ماجرای تقلید در اسلام و مجتهدین شیعه! "یادمان باشد ما برای اطاعت آمده ایم!



این جمله دوم فوق راکه من تیتردوم مقاله قرار داده ام، یک آخوند شیعه درصفحه تلویزیون ایران و در گفتگو با مجری برنامه آن، بیان داشته است. این آقای آخوند، برای دفاع و تبلیغ هر چه بیشتر تقلید در اسلام شیعه در ادامه صحبتش می گوید: "ما برای اطاعت ازاسلام آفریده شده ایم ... ما برای اطاعت از الله، پیامبر، امامان، و در زمان غیبت برای اطاعت از مراجع تقلید خلق شده ایم... من و شما حق نداریم به نظرشخصی خود عمل نمایم چون من و شما مجتهد نیستیم...

 

 

این جمله دوم فوق راکه من تیتردوم مقاله قرار داده ام، یک آخوند شیعه درصفحه تلویزیون ایران و در گفتگو با مجری برنامه آن، بیان داشته است. این آقای آخوند، برای دفاع و تبلیغ هر چه بیشتر تقلید در اسلام شیعه در ادامه صحبتش می گوید: "ما برای اطاعت ازاسلام آفریده شده ایم ... ما برای اطاعت از الله، پیامبر، امامان، و در زمان غیبت برای اطاعت از مراجع تقلید خلق شده ایم... من و شما حق نداریم به نظرشخصی خود عمل نمایم چون من و شما مجتهد نیستیم... من وشما حق نداریم به نظرات دوست و رفیق و قوم خویش هم اعتنایی کنیم چون احتمالا آنان هم مجتهد نمی باشند". بله این آخوند با صراحت  و اطمینان درست می گوید. البته برای قرنها پیش که همه بی سواد بودند و نیاز به مقلد و مجتهد داشتند و مانند آقای آیت الله مهدوی کنی که امروزه برای شیعه تبلیغ می کند که آینشتاین آن فیزیکدان معروف جهان مسلمان شیعه شده، بدون ارائه هیچ سند ومدرکی، چون فکرمی کند هنوز درچند قرن پیش بسر می بریم و نه درقرن دجیتال! لذا او به خودش این اجازه را می دهد، هر هجویاتی تحویل دهد. بهر حال تبلیغ کننده تقلید همین طور می کوشد هجویاتی که فقط برای قرن حجر خوب بوده امروزه نیر تحویل جامعه ما در قرن 21ام بدهد! واقعا هنورم که هنوزاست این آیت الله هاو آخوندها مردمان ملتهای ایران را بی خبر و نادان می دانند! اگر از آیت الله مهدوی کنی بگذریم، این آقای آخوند و صدها مانند او در حال حاضر نیز هیچ فکر نمی کنند که دیگر کسی نیازی به مجتهد ندارد و زمان مقلد بودن سر آمده است. برای مثال من نوعی آن خدائی را که فقط برای اطاعت خودش و پیامبرش و امامان اش و درغیاب آنها نایب اش آفریده شده ام، اصلا نمی پرستم و به چنین خدائی به ارزش پشیزی توجه هم نمی کنم. یکی از عزیزان هم میهن، در مورد آفرینش انسان، مقاله جالبی نگاشته و در پایان آن پرسش هائی مطرح کرده است که با پرسشها و طرح آن ها موافقم. زیرا در همینجا، برای اطلاعات بیشتر خوانندگان عزیز، بخشهائی ازآن مقاله را می آورم. اونوشته است: "ازمهمترين سؤالاتى كه هركس ازخود مى‏كند اين است كه: "ما براى چه آفريده شده‏ايم"؟ و "هدف آفرينش انسانها و آمدن به اين جهان چيست"؟ از نظرجهان بینی توحیدی اسلامی، جهان یک آفریده است وباعنایت ومشیت الهی نگهداری می‏ شود. اگر لحظه ای عنایت الهی از جهان گرفته بشود، نیست و نابود می‏گردد(!!). جهان به باطل و بازی و عبث آفریده نشده است، هدفهای حکیمانه در خلقت جهان و انسان در کار است، هیچ چیزی نابجا و خالی از حکمت و فایده آفریده نشده است. نظام‏ موجود، نظام احسن و اکمل است. جهان به عدل و به حق بر پا است. نظام‏ عالم بر اساس اسباب و مسببات بر قرار شده است و هر نتیجه ای را از مقدمه و سبب مخصوص خودش باید جستجو کرد. از هر نتیجه و سبب، تنها نتیجه و مسبب مخصوص خود آن را باید انتظار داشت. قضا و قدر الهی، وجود هر موجودی را تنها از مجرای علت خاص خودش به وجود می‏آورد. قضا و تقدیر الهی یک شی‏ء، عین قضا و تقدیر سلسله علل". خوب با این جملات دهان پرکن و بی اساس است که انسانهای پاک دل و صادق همیشه در دام می مانند و عادتهای دراز مدت آنها را پا برجا نگهداشته است. پروفسو هاوکینگ انگلیسی در دیدارش با پاپ رهبر کاتولیکهای جهان درپاسخ پاپ که گفتند: "خدا همیشه بوده است، او نیز گفت جهان ماورا هم همیشه بوده است". یکی دیگر از اظهارات جدید هاوکینگ این است که:

"پروفسور استیفن هاوکینگ فیزیکدان برجسته درجدید ترین کتابش عنوان کرده و مدعی می شود که خدا عالم و کهکشان را نیافریده و «انفجار بزرگ کهکشانی » که بسیاری از سیاره و ستارگان بر اثر آن بوجود آمده اند، نتیجه و پیامد قوانین فیزیک است و با توجه به قوانین کشف شده جدید فیزیک الزاما نیازی به وجود آفریدگار نیست". اکنون ببینیم درقرآن مجید که اینترنت به آن استناد کرده است، در مورد خلق ماوراء و اطاعت چه آمده است؟

خداوند در: آيات 56 تا 58 سوره ذاریات هدف ازآفرینش جن و انس را عبادت خداوند معرفی می کند و در سوره ملک آیه 2 این هدف را مساله آزمايش و امتحان انسانها از نظر"حسن عمل" معرفى می کند. و در سوره طلاق آیه 12، علم و آگاهى از قدرت و علم خداوند" به عنوان هدفى براى آفرينش آسمانها و زمين (و آنچه در آنها است) ذكر شده است. و در سوره هود آیه 118 و 119 رحمت الهى هدف اصلى آفرينش انسان معرفی شده است. هدف اصلى همان" عبوديت" است كه در آيات مورد بحث به آن اشاره شده، و مساله "علم و دانش" و "امتحان و آزمايش" اهدافى هستند كه در مسير عبوديت قرار مى‏گيرند، و "رحمت واسعه خداوند" نتيجه اين عبوديت است. این موضوع در روایات نیز بررسی شده است از جمله:

در حديثى از امام موسى بن جعفر ع آمده كه از حضرتش سؤال كردند معنى اين سخن پيامبر چيست كه فرموده: "تا مى‏توانيد عمل كنيد كه همه انسانها براى هدفى كه آفريده شده‏اند آمادگى دارند؟ امام فرمود:" خداوند بزرگ جن و انس را براى اين آفريده كه او را عبادت و اطاعت كنند، براى اين نيافريده است كه نافرمانيش نمايند، و اين همان است كه مى‏فرمايد، وچون آنهارا براى اطاعت آفريده راه رابراى رسيدن به اين هدف براى آنان آسان و هموار ساخته، پس واى به حال كسانى كه چشم برهم گذارند و نابينايى را بر هدايت ترجيح دهند" « توحيد صدوق (طبق نقل الميزان جلد 18 صفحه 423).» اين حديث اشاره پر معنايى است به اين حقيقت كه چون خداوند انسانها را براى هدف تكاملى آفريده وسائل آن را از نظر تكوين و تشريع فراهم ساخته و در اختيار او گذارده است. در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم كه امام حسين ع دربرابر اصحابش آمد وچنين فرمود: خداوند بزرگ بندگان رانيافريده مگربه خاطر اينكه اورا بشناسند، هنگامى كه اورا بشناسند عبادتش مى‏كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند ازبندگى غير او بى نياز مى‏شوند «علل« الشرائع" صدوق (طبق همان مدرك).

سؤالی كه در اينجا مطرح مى‏شود اين است كه اگر خداوند بندگان را براى عبوديت آفريده است پس چرا گروهى راه كفر را پيش مى‏گيرند؟ آيا ممكن است اراده خداوند از هدفش تخلف پذيرد"؟ من هم ضمن تأیید پرسش این هم میهن خود نیز پرسشی را دارم آیا بنا به آیات ذکر شده در قرآن که جن و انس فقط برای بندگی خدا آفریده شده اند که این مسئله جن و غیره بیشتر متفکران، آنهارا افسانه و مسخره می دانند، انسان درنزد خدا نیز همین طور برابر با این جن است؟! خوب من می خواهم که خود عزیزان متفکر این کتب مقدس و احادیث پیامبر و امامان را بخوانند وقضاوت کنند نه همیطور عادتی رد کنند یا بپذیرند. اکنون به مسئله آخوندهای مبلغ تقلید در شیعه، بر می گردیم.

 من واقعا نمی دانم آخوندها و یاحجت الاسلامهای شیعه چرا کمی نمی اندیشند، قبل از این که دهان باز می کنند؟! آخر سرنوشت آن کمی کمتر ازهفت میلیارد آدم که به اسلام شیعه هیچ اعتقادی ندارند چه می شود بدون مجتهد ومقلد؟ اکثرا اطاعت هم نمی کنند. آنها نه اینکه هیچ وظیفه اطاعت ندارند، بلکه حتا خر به نماینده خدا وامام غایب برروی این زمین نیزآب نمی دهند! درهرصورت اسلام شیعه همین است ورهبران دین اسلام ومذهب شیعه، غیر از این فکر نمی کنند و به علاوه هیچ راضی هم نیستند که انسانها با سواد و اهل مطالعه شوند وخود تحقیق کنند. آنهااز این نقطه حرکت می کنند که اگر آدم بیسواد باشد، نا آگاه می ماند و اگر بر تعداد نا آگاهان فراوان افزوده شود به مجتهد بیشتری نیاز دارند و در آن حال همیشه به آنها نیاز مبرم است. در چنین جوی، مجتهدین و مقلدین هر گونه که بخواهند و به سودشان باشد، دستورات و اوامر آئینی را تفسیر می کرده و می کنند. زیرا انسان نا آگاه نمی تواند تشخیص دهد که این مجتهد درست می گوید یا نیرنگ می زند؟ بهمین دلیل هم برای مطیع بودن همه انسانها به شیپور تبلیغ دمیده ومی دمند. همان طور که این حضرات 1300 سال است فقط در ایران، این گونه مردم را تهدید کرده و عادت داده اند که اطاعت کنند. یک نکته را باید یاد آور شد که این آیت الله ها هفتصد سال تحقیر شده اند و بویژه بعد ازسر کار آمدن صفویها با ترویج فرهنگ خواندن و نوشتن و دادن مقام جانشینی امامان به خود به عنوان اولادان پیامبر و وارثان برحق امامان شیعه، یعنی گرفتن مقام تن پروری از روحانیون، این خود بزرگترین توهین و تحقیر به آخوندهای شیعه بود. گرچه در زمان صفویان خرافات مذهبی بیشتر از قبل رواج یافت اما با گسترش محاوره درباری زبان آذری و توسعه فرهنگ خوش خطی و رواج زبان فارسی و دوری جستن اززبان عربی و راه دادن اروپائیان به ایران و گسترش بازرگانی ایران با جهان خارج و پیش از همه بااروپا، کارتقریبا مثبتی کردند و علاوه براین با شاهنامه خوانی درقهوه خانه ها و غیره جلو انحصار داشتن دانائی زبان و ادبیات و دین عربی و حاکمیت اعراب برایران، از آیت الله های شیعه را می گرفت. اگر چه همیشه نان به نرخ روز خورها بر سر کار بودند و با وصف باور نداشتن، مانند رضاخان قلدر اما خود عوامفریبی می کردند، بازهم ضربه ای بخرافات بود. بهر حال آیت الله ها صدها سال بر جامعه ایران خدائی می کردند و اکنون در سایه این نان به نرخ روز خورها، صفویان، به آن پایان داده می شد، خود تحقیری بود، برای این حضرات روحانی، چون انحصار زبان و آئین عربی راداشتند. در واقع آیت الله های تن پرور که تابع مطلق صفویان بودند، نقش امامان را بازی می کردند، گرچه به گسترش خرافات صفویه مانند اکنون دامن می زدند و امروزه هم می بینیم که خرافات را روز بروز بالا می برند تا جائی رسیده اند که علنا این هجویات را تحویل مردمان جامعه می دهند و غم انگیز تر از همه این است که این خرافات به راحتی پذیرفته می شوند!! من بیاد سخنی از استادم حدود 28 سال پیش افتادم که افتخار یک ناهار را به من داده بود و در یک بحث دو نفره در مورد عدالت و دوری از ترس و مصلحت جوئی، سر میزناهار به من گفت: "آقای مرادی، ما یا می بایستی 200 سال زود تر بدنیا می آمدیم و یا 200 سال دیر تر". من خیلی مؤدبانه پرسیدم چرا استاد؟ منظورتان را نمی فهمم. ایشان در پاسخ گفتند: "اگر 200 سال پیش بدنیا آمده بودیم گاو آمده بودیم و گاو هم می رفتیم. اما اگر به جای اکنون 200 سال بعد بدنیا می آمدیم، مردم می فهمیدند ما داریم چه می گوئیم. حالا مردم به دلیل حاکمیت عادت مورد قبول همه، مارا در زمینه عدالت و راستگوئی، زیاد افراطی، می پندارند و نمی خواهند درک کنند که چه داریم می گوئیم". من اکثرا دربحثها، این مثال را می آورم که اگر 200 سال قبل بدنیا می آمدیم، مثلا بحثهای این ملا در تلویزیون و حرفهای آقای آیت الله مهدوی کنی، برای ما قابل قبول و باور کردنی می بود! اما اکنون نه!

https://www.facebook.com/photo.php?v=676997062346310

ویدئو مهدوی کنی در مورد آینشتاین و مسلمان شدن او

 

من متأسفانه ویدئو آن ملای شیعه را که تبلیغ تقلید می کرد در یک جائی ضبط کرده ام، اما به دلیل ضعف در تکنیکم، آن را درحال حاضر نمی یابم. از خوانندگان عزیزم، تقاضا دارم، اگر در دست رس است، حتما آن را برایم بفرستند و یا در فه یسبوک بگذارند. بهر حال در گذشته و در دوران صفوی آخوندها درگسترش خرافات آزادی مطلق داشتند که این خرافات نیز، اواسط سلطنت قاجاریه بویژه در زمان فتحعلی شاه قاجار محدود شد. زیرا پادشاهان قاجار بدون استخاره ملاهای شیعه کمترین کاری را انجام می دادند. بعد از آنکه فتحعلی شاه قاجار با استخاره و دستور جهاد سید محمد بن سیدعلی طباطبائی (مرگ به سال 1242 هجری قمری) علیه روسیه تزاری شکست خورد و بخشی از سر زمین های ایران را ازدست داد، دیگر این نوع خرافات پرستی نزد این شاه قاجار رنگ باخت. نگاه کنید به تاریخ و فلسفه اهل حق (یارسان) درج سال 1999 در سوئد، صفحه 188، دکتر مرادی

این آقایان شش کلاسی با وصف این که کاری بغیر از فرا گیری زبان ندارند، حتا در نوشتن فارسی سلیس اشتباه می کنند. برای مثال، اگر من و شما نوعی سوادمان هم از شش کلاس به بالا باشد و دستوز زبان فارسی را رعایت نکنیم، تعجب ندارد، زیرا قواعد عربی را که زبان فارسی بر پایه و اساس آن استوار است، نمی دانیم. اما این آخوند ها شب و روز عربی می خوانند و صرف و نحو را باید بدانند و آگاه باشند که چه فعلی را درکجا و مفرد یا جمع بکار می گیرند، یکی ازشرایط آخوند شدن حداقل رعایت ودرست نوشتن زبان مادری که قاعده اش بر اساس عربی است، باید باشد. حد اقل برای درست خواندن قرآن، باید عربی رابدانند. اینهاکه حتا زبان مادری خودرا درست وحسابی نمی دانند و احتمالا مفهوم قرآن مجیدرا درک نمی کنند، آیابرای من نوعی بایدمجتهد شوند ودرباره دین توضیح دهند؟ مثلا فعل "عمل نمایم" دراینجا درست نیست چون فعل نمودن از نمایش می آید بنا بر این عمل را بنمایش می گذارم! که در این جا عمل را به نمایش نمی گذارند. بعلاوه، ما جمله جمع را داریم اما فعل مفرد بکار گرفته شده. تازه اگربفرض آن، عادتا بگوئیم که درست هم باشد، آقای مجتهد آن ضمیرجمع "ما" را بکار برده، اما از فعل "مفرد" نمایم استفاده کرده است. در حالیکه فعل جمع عمل "می کنیم" درست تر است. زیرا هم از نظر دستور زبانی درست است و هم فعل حمع است. من بهیچ وجه قصدی ندارم که کلاس زبان فارسی برای این آقایان مجتهدین بگذارم، بلکه قصد اصلی افشاء این تئوری تقلید خود در آوردی شیعه است. چون این نکته مستقیم در هیچ جای قرآن مجید نیامده است. در مورد جن و انس خواندیم اما در مورد دیگر نه. تا آنجا که من می دانم دراحادیث فوق که وجود دارد، به آن افزوده اند. بدون شک این ابتکار ملاهای مسلمان شیعه است که به آن اضافه کرده و جا انداخته اند. همان طور که در طول پنج قرن، هزارها حدیث به پیغمبر و امامان، بنا به اعتراف خودشان، چسپانده بودند.

در واقع تقلید یک نوع دکان است ومجتهدین شیعه درتاریخ اسلام، مبلغ آن بوده اند. درباره تاریخچه و ترویج تقلید ومقلد از زبان همین مجتهدین شیعه آمده است: "پیشینه  تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان علیهم السلام آغاز شد. آنان پیروان شان را به راویان حدیث (رجوع کنید به حرّ عاملی، ج 27، ص 137ـ140، 142، 149ـ150) یا به یاران نزدیک خود، مانند زرارة بن اعین، یونس بن عبدالرحمان، ابان بن تغلب، زکریا بن آدم، محمد بن مسلم و ابو بصیر(رجوع کنید به همان، ج 27، ص 140، 142ـ 145، 147ـ 148) ارجاع می دادند وگاهی یاران خودرا به حضور درمساجد ومراکز عمومی برای فتوا دادن و ارشاد مردم، تشویق می کردند (برای نمونه رجوع کنید به نجاشی، ص 10)". اینهارا از اینترنت زیر نام ویکی پیدیای تقلید، آورده ام.

درقرون وسطا مردم پاکدل وساده خوب سواری می دادند و این آخوندها کاری نداشتند جز تبلیغ آئین خودو ازچه راهی بهتر می توانستند ازمردم سواری بکشند. لذا تمام نیروی خود را در این راه متمرکز می کردند و در باره تقلید می نوشتند. ما دراینجا نام تعدادی از آنها را که در همین ویکی پیدیا زیر نام "تقلید شیعه" آمده اند، می آوریم. مطلبی را ذکر می کنم که: "شماری از فقها مفهوم تقلید را امری متمایز از عمل کردن به حکم شرعی و در واقع مقدمة آن انگاشته اند، حتی اگر به عمل نینجامد. اینان تقلید را با تعابیری مانند اخذفتوای مجتهد می نامند، مانند مطالبی که در (حائری اصفهانی، ص 411) یا پذیرفتن آن (غزالی، ج 2، ص 387؛ الموسوعة الفقهیّة ، ج 13، ص 159؛ مشکینی، ص 157) یا التزام داشتن به آن (طباطبائی یزدی، ج 1، ص 4ـ 5) تعریف کرده اند. دربرابر، بیشترفقها ماهیت تقلیدرا همان پیروی عملی ازفتوای مجتهد دانسته و آن را با تعابیری چون عمل کردن به نظر دیگری (آمدی، ج 4، ص 227؛ ابن شهیدثانی، ص 236؛ میرزای قمی، ج 2، ص 154) یاعمل کردن به استناد نظر دیگری (اصفهانی، صفحات 1414ـ1415، ج 6، صفحات 396، 398) یا به اتکای آن (محسن حکیم، ج 1، ص 12) یا پیروی ازرأی دیگری (انصاری، ص 12) توضیح داده اند (دربارة آثار عملی این اختلاف نظر وتعاریف دیگر رجوع کنید به محمدتقی حکیم، ص 618)"، آمده اند. درادامه درهمین ویکی پیدیا آورده شده: "بعنوان مسلمان شما اختیاردار تن واندیشه خود نیستید. بادقت تمام گوش کنید. اصل دین را این آخوند شیعه صاف و پوست کنده به شما می گوید. اگر فکر کردید که دراسلام اختیار دار جان و اندیشه خود هستید و یا انتخاب دارید باور کنید در بیراهه قدم گذاشته اید. این رای دادن های هر چهار سال یکبار هم به کاندیدهای انتصابی مافیای اسلامی فقط برای سر کار گذاشتن تک تک شماهاست و نه چیز دیگری. لابد می گوئید نه این طور نیست! شما که از این آخوند بیشتر از اسلام ناب محمدی سر در نمی آورید، او درس این دین و مکتب را خوانده وکاملا می داندکه اصل هدف اسلام برای پیروجمع کردن چیست. این هم پاسخ به شما اززبان او اگر فکر می کنید جملات بالاصحت ندارد"، همانطور که در اوایل این مقاله استناد شده،  وی به روشنی می گوید:

"ما برای اطاعت ازاسلام آفریده شده ایم... مابرای اطاعت از الله، پیامبر، امامان، و درزمان غیبت برای اطاعت ازمراجع تقلید خلق شده ایم ... من و شما حق نداریم به نظر شخصی خود عمل کنیم چون من وشما مجتهد نیستیم ... من و شما حق نداریم به نظرات دوست و رفیق و قوم خویش هم اعتنایی کنیم چون احتمالا آنان هم مجتهد نمی باشند..."

هم میهنان عزیز و ارجمند، خوشبختانه، بنا به قید در شناسنامه، من که فردا پا به 73مین سال زندگی، می گذارم، نه در فکر پول، به قول شکسپیر و ترجمه شعر از گالیله نامدار ایران احسان طبری؛ این فلز پر بهاء، این جادوی رخشنده این زر، بوده ام و نه در فکر تیتر و مقامی ازجانب کسی هستم و با افتخار و سربلندی باید بگویم که توافق باهیچ ایدئولوژی و آئینی که به منافع توده ها لطمه وارد آورده، نکرده ام و همیشه مخالف نا عدالتی و حق کشی بوده ام، اگر به زیان خود من هم بوده است. لذا هر چه بیان داشته و می دارم بر مبنای علم و آگاهی کامل بوده و هست نه بر اساس کینه و دشمنی. زیرا من باهیچ فرد و هیچ ایدئولوژی و آئینی دشمنی نداشته و ندارم، جز با نژاد پرستان آگاه و فاشیستها. بنابراین مطالبی که نگاشته می شودفقط بخاطر آگاهی دادن به مردم وتشویق به مطالعه است وهیچ دلیل ویژه دیگری هم ندارد. تقاضای دارم که نظرات خودرا بنویسید. من گالیله وار می نویسم و آرزو دارم  شیوه درست باشد. اینکه راه درست است شکی در آن ندارم. از زبان گالیله گفته اند: هنگامی که کلیسا اورا مجبور کرد که تمام تئوری اش را پس بگیرد و قسم به انجیل یاد کند که دروغ است تئوری او، باز با انگشتان پا بر روی زمین در کلیسا نوشت که "تو گردی". لذا می خواهم اولا جان را بخطر نیاندازید، گرچه مانند گالیله زمان مردن آرزوی هرکسی است. دوما به فرد فرد جوانان روشنفکر دختر و پسر، در جامعه ی اسلام زده ما، نیاز مبرم است . سوما اگر می خواهید مطلبی را رد یا قبول کنید، باید بر آن با دقت خود مطالعه کنید و توجیه گری، به فرض از بنده نوعی رانپذیرید. در پایان این مقاله مصاحبه تصویری زندگی نامه ام را برای دیدن ارسال می کنم. با آرزوی موفقیت

هایدلبرگ، آلمان فدرال 10 مارس 2014                                   دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com    

 

http://www.youtube.com/watch?v=tqZts_6pa_0&list=PL18GUhVcDpgej6t71FpQxl3ZxhkO867dQ&feature=player_detailpage

مصاجبه در باره زندگینامه ام در برنامه چهره ها در تلویزیون روژهلات

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مغلطه خوبي بود فک خوبي داري خسته نميشه, ممنون.