بحران اوکراین در چند پرده

آنچه مسلم است، تنش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در منطقه برای مدتی دیگر ادامه خواهد یافت. موج دمکراسی خواهی، آزادی اندیشه، بیان و آزادی رسانه خواست توده های مردمی است که بتوانند عملکرد قدرت سیاسی را کنترل و بر آن نظارت داشته باشند، مبارزه با فساد اداری، رشوه خواری، دزدی و رانت خواری نیازمند آزادی و نهادینه شدن دمکراسی در جامعه است. نظاهرات حق مردم است که........

رخداد های اوکراین در چند پرده

1— در ماه های پایانی سال 2013 تنش در اوکراین بالا گرفت، رئیس جمهور منتخب مردم در انتخابات سال 2010 با بحران بزرگی در کشور روبرو شد، از یک سو فصل سرما نیاز کشور را به انرژی به ویژه گاز را افزون تر می کرد و از سوی دیگر اقتصاد کشور رو به وخامت می رفت. رئیس جمهور اوکراین یانوکوویچ و تیم اقتصادی وی برای برون رفت از بحران نگاه خود را به مسکو دوخت تا از امکانات اقتصادی آن بهره مند شود، در این راستا با صلاح دید پارلمان اوکراین سطح همکاری های خود را با اتحادیه اروپا کاهش داد و گرایش قلبی و عمیق خود را به فدراسیون نشان داد. این رویکرد با مخالفت هایی در جامعه روبرو شد و فرصت را به دست احزاب راست گرا داد تا تظاهراتی در میدان استقلال کیف از خود نشان دهند. این تظاهرات با شرکت اندکی از جوانان که از اوضاع اقتصادی ناخشنود بودند و از فساد، رشوه و ناهنجاری های اجتماعی رنج می بردند آغاز شد. اغلب آنان بر این باور بودند که نزدیکی اوکراین به اروپا موقعیت اقتصادی و اجتماعی و دمکراسی را در کشور تقویت خواهد کرد و زمینه الحاق کشور را به اتحادیه اروپا فراهم خواهد کرد. از آن رو تظاهرات از همان روز های نخست مورد توجه برخی از کشور های اروپایی و ایالات متحده آمریکا قرار گرفت و برخی از سیاستمداران این کشور ها با شرکت مستقیم در تظاهرات و با ارسال کمک های مالی حمایت خود را از این تظاهرات نشان دادند و خواستار گسترش آن در دیگر شهر ها شدند.

2--- ادامه تظاهرات در روز های سخت و سرد کیف، فرصت طلایی را به دست احزاب راستگرا و گاهی ناهمگون داد. حزب به شدت ناسیونالیستی و افراطی« اسبودا » که پایگاه آن در غرب کشور بویژه در شهر لویو است و بدنبال فرصت بود، میلیتان های خود را وارد میدان کرد. این حزب سال های طولانی نماد های فاشیستی و نئونازی ها را با خود حمل می کرد و با کمتر از 10 درصد از حمایت مردمی شعار های افراطی، هیجان انگیز و تحریک کننده مطرح می کرد، که موجب خوشآیند جوانان دانشگاهی و گاهی بیکار جامعه اوکراین بود. این حزب بر این باور است که اوکراین را روس ها و یهودی ها ی اوکراین اداره می کنند و باید با شورش و جنگ، روس ها، یهودی ها و لهستانی را را از کشور بیرون کرد. شگفت انگیز است که این حزب با این خواسته های فاشیستی و ضد دمکراسی خود مورد حمایت کشور های اروپایی و ایالات متحده آمریکا قرار می گیرد!

3--- با گسترش تظاهرات، اقتصاد ضعیف اوکراین که مشکلات فراوانی در جذب سرمایه های خارجی دارد، ضعیف تر شد، ارزش پول ملی پائین آمد و تورم که تا اندازه ای در سال های گذشته کنترل شده بود بار دیگر از کنترل خارج شد، بحران اقتصادی، کاهش تولید و خدمات، فرار سرمایه را افزایش داد، نهاد ها، ارگان ها و موسسات دولتی از تولید کالا و خدمات باز ماندند، همزمان با آن، عملکرد دولت را در حفظ امنیت، آسایش و آرامش در کشور بسیار ضعیف و شکننده کرد. تا جائیکه یانوکوویچ به دفعات با رهبران مخالفان و تظاهرکنندگان دیدار کرد تا راه حلی برای برون رفت از بحران پیدا شود. دیدار های نخست نتیجه نداد و بحران عمیق تر شد، برخی از روشنفکران و آگاهان اجتماعی از آینده کشور ابراز نگرانی کردند و خواستار پایان دادن به تظاهرات در ظاهر بی هدف شدند، زیرا با گذشت زمان و عمیق تر شدن بحران، سایه شوم خشونت در آن گسترده و بی محابا خود را به نمایش می گذاشت.

4--- با درخواست یانوکوویچ بار دیگر رهبران مخالف با وی دیدار کردند و در 21 فوریه به این نتیجه رسیدند که الف: انتخابات زودرس را در ماه مه انجام دهند، ب: کابینه ملی را برای دوران گذار تشکیل دهند، پ: شرایط را برای بازگشت به قانون اساسی 2004 که اختیارات رئیس جمهور را محدود می کند فراهم آورند. این توافق مورد حمایت میدان نشینان کیف قرار نگرفت و خشونت مسیر خود را بیشتر باز کرد، در یک اقدام بی سابقه برخی از تظاهرکنندگان به ساختمان های دولتی حمله کرده،کنترل آنها را در دست گرفتند، نوعی آنارشیسم بر میدان استقلال کیف حاکم شد و بیش از 83 تن جان باختند.

5--- در پی این حادثه غم انگیز و دردآلود، یانوکوویچ کیف را ترک کرد، به بخش شرقی کشور گریخت و پارلمان اوکراین وی را از ریاست جمهوری خلع و رئیس پارلمان وظایف رئیس جمهور را بر عهده گرفت و یکی از احزاب راستگرا را مامور تشکیل کابینه کرد. برخی از افراد راست افراطی که به شدت با روس ها مخالفند در کابینه شرکت کردند. چینش کابینه و اقدامات نخستین آن، روس تباران اوکراین بویژه منطقه شرق و ساکنین کریمه را نگران کرد. از همان روز و ساعت های نخستین پرچم فدراسیون روسیه را بر بلندی ها و ساختمان های دولتی بر افراشتند. برخی از جوانان روس تبار کمیته های مقاومت تشکیل داده، خود را مسلح کردند تا راه خود را از کیف جدا کنند. فدراسیون روسیه از اقدامات آنان با تمام توان حمایت می کرد.

6--- فدراسیون روسیه با یک اقدام عجولانه به همه روس تباران کریمه حق شهروندی ( تابعیت با پاسپورت ) داد تا بتواند، هنگام ضرورت به بهانه دفاع از حقوق آنان اقدام کند. شبه جزیره کریمه برای فدراسیون روسیه هم از نظر استراتژی و هم از نظر اقتصادی جنبه حیاتی دارد، زیرا تنها راه رسیدن به آب های گرم مدیترانه و بازار های اروپایی و گاهی جهان از آن طریق است. فدراسیون روسیه بزرگترین ناوگان دریایی خود را در منطقه کریمه مسقر کرده و از دوران شوروی در آن پایگاه دریایی دارد. از آن رو برای حفظ آن به هر اقدامی دست می زند. با پیروزی ویکتور یانوکوویچ در انتخابات 2010، فدراسیون روسیه با تمدید قرار داد خود با اوکراین تا 25 سال دیگر( تا سال 2047 ) موقعیت خود را در دریای سیاه تثبیت کرد و در عوض متعهد شد، گاز خود را 30 درصد زیر قیمت به اوکراین بفروشد. نا گفته نماند که فدراسیون روسیه برای حفظ موقعیت یانوکوویچ تعهد کرده بود که 15 میلیارد دلار وام در اختیار دولت وی قرار دهد که بخشی از آن را پرداخت کرد ولی از ادامه آن انصراف داد.

7--- شبه جزیره کریمه تاریخ پر فراز و نشیبی از سر گذرانده، به دفعات دست عوض کرده است، امپراتوری عثمانی در اوج قدرت آن را از امپراتوری بیزانس گرفت تا سال 1783 آن را اداره کرد. در این سال « کاترین دوم » که زن قدرتمندی بود و کنترل روسیه را در دست داشت آن را از امپراتوری عثمانی گرفت. از آن تاریخ تا کنون روس ها با شیوه های مختلف بر آن منطقه حاکمیت داشتند و آن را حفظ کردند. بیشتر ساکنین آن را در این سال ها تاتار ها تشکیل می دادند، در سال 1944 استالین تعداد زیادی از تاتار ها را به بهانه همکاری با نازی ها از منطقه خارج با قطار و یا وسائل دیگر به آسیای میانه و یا سیبری فرستاد، در این کوچ اجباری هزاران تن در بین راه و یا در مقصد کشته شدند. در 27 فوریه 1954 نیکیتا خروشچف رهبر شوروی که خود هم از اهالی اوکراین بود این منطقه را به جمهوری سوسیالیستی اوکراین داد و روزنامه پراودا چگونگی واگذاری آن را در چند سطر نوشت. بعد از فرو پاشی اتحاد شوروی تعدادی از این تاتار ها به کریمه باز گشتند. با قانون اساسی 1996 کریمه به شکل خود مختار در داخل محدوده جغرافیای اوکراین قرار گرفت. در خیلی از فعالیت های داخلی بویژه در اقتصاد مانند کشاورزی، توریسم، ساخت و ساز و... خود تصمیم می گرفت. برای پیشبرد کار ها دولت و پارلمان خود را دارد که پارلمان از سوی مردم انتخاب می شود. بر اساس گزارش ریانووستی، آکسینوف نخست وزیر دولت محلی کریمه، روز سه شنبه در یک نشست خبری گفت: جمهوری کریمه وزارت دفاع خود را تاسیس خواهد کرد و در یک هفته گذشته هزاران پرسنل از واحد های نیرو های مسلح اوکراین با دولت محلی اعلام همبستگی کرده اند.این بیانات نشانگر پیشروی به سوی استقلال و تقسیم عملی اوکراین است. کریمه نزدیک به 2و نیم میلیون جمعیت دارد، 58درصد آن روس تبار، 24 درصد اوکراینی و 12 درصد آن را تاتار ها تشکیل می دهند.

8--- آنچه مسلم است، فدراسیون روسیه با همه تهدید ها و هشدار های اتحادیه اروپا و ایالات متحده از منطقه کریمه دست نخواهد کشید، یک اتفاق نظر و همکاری بسیار نزدیک بین نهاد ها و رهبری فدراسیون روسیه در این رابطه به چشم می خورد، در چند روز گذشته مجلس فدراسیون روسیه، بخش علیای آن استفاده از نیروی نظامی در کریمه را به پوتین داده است و پوتین هم در هر فرصتی استفاده از همه گزینه ها را گوشزد می کند. در این راستا ویتالی چورکین نماینده دائمی فدراسیون روسیه در سازمان ملل که در نشست شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با بحران اوکراین شرکت کرده بود با نشان دادن نامه ای گفت: ویکتور یانوکوویچ رئیس جمهور قانونی اوکراین از پوتین درخواست کمک کرده و آن را طی نامه ای به تاریخ اول مارس 2014 نوشته است، در این نامه آمده است: با توجه به تحولات، من از ولادیمیر ولادمیروویچ پوتین رئیس جمهور روسیه می خواهم، از نیرو های مسلح فدراسیون روسیه برای بازگرداندن صلح، قانون، نظم و ثبات استفاده کند و جمعیت اوکراین را تحت حفاظت قرار دهد. این تلاش فدراسیون روسیه نشان می دهد که مسکو حاظر به شناخت دولت جدید در کیف نیست و حاکمیت کوچه بر پارلمان را کودتا و غیر قانونی می داند، از آن رو هنوز یانوکوویچ را رئیس جمهور قانونی اوکراین می خواند.

9--- فدراسیون روسیه با همه نیرو و با استفاده از همه ابزار پیش می رود و حاضر به برگشت از مواضع خود نیست، در حالیکه  در سال 1994 با قرارداد بوداپست همراه با بریتانیا و ایالات متحده آمریکا، تمامیت ارضی و حفاظت از اوکراین را تضمین کرده است. فدراسیون روسیه یک چهارم از گاز اروپا را تامین می کند و یک دوم آنهم از طریق اوکراین حمل می شود، از آن رو مسیر اوکراین بویژه منطقه کریمه برای اقتصاد روسیه اهمیت زیادی دارد. پیشبرد سیاست های تهاجمی فدراسیون روسیه در کریمه ضربات سخت و مهلکی به اقتصاد آن کشور می زند، روز دوشنبه 3 مارس روز سختی برای برای بازار بورس مسکو بود و با کاهش 10 درصدی دوشنبه سیاه نامیده شد، همزمان ارزش روبل در مقابل ارز های قدرتمند به شدت کاهش یافت.

آنچه مسلم است، تنش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در منطقه برای مدتی دیگر ادامه خواهد یافت، موج دمکراسی خواهی، آزادی اندیشه، بیان و آزادی رسانه خواست توده های مردمی است که بتوانند عملکرد قدرت سیاسی را کنترل و بر آن نظارت داشته باشند. مبارزه با فساد اداری، رشوه خواری، دزدی و رانت خواری نیازمند آزادی و نهادینه شدن دمکراسی در جامعه است. تظاهرات حق مردم است که بتوانند ناخشنودی خود را از عملکرد دولت و یا نهاد های دیگر تصمیم گیری نشان دهند. رژیم های تمامیت خواه، سرکوبگر و مستبد، راه های ابراز نظر مردم را به شیوه های مختلف مسدود می کنند، در نتیجه آغاز تظاهرات مسالمت آمیز در مدت کوتاهی به خروش و خیزش مردمی می انجامد و گاهی منطق کوچه را بر جامعه تحمیل می کند.....

دکتر محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se    

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.