سفر می کردید؟

خیر، پناهنده‏ سیاسی بودم و با کنوانسیون پاس سفر می کردم و در مجامع دانشجوئی، تظاهرات و اعتراضات مختلف شرکت می کردم، به هر حال به دلیل فعالیت هائی که در سازمان های دانشجوئی داشتم با بسیاری از دانشجویان از نزدیک آشنا شدم که کار این آشنائی حتی به رفاقت چندین دهه ای هم کشیده است، از جمله در وین با بسیاری از دانشجویان ایرانی که آن زمان در دانشکده‏ موزیک وین تحصیل می کردند آشنا شدم، از جمله‏ این دانشجویان آقای سعید تقدسی و همچنین همسر ایشان فیروزه‏ نوایی و فرزانه نوایی، خواهر فیروزه بودند که آشنایی عمیقی با آنان پیدا کردم، منتهی وقتی به سمت دبیر تشکیلات کنفدراسیون جهانی انتخاب شدم به آلمان که محل این تشکیلات بود رفتم و در آنجا مقیم شدم تا زمانی که به ایران برگشتم، البته در این فاصله دوستانی که نام بردم تحصیلشان تمام شده بود و به ایران رفته بودند و ارتباط من با آنان قطع شده بود، وقتی دولت بختیار انحلال ساواک را اعلام کرد من هم بعد از ۱۲ سال به ایران بازگشتم و مطابق معمول و بنا به علاقه ای که داشتم تقریبا هر روز جلوی دانشگاه تهران در تظاهراتی که آن زمان برگزار می شد شرکت داشتم.

در یکی از این تظاهرات ها سعید تقدسی و فیروزه و فرزانه را دوباره دیدم، در گفتگوئی که باهم داشتیم از آنها پرسیدم طی سال هائی که ایران بوده اند برای حمایت از مبارزات مردم چه کار کرده اند؟ از خلال این گفتگو طرح یک سرود بیرون آمد، این سرود "برپا خیز" نام گرفت که آقای سعید تقدسی همراه با آقای بیژن قادری که الان در آمریکا هستند و با همراهی بسیاری از هنرجویان هنرسرای عالی موزیک ‏آهنگ را تنظیم کردند، بعد هم سعید ماده‏ خام را برای من به خانه آورد و من هم شعر "برپا خیز" را روی آهنگ گذاشتم، بعد از چند روز همراه با همان دانشجویان هنرسرای عالی موزیک ایران به استودیو "بل" در تهران رفتیم و سرود در آنجا ضبط شد.

چه شد که یک موسیقی تازه برای این سرود ساخته نشد و کاری از شیلی انتخاب شد؟

سال ۱۹۷۳ در شیلی کودتا شده بود و بسیاری از فعالین سیاسی آن زمان شیلی به خارج از کشور آمدند و پناهنده سیاسی شدند، از جمله خود من شخصا با بسیاری از آنان دوستی و آشنائی نزدیک و صمیمانه ای داشتم که این آشنائی سال ها ادامه پیدا کرد و تا امروز نیز رسیده است، به هر حال در آن سال ها ما به خاطر حمایت و همبستگی با مبارزات مردم شیلی و علیه کودتای نظامی آن زمان، با میل و رغبت بسیار آکسیون های زیادی برای شیلی ترتیب می دادیم، در این آکسیون ها هم عمدتا این سرود اول برنامه اجرا می شد و خود گرو‏ه های شیلیائی آن را می خواندند، این سرود در ذهن ما به عنوان یک سرود جالب، قشنگ و با ریتم بسیار تهییج کننده در ذهن ما مانده بود تا جائی که به ایران رفتیم و آقای تقدسی بر اساس آن سرود، این آهنگ را تنظیم کردند و "برپا خیز" را ساختیم.

چرا در برخی منابع نام آقای سیاوش کسرائی به عنوان سراینده این سرود به میان آمد؟

خود من هم بسیار متعجب بودم! خیلی هم اتفاقی به این مسأله برخورد کردم، شاید سال ها بود که اصلا دنبال این سرود نبودم و در جائی هم دنبال آن نمی گشتم تا این که یک روز خیلی اتفاقی به دلیل علاقه ای که به برخی از مطالب سایت رادیو زمانه داشتم به این سایت مراجعه کردم و به مقاله‏ آقای کیوان ایزدمهر در مورد سرود "برپا خیز" برخوردم، آنجا متوجه شدم که سراینده این سرود را آقای سیاوش کسرائی اعلام کرده اند! همین باعث شد که داستان را دنبال کنم و در جستجوئی که در یوتیوب و سایت های مختلف داشتم دیدم که در ویکی پدیا هم سراینده‏ این سرود را آقای سیاوش کسرائی اعلام کرده بودند! البته نشانه های دیگری هم وجود دارد که نشان می دهد چقدر بدون تحقیق این کارها را کرده اند و یا نویسندگان این مطالب مسائلی به گوششان خورده اما نتوانسته اند درست تحقیق کنند، از جمله این که در ویکی پدیا و یا یوتیوب این سرود را به عنوان یکی از سرودهای کنفدراسیون معرفی کرده اند! تنها حدسی که می توانم بزنم که چرا به کنفدراسیون منتسب شده این است که احتمالا نویسنده یا تهیه کننده‏ چنین ویدئوکلیپ هائی به گوشش خورده که سراینده سرود به هر حال در کنفدراسیون جهانی دانشجویان فعال بوده و از آنجا نتیجه گرفته‏ که این سرود توسط کنفدراسیون ساخته و اجرا شده است در صورتی که تا دی ماه ۵۷ که ما این سرود را ساختیم چنین سرودی وجود نداشت!

اشاره کردید که این سرود را در استودیو "بل" ضبط کرده اید، آیا موقعیتی پیش آمد که بتوانید این سرود را در تهران منتشر کنید؟ یا این که به شکل زیرزمینی در میان مردم دست به دست می شد؟

پخش اولیه آن زیرزمینی بود! آن موقع هنوز نتیجه‏ مبارزه تعیین نشده بود، رژیم حاکم بر سر کار بود و احتمال همه چیز هم داده می شد از جمله این که شک و ظن بسیار قوی وجود داشت که احتمالا کودتائی صورت خواهد گرفت، بر این اساس بود که این سرود ابتدا به صورت زیرزمینی پخش شد و توسط نوارهای کاستی که بچه ها تکثیر می کردند انجام می گرفت ولی روزی که رادیو به دست نیروهای مخالف رژیم افتاد خانم فیروزه نوایی نوار اصلی این سرود را به رادیو ایران برد و همان روز این سرود پخش شد، پخش سرود چندین ماه از رادیو ادامه یافت تا این که مانند شعر قشنگ "والا پیامدار محمد" فرهاد که معنی آن را درک نمی کردند و مرتب پخش می کردند بعد از این که معنای سرود را متوجه شدند از پخش آن جلوگیری کردند!

شما چند سال پس از انقلاب در ایران ماندید؟

دو سال پس از انقلاب در ایران ماندم تا این که دوباره به لیست سیاه منتقل شدم و تحت تعقیب قرار گرفتم! بعد از آن ناچار شدم ایران را ترک کنم و دوباره فرار کردم آمدم به خارج از ایران!

بیش از ۳۰ سال از زمانی که شما این سرود را سرودید می گذرد، امروز احساستان نسبت به کاری که آن زمان در سال ۵۷ انجام دادید چیست؟

در تمام دوران طولانی ۳۰ سال گذشته هر بار که یک حرکت مبارزاتی در ایران پیش می آمد و یا ضرورت چنین حرکتی از جانب نیروهای مختلف طرح می شد و یا اعتراضاتی نسبت به رژیم انجام می گرفت بند، بند این سرود دوباره به یاد من می آمد و مطمئن بودم که یک روزی دوباره این سرود جایگاه خود را پیدا خواهد کرد، امروز بعد از وقایع پس از انتخابات (۸۸) شاید چند ده ویدئوکلیپ از طرف بچه های ایران و همین طور جوان هائی که در خارج از کشور قضایا را دنبال می کنند روی این سرود تهیه شده است، امروز دوباره این سرود دارد جایگاه خود را پیدا می کند و در معادله سیاسی قدرت در ایران نقش بازی می کند.

به خاطر مسائلی که در ایران پیش آمد هیچ وقت احساس تأسف و یا پشیمانی از بابت سرودن این سرود به شما دست داد؟ یا این که فکر می کنید نه، این همان کاری بود که آن زمان باید انجام می شد؟

ابدا ! من کوچکترین احساس تأسفی نه تنها ندارم بلکه از صمیم قلب مفتخرم که این سرود در آن دوران برای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه‏ مردم که چیزی جز آزادی و استقلال نمی خواستند و بعدها توسط دین کاران امروزی مصادره شد و در حمایت از این مبارزات سروده شد، محتوای سرود متوجه‌ ساختن افکار عمومی آن روز نسبت به حاملین اصلی جنبش اعتراضی بود که در ایران جریان داشت و ستایش قدرت همبستگی ملی برای دفع و رفع نظام استبداد بود، در نتیجه نه تنها اظهار تأسف نمی کنم بلکه به هر حال آن را متعلق به بخشی از دوران مبارزاتی مردم می دانم و معتقدم که بالاخره مردم پیروز خواهند شد.

http://zamaaneh.com/music/2010/02/post_308.html

 ★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

چو در جهان قیود بندگی

اگر فتد به پای مردمی

به دست توست

به رأی مشت توست

رهائی جهان ز طوق جور و ظلم

به پا کنیم قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

چو در جهان قیود بندگی

اگر فتد به پای مردمی

به دست توست

به رأی مشت توست

رهائی جهان ز طوق جور و ظلم

به پا کنیم قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

همپائیم، همراهیم، همرزمیم، همسازیم

جان بر کف، برخیزیم، برخیزیم، پیروزیم

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

به هر کجا نشان ز ثروت است

ز حاصل تلاش کارگر است

زمین غنی ز رنج برزگر

ز همتش شود ز دانه خرمنی

به پا کنیم قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

اگر شود صدای ما یکی

ز خشم خود شرر به پا کنیم

بنای صلح جاودان نهیم

به پای خلق چو جان خود فدا کنیم

به پا شود قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

همپائیم، همراهیم، همرزمیم، همسازیم

جان بر کف برخیزیم، برخیزیم، پیروزیم

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

 


بارگیری سرود برپاخیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن

 

انتشار از: