دیکتاتور حقیر در «سرزمین کهن» ایران

ظاهرا ً انتقام گیری جمهوری اسلامی از مشروطه خواهی ملت ایران ، قرار است با نوعی از گردن کلفت نمایی رسانه رسمی خامنه ای صورت گیرد. خامنه ای در اوج حقارت ناشی از عقب نشینی هسته ای ، به چند زورگویی حقیرانه در داخل کشور نیاز دارد و این بار قرعه فال به نام غیوران بختیاری افتاده است

هفت سال قبل  با لابی گری برخی اپوزیسیون نمایان ایرانی مقیم نیویورک ، محمود احمدی نژاد به دانشگاه کلمبیا رفت تا در آنجا سخنرانی کند. رئیس دانشگاه هنگام معرفی میهمان خود ، او را « دیکتاتور حقیر» نا مید . به گمانم این دقیق ترین عبارتی بود و هست  که در وصف  سران جمهوری اسلامی میتوان به کار برد. آنها در تصمیمات و اقدامات خویش ، اوج حقارت  را به نمایش می گذارند. بزرگترین نشانه برای یک دیکتاتور حقیر آنست که از زورمندان « زور » می پذیرد وبرای جبران این حقارت ،  به زیر دستان زور گویی می کند . دیکتاتور حقیر ، در اغلب موارد تلاش می کند زورگویی های خود را به صورت آشکار و علنی انجام دهد تا به دیگران ثابت کند هیچکس را یارای مقابله با اونیست. نگاهی کوتاه به تمام دوران رهبری  علی خامنه ای ، ابتلای او به این بیماری را آَشکار می سازد.مسلط کردن کوتوله ها بر همه شئون کشور و دفاع علنی از آنها در تمام  سالهای گذشته ، یکی از راهکارهای خامنه ای برای ارضای این شهوت خویش است. او بیست و پنج سال است  فردی مانند احمد جنتی را در رأس  نهادی گذاشته که وظیفه آن «مجلس سازی» به جای برگزاری انتخابات است .  او نه تنها به اعتراضات گسترده و گاه علنی نسبت به عملکرد جنتی اعتنایی نکرده و  نمی کند بلکه با حمایت های علنی و عموماً مشمئز کننده از این مجسمه بلاهت ، زورگویی خود را آشکار می سازد. در جریان انتخابات مجلس هفتم ، رفتار شورای نگهبان و اظهارات احمد جنتی در حدی از رسوایی بود که فریاد مرحوم عسگراولادی هم به آسمان رفت اما نهایتاً همان شد که جنتی از روز اول گفته بود.خامنه ای در تریبون های عمومی ، به آنچه  مورد علاقه مردم  است توهین  می کند وبه  کسی  اجازه پاسخگویی نمی دهد.  آنچه برای خامنه ای  اهمیت دارد  اثبات گردن کلفتی و قدرت اهانت به هرآنچیزی است که عده زیادی از مردم به آن علاقه دارند یا محترم می شمارند . اگر گروهی از مردم به چهارشنبه سوری علاقه دارند خامنه ای آن را خرافات می نامد و اگر افرادی مورد علاقه مردم هستند او به راحتی آنان را دست نشانده، مزدور و مرعوب  می نامد. خامنه ای برای اثبات قدرتمد بودن خود ، گاه در تریبون های عمومی سخنانی می گوید که قدرت های جهانی را علیه ایران می شوراند و آنگاه برای نجات خود  از مهلکه ، ثروت ملت ایران را به جیب حامیان باجگیر خویش در عرصه بین المللی می ریزد. چند سال قبل عده ای از اراذل گرسنه حکومتی به سفارت انگلیس در تهران حمله کردند و تصاویر اقدامات وحشیانه و خجالت آور آنان در سراسر دنیا پخش شد. خامنه ای اگرچه با لحنی ملایم برخی اوباش گری های آن گروه را رد  کرد اما در نهایت آنان را  "فرزندان غیور خود" نامید تا رسماً از آنچه  خاطر اکثریت مطلق ایرانیان را مکدر و آنان را دچار شرمدگی  می کرد حمایت کرده باشد . در حادثه کوی دانشگاه ، خامنه ای شخصاً  آن حادثه را جنایت نامید وخواستار محاکمه عوامل آن شد اما نهایتاً مجازات عاملان آن جنایت چیزی نبود جز محکوم کردن یک سرباز به سرقت ریش تراش از کوی دانشگاه. پایان ماجرا هم علنی ساختن این حکم بود تا همه بدانند در ایران ، رهبر و عوامل او می توانند زور بگویند، مردم را تحقیر نمایند و « قضاوت » را مسخره کنند بدون آنکه کسی را یارای مخالفت با آنها باشد.  . همین سناریو با روشی دیگر در خصوص قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد . ازهمه اینها مهم تر ، جنایت کهریزک و سرنوشت قاضی مرتضوی است . در سال هشتاد و هشت ، مجلس شورای اسلامی  با تبلیغات فراوان ، ابعادی  از آن جنایت را افشا نمود و پس از آن ، فردی به نام روزبهانی که او را رئیس بازرسی نیروی انتظامی می نامیدند در یک گزارش تلویزیونی ، ابعادی تکان دهنده از آنچه بر سر جوانان مظلوم در گهریزک  آمده بود را تشریح نمود. اما برای اثبات گردن کلفتی "دیکتاتور حقیر خیابان فلسطین" ، قاضی مرتضوی آزادانه می گردد و به ریش همه می خندد.نمونه دیگر از گردن کلفتی های حقیرانه خامنه ای در ماجرای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی اتفاق افتاد. ابتدا ماجرا را افشا نمودند و در اوج عصبانیت عمومی از این فساد بزرگ ، دیکتاتور حقیر در برابر دوربین های تلویزیونی ، دستور « کش ندهید» صادر کرد.

همه اینها را نوشتم تا به ماجرای اخیر و اهانت به هموطنان بختیاری در « سریال سرزمین کهن »برسم. البته ریشه اینگونه هنر سوزی  ها را باید در آنحا جست که سران حکومت جمهوری اسلامی ،  همه بیچارگی های خویش را در مشروطه خواهی ایرانیان - به معنای مطلق نبودن حکومت - می دانند. آنها به  داستان مشروطه از نگاه شیخ فضل اله نگاه می کنند ؛ همان  نگاهی که  در سخنان آیت اله خمینی و تمجید همراه با حسرت او از شیخ فضل اله ، کاملاً مشهود بود. اما ظاهرا ً انتقام گیری جمهوری اسلامی از مشروطه خواهی ملت ایران ،  قرار است با نوعی از گردن کلفت نمایی  رسانه رسمی خامنه ای صورت گیرد. خامنه ای در اوج حقارت ناشی از عقب نشینی هسته ای ، به چند زورگویی حقیرانه در داخل کشور نیاز دارد و این بار قرعه فال به نام غیوران بختیاری افتاده است. نمی دانم زنجیره حقارت و تحقیر خامنه ای تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد اما می دانم که اولاً رفتار ایرانیان هیچگاه قابل پیش بینی نبوده است و ثانیاً خویشتن داری  همه ایرانیان در یک حد نیست. متأسفم که بگویم این روزها تصاویر مرگ خفت بار قذافی مرتباً در برابر چشمان من است .البته  صورتی که در این تصاویر می بینم سید علی خامنه ای است نه معمر قذافی. احساس شرم ندارم از اینکه بگویم این تصاویر ، مرا ناراحت نمی کند اما از اینکه زورگویی های دیکتاتورحقیر ، گروهی از ایرانیان را به سوی خشونت سوق دهد به شدت نگرانم 

برگرفته از: 
http://www.cdi-iran.org/fa
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاجان! خامنه ای مگر کیه! این رژیم را سازمان سیا در ایران بر سر کار گذاشته است، و تا زمانیکه بخواهد، در مسند قدرت نگه خواهد داشت. و هر که هم دهن باز کند میکشد. و آمریکا و اروپا نیز به این کشتارها تماشا میکنند. ملل ایران امروز در مقابل توطعه قدرتهای بزرگ قرار گرفته و قتل عام میشوند. خامنه ای، و یا رفسنجائی و امثال اینها مهره هائی هستند، که بکار گرفته شده اند. تا زمانیکه مردم ایران با یورش خود رژیم را درهم نکوبند، صد سال دیگر نیز این رژیم در قدرت باقی خواهد ماند. کسی که از دیکتاتور ها آزادی انتظار دارد، به روانپزشک نیاز دارد.