اعدام فرزانه ، هدیه خامنه ای بمناسبت 8 مارس به زنان ایران

تراژدی زندگی و مرگ غم انگیز فرزانه مرادی ، گوئی که وجدان های مسخ شده را در جامعه ای که حاکمان وحشی و آدمکش آن که میکوشند تمام ایرانیان را هم شکل و شمایل خود وحشی و درنده خو کنند ، نمیتواند آزار دهد ! اگر جز این بود میبایستی که فریاد وجدانهای بیدار ایرانیان در حمایت از این زن جوان و نگون بخت که قربانی خانواده و جامعه و حکومت و قوانین مرد سالار شده است ، در داخل و خارخ از ایران بلند میشد . و گوئی که برای اعتراض به اعدام و آدمکشی جمهوری اسلامی ، داشتن پیشینه سیاسی برای متهم تعیین کننده است

در آستانه روز جهانی زن ، حکومت زن ستیز جمهوری اسلامی زنی را دراصفهان به دار آویخت تا به جهانیان و کسانی که در اندیشه مهربان ساختن اژدهای هزارپای ولایت مطلقه فقیه اند نشان دهد که این هیولای آدمی خوار تا وقتی نفس میکشد و جانی در تن دارد به خونریزی و بر دار کردن زن و مرد و نوجوان ایرانی ادامه خواهد داد . زنان کشورهای مختلف در روز جهانی زن معمولاً از دست آوردها و موفقیت های خود  در سالی که برآنان گذشته است میگویند و مینویسند ، اما زنان ایران در چنین روزی میبایستی از اعدام ها و ستم ها و تبعیض هائی مضاعفی که زیر سلطه حکومت زن ستیز اسلامی برآنان روا داشته میشود بگویند و بنویسند و بسرایند و به تصویر در آورند ، و این داستان 35 سال است که هر سال تکرار میشود .  

تراژدی زندگی و مرگ فرزانه مرادی ، دختری که در 15 سالگی مجبور به ازدواج میگردد ، در 16 سالگی مادر میشود و در 17 سالگی به اغوای مردی دیگر و برای رهائی آن مرد از زندان ، قتل شوهر خویش را به گردن میگیرد ، لکه ننگ دیگری است بر دامان رژیم زن ستیز و آدمکشی که قوانین وحشیانه و عصر حجری آن بر بنیاد مردسالاری و جور وستم و تحقیر و توهین بر زنان ایران و جهان نهاده و تجاوز به جسم و جان زنان ایرانی را مشروع و قانونی کرده است . تراژدی زندگی و مرگ فرزانه مرادی داغی است برپیشانی جامعه ای منفعل و بی تفاوت که گروهی از شهروندان اش برای تماشای مراسم اعدام از یکدیگرسبقت میگیرند !  تراژدی زندگی و مرگ فرزانه مرادی همچنین سند دیگری است در اثبات بی عملی و حرّافی اپوزیسیون جمهوری اسلامی که پس از سه دهه و اندی ، بخاطر تنگ نظری ها و خود مرکزبینی وخرده کاری هایش هنوز نتوانسته است افکار عمومی جهانیان را علیه جانیان حاکم برایران بشوراند و توجه  حامیان حقوق بشر را در سرتاسر دنیا به آدمکشی روزانه و سیستماتیک حکومت اسلامی جلب نماید .

 فرزانه مردای چندی پیش در مصاحبه با خبرنگار یکی پایگاههای خبری جمهوری اسلامی داستان زندگی کوتاه و درد آلود خود و اتهام قتلی که با توطئه یک مرد به گردن اش افتاده است را چنین تعریف کرده بود :

« من چیز زیادی از زندگی نمی‌دانستم و بدون این که خودم نقشی در ازدواجم داشته باشم، زندگی مشترکم شروع شد ، من و شوهرم‌‌ همان سال اول بچه‌‌دار شدیم اما تولد دخترم هم نتوانست زندگی ما را گرم کند . این زندگی سرد ادامه داشت تا این که من با سعید آشنا شدم . او مرد خوبی بود و من دلبسته‌اش شدم. چند مرتبه سعید را دیدم و او گفت اگر شوهرت را بکشیم ، می‌توانیم با یکدیگر ازدواج کنیم . اول با این پیشنهاد مخالفت کردم اما در ادامه ، سعید وادارم کرد به این کار تن بدهم ، شب حادثه در حالی که شوهرم خواب بود ، سعید وارد خانه شد ، هنوز چند دقیقه نگذشته بود که او با یک چاقو چند ضربه به احمد زد و او را کشت. سعید فریبم داد و گفت چون من فرزند دارم ، پدر و مادر شوهرم من را قصاص نمی‌کنند. او چاقوی خون‌آلود را پاک کرد و آن را به دست من داد. من هم وقتی دستگیر شدم ، قتل را گردن گرفتم اما بعد هرچه به ماموران گفتم فریب حرف‌های سعید را خورده‌ام ، فایده‌ای نداشت و نتوانستم بی‌گناهی‌ خودم را ثابت کنم . »

اینکه فرزانه مرادی واقعاً قاتل شوهرش بوده است و یا آنچنان که بارها در مراحل بازجوئی گفته ، قاتل واقعی مردی است بنام  سعید   که برای فرار از مجازات ، فرزانه را فریب داده است تا قتل شوهر را به گردن گیرد ، واقعیت قربانی بودن این زن ستمدیده و درمانده  را نمیتواند تغییر دهد و مسئولان و مسببان اصلی جنایت را که همانا قوانین ضدبشری جمهوری اسلامی ، جامعه وخانواده مرد سالار ، که همگی در وقوع  جنایاتی از این دست مقصر اند را تبرئه نماید . در پرونده قتلی که  دیروز با اعدام فرزانه مرادی  بسته شد ، از پدر و خانواده فرزانه  که یک دختر 15 ساله را  مجبور به ازدواج با مردی کرده اند که آن دختر مایل به ازدواج با او نبوده است  سخنی به میان نیامده است ، و از قاضی فاسد دادگاه اسلامی و قانون ضدبشری وعهدحجری قصاص هم   که شهروندان یک جامعه  را در خون خواهی  و خون ریزی شریک دستگاه قضاوت ضد انسانی ولایت فقیه میکند حرفی در میان نیست ، گوئی که همه ی عوامل از پدر زورگو و دختر فروش و جامعه سنتی مرد سالار و قانون ضدبشری قصاص که جمهوری اسلامی برای مردم ایران به ارمغان آورده  گرفته تا دستگاههای تبلیغاتی حکومت "الهی" خامنه ای و صدها منبر و محراب آخوندهای فاسد و بظاهرحافظ "ناموس و دین ایمان جامعه"علیه متهم  بکار گرفته میشود تا توجیه گر کشتن یک زن جوان گردد ، بی آنکه کسی بدنبال یافتن چرائی قتل و چرائی قانون ضد بشری قصاص باشد ، قانونی که مروج درنده خوئی و آدمکشی و توجیه گر خشونت در میان ایرانیان است .

آقای عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع فرزانه مرادی به خبرنگار خبرگزاری ایسنا  میگوید :

«  برای اجرای اين حکم به من که وکيل‌مدافع فرزانه مرادی بودم اطلاعی داده نشده بود و اين در حالی است که مطابق آئين‌نامه نحوه اجرای احکام اعدام، وکيل محکوم‌ُ‌عليه يکی از افرادی است که بايد از زمان اجرای حکم مطلع و در مراسم حاضر باشد. علی‌رغم اين موضوع من از زمان اجرای حکم بی‌خبر بودم و از طريق افراد ديگر از اجرای حکم اعدام موکلم مطلع شدم . و متاسفانه علی‌رغم وساطت تعداد زيادی از خيرّين، مادران صلح و افراد ديگر ، اوليای دم موکل رضايت نداد و با توجه به درخواست ما موضوع رضايت محقق نشد و حکم موکلم فرزانه مرادی صبح امروز (سه شنبه) که در آستانه ۲۵ سالگی بود، در اصفهان اجرا شد. »

از این شرم آور تر نمیشود که آدمکشان حاکم برایران حتی به قوانین خود نوشته نیز برای اجرای احکام قرون وسطائی خویش پای بند نیستند و با متهم  و مجرم همانگونه رفتار میکنند که حکومت های عصر توحش بشر رفتار میکرده اند !

تراژدی زندگی و مرگ غم انگیز فرزانه مرادی ، گوئی که وجدان های مسخ شده را در جامعه ای که حاکمان وحشی و آدمکش آن که میکوشند تمام ایرانیان را  هم شکل  و شمایل خود وحشی و درنده خو کنند ، نمیتواند آزار دهد ! اگر جز این بود میبایستی که فریاد وجدانهای بیدار ایرانیان در حمایت از این زن جوان و نگون بخت که قربانی خانواده و جامعه و حکومت و قوانین  مرد سالار شده است ، در داخل و خارخ از ایران بلند میشد . و گوئی که برای اعتراض به اعدام و آدمکشی جمهوری اسلامی ، داشتن پیشینه سیاسی برای متهم تعیین کننده است و مرگ قربانیان غیر سیاسی در جامعه ی تا بُن دندان آلوده به فساد و نابرابری و تبعیض ، هیچ واکنشی را در وجدان های بیدار  ایرانیان برنمی انگیزاند ! و چقدر درد آور است که پس از 35 سال آدمکشی روزانه جمهوری جهل و جنون ، تازه تنی چند از نخبگان و فرهیختگان جامعه جسارت بخرج داده اند و خواستار طرح لغو گام به گام اعدام شده اند ، غافل از اینکه برای خاتمه دادن به  آدمکشی ، میبایستی  آدمکش را خلع سلاح نمود ، یعنی که حکومت اسلامی و قوه قضائیه و قوانین شرعی و جابرانه اش و قضات خون آشام اش باید از سریر قدرت بزیر کشیده شوند  و بجای آنان  حکومتی ملی و وفادار به اعلامیه جهانی حقوق بشر و برآمده از آرای شهروندان آزاد در ایران مستقر شود . و در این صورت است که مجازات اعدام و قصاص و تمام قوانین ومجازات های شرعی برای همیشه در ایران  به خاکدان تاریخ سپرده خواهد شد ،  آن روز دور نخواهد بود  اگر مشاطه گران حکومت جهل و جنایت در داخل و خارج از کشور ، بیش از این به آرایش اژدهای هزارپای جمهوری اسلامی نپردازند و تخم توهم اصلاح ولایت خامنه ای که پیشانی حکومت الهی اش به عرش اعلی رسیده است در اذهان ایرانیان نپاشند.   

14 اسفند 1392

5 مارچ 2014

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.